twitter share facebook share ۱۳۹۵ اسفند ۰۱ 359

اصلاحات، بهترین راه برون رفت از مفاسد و معضلات اجتماعی است. بسیاری از مصلحان برای تغییر کج روی ها و نابسامانیهای جامعه تا پای جان کوشیدند تا مردم را از پرتگاهها نجات دهند. پیامبران و امامان اسمانی بهترین الگو برای مصلحان هستند که در این رهرو جامعه را رهبری کردند.

اثرات زیانبار فساد و تباهی در جامعه محدود به قشر خاصی نیست بلکه بر زندگانی و سرنوشت همه آحاد جامعه تأثیر گذاشته، راه رسیدن به کمال و سعادت دنیا و آخرت را بر همگان دشوار می کند. فقر و تنگدستی، خشونت خانوادگی، رفتارهای غیر اخلاقی و هرج و مرج، بی گمان عوارض نامطلوبی بدنبال داشته و تأثیر منفی این پدیده ها دامنگیر همه جامعه خواهد شد. قرآن کریم در این خصوص می فرماید: « واتقوا فتنة لا تصيبنّ الذين ظلموا منكم خاصة؛  بترسید از بلا و فتنه ای که تنها گریبانگیر ظالمان و ستمگران نخواهد بود[1]» بنابراین مبارزه و پیشگیری با نابهنجاری های اجتماعی، مسئولیتی جمعی است زیرا فساد آتشی است که چون بر فروزد دامان گنهکار و بی گناه را میگیرد.

یکی از موضوعاتی که به هنگام بروز اینگونه مشکلات مطرح می شود، لزوم برنامه ریزی و انجام اصلاحات اجتماعی است، از این رو سخنرانان، نویسندگان و اصحاب رسانه که به راستی زبان گویا و ضمیر آگاه جامعه شناخته می شوند؛ پیش از آنکه ناهنجاری های اجتماعی به مرز بحران رسد به مسئولان ذیربط هشدار داده آنان را نسبت به عواقب خطرناک نادیده گرفتن این مشکلات آگاه می کنند.

در این میان بسیاری از سیاستمداران نیز با علم به حساسیت جامعه به موضوعاتی از این دست، پرچم مبارزه با مفاسد برافراشته و ندای اصلاحات اجتماعی سر می دهند؛ حال آنکه این وعده ها شعاری بیش نیست و برخی پس از آنکه زمام امور را در دست گرفتند، از کنار این معضلات به سادگی می گذرند؛ و برخی دیگر تنها به انجام اصلاحاتی مقطعی و سطحی اکتفا می کنند، غافل از آنکه حل بحران های اجتماعی و ایجاد جامعه ای سالم نیازمند اقدامات علمی، ریشه ای و بلند مدت است.

در زمان حکمرانی پیامبر اکرم(ص) در مدینه گروههای مختلفی اعم از منافقان، مصلحت طلبان، جاعلان حدیث و ساده لوحان سطحی نگر، در کنار سایر مسلمانان زندگی می کردند؛ چنانکه قرآن کریم در توصیف گروهی از آنان می فرماید: « أشد كفراً ونفاقاً؛ اینان دورویی و کفر و نفاقشان از دیگران بیشتر است[2]». اما از آنجا که مشکلات بسیار مهمتر و اساسی تری پیش روی جامعه اسلامی قرار داشت پیامبر اکرم هیچگاه وقت خود را با این مسائل پیش پا افتاده تلف نمی نمود و ذهن خود را درگیر پرسش هایی از قبیل منافق کیست و چه می گوید و چه کار می کند نمی کرد. در حقیقت پیامبر با تربیت مسلمانان و افزایش سطح آگاهی و فهم آنان موجب شد که مسلمین خود به پاک سازی جامعه از لوث وجود نااهلان دست زده، نیرنگ دشمنان را بی اثر کنند و منافقان را از صحنه سیاسی کشور کنار زنند.

حضرت با شناساندن ارزش های وارسته اخلاقی به مردم، آنان را در همه حال به رعایت این ارزش ها دعوت می کرد و رفتار نامطلوب و آداب و رسوم نشأت گرفته از فرهنگ جاهلی همچون غارت، تجاوز، ظلم به انسان و حیوان و... را زیر سؤال برده در صدد حذف یا اصلاح آن بر می آمد.

پس به تدریج موفق شد دین اسلام را نه با جنگ و کشتار و اجبار که از طریق ترویج ارزش های انسانی در شرق و غرب عالم گسترش دهد و جامعه ای پیشرفته و متمدن پایه گذاری کند که اخلاق والا و سیمای بی نقص آن زبانزد همگان شد؛ جامعه ای که از رهگذر آگاهی و درک بالای مردم و توانایی آنان در حل مشکلات و نابسامانی ها توانست جهان را به تسخیر خود درآورد.

بنابراین توجه به شیوه عمل پیامبر(ص) نشان می دهد که اصلاحات اجتماعی نیازمند افزایش درک و اگاهی جامعه، مشارکت تمام ارگان های دولتی و غیر دولتی، مؤسسات دینی و تشکل های اجتماعی در حل معضلات است، تا با همیاری و همفکری یکدیگر به بررسی علل و عوامل پدیده های نامطلوب اجتماعی بپردازیم و برای رفع هریک از آنها راهکاری عملی ارائه دهیم.

نویسنده: محمد علی جواد تقی

مترجم: محمد منوری


[1] . انفال 25

[2] . توبه 97 

نظر شما