twitter share facebook share ۱۴۰۰ تیر ۰۵ 391

محافظه کاران تندرو هیچ وقت نمی پذیرند که یک دولت میانه رو امضاکننده توافقنامه با غرب باشد، اما اگر دولت در دست خودشان باشد، با غرب همراه خواهند شد.

انتخاب ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جمهور، باعث شد که تمام پست های کلیدی و نهادهای مهم سیاسی کشور به دست محافظه کاران بیافتد؛ اما این پیروزی در حالی بدست آمد که شورای نگهبان تمام نامزدهای قدرتمند میانه رو را رد صلاحیت کرد و مردم خشمگین حضور در پای صندوق های رأی را بایکوت نمودند.

ایرانیان روندی که انتخابات اخیر طی کرد را تهدیدی علیه حقوق مدنی و سیاسی خود می دانند و معتقدند که با این نتیجه، اصلاحات اجتماعی و اقتصادی که تاکنون بدست آمده، از دست خواهد رفت و کشور عقبگرد خواهد کرد.

اما چرخش حکومت ایران به سمت راست، لزوما برای غرب بد نیست؛ غرب از ایران چند خواسته دارد که یکی از آنها توافق هسته ای است و رسیدن به این هدف، با آمدن محافظه کاران به قدرت، محتمل تر است. اگر نگاهی به رویدادهای تاریخی بیاندازیم، می بینیم که موفقیت های مهم دیپلماتیک در زمانی بدست آمد که مخالفان مذاکره و تعامل بر سر قدرت بودند؛ این منطق می تواند در مورد برجام نیز حاکم باشد.

شاید با درک همین نکته بود که دولت بایدن توافق هسته ای را به انتخابات ریاست جمهوری ایران گره نزد و بدون اینکه به تیم مذاکره کننده فشار آورد تا پیش از انتخابات با ایران به توافق برسند، این امکان را ایجاد کرد که مذاکرات تا تابستان هم ادامه یابد.

لازم به یادآوری است که آقای خامنه ای توافق هسته ای 2015 را تأیید نمود و از پایبندی ایران به شروط قرارداد حمایت کرد؛ اما وقتی ترامپ از توافق خارج شد، او نیز موضع خود را تغییر داد و گفت مادامی که آمریکا به توافق باز نگردد، ایران لزومی به انطباق کامل خود با توافق نمی بیند. رهبر با بیان اینکه نمی توان به آمریکا اعتماد کرد، ایده توافق جدید با آمریکا را رد کرد و در عین حال فاصله خود را از تندروانی که در سپاه یا مجلس بوده و خواهان ترک توافق هسته ای –و حتی پیمان منع گسترش سلاح هسته ای- بودند حفظ نمود و کوشید در میانه این ماجرا بایستد.

وی قویا به انتقاد از آمریکا پرداخت؛ اما افزود که ایران به توافقی که امضا کرده پایبند خواهد ماند. آقای خامنه ای چارچوبی را برای انجام مذاکرات تازه با آمریکا مشخص نمود و منتقدان را ساکت کرد. او همچنین مستقیما بر گفتگوهای وین مهر تأیید نزد و برای آرام کردن راست گرایان، بدبینی خود را در مورد نتایج این گفتگوها ابراز نمود؛ اما پس از آن سیگنال روشنی فرستاد که تیم مذاکره کننده به کار خود ادامه دهند و در یک سخنرانی اظهار داشت «آنان که متولی امر هستند (تیم روحانی) منافع کشور را مدنظر دارند؛ برای آنان دعا کرده و کمکشان می کنیم».

پس از اتخاذ این مواضع توسط رهبر، تندروها مجبور شدند از موضع خود کوتاه بیایند. در طول مبارزات انتخاباتی، محافظه کاران از جمله آقای رئیسی با استناد به سخنان رهبری به انتقاد از شیوه مذاکره تیم روحانی در سال 2015 پرداختند اما هیچکدام نگفتند که در صورت رسیدن به ریاست جمهوری برجام را لغو می کنند.

آقای رئیسی بر ضرورت رفع تحریم های اقتصادی علیه ایران تأکید کرد و گفت: «من مخالف توافق هسته ای نیستم». به این ترتیب از آنجا که در صورت احیای توافق هسته ای، وی می تواند بدون دادن هزینه سیاسی، از مزایای اقتصادی آن بهره مند شود، به رأی دهندگان گفت که آماده پذیرش توافق است.

گفتگوهای وین به نقطه حساسی رسیده است؛ در خصوص مراحل فنی و راهی که ایران باید برای انطباق کامل خود با برجام بپیماید و تحریم هایی که امریکا در ازای آن برخواهد داشت، توافق کلی وجود دارد. آنچه آمریکا هنوز با آن موافقت نکرده است، این خواسته ایران است که آمریکا تضمین دهد توافق بار دیگر توسط رئیس جمهور بعدی آمریکا به هم نمی خورد. واشنگتن هم از ایران می خواهد که با اعمال محدودیت های بیشتر بر سر برنامه اتمی اش موافقت کند و بپذیرد که بر سر موضوعات منطقه ای و برنامه موشکی با آمریکا مذاکره کند؛ اینها مواردی است که تاکنون ایران رد کرده است.

رهبر با تصمیم سختی روبرو است؛ نشان دادن چراغ سبز برای امضای توافق در وین، باعث می شود که مسئولیت این توافق بر گرده او قرار گیرد. از آن سو جامعه ایران و اقتصاد کشور تحت فشار شدید است؛ ایرانیان خواهان آسایش هستند و رهبر نمی خواهد که مردم او را مانع رسیدن به توافقی قابل قبول ببینند. در عین حال نمی خواهد اگر توافق و مصالحه ای حاصل شد، رئیس جمهوری میانه رو بر مسند قدرت باشد.

یک رئیس جمهور میانه رو نمی تواند تندروها را مدیریت کند و به این ترتیب شانس موفقیتش پایین می آید. رهبر هم دوست ندارد در این زمینه مداخله ای کرده و تصمیمی بگیرد که کمک به میانه روها و مقابله با محافظه کاران تفسیر شود. با ریاست جمهوری رئیسی، تندروها باید تصمیم سختی بگیرند و اگر توافقی بدست آمد، مجبور خواهند بود که از آن دفاع کرده و به اجرایش تن دهند.

آقای رئیسی حمایت کامل رهبر را دارد؛ نامزد هسته قدرت است و پیوند و اعتماد و اشتراک منافعی که بین او و محافظه کاران تندرو وجود دارد، به وی اجازه می دهد رضایت آنها را از توافق احتمالی با غرب بدست آورد.

آقای رئیسی کمتر از یک هفته بعد از انتخاب خود، کمیته ای تشکیل داد تا اطمینان حاصل کند که توافق جدیدی که در وین صورت می گیرد، مطابق با توافق هسته ای 2015 است. این کمیته متشکل از برخی از تندروترین نمایندگان مجلس از جمله یکی از سرسخت ترین منتقدان توافق «مجتبی ذوالنور» است. عباس عراقچی مذاکره کننده ارشد ایران در وین نیز عضو آن است و کمیته توسط علی اکبر صالحی که سال 2015 در تیم مذاکره کننده هسته ای بود رهبری می شود.

یکی دیگر از نکاتی که باعث می شود احتمال توافق غرب با دولت رئیسی افزایش یابد، طرح مسئله جانشینی رهبر در انتخابات اخیر است. آقای خامنه ای می خواهد در لحظه موعود، محافظه کاران کنترل تمام نهادهای قدرت را در دست داشته باشند و با انتخاب آقای رئیسی به این خواسته رسیده است.

رهبر می داند برای اینکه امر جانشینی با موفقیت پیش رود، رئیسی و محافظه کاران باید در اداره کشور موفق شوند و کشور از ثبات اجتماعی و سیاسی برخوردار باشد؛ این شرایط تنها در صورتی حاصل می شود که ایران و امریکا به توافق برسند. اگر ایران تحت فشار اقتصادی شدید باشد، مسئله جانشینی می تواند کشور را دچار آشفتگی کرده و نتایجی غیرقابل پیش بینی رقم زند؛ بنابراین انتقال آرام قدرت نیازمند توافق ایران و آمریکا است.

ثبات و موفقیت در اداره کشور از یک منظر دیگر نیز برای آقای رئیسی سودمند است. وی با کمترین میزان رأی در مقایسه با رؤسای جمهور ماقبل خود انتخاب شد؛ مشارکت 49% مردم در انتخابات کمترین میزان در تاریخ جمهوری اسلامی بود. گرچه رئیسی 72% آراء را از آن خود کرد، اما نمی تواند ادعای پیروزی چشمگیری داشته باشد و از نظر ایرانیان این میزان رأی برای او مشروعیت بدنبال نمی آورد.

ریاست جمهوری برای آقای رئیسی می تواند قدمی مهم برای رسیدن به رهبری باشد؛ پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری به او قدرت بیشتری می دهد. اما رقابت بر سر جانشینی رهبر، تازه آغاز شده است و رقبای دیگری نیز برای این مقام وجود دارد. درست است که آقای رئیسی فعلا محتمل ترین انتخاب می باشد اما اینکه وی بتواند به عنوان گزینه اصلی باقی بماند، بستگی به این دارد که به عنوان رئیس جمهور چگونه عمل کند.

او باید کمبود مشروعیت خود را با ایجاد حمایت عمومی جبران کند و به عنوان دولتمردی باتجربه، شهرت کسب کرده و کشور را با موفقیت اداره نماید؛ پس برای این منظور در فوری ترین گام باید زندگی روزانه مردم را بهبود بخشیده و رونق اقتصادی به همراه آورد؛ به خصوص که در حال حاضر اقتصاد بیش از هرچیز برای مردم اهمیت دارد. رئیسی در طول کارزار انتخاباتی اش قول داد فساد را ریشه کن کرده، از میزان تورم و بیکاری بکاهد و به کسب و کارهای کوچک کمک کند. گفته های او در مورد تقویت اقتصاد، مستلزم جهش درامد نفت و افزایش تجارت است؛ هر دوی اینها در صورتی حاصل می شود که نتیجه مذاکرات وین موفقیت آمیز باشد.

از زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی، این تصور برای غرب ایجاد شده بود که تنها در صورت روی کار آمدن میانه روها یا اصلاح طلبان است که می توانند باب مذاکره با ایران را بگشایند؛ اما حالا با درک نیاز رئیسی به توافق با آمریکا، دولت بایدن باید از فرصت استفاده کرده و برای رسیدن به توافقی بادوام و کاهش تنش ها گام بردارد.

*منبع: فارین پالیسی

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما