twitter share facebook share ۱۴۰۰ مهر ۱۰ 298

با نزدیک شدن به 24 دسامبر و فرارسیدن زمان انتخابات، نام فرزندان معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی بیش از همیشه به گوش می رسد.

با پایان یافتن سپتامبر، نام قذافی بار دیگر به تیتر اصلی خبرها تبدیل شده است. سعد قذافی پسر سوم دیکتاتور سابق لیبی چند هفته پیش از زندان آزاد شد و طبق گزارش ها کشور را به مقصد ترکیه ترک کرد.

سعد به اتهام ارتکاب جنایت علیه معترضان در قیام سال 2011 که منجر به سرنگونی رژیم پدرش شد و نیز قتل فوتبالیست معروف لیبی «بشیر الریانی» که علنا از قذافی انتقاد می کرد در سال 2005، هفت سال را در زندانی در طرابلس سپری کرد.

دادگاه تجدیدنظر سال 2018 سعد را تبرئه کرد اما براساس گزارش ها سعد 47 ساله همچنان در زندان بود تا اینکه در مذاکراتی که بین مقامات ارشد قبیله ای از یکسو و «عبدالحمید دبیبه» نخست وزیر موقت لیبی و «فتحی بشاقه» وزیر سابق کشور –که احتمال می رود بعد از انتخابات اواخر دسامبر به مقام نخست وزیری برسد- از سوی دیگر صورت گرفت، اوایل سپتامبر آزاد شد.

برخی از مردم طرابلس در مورد انگیزه کسانی که زمینه آزادی سعد را فراهم کردند تردید دارند و این آزادی را نتیجه توافق سیاسی بین گروههای مختلف برای پیروزی در انتخابات می دانند.

با نزدیک شدن به انتخابات 24 دسامبر، نام قذافی بیش از همیشه در صحنه سیاست کشور طنین انداز شده است. معمر قذافی بیش از چهار دهه بر لیبی حکومت کرد تا اینکه در نتیجه خیزش مردمی سال 2011 ساقط شد. از هفت پسر او سه پسر در جریان انقلاب کشته شدند.

دو پسرش (محمد و هانیبال) دخترش عایشه و همسرش صفیه به عمان پناهنده شدند. هانیبال 45 ساله اواخر سال 2015 در لبنان به اتهام مربوط به ناپدید شدن سید موسی صدر دستگیر و زندانی شد و ظاهرا همسر و فرزندان او در دمشق پناهنده شده اند.

شاید مهمترین عضو خانواده قذافی را بتوان سیف الاسلام 49 ساله دانست که در حال حاضر نیز آرزوهای سیاسی بزرگی در سر می پروراند.

سیف در جریان انقلاب لیبی توسط شبه نظامیان قبیله ای در شمال غربی کشور دستگیر شد. این قبیله سال 2017 سیف الاسلام را آزاد کردند اما گویا وی همچنان در میان بازداشت کنندگان سابقش زندگی می کند. ماه ژوئیه سیف در مصاحبه ای با نیویورک تایمز به نامزدی ریاست جمهوری اشاره کرد.

شاید برای ناظران بین المللی عجیب باشد اما پسر معمر قذافی فرصت خوبی بدست آورده است تا به صحنه سیاست لیبی بازگردد. پیشتر می شد گروههای مختلف لیبی را به راحتی دسته بندی کرد؛ برای مثال سال 2011 این گروهها یا طرفدار انقلاب بودند یا هوادار قذافی. در سالهای اخیر هم با شروع جنگ داخلی گروههای سیاسی به دو دسته شرقی و غربی تقسیم شدند؛ چراکه پایگاه خلیفه حفتر در شرق قرار داشت و دولت فائز السراج هم در غرب لیبی مستقر بود. اما اکنون این دسته بندی ها کمرنگ تر شده و گروههای مختلف بدنبال همکاری و ایجاد اتحادی هرچند محدود با یکدیگر هستند.

«تیم ایثن» محقق ارشد چاتم هاوس و تحلیلگر امور لیبی تأکید می کند: «هیچ شخص یا گروهی نیست که بر صحنه سیاست لیبی مسلط باشد. این بازی بسیار پیچیده است. رهبران و شبکه های مختلفی در این کشور هستند که می کوشند با هم متحد شوند و روی برخی موضوعات با هم کار می کنند. برای مثال حفتر از سال 2016 تلاش کرده است که افسران وفادار قذافی را با نیروهای خود ادغام کند و اتحاد نظامی گسترده ای ایجاد نماید».

«محمد علی دردا» هم که با اتاق های فکر آلمان همکاری دارد می گوید: «اتحادهای سنتی مربوط به گذشته است؛ در شرایط فعلی همه گروهها با هم گفتگو و رایزنی می کنند و افرادی که سال 2011 دستگیر شده و کاملا به انزوا کشیده شده بودند، حالا می توانند به عنوان متحد در صحنه سیاست لیبی حضور یافته و نقش آفرینی کنند»

دردا معتقد است که مذاکرات پیرامون آزادی زندانیانی همچون سعد قذافی، بخشی از این اتحاد است و به این ترتیب می توان گفت که خانواده قذافی دارند به میدان باز می گردند. وی اضافه کرد: سیف این شانس را دارد که در انتخابات به نتایج خوبی برسد؛ اگر هم خود قصد شرکت در انتخابات را ندارد، می تواند با حمایت از یکی از نامزدها، کسب قدرت را برای او تضمین کند.

خانواده قذافی هنوز بین لیبیایی ها محبوب هستند و حتی برای کسانی که قبلا آنها را دشمن می دانستند، می توانند در انتخابات متحدانی بالقوه باشند. ایثن می گوید: «افرادی در لیبی هستند که معتقدند با توجه به وقایع سالهای اخیر، وضع لیبی در زمان قذافی بهتر از اکنون بود. برخی از این افراد مشکلات چند سال گذشته را ناشی از فعالیت تروریست ها یا دخالت خارجی می دانند. اشخاصی در لیبی هستند که هرگز قذافی را از یاد نبرده اند و هنوز پرچم سبز را به اهتزاز درمی آورند». ایثن با اشراه به اقدام معمر قذافی در سال 1977 که رنگ سبز را برای پرچم لیبی انتخاب کرد، گفت که مطمئنا سیف می تواند در برخی حوزه های انتخابی رأی آورد.

*منبع: قنطره

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما