دلیل تغییر موضع امارات نسبت به بشار اسد چیست؟

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۲ - 2020-05-11

امارات، هم پیمان نزدیک عربستان و شریک آمریکا است؛ اما در همراهی با ریاض و واشنگتن در موضوعات بین الملل، طبق منافع ملی خود عمل می کند و گاهی دست به اقداماتی می زند که مغایر با سیاست های سعودی و امریکا است.

اگر بخواهیم سه ویژگی سیاست خارجی امارات را برشماریم، باید به ارتباط و مشارکت با کشورهای مختلف جهان، توانایی برقراری موازنه بین قدرت های جهانی و منطقه ای، و استقلال در اتخاذ سیاست هایی در جهت منافع ملّی اش اشاره کنیم.

گاهی اوقات اهداف و برنامه های ابوظبی همراستا با کشورهای غیرغربی و کشورهایی خارج از شورای همکاری خلیج فارس، همچون روسیه و چین است. در این خصوص می توان به رویکرد ابوظبی در قبال سوریه اشاره کرد؛ امارات به جای اینکه موضعی همچون عربستان و آمریکا در قبال بشار اسد و رژیم بعث او بگیرد، با روسیه و چین و تهران همگام شده تا به اسد مشروعیت ببخشد؛ چراکه امارات با این کشورها در مورد جنبش های اسلامی هم نظر است.

البته این رویکردِ امارات، تحول جدیدی نیست. امارات برخلاف سایر کشورهای خلیج فارس و ترکیه، کمک مالی به گروههای مسلح اسلام گرا که علیه اسد می جنگیدند را نپذیرفت. گرچه ابوظبی در ابتدای بحران، در ظاهر از گروههای مخالف اسد حمایت می کرد، اما سال 2015 وقتی روسیه به نفع بشار اسد مستقیما وارد جنگ سوریه شد، امارات برخلاف سعودی، اعتراضی به حضور نظامی روسیه نکرد. حتی دو ماه بعد از شروع دخالت نظامی روسیه، وزیر خارجه وقت امارات «انور قرقاش» گفت که مسکو «دشمن مشترک» را در سوریه هدف گرفته است.

از ابتدای سال 2016 مقامات ابوظبی شروع به اظهار حمایت از مذاکراتی کردند که در سوریه بین گروههای مختلف انجام می شد و هدف، پیدا کردن راه حل سیاسی برای پایان دادن به جنگ و حفظ اسد در قدرت بود. اما مشروعیت بخشیدن به اسد توسط امارات، دسامبر سال 2018 انجام شد؛ در این تاریخ، ابوظبی روابط سیاسی خود را با سوریه دوباره برقرار کرد و سفارت خود را در دمشق بازگشایی نمود. از آن زمان به بعد دیدارهای متعددی بین طرفین انجام شده و سخنانی که شنیده می شود، حاکی از تلاش های امارات برای بازگرداندن اسد به اتحادیه عرب و در گام بعد، به جامعه جهانی است.

بعد از شیوع کرونا، ولیعهد امارات «محمد بن زاید» با اسد گفتگویی داشت و وعده کمک به دمشق برای مبارزه با این ویروس را داد. 27 مارس محمد بن زاید از این گفتگوی خود با اسد، در توئیتر پرده برداشت و نوشت «من با رئیس جمهور سوریه بشار اسد در خصوص کووید 19 صحبت کردم و به او اطمینان دادم که امارات مشتاق کمک به مردم سوریه است و من نیز حامی این مسئله هستم. همبستگی بشردوستانه در چنین زمان هایی باید در اولویت سایر مسائل قرار گیرد، سوریه و مردمش تنها نخواهند بود». تبادل نظر و گفتگوی بن زاید و اسد، از این نظر اهمیت داشت که برای اولین بار از سال 2011 یک رهبر عرب شخصا با اسد گفتگو می کرد و از اینکه از جزئیات مکالمه اش در عرصه عمومی پرده بردارد ابایی نداشت.

بدون هیچ تردیدی، از نظر امارات ادامه ریاست جمهوری اسد، حداقل فعلا بهترین گزینه برای سوریه است. اوایل ماه گذشته، میدل ایست آی مقاله ای به قلم «دیوید هرست» منتشر کرد که باعث شگفتی بسیاری شد. جان کلام مقاله این بود که بن زاید، اسد را برای گسیل نیرو به ادلب و بازپسگیری این استان -علیرغم آتش بس روسیه و ترکیه که طی مذاکراتی در ماه مارس در سوچی بدست امد- تشویق کرده است. به نوشته دیوید هرست، امارات به اسد سه میلیارد دلار در ازای نقض اتش بس پیشنهاد داده بود.

برخی از کارشناسان خاورمیانه که با مؤلف این مقاله صحبت کرده اند، در اعتبار این روایت تردید می کنند و امکان چنین معامله ای را باورپذیر نمی دانند. اما واضح است که امارات گام های بسیاری برداشته تا سوریه را در برابر ترکیه قرار دهد و منافع انکارا را به چالش بکشد و موضوع ادلب هم می تواند اخرین این گام ها باشد. طبق مقاله میدل ایست آی، انگیزه بن زاید برای چنین اقدامی نخست این بوده که ارتش ترکیه را درگیر جنگی پرهزینه در شمال غرب سوریه کند و دوم انکه ابوظبی می خواسته با این کار توجه اردوغان را از طرابلسِ لیبی منحرف کرده و نیروی نظامی ترکیه را از لیبی به سوریه بکشاند؛ چراکه امارات و ترکیه در لیبی رو به روی هم هستند و از دو جبهه مخالف حمایت می کنند

(برای آگاهی بیشتر از رقابت امارات و ترکیه در لیبی به این مقاله مراجعه کنید)

(چرا جهان عرب وارد جنگ های چند ملیتی شده است)

با افزایش شمار مزدوران سوری که در لیبی می جنگند، بحران هر دو کشور سوریه و لیبی به یکدگیر ارتباط یافته و در هر دو کشور، اهداف و استراتژی آنکارا و ابوظبی با یکدیگر تداخل پیدا کرده است؛ لذا سوریه و لیبی صحنه نبرد این دو رقیب شده است. بازگشایی سفارت لیبی در سوریه در ماه مارس (هشت سال بعد از بسته شدن آن در پی سقوط قذافی)، از این لحاظ جالب توجه بود که دولت خلیفه حفتر در شرق لیبی اقدام به بازگشایی سفارت و فرستادن سفیر کرد نه دولت وفاق که سازمان ملل آن را به رسمیت شناخته است و این بدان معنا است که بین سوریه و دولت خلیفه حفتر که تحت حمایت امارات است، یک مشارکت ضد ترکی وجود دارد.

برای اسد افزایش شمار کشورهای عربی که حاکمیت او را می پذیرند، یک تحول مثبت است؛ به ویژه آنکه وی در پی راهی است که مانع از پنجمین حمله احتمالی و قریب الوقوع ترکیه به شمال سوریه شود. سؤالی که باقی می ماند این است که آمریکا چطور به برقراری دوباره رابطه امارات با دمشق واکنش نشان می دهد؟ با توجه به حمایت دولت ترامپ از عملیات نظامی ترکیه در ابتدای امسال، واضح است که سیاست واشنگتن و ابوظبی در خصوص اسد و بحران ادلب یکی نیست. به ویژه آنکه وضعیت سوریه، زمینه همکاری های مشترک بیشتری را بین امارات و روسیه پدید آورده و استراتژی هر دو کشور متکی بر همکاری با دولت اسد برای ریشه کن سازی گروههایی مثل هیأت تحریر الشام است.

*منبع: responsiblestatecraft

 مترجم: فاطمه رادمهر