twitter share facebook share ۱۴۰۰ مرداد ۱۵ 410

با انقلاب، تمام رقیبان حذف می شوند، دولت انقلابی نهادهای مختلف را در کنترل خود درآورده و هوادارانش را در مناصب مختلف می گمارد.

از وقتی که محمد آیت اللهی کودک بود این سخن را می شنید که حکومت ایران رو به سقوط است. وی می گوید «از زمان انقلاب این گفتمان وجود داشت که نظام باقی نخواهد ماند»؛ حتی چند ماه پس از پیروزی انقلابیون و سیطره آن بر کشور در سال 1979 «مردم می گفتند که نظام جدید، ظرف یک سال نابود می شود».

البته این عقیده بی اساس نبود؛ حکومت ایران منزوی شده بود و با جنگ داخلی و جنگ خانمانسوز با عراق مواجه بود. اما این بحران ها که حکومت های ثروتمند تر و ریشه دارتر را نابود کرده است، در برابر حکومت ایران اثری نداشت و انقلاب اسلامی در برابر این بحران ها تاب آورد.

امروز علیرغم اینکه ایران با انزوای بین المللی، اقتصاد فروپاشیده، فساد و سوء مدیریت و خشم و ناامیدی مردم مواجه است، اما همچنان از ثبات برخوردار می باشد و آنگونه که دکتر آیت اللهی (که سیستم سیاسی ایران را در دانشگاه A&M تگزاس مطالعه می کند) می گوید: با وجود اینکه نظام، زخم ها و ضربه ها را سه دهه است که یکی پس از دیگری تحمل می کند «هنوز سرپا مانده است».

اما از آنجا که دولت هایی به ظاهر باثبات تر دچار تزلزل و سقوط می شوند، دلیل ثبات و پایداری نظام ایران به معمایی پیچیده بدل شده است. مطالعات جدید نشان می دهد که تنها تعداد کمی از کشورهای جهان هستند که در مقابل ناملایمات و مشکلات، چنین دوامی دارند؛ آنها کشورهایی هستند که بر پایه انقلاب شکل گرفته اند و شامل کوبا و کره شمالی می شوند (دو کشوری که آمریکا علیرغم دهه ها تلاش برای سرنگونی نظام هایشان، ناکام مانده است). کشورهای چین، ویتنام، الجزایر و چند کشور دیگر نیز جزء این دسته هستند. متوسط طول عمر نظام حاکم بر این کشورها، دوبرابر سایر سیستم های سیاسی است.

دلیل طول عمر این نظام ها، این نیست که کشور به خوبی و با خرد و تدبیر اداره می شود، بلکه بالعکس بدبختی در این کشورها امری عادی و معمول است؛ اما این کشورها دارای ویژگی های مشترکی هستند که به عقیده کارشناسان آنها را در برابر فشارها مقاوم می کند.

دلیل مقاومت سیستم های انقلابی

«استیون لویتسکی» متخصص علوم سیاسی دانشگاه هاروارد و «لوکان وی» از دانشگاه تورنتو، در مطالعات خود دیدند که سال 1989 که سال فروپاشی دولت های کمونیست بود، پنج کشور موفق شدند جان سالم به در برند؛ تمام این پنج کشور، حکومت هایی انقلابی داشتند. به گفته دکتر لویتسکی «اینکه در پایانِ کمونیسم، بتوانید باقی و پابرجا بمانید، اتفاق بزرگی است».

این پنج کشور دهه ها بعد از فروپاشی کمونیسم، همچنان به حیات خود ادامه می دهند و این درحالی است که در کشورهای همسایه شان، حکومت ها یکی پس از دیگری ظهور کرده و ساقط می شدند.

جدای از این پنج کشورِ کمونیست، پنج کشور انقلابی دیگر بودند که کمونیست نبودند اما به همین اندازه عمر طولانی داشتند و اغلب بیش از یک ربع قرن به حیات خود ادامه دادند.

دانشمندان از سال 1990 اطلاعات مربوط به تمام دولت های دنیا را جمع آوری کردند و با مطالعه آن به این نتیجه رسیدند که نظام های انقلابی از بحران هایی به سلامت عبور کرده اند که سایر کشورها نتوانسته اند از آن بحران ها جان سالم به در برند. البته این بدان معنا نیست که این نظام ها عمر دائمی دارند، چنانکه مشهورترین آنها شوروی بود که 69 سال عمر کرد و سپس از هم فروپاشید.

محققان در مطالعات خود متوجه نکته دیگری نیز شدند: اینکه تجربه اعتراضات گسترده، تلاش برای کودتا و شکاف بین نخبگان و طبقه الیت در کشورهای انقلابی، 72% کمتر از سایر کشورها بود. به این ترتیب این سه عامل که دلایل اصلی مرگ نظام های دیکتاتوری است، در نظام های انقلابی دیده نمی شود؛ اما دلیل این امر چیست؟

نهادسازی قوی، وحدت جامعه و انسجام سیاسی سه ویژگی مهم نظام های انقلابی است. انقلاب با تخریب نظم سابق شکل می گیرد؛ سازمان هایی همچون روحانیت و طبقه بازرگان که می توانند سلطه دولت را بر جامعه به چالش بکشند، اغلب در انقلاب به حاشیه رانده شده یا پاکسازی می شوند؛ این امر در مورد سازمان هایی همچون ارتش نیز صادق است.

به این ترتیب با انقلاب، تمام رقیبان حذف می شوند و تنها دولت انقلابی باقی می ماند که کنترل خود را بر ارتش و سرویس های امنیتی گسترش داده و باورمندان و هواداران واقعی خود را در پست ها و مناصب مختلف می گمارد. اینگونه، خطر کودتا و سایر خطراتی که می تواند به سقوط و فروپاشی نظام بیانجامد، مرتفع می گردد و رهبران برای استفاده از قوه قهریه در سرکوب مخالفان جسورتر می شوند.

نظام های انقلابی انسجام بیشتری نیز دارند؛ البته ممکن است اختلاف نظر و جنگ قدرت بین انقلابیون وجود داشته باشد، اما از صدر تا ذیلِ انقلابیون علیرغم اختلافی که با هم دارند، برای حفظ نظام می کوشند.

معمولا بدنبال انقلاب، جنگ با کشورهای همسایه رخ می دهد؛ به این ترتیب حتی وقتی جامعه مشتت است، وقتی با تهدید خارجی مواجه می شود در دفاع از هدف مشترک متحد می گردد.

انقلاب 1979 همه این ویژگی ها را داشت؛ رهبر انقلاب، روح الله خمینی نظم سابق را به طور کامل به هم زد و اقدام به تأسیس نهادهای انقلابی نمود که دانش و قابلیت چندانی نداشتند، اما از نظر ایدئولوژیک بسیار پرشور و حرارت و وفادار بودند. در جنگ با عراق نیز، رهبران انقلاب و نظامیان و سرویس های امنیتی متحد شدند و از این فرصت برای پاکسازی رقیبان و مخالفان بهره بردند.

انتظار می رفت با درگیری ها و اختلافاتی که پس از فوت آقای خمینی در سال 1989 ایجاد شد، انقلاب دچار مشکل شود و اختلافات از پشت پرده برون افتد، نظامیان استقلال بیشتری یابند و شهروندان خواهان دموکراسی بیشتری شوند؛ اما انقلاب توانست نفوذ عمیقی که در نهادها و سازمان های اجتماعی داشت را حفظ کند و آنها را متحد نگه دارد.

به گفته دکتر آیت اللهی «این جمله که علیرغم بحران های متعدد نظام پاربرجا مانده، چندان صحیح نیست؛ درست این است که بگوییم بقای نظام مدیون این بحران ها می باشد». وی ادامه داد که ناظران به اشتباه لحظاتی که ایران شاهد بلوا و آشفتگی شد را –از جمله رقابت بر سر قدرت در دهه نود و جنبش سبز- نشانه ای بر از هم گسستگی سیستم می دانند «حال آنکه بحران، مقاومت سیستم را به عنوان یک مجموعه تقویت می کند». در هر بحران قدرتمندترین نهادها و رهبران کشور، به شکل متحد در حمایت از نظم موجود حرکت کرده و کسانی که این نظم را به چالش کشیده اند، کنار می زنند.

به گفته دکتر لویتسکی: «رقابت ها و اختلافات جدی و واقعی ای بین سردمداران ایران وجود دارد، اما این اختلافات بین جناح هایی است که همگی انقلابی هستند» اغلب سیاستمداران حتی کسانی که حامی اصلاحات اساسی هستند، همچنان جزء این نظام بوده و خود را مدیون انقلاب می دانند.

*منبع: نیویورک تایمز

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما