twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۱۲ 29
آمریکا می‌گوید ایران می تواند به رفاه اقتصادی دست پیدا کند و پس از سال‌ها از فشار سنگین تحریم‌ها رهایی یابد؛ به شرط آنکه از ایدئولوژی خود دست بردارد؛ اما تجربه گذشته نشان می دهد که بسیار بعید است ایران چنین کاری کند

در حالی که آمریکا و ایران مذاکرات پیچیده‌ای را برای رسیدن به یک توافق صلح آغاز کرده‌اند، مقام‌های آمریکایی از شکل‌گیری رابطه‌ای کاملاً متفاوت میان دو دشمن دیرینه سخن می‌گویند.

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، گفته است ایران این فرصت را دارد که به رفاه اقتصادی دست پیدا کند و پس از سال‌ها از فشار سنگین تحریم‌ها رهایی یابد؛ البته به شرط آنکه محدودیت‌های بلندمدت بر برنامه هسته‌ای خود را بپذیرد و در مهم‌ترین سیاست‌های خارجی و نظامی‌اش تجدیدنظر کند.

ونس که از سوی دونالد ترامپ مسئول هدایت مذاکرات شده، همچنین گفته است که هم نیروهای عملگرا و هم جریان‌های تندرو در ایران به این نتیجه نزدیک شده‌اند که زمان آن رسیده است فصل تازه‌ای در روابط تهران و واشنگتن آغاز شود.

اما آمریکا پیش از این نیز تجربه‌ای مشابه داشته است.

در سال ۲۰۱۵، دولت باراک اوباما با ایران به توافق هسته‌ای رسید؛ توافقی که بر اساس آن، در ازای محدود شدن برنامه هسته‌ای ایران، بخشی از تحریم‌ها برداشته می‌شد.

اکنون که دولت ترامپ مذاکراتی با اهدافی حتی گسترده‌تر را دنبال می‌کند، تجربه آن توافق می‌تواند هشداری مهم باشد.

طرفداران توافق سال ۲۰۱۵ معتقد بودند که این توافق باعث خواهد شد ایران به جای دنبال کردن اهداف ایدئولوژیک، بیشتر بر توسعه اقتصادی و داخلی تمرکز کند. اما این روند خیلی زود با مقاومت ساختار مذهبی ـ نظامی جمهوری اسلامی روبه‌رو شد. این بخش از حاکمیت مانع گشایش واقعی اقتصاد ایران شد و حتی افرادی را که برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی تلاش کرده بودند، تحت فشار قرار داد.

البته ایران در ده سال گذشته تحولات بزرگی را پشت سر گذاشته است؛ از جمله چندین موج اعتراض سراسری که ریشه در مشکلات اقتصادی داشت. رهبران کنونی که پس از کشته شدن مقام‌های پیشین در جنگ اخیر به قدرت رسیده‌اند، ممکن است برای حفظ حکومت خود نیز که شده، رشد اقتصادی را در اولویت قرار دهند.

تلاش برای جذب ایرانیان خارج از کشور

هنگامی که توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ در حال شکل‌گیری بود، دولت حسن روحانی از همان ابتدا تلاش می‌کرد بیشترین بهره اقتصادی را از آن ببرد.

در سال ۲۰۱۴، حسن روحانی که با وعده رفع تحریم‌ها از راه دیپلماسی به ریاست‌جمهوری رسیده بود، در هتلی در منهتن با گروهی از موفق‌ترین ایرانیان آمریکایی فعال در حوزه فناوری، امور مالی، حقوق و تجارت دیدار کرد.

دو نفر از حاضران در آن نشست که به دلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، می‌گویند روحانی از آنان خواست به ایران بازگردند و سرمایه، ارتباطات و تجربه خود را وارد کشور کنند.

او گفته بود ایران می‌خواهد اقتصاد خود را به ظرفیت واقعی‌اش برساند و برای تحقق این هدف، به توانایی ایرانیان خارج از کشور نیاز دارد.

سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری دولت روحانی، نیز در ایمیلی تأیید کرده که در آن نشست سال ۲۰۱۴ حضور داشته است. او گفته است که در سفرهایش به نیویورک، ده‌ها نشست دیگر نیز با دانشمندان و کارآفرینان ایرانی‌تبار برگزار کرده بود.

اما در نهایت، تلاش او برای متحول کردن اقتصاد ایران از طریق ارتباط با ایرانیان خارج از کشور به نتیجه نرسید.

به جای استقبال از سرمایه‌گذاران، بسیاری از ایرانیان دوتابعیتی و اتباع خارجی که پس از توافق هسته‌ای قصد کار، سرمایه‌گذاری یا حتی سفر به ایران را داشتند، با بازداشت، بازجویی و فشار نهادهای امنیتی روبه‌رو شدند.

رهبران جمهوری اسلامی نسبت به ورود سرمایه خارجی بدبین بودند و آن را راهی برای نفوذ کشورهای خارجی به داخل ایران می‌دانستند.

حسن روحانی در سخنرانی‌ای در سال ۲۰۲۳ گفت یکی از ایرانیان دوتابعیتی که در یکی از نشست‌های او در نیویورک شرکت کرده بود، تصمیم گرفت به ایران بازگردد، اما همان لحظه ورود در فرودگاه بازداشت شد.

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه دولت روحانی، نیز در پاسخ کتبی خود گفت سیاست جمهوری اسلامی همواره تشویق دانشمندان و متخصصان ایرانی برای بازگشت به کشور بوده است، اما درباره بازداشت برخی از آنان توضیحی نداد.

در نتیجه، ایران همچنان منزوی باقی ماند و بسیاری از مردم نیز از عملکرد دولت روحانی ناامید شدند.

تصمیم دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ برای خروج از توافق هسته‌ای و بازگرداندن تحریم‌ها نیز عملاً مانع از آن شد که ایران بتواند وارد اقتصاد جهانی شود.

قمار تازه دولت ترامپ

اکنون، یک دهه بعد، دولت ترامپ امیدوار است بتواند نهادهای امنیتی ایران را با وعده ادغام در اقتصاد جهانی، به تغییر رفتار و کاهش سیاست‌های تقابلی تشویق کند.

جی‌دی ونس ماه گذشته در گفت‌وگو با بخش دیدگاه‌های نیویورک‌تایمز گفت که مقام‌های ایرانی، با وجود اختلاف‌های سیاسی، به این نتیجه رسیده‌اند که «۴۷ سال سیاست ایران در قبال آمریکا اشتباه بوده است.»

بر اساس تفاهم‌نامه موقتی که ایران و آمریکا در ماه ژوئن امضا کردند، قرار است در صورت محدود شدن برنامه هسته‌ای ایران، همه تحریم‌ها لغو شود و حدود ۳۰۰ میلیارد دلار منابع مالی برای بازسازی اقتصاد ایران اختصاص یابد.

اما ونس تأکید کرده است که ایران تنها در صورتی به این امتیازهای اقتصادی دست خواهد یافت که از نزدیک به پنج دهه دشمنی ایدئولوژیک با آمریکا و همچنین حمایت از گروه‌های مسلح در خاورمیانه دست بردارد.

او گفته است: «اگر تغییر نکنند، از هیچ‌یک از مزایای اقتصادی این توافق بهره‌مند نخواهند شد.»

آیا جمهوری اسلامی چنین تغییری را می‌پذیرد؟

چنین تغییری با شیوه عمل و ذهنیت جمهوری اسلامی که طی چند دهه شکل گرفته، سازگار به نظر نمی‌رسد.

ایدئولوژی‌ای که این حکومت را در سال ۱۳۵۷ به قدرت رساند، همچنان بر مخالفت با آمریکا استوار است.

از سوی دیگر، قدرتمندترین بازیگران اقتصادی ایران امروز سپاه پاسداران و مجموعه‌ای از شرکت‌های شبه‌دولتی هستند که زیر نظر رهبران مذهبی فعالیت می‌کنند.

به گفته اقتصاددانان، اگر اقتصاد ایران واقعاً به روی جهان باز شود، منافع این مجموعه‌ها به خطر می‌افتد، زیرا ورود سرمایه‌گذاران مستقل خارجی می‌تواند بخشی از کنترل آنان بر بخش‌های مهم اقتصاد را از بین ببرد.

ریچارد نفیو، عضو سابق تیم مذاکره‌کننده دولت‌های اوباما و بایدن و مسئول اصلی پرونده تحریم‌ها در مذاکرات سال ۲۰۱۵، می‌گوید: «اصلاً این حرف را باور نمی‌کنم. ممکن است این افراد بخواهند تجارت بین‌المللی را گسترش دهند، اما دلیلش این نیست که قصد ایجاد تحول در نظام را دارند.»

تنها چند هفته پس از نهایی شدن توافق هسته‌ای در تیر ۱۳۹۴، علی خامنه‌ای مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها را درباره خطر «نفوذ» دشمن در ایران ایراد کرد.

او در یکی از این سخنرانی‌ها گفت: «ما اجازه نخواهیم داد آمریکایی‌ها از نظر اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی در کشور ما نفوذ کنند.»

پیام او روشن بود؛ جمهوری اسلامی ممکن است از برخی مزایای توافق بهره ببرد، اما این توافق نباید به عادی شدن روابط با آمریکا یا گسترش نفوذ اقتصادی غرب در ایران منجر شود.

خامنه‌ای همچنین تلاش‌های بعدی حسن روحانی برای گسترش روابط اقتصادی با جهان را به‌طور علنی متوقف کرد.

در سال‌های پس از توافق هسته‌ای، نهادهای امنیتی ایران موجی از بازداشت‌ها را علیه ایرانیان دارای ارتباط با غرب و همچنین اتباع خارجی آغاز کردند.

برخی از این افراد برای بررسی فرصت‌های سرمایه‌گذاری به ایران آمده بودند، برخی برای دیدار خانواده، انجام تحقیقات علمی یا سفرهای شخصی.

بسیاری از آنان با اتهام‌های بی‌اساس جاسوسی روبه‌رو شدند و همین موضوع باعث شد افراد بیشتری از سفر یا سرمایه‌گذاری در ایران منصرف شوند.

مراد طاهباز، فعال محیط‌زیست ایرانی ـ آمریکایی که در سال ۲۰۱۸ بازداشت شد و پس از پنج سال زندان، در قالب توافق تبادل زندانیان آزاد شد، می‌گوید: «برایم تقریباً غیرقابل تصور است که در چند سال آینده اتفاقی بیفتد که مردم دوباره با خیال راحت به ایران برگردند و سرمایه‌گذاری کنند. تصور چنین تغییر بزرگی واقعاً دشوار است.»

نگاه به آینده

علی خامنه‌ای دیگر در قدرت نیست و در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، همراه با شماری از مقام‌های سیاسی و فرماندهان ارشد نظامی کشته شد.

دونالد ترامپ اعلام کرده است که در ایران «تغییر حکومت» رخ داده و از رهبران جدید با عنوان افرادی «منطقی» و «غیر افراطی» یاد کرده است.

جمال عبدی، رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکایی که از لغو تحریم‌های ایران حمایت می‌کند، می‌گوید هرچند سخنان جی‌دی ونس درباره آغاز دوره‌ای تازه در روابط دو کشور تا حدی ساده‌سازی شده است، اما دلایلی برای خوش‌بینی وجود دارد و شاید این مقطع به نقطه عطفی در روابط ایران و آمریکا و نقش دو کشور در منطقه تبدیل شود.

او در عین حال تأکید می‌کند که موانع مهمی همچنان پابرجاست.

جنگ اخیر این باور را در ایران تقویت کرده است که حمایت از گروه‌های مسلح منطقه‌ای برای امنیت کشور ضروری است. علاوه بر این، به دلیل تجربه شکست مذاکرات گذشته و حملات نظامی، بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به آمریکا در میان مقام‌های ایرانی وجود دارد.

با این حال، عبدی معتقد است شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد نسل تازه‌ای در میان رهبران و نیروهای امنیتی ایران در حال ظهور است؛ نسلی که کمتر به پروژه‌های ایدئولوژیک حکومت پایبند است و بیش از گذشته بر اداره عملی کشور و نوعی ملی‌گرایی عملگرایانه تمرکز دارد.

مجتبی خامنه‌ای که تنها چند ماه از آغاز رهبری او می‌گذرد، هنوز فرصت چندانی برای نشان دادن رویکرد خود در برابر مشکلات پیچیده ایران نداشته است. با این حال، او سال‌ها در اداره دفتر پدرش نقش مهمی داشت و تاکنون نشانه‌ای از تغییر اساسی در نگاهش به آمریکا دیده نشده است.

محمدحسین خوشوقت، تحلیلگر سیاسی و از بستگان خانواده خامنه‌ای، نیز در گفت‌وگویی با یکی از رسانه‌های اصلاح‌طلب ایران گفته است که مجتبی خامنه‌ای مسیر پدرش را ادامه خواهد داد، اما با توجه به شرایط تازه‌ای که پس از جنگ به وجود آمده، ممکن است شیوه اداره کشور متفاوت باشد.

او گفته است: «شرایط تغییر کرده است و طبیعتاً عقلانیت اقتضا می‌کند که رهبر کنونی متناسب با این شرایط عمل کند.»

منبع: نیویورک تایمز



نظر شما