تنها چند روز پس از آنکه ایران و آمریکا به یک آتشبس موقت رسیدند، دوباره درگیریهایی در تنگه هرمز آغاز شد؛ درگیریهایی که خطر فروپاشی آتشبسی را که هر دو طرف به آن نیاز دارند، افزایش داد.
اما به گفته تحلیلگران، از نگاه تهران این اقدام یک ریسک حسابشده بود.
دلیل آن روشن است: کنترل تنگه هرمز مهمترین اهرم فشار ایران در برابر آمریکا است؛ چه در میز مذاکره و چه اگر دوباره جنگ آغاز شود. تهران نمیخواهد این ابزار را از دست بدهد.
هفته گذشته عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی سازمان ملل مسیر دریایی تازهای برای عبور کشتیها در تنگه هرمز معرفی کردند.
ویژگی مهم این مسیر آن بود که کشتیها میتوانستند بدون ورود به آبهای سرزمینی ایران و تنها از آبهای عمان عبور کنند.
در ظاهر این فقط یک تغییر مسیر کشتیرانی بود، اما از دید تهران، موضوع بسیار فراتر از این است.
سالهاست ایران یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی خود را توانایی ایجاد اختلال در عبور نفتکشها و کشتیهای تجاری از تنگه هرمز میداند. اگر کشتیها بتوانند بدون نیاز به عبور از محدوده تحت کنترل ایران حرکت کنند، این اهرم فشار تا حد زیادی تضعیف خواهد شد.
علی واعظ، مدیر برنامه ایران در گروه بینالمللی بحران، میگوید: «چه در بهترین شرایط و چه در بدترین شرایط، ایران به این اهرم فشار نیاز دارد.»
هنوز مشخص نیست مذاکرات بعدی ایران و آمریکا چه زمانی و در کجا برگزار خواهد شد.
اما اگر گفتوگوها از سر گرفته شود، به گفته واعظ، مقامهای ایرانی کنترل بر تنگه هرمز را مهمترین ابزار خود برای گرفتن امتیاز از آمریکا میدانند.
هدف اصلی ایران، لغو تحریمهایی است که طی سالهای گذشته اقتصاد کشور را تحت فشار قرار داده است.
در مقابل، انتظار میرود ایران در صورت دستیابی به توافق هستهای، ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را یا تحویل دهد یا رقیق کند؛ موادی که در صورت تصمیم سیاسی، میتوانند در ساخت سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرند.
تا پیش از جنگ اخیر، بسیاری تصور میکردند مهمترین عامل بازدارندگی ایران، برنامه هستهای آن است.
اما جنگ نشان داد ایران ابزار مهم دیگری نیز در اختیار دارد.
تهران با حملات محدود به تنگه هرمز نشان داد که در صورت لزوم میتواند عبور و مرور در یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی جهان را مختل کند؛ اقدامی که میتواند اقتصاد جهانی را با شوک بزرگی روبهرو کند.
به همین دلیل، از نگاه رهبران ایران، تنگه هرمز اکنون به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت کشور تبدیل شده است.
برخی مقامهای ایرانی گمان میکنند دولت ترامپ شاید توافق اولیه را تنها برای خریدن زمان امضا کرده باشد.
از نگاه آنان، ممکن است واشنگتن بخواهد تا پیش از انتخابات میاندورهای کنگره، فضای اقتصادی آرامتری ایجاد کند و سپس دوباره فشار یا حتی جنگ را از سر بگیرد.
اگر چنین سناریویی رخ دهد، ایران دوباره به توانایی خود برای ایجاد بحران در تنگه هرمز نیاز خواهد داشت.
علی واعظ میگوید: «این مهمترین اهرم فشار ایران است. منطقی نیست که تهران قبل از رسیدن به توافق نهایی اجازه دهد این اهرم تضعیف شود.»
به گفته کارشناسان، تهران تصور کرد که ایجاد مسیر جدید دریایی، نخستین گام برای بیاثر کردن نفوذ ایران بر تنگه هرمز است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز در سفر خود به کشورهای عربی خلیج فارس بارها اعلام کرده بود که آزادی کامل کشتیرانی در تنگه هرمز دوباره برقرار خواهد شد.
اندکی بعد نیز عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی مسیر جدید عبور کشتیها را اعلام کردند.
فرزان ثابت، پژوهشگر مؤسسه عالی ژنو، میگوید: «ایران احساس کرد در حال از دست دادن کنترل خود بر تنگه است.»
به اعتقاد او، مقامهای ایرانی به این نتیجه رسیدند که اگر در برابر این اقدام واکنشی نشان ندهند، نفوذشان بهتدریج از بین خواهد رفت.
به همین دلیل، تنها چند روز بعد، یک کشتی کانتینربر با پرچم سنگاپور که از همین مسیر جدید عبور میکرد، هدف حمله قرار گرفت.
ایران مسئولیت این حمله و حمله مشابه دیگری را که دو روز بعد رخ داد، برعهده نگرفت.
اما این حملات با واکنش نظامی آمریکا روبهرو شد و سپس ایران نیز پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس را هدف قرار داد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در سفر خود به بغداد بهطور غیرمستقیم هشدار داد که اگر تلاشها برای دور زدن نقش ایران در تنگه هرمز ادامه یابد، تنشها نیز افزایش خواهد یافت.
او گفت: «هرگونه تلاش برای ایجاد سازوکارهای جدید یا مستقل از روندی که جمهوری اسلامی دنبال میکند، فقط موجب پیچیدهتر شدن اوضاع، تأخیر در بازگشایی کامل تنگه هرمز و افزایش تنشها خواهد شد.»
از نگاه مقامهای ایرانی، مسیر دریایی جدیدی که عمان با همکاری سازمان ملل طراحی کرده، با مفاد تفاهمنامهای که ایران و آمریکا امضا کردهاند در تضاد است.
برداشت تهران این است که یکی از بندهای توافق، مسئولیت تأمین امنیت عبور کشتیها را به ایران سپرده و همچنین پیشبینی کرده است که ایران و عمان درباره نحوه اداره آینده تنگه هرمز با یکدیگر مذاکره کنند.
بنابراین، ایران معتقد است عمان نباید بدون هماهنگی با تهران مسیر جدیدی تعریف میکرد.
به همین دلیل، از دید مقامهای ایرانی، این اقدام باید با واکنش روبهرو میشد.
الی گرانمایه، پژوهشگر شورای روابط خارجی اروپا، معتقد است سیاست رهبران جدید ایران با گذشته تفاوت کرده است.
به گفته او، علی خامنهای سیاست «نه جنگ، نه صلح» را دنبال میکرد؛ یعنی از یک سو نمیخواست وارد جنگ مستقیم با آمریکا شود و از سوی دیگر، حاضر به مذاکره مستقیم در سطح عالی نیز نبود.
اما حلقه قدرت پیرامون جانشین او، مجتبی خامنهای، نگاه متفاوتی دارد.
گرانمایه میگوید: «رهبران جدید هم آمادهاند برای رسیدن به توافق با آمریکا مذاکره مستقیم کنند و هم در صورت لزوم، دست به اقدامات نظامی جسورانه بزنند.»
به گفته او، حملات اخیر در تنگه هرمز نمونهای از همین رویکرد است؛ اقدامی که میتواند روند مذاکرات را به خطر بیندازد، اما همزمان نشان میدهد تهران حاضر نیست اهرمهای قدرت خود را از دست بدهد.
فرزان ثابت معتقد است رهبران ایران تصور میکنند ترامپ دستکم تا برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا تمایلی به آغاز جنگی تازه ندارد.
به همین دلیل، تهران احساس میکند اکنون فرصت مناسبی است تا با اعتمادبهنفس بیشتری از مواضع خود دفاع کند، بدون آنکه خطر بازگشت فوری جنگ بسیار بالا باشد.
با وجود درگیریهای پراکنده، هر دو طرف همچنان دلایل مهمی برای ادامه مذاکرات دارند.
برای دولت ترامپ، ادامه جنگ از نظر افکار عمومی آمریکا محبوب نیست و بازگشت دوباره به بحرانی که بازار جهانی انرژی را به آشوب کشید، هزینه سیاسی زیادی دارد.
برای ایران نیز ادامه مذاکرات میتواند به لغو بخشی از تحریمهای نفتی و آزاد شدن میلیاردها دلار از داراییهای بلوکهشده کشور منجر شود.
علی واعظ میگوید: «هزینههای اقتصادی و نظامی ازسرگیری جنگ آنقدر زیاد است که هر دو طرف انگیزه دارند این تفاهمنامه را زنده نگه دارند.»
بیشتر تحلیلگران انتظار دارند مذاکرات اولیه ۶۰ روزه بارها تمدید شود و گفتوگوها ماهها ادامه پیدا کند.
با این حال، مشکل اصلی این است که هر بار با وقوع یک درگیری تازه، مذاکرهکنندگان مجبور میشوند به جای پرداختن به مسائل اصلی، وقت خود را صرف جلوگیری از فروپاشی آتشبس کنند.
فرزان ثابت میگوید: «هر بار باید بنشینند و تصمیم بگیرند با این بحران چه کنند و با آن حادثه چه برخوردی داشته باشند. در چنین شرایطی، فرصت چندانی برای پرداختن به موضوعات اساسی، مانند توافق جامع هستهای، باقی نمیماند.»
در نتیجه، اگرچه هیچیک از دو طرف خواهان بازگشت به جنگ نیستند، اما ادامه تنشهای محدود میتواند روند دستیابی به یک توافق نهایی را بهشدت کند و پیچیده کند.


نظر شما