در زمان نگارش این گزارش، فروپاشی «روژاوا» قریبالوقوع به نظر میرسد؛ پروژهای که قرار بود فضایی برابرخواهانه در سوریه، دور از رژیم اسد و داعش ایجاد کند، اما بهتدریج با برتریجویی کردی و اقتدارگرایی گره خورد.
در عرض تنها چند هفته، نیروهای دولتی از بازپسگیری دو منطقهٔ تحت کنترل «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) در شهر حلب، به تصرف بخشهای وسیعی از شمالشرق سوریه رسیدند—از جمله مناطقی سرشار از منابع زیستی و انرژی—آن هم تقریباً بدون درگیری جدی.
اکنون رقه و دیرالزور—که اکثریت عربنشین و غنی از نفتاند—کاملاً در اختیار دولت قرار گرفتهاند،وSDF به نوارهای کوچکی در مناطق عمدتاً کردنشین محدود شده است..
این سقوط سریع، افولی چشمگیر برای SDF است؛ گروهی که در نبرد با داعش، متحد اصلی «فرماندهی مرکزی آمریکا» (سنتکام) در میدان بود و از حمایت گستردهٔ نظامی و لجستیکی آمریکا بهرهمند شد؛ حمایتی که به تداوم کنترل آن بر شمالشرق سوریه کمک کرد.
در میان هشدارهای تند فعالان کرد دربارهٔ «نسلکشی» از سوی نیروهای دولتی و «خیانت» غرب، تام باراک، نمایندهٔ ویژهٔ آمریکا در امور سوریه، اعلام کرد که نقش SDF بهعنوان شریک ضد داعشِ سنتکام «تا حد زیادی به پایان رسیده است»، چرا که دمشق به «ائتلاف جهانی علیه داعش» پیوسته است.
روز چهارشنبه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در سخنرانیای عملاً این جدایی را رسمی کرد؛ آن هم در شرایطی که نیروهای دولتی شهر حسکه را محاصره کرده بودند. او با تأکید بر حمایت خود از احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، گفت: «رئیسجمهور سوریه خیلی، خیلی سخت کار میکند. آدم قدرتمندی است، سختگیر است، سابقهٔ چندان نرم و لطیفی هم ندارد؛ اما با یک بچهخوشصدا نمیشود این کار را جلو برد.»
آمریکا پیشتر راهی برای خروج SDF از بحران پیشنهاد کرده بود: توافقی برای ادغام که در مارس ۲۰۲۵ میان مظلوم عبدی، رهبر SDF، و احمد الشرع امضا شد و این هفته در دمشق بازتنظیم گردید. اما اصرار عبدی بر مشورت با دیگر رهبران SDF ظاهراً خشم مقامهای سوری را برانگیخت؛ مقامهایی که از ماهها تأخیر در اجرای توافق مارس کلافه بودند.
میتوان رهبری SDF را بهخاطر درک نکردن این واقعیت سرزنش کرد که روابط آمریکا و SDF پس از سفر الشرع به واشنگتن در نوامبر عملاً از نو تعریف شد؛ زمانی که دمشق رسماً به شریک اصلی پنتاگون در مبارزه با داعش در سوریه تبدیل شد.
دارین خلیفه، مشاور ارشد «گروه بحران بینالمللی»، به العربی الجدید گفت: «چند ماهی بود که نشانهها کاملاً روشن شده بود. یا SDF نمیخواست آن را ببیند، یا زیادهخواهی کرد، یا بیش از حد به حرفهایی که از چند نفر در دولت واشنگتن شنیده بود دل بست؛ حرفهایی که شاید این تصور را القا کرده بود که آمریکا با قدرت بیشتری از آنها دفاع خواهد کرد، در حالی که این سیاست واقعی کاخ سفید نبود.»
او افزود: «اصلاً از شکست آنها در مناطق عمدتاً عربنشین تعجب نکردم. در نهایت، اتحاد SDF با عربها بیشتر از این میآمد که مردم آنها را به رژیم اسد ترجیح میدادند. با همهٔ ضعفها و مشکلاتشان، SDF در برخورد با مردم ملایمتر و انسانیتر بود، و به همین دلیل ترجیح داده میشد.»
با روی کار آمدن احمد الشرع و از آنجا که در میان بسیاری از سوریها او بهعنوان رهاییبخش کشور از اقتدارگرایی اسد دیده میشود، این ائتلاف سست میان هستهٔ حزبی SDF و قبایل عرب تضعیف شد. پس از عملیات موفق ارتش سوریه علیه SDF در استان حلب، کنفدراسیونهای قبیلهای همپیمان با SDF شروع به جدا شدن کردند و به دولت پیوستند؛ از جمله در شامگاه چهارشنبه که قبیلهٔ شَمّر تغییر موضع داد و با آن، گذرگاه مرزی مهمی که مناطق تحت کنترل کردها در سوریه و عراق را به هم وصل میکرد، از دست SDF خارج شد.
خلیفه میگوید: «مردم یک دولت مرکزی میخواهند و احساس میکنند در شیوهٔ حکمرانی و تأمین امنیت، نوعی برتریجویی کردی وجود داشته است.»
او بلافاصله توضیح میدهد: «البته من آن را برتریجویی کردی بهمعنای دقیق نمیدانم؛ بیشتر برتریجویی حزبی است. آنها همیشه وفاداری و عضویت حزبی را در اولویت گذاشتهاند. این قابل فهم است و چیزی شبیه همان کاری است که امروز دمشق انجام میدهد.»
جادهٔ منتهی به رقه پر است از نشانههای خودبزرگبینی پروژههای ایدئولوژیک شکستخوردهٔ پیشین در شمالشرق سوریه: دیوارهای ساختمانهای متروکه که در طول سالها با پرچمها و شعارهای رژیم اسد، شبهنظامیان مختلف وابسته به ایران، داعش، و حالا SDF پوشانده شدهاند. بهزودی این نشانهها با رنگهای پرچم جدید سوریه پوشانده خواهند شد؛ پرچمی که نماد پیروزی نهایی در جنگی ۱۵ساله است.
خاکریزهایی که مرزهای مصنوعی میان مناطق SDF و دولت را شکل میدادند احتمالاً با بولدوزر از میان برداشته میشوند. ایست بازرسی عظیم SDF در حاشیهٔ رقه—که بیشتر به گذرگاه مرزی میان دو کشور مستقل شباهت داشت تا یک پست شبهنظامی—نیز بهاحتمال زیاد برچیده خواهد شد و بخش دیگری از خاک سوریه دوباره به هم متصل میشود.
چالش دشوارتر برای دولت، مسئلهٔ زندانها و اردوگاههای تحت کنترل SDF است؛ مکانهایی که نهتنها زنان و کودکان جنگجویان داعش، بلکه هزاران غیرنظامی بازداشتشده در جریان عملیات ائتلاف به رهبری آمریکا را در خود جای دادهاند، افرادی که سالهاست در نوعی حبس دائمی گرفتار شدهاند.
انتقال برخی زندانیان داعش از سوریه به عراق آغاز شده و دولت سوریه سرانجام میتواند به وضعیت بالقوه انفجاریِ خانوادههای وابسته به داعش و دیگر غیرنظامیان در اردوگاههایی مانند الهول رسیدگی کند؛ کاری بسیار دشوار که مستلزم ارزیابی و بازادغام تدریجی آنهاست.
تجربهٔ گستردهٔ اطلاعاتی دولت و ارتش سوریه در مواجهه با گروههای جهادی، به آنها امکان داده نام مظنونان داعش و جنگجویان خارجی را در اختیار ائتلاف به رهبری آمریکا بگذارند. به گفتهٔ ایمن عبدالنور، مشاور سیاسی سوری، همین مسئله به احمد الشرع «چراغ سبز» داده تا کل کشور را—در صورت لزوم با زور—یکپارچه کند و همین امر SDF را به نیرویی زائد تبدیل کرده است.
عبدالنور به العربی الجدید گفت: «سوریه همهٔ خواستههای ترامپ برای پیوستن به ائتلاف ضد داعش را برآورده کرده و واشنگتن از طرفی حمایت میکند که بیشترین فایده را برای منافعش دارد. منافع آمریکا امروز حمایت از یک نفر است که بتواند کل جغرافیای سوریه را متحد و نمایندگی کند.»
او افزود: «ترامپ میخواهد با یک نفر مذاکره کند، نه اینکه فردای آن روز شیخ حکمت الهجری یا شیخ غزال الغزال یا مظلوم عبدی بیاید و بگوید من نمایندهٔ همهٔ سوریه نیستم.»
فراتر از ترتیبات امنیتی، کنترل دولت بر شمالشرق این امکان را میدهد که از ذخایر نفت و گاز بهرهبرداری کند؛ آن هم بر اساس قراردادهایی که با شرکتهای آمریکایی برای استخراج خشکی و دریایی بسته شده است. البته بازسازی تأسیسات آسیبدیده زمانبر خواهد بود.
عبدالنور میگوید: «بعد از هشت یا نه سال حاکمیت SDF در شمالشرق سوریه، هیچ توسعهای در زیرساختها صورت نگرفته… و این چیزی است که آمریکا میخواهد تغییر کند.»
او اضافه میکند: «حتی مناطقی که SDF از آنها عقبنشینی کرده، ۹۵ درصد عربنشیناند؛ در رقه و دیرالزور اصلاً کردها حضور ندارند، و اگر آمریکاییها با رئیسجمهور الشرع تماس نمیگرفتند و نمیگفتند عملیات را متوقف کند، حسکه ظرف یک ساعت سقوط میکرد.»
اکنون SDF به مناطقی محدود شده که جمعیت قابلتوجهی از کردها دارند؛ جایی که این گروه نزد مردم محلی مشروعیت بیشتری دارد. این وضعیت احتمال یک راهحل مسالمتآمیز را افزایش میدهد؛ راهحلی که ممکن است شامل اعطای مناصب مهم دولتی یا نظامی به چهرههایی مانند مظلوم عبدی باشد.
در نهایت، هر دو طرف در یک چیز مشترکاند: نیاز به برقراری امنیت در مناطق شرقی و آغاز توسعهٔ زیرساختهای نفتی؛ امری که به نفع همهٔ سوریها، فارغ از قومیت و مذهب، خواهد بود و امید به آیندهای بهتر را زنده میکند؛ چیزی حیاتی برای مقابله با افراطگرایی.
عبدالنور در پایان میگوید: «دولت به همهٔ تعهداتی که با آمریکا دربارهٔ امنیت داده عمل خواهد کرد، تضمین میدهد حملهای علیه اسرائیل صورت نگیرد و شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا را وارد میکند. این یعنی کشور از نفت و گاز درآمد خواهد داشت، حقوق کارمندان دولت افزایش مییابد، قیمت نفت و فرآوردههایی مثل گازوئیل و بنزین کاهش پیدا میکند و شاید حتی قیمت برق هم پایین بیاید تا مردم از فشار هزینههای انرژی نفس راحتتری بکشند و این به شکوفایی صنعت کمک خواهد کرد.»


نظر شما