چرا ابوظبی با کارت ایران بازی می کند؟

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ اردیبهشت ۰۸ - 2020-04-27

واکنشی که امارات به کرونا نشان داد و کمکی که به ایران فرستاد، ابزاری است برای پیشبرد پروژه منطقه ای این کشور

تلاش قابل ستایش امارات در فرستادن اقلام دارویی مورد نیاز ایران در میانه شیوع کرونا، بسیاری از کسانی را که رفتار و لفاظی های خصمانه ابوظبی علیه همسایه شمالی اش را به خاطر می آورند شگفت زده کرد. سالهای ابتدایی دهه 2010 ، ابوظبی در خط مقدم ایجاد پروپاگاندای رسانه ای علیه ایران بود و می خواست سیاست گذاری های آمریکا را به سمت اتخاذ مواضع سختگیرانه علیه جمهوری اسلامی تغییر مسیر دهد. اما با خروج امریکا از برجام و افزایش تنش ها در خلیج فارس، برای امارات کاملا روشن شد که نمی تواند به واشنگتن در جنگ احتمالی با ایران تکیه کند.

سکوتی عجیب

حمله مستقیم به تأسیسات نفتی سعودی در اواخر سپتامبر که ایران متهم آن بود، با سکوت عجیب آمریکا مواجه شد و برای ریاض و ابوظبی آشکار گشت که مهار ایران با توسل به نیروی نظامی حاصل نمی شود. ظرف سال گذشته، استراتژی ابوظبی در قبال ایران به طور چشمگیری تغییر کرده و بر این مبنا قرار گرفته است که «اگر نمی توانید دشمن خود را بزنید با او دوست شوید».

در ابتدای دهه 2000 سیاست عربستان این بود که ایران را بزرگترین تهدید امنیتی منطقه نشان دهد و هدف خود را بر توسعه توان نظامی و سیستم های دفاع موشکی خود در برابر ایران متمرکز نماید. امارات هم به این اقدام عربستان تأسی کرد و درحالیکه رابطه ایران و امریکا در دوران اوباما رو به بهبودی گذاشته بود، ابوظبی برای مقابله با آنچه حضور گسترده ایران در منطقه می نامید، خرید های نظامی اش را دوبرابر کرد. ابوظبی حتی برای آنکه چین را از رابطه فزاینده تجاری اش با ایران منصرف کند، دست به لابی زد و همه اینها درحالی بود که سایر اِمارت های شمال این کشور، روابط بهتری با ایران داشتند و سیاست متعادل تری را با این همسایه خود در پیش گرفته بودند. دوبی به عنوان قطب مالی و تجاری امارات، بیشترین سود را از تجارت 19 میلیارد دلاری با ایران می برد و کمترین منفعت را در قطع رابطه با تهران داشت. شرکت های مستقر در دوبی و سایر اِمارت های شمالی، در قاچاق نفت ایران به خارج از کشور و دور زدن تحریم های آمریکا فعالانه نقش آفرینی می کردند.

جاه طلبی های جهانی

تغییر سیاست امارات در قبال ایران، با رشد جاه طلبی های داخلی، منطقه ای و جهانیِ حاکمان ابوظبی شتاب بیشتری پیدا کرده است. بهار عربی و ظهور جوامع مدنی و قدرتی که این جوامع در سرنگونی رژیم های باسابقه دارند، سبب شده است که امارات در درجه بندی تهدیداتی که پیش روی خود می بیند دست به بازبینی بزند. با خروج کشورهای غربی از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، خلأیی ایجاد شد که محمد بن زاید ولیعهد امارات، فرصت را برای پرکردن این خلأ و مصادره انقلاب های صورت گرفته به نفع منافع ملی کشورش مناسب دید.

نقش امارات در براندازی رئیس جمهور مصر (محمد مرسی) در سال 2013 و کمک به خلیفه حفتر برای نقش آفرینی در روند سیاسی لیبی در سال 2014 ، به بن زاید این اعتماد به نفس را داد که می تواند از وزن و قدرت خویش برای ساخت یک امپراتوری مالی و تجاری استفاده کند و با گذاشتن مهره های خود در رأس کشورهای منطقه، خواسته ها و برنامه هایش را به راحتی پیش ببرد.

  (برای آگاهی بیشتر از نقش امارات در لیبی به اینجا مراجعه کنید)

در این میان، گرچه ایران گاهی مایه آزردگی خاطر امارات را فراهم می کرد، اما برای اهداف و برنامه های حاکمان ابوظبی تهدیدی جدی به شمار نمی رفت. درحالیکه ابوظبی در پی تحکیم قدرت خود بر هفت امارت بود، کارت ایران می توانست برای آوردن امارت های شمالی و به ویژه دوبی، زیر چتر ابوظبی و گوش به فرمان کردن آنها، مورد بازی قرار گیرد. با سختگیری و بستن راههای معاملات نامشروع نفتی با ایران، درکنار بستن راههای پولشویی برای ایران در دوبی، هم اسباب خشنودی دولت ترامپ فراهم می گشت و هم بالهای جاه طلبی سه امارت دوبی، شارجه و رأس الخیمه در ادامه دادن ارتباط مستقلّ شان با جمهوری اسلامی بسته می شد.

کارت ایران در واشنگتن نیز مورد بازی قرار می گرفت و ابوظبی با ادعای حمایت از سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ علیه ایران، خود را متحدی قابل اعتماد در آمریکا نشان می داد. همچنین لفاظی های ضد ایرانی و خصمانه ابوظبی، واشنگتن را درگیر موضوع ایران نگه می داشت و باعث می شد که آمریکا چشم خود را به روی نقض قوانین بین المللی امارات در لیبی و جنایت های جنگی این کشور در یمن ببندد.

فشار حداکثری

تابستان سال 2019 با افزایش خطر کمپین فشار حداکثری آمریکا ضد نظامیان ایران، ابوظبی فهمید که ادامه این روند می تواند به فرجامی خطرناک منتهی شود. بنابراین درحالیکه لفظاً از تلاش های آمریکا برای مهار فعالیت های ایران در منطقه حمایت می کرد، برای تنش زدایی با ایران، وارد رابطه مستقیم با این کشور شد.

واقعیت این است که امارات خیلی قبل تر از آنکه در قضیه حمله به تانکرها در بندر فجیره انگشت اتهام به سوی ایران نشانه رود، تغییر رویه داده، سیاست ضد ایرانی خود را متوقف کرده بود و استراتژی خود را از مواجهه به توافق تغییر داده بود.

در یمن جایی که امارات به باور خود با حوثی ها به عنوان نیروهای نیابتی ایران می جنگید، ابوظبی تمرکز خود را به سوی دسترسی ایمن به اقیانوس هند از طریق نیروهای وابسته و نیابتی اش (شورای انتقالی جنوب) تغییر جهت داد و این کار بیشتر به ضرر سیاست عربستان در یمن بود تا سیاست ایران در یمن.

با توجه به آنچه گفتیم، واکنشی که امارات به کرونا نشان داد و کمکی که به ایران فرستاد، ابزاری است برای پیشبرد پروژه منطقه ای این کشور و وارد کردن ایران در جبهه خود. نکته دیگر آن است که با تسلیم شدن آمریکا و اروپا در برابر کرونا، امارات در پی آن برامده است که ارتباط خود را با روسیه و چین افزایش دهد و حمایت از ایران در بحران کرونا نیز بخشی از سیاست جدید این کشور در گردش به شرق است.

*منبع میدل ایست آی

مترجم: فاطمه رادمهر