در حالی که جنگ هنوز بهطور کامل پایان نیافته، جمهوری اسلامی از هماکنون خود را برای دورهای دشوار پس از جنگ آماده میکند؛ دورهای که ممکن است با تورم افسارگسیخته، کوچک شدن اقتصاد، کمبود انرژی، خاموشیهای گسترده و بازگشت نارضایتیهای اجتماعی همراه باشد.
در ماههای جنگ، تهدید خارجی باعث ایجاد نوعی همبستگی و اتحاد ملی شد، اما بسیاری از ناظران معتقدند که حفظ این انسجام در دوران صلح بسیار دشوارتر خواهد بود. اکنون در محافل سیاسی و رسانهای ایران بحثهایی درباره آینده کشور پس از جنگ آغاز شده است. برخی خواهان گشایش سیاسی و اقتصادی بیشتر هستند و برخی دیگر معتقدند ایران باید پس از اثبات تواناییهای خود در برابر غرب، مسیر توسعه مستقل و خوداتکا را دنبال کند.
با این حال، سرنوشت اقتصاد ایران تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا دولت دونالد ترامپ حاضر خواهد شد تحریمها را کاهش دهد، داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند و فشار اقتصادی را کم نماید یا نه. اما حتی خوشبینترین اقتصاددانان ایرانی نیز معتقدند که هرگونه تخفیف تحریمی تنها بخش کوچکی از خسارتهای عظیم جنگ را جبران خواهد کرد؛ خسارتهایی که برآورد میشود حدود ۲۷۰ میلیارد دلار باشد و بخشهای مختلفی از جمله زیرساختها، مدارس، شبکه انرژی، صنایع فولاد و مسکن را در بر گیرد.
ریشههای نارضایتی همچنان پابرجاست
فؤاد حبیبی، استاد جامعهشناسی دانشگاه کردستان، هشدار میدهد که عواملی که به اعتراضات خونین ژانویه منجر شدند نه تنها برطرف نشدهاند، بلکه در نتیجه جنگ تشدید نیز شدهاند.
او میگوید: «حتی بدون آمار دقیق هم میتوان دید که بحران اقتصادی و نارضایتی معیشتی افزایش یافته است. به دلیل محاصره دریایی و پیامدهای جنگ، با افزایش کمسابقه قیمتها روبهرو هستیم. همچنین محدودیتهای اینترنتی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم دستکم دو میلیون نفر را بیکار کرده است.»
به گفته او، چون در ایران سازوکارهای رسمی و نهادینه برای بیان اعتراضات ــ مانند احزاب، اتحادیهها و تشکلهای صنفی ــ وجود ندارد، هر لحظه ممکن است جامعه شاهد انفجارهای ناگهانی نارضایتی باشد.
حبیبی معتقد است انسجام کنونی جامعه عمدتاً محصول وجود یک دشمن خارجی است. هنگامی که کشوری زیر بمباران قرار میگیرد، حس همبستگی در میان مردم شکل میگیرد؛ اما به تعبیر او و با استناد به گفته هگل، لحظه پیروزیِ یک جبهه، معمولاً آغاز شکافهای درونی آن است.
تورم غذایی بیسابقه
اگر توافقی برای پایان جنگ حاصل شود، اقتصاد ایران وارد دوران صلحی خواهد شد که با یکی از شدیدترین بحرانهای تورمی تاریخ معاصر کشور همراه است.
براساس آمار رسمی، تورم مواد غذایی در اردیبهشتماه به حدود ۱۳۰ درصد رسیده است؛ بالاترین سطح از زمان جنگ جهانی دوم. قیمت گوشت و مرغ نیز حدود ۱۷۶ درصد افزایش یافته است.
متخصصان حوزه سلامت هشدار میدهند که حذف تدریجی لبنیات از سبد غذایی بسیاری از خانوادههای ایرانی میتواند به افزایش سوءتغذیه، پوکی استخوان و اختلال رشد کودکان منجر شود.
محمدجواد آذری جهرمی، وزیر پیشین ارتباطات، در کانال تلگرامی خود نوشت: «بمب بعدی ترامپ و نتانیاهو شاید باروت نباشد؛ شاید تورم باشد. میدان نبرد بعدی سفره مردم و اجاره خانههاست. آیا مسئولان از حجم نارضایتی انباشتهشده آگاه هستند؟ آیا کشور برای دفاع اقتصادی آماده است یا دوباره غافلگیر خواهیم شد؟»
هشدار درباره خاموشیها
به نظر میرسد بخش بزرگی از مسئولیت مدیریت شرایط داخلی بر دوش رئیسجمهور، مسعود پزشکیان، قرار گرفته است. او بارها نسبت به سختیهای پیشرو هشدار داده و بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی تأکید کرده است.
در همین حال، وزارت نیرو ناچار شد گزارشهایی را که از آغاز خاموشیهای برنامهریزیشده دو ساعته از ماه آینده خبر میدادند، تکذیب کند.
با این حال، آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، هشدار داده است: «برای حفظ تولید، مردم باید خود را برای دو ساعت قطع برق روزانه آماده کنند.»
دولت همچنین برای کاهش مصرف انرژی، تخفیفهای ۳۰ درصدی برای مشترکانی که مصرف خود را ۱۰ درصد کاهش دهند در نظر گرفته است.
بازگشت تدریجی بحثهای سیاسی
با کاهش تدریجی محدودیتهای اینترنتی، نشانههایی از بازگشت بحثهای سیاسی نیز دیده میشود. این روند آنقدر جنجالی بوده که برخی نمایندگان تندرو مجلس تلاش کردهاند وزیر ارتباطات را استیضاح کنند.
رحیم قمیشی، فعال سیاسی، در یادداشتی نوشت: «ما از یک قایق شکسته به بیرون پرتاب شده بودیم. ترس از نهنگهای خونخوار و موجهای سهمگین تمام وجودمان را گرفته بود. حالا که دوباره به قایق برگشتهایم، نمیتوانیم فقط به این دلیل که نجات پیدا کردهایم راضی باشیم. قرار نبود فقر در کشور عادی شود. قرار نبود هر صبح با خبر اعدام از خواب بیدار شویم. قرار نبود مردم از سرنوشت خود بیگانه باشند و مهمترین دغدغه زندگی فقط سیر کردن شکم باشد.»
آیا رفع تحریمها کافی خواهد بود؟
بسیاری از ایرانیان معتقدند مهمترین دستاورد احتمالی پایان جنگ نه در عرصه نظامی، بلکه در شکستن حلقه فشار اقتصادی خواهد بود.
اما آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، معتقد است نباید درباره تأثیر ورود منابع مالی خارجی اغراق کرد.
او میگوید: «در اقتصادی با ابعاد اقتصاد ایران و با این سطح از کارآمدی در سیاستگذاری، تصور اینکه ورود ۱۲ یا ۲۴ میلیارد دلار بتواند تحول بزرگی ایجاد کند اشتباه است. در گذشته نیز مبالغی بیش از این وارد کشور شده، اما به دلیل برنامهریزی نامناسب هدر رفته و نتیجه همان وضعیتی است که امروز در آن قرار داریم.»
مانع بزرگ: ساختار قدرت
بحث درباره اصلاح اقتصاد و مبارزه با فساد خیلی زود به موضوع نفوذ گسترده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میرسد.
موسی غنینژاد، اقتصاددان برجسته ایرانی، در این باره میگوید: «مشکل اصلی اقتصاد ایران حاکمیت تصمیمگیری دستوری به جای حاکمیت قانون است. در بسیاری از موارد تصمیمها نه براساس قواعد پایدار و شفاف، بلکه بر مبنای مصلحتهای کوتاهمدت و ملاحظات سیاسی گرفته میشوند.»
نگرانی از تداوم سرکوب
در کنار مشکلات اقتصادی، نگرانیهای سیاسی نیز افزایش یافته است.
از زمان اعتراضات ژانویه، قوانین سختگیرانهتری درباره جاسوسی تصویب شده، مصادره اموال مخالفان افزایش یافته و روند اعدامها ادامه داشته است. همچنین جلسات حضوری مجلس هنوز ممنوع است.
در همین هفته، حزب اتحاد ملت ایران اسلامی ــ از مهمترین احزاب اصلاحطلب ــ نامهای سرگشاده خطاب به پزشکیان منتشر کرد و از او خواست جلوی اعدامها را بگیرد. در این نامه آمده بود که اعدامها نه تنها شکافهای داخلی را عمیقتر میکنند، بلکه با معیارهای دادرسی عادلانه نیز سازگار نیستند و تصویری منفی از کشور ایجاد میکنند.
بر اساس گزارشها، بین ۱۷ مارس تا ۲۷ آوریل دستکم ۲۲ زندانی سیاسی اعدام شدهاند.
با این حال، چشمانداز گشایش سیاسی چندان روشن نیست. بستری شدن میرحسین موسوی ــ که از سال ۲۰۱۱ در حصر خانگی به سر میبرد و خانهاش در جریان جنگ آسیب دیده است ــ تنها در شرایطی موجب واکنش رئیسجمهور شد که فضای سیاسی اندکی تغییر کرده بود.
آزمون بزرگ پس از جنگ
در فاصله میان جنگ دهروزه سال ۲۰۲۵ و آغاز دوباره درگیریها در فوریه ۲۰۲۶، حکومت ایران و سپاه نشان دادند که توانایی سازماندهی مجدد برای ادامه نبرد را دارند.
اما اکنون آزمون مهمتری در پیش است: آیا میتوانند کشور را برای صلح نیز سازماندهی کنند؟
اگر پس از پایان جنگ، تحریمها و محاصره اقتصادی ادامه یابد و راهی برای ورود سرمایه، فناوری، مواد اولیه و منابع لازم برای بازسازی باز نشود، خسارتهای جنگ ترمیم نخواهد شد؛ بلکه به بخشی دائمی از زندگی روزمره مردم تبدیل میشود. در چنین شرایطی، ویرانی دیگر یک حادثه موقتی نخواهد بود، بلکه به وضعیتی پایدار بدل میشود؛ وضعیتی که در آن مردم ناچار خواهند بود در فضایی آکنده از کمبود، فرسودگی و بیثباتی زندگی کنند.
مطالب مرتبط:
با اقتصادی فروپاشیده، طعم شیرین موفقیت در جنگ به زودی از بین خواهد رفت


نظر شما