twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۳۰ 32
پیامدهای جنگ تنها به محیط زیست محدود نمی‌شود و خطرات جدی برای سلامت مردم دارد.برای درک پیامدهای بلندمدت چنین حملاتی، کافی است به نمونه‌های تاریخی نگاه کنیم. پس از حمله آمریکا به عراق، آمار ابتلا به سرطان در آن کشور به شکل چشمگیری افزایش یافت.

تنها چند روز پیش از آنکه تهران و واشنگتن توافق آتش‌بسی را امضا کنند که اکنون دیگر اعتباری ندارد، رسانه‌های محلی ایران گزارش دادند که در حملات هوایی آمریکا به جزیره خارک در شمال خلیج فارس، ۲۵ رأس غزال ایرانی (آهوی گواتردار) کشته شدند.

جزیره کوچک مرجانی خارک، مهم‌ترین پایانه صادرات نفت ایران به شمار می‌رود و زیستگاه گونه‌های ارزشمندی مانند مرغ‌های دریایی سرسفید، لاک‌پشت‌های دریایی منقارعقابی و عقاب‌های ماهیگیر است. همچنین بقایای یک دژ هلندی که در سال ۱۷۵۳ ساخته شده، در این جزیره قرار دارد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بارها از احتمال اشغال این جزیره هشت‌هزار نفری سخن گفته بود.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران با یکی از گسترده‌ترین و فشرده‌ترین کارزارهای بمباران در تاریخ معاصر آغاز شد. در مدت تنها ۳۹ روز، حدود ۲۳ هزار و ۸۰۰ حمله هوایی انجام شد و یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن، خسارت گسترده به محیط زیست و اکوسیستم‌های ایران بود.

توافقی که در ۱۷ ژوئن برای توقف درگیری‌ها امضا شد، تنها وقفه‌ای کوتاه ایجاد کرد، زیرا ترامپ هفته گذشته به کنگره اطلاع داد که عملیات نظامی از سر گرفته می‌شود. به این ترتیب، بمباران‌ها به پدیده‌ای دائمی‌تر تبدیل شده و زمین، هوا و منابع آبی ایران را بیش از پیش تخریب می‌کنند.

از باران اسیدی سمی که پس از بمباران مخازن نفت تهران در ۷ مارس، بخش بزرگی از پایتخت را دربر گرفت تا انتشار حجم عظیمی از گازهای گلخانه‌ای در نخستین مراحل جنگ، این درگیری خسارت‌های زیست‌محیطی سنگینی بر کشوری وارد کرده که پیش از این نیز با بحران‌های اقلیمی، کمبود آب و آلودگی شدید هوا دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

در حالی که رسانه‌های بین‌المللی کمتر به پیامدهای زیست‌محیطی این جنگ پرداخته‌اند، سازمان‌های مردم‌نهاد محیط زیستی، مراکز دانشگاهی و فعالان حوزه اقلیم، بخش قابل توجهی از این خسارت‌ها را مستند کرده‌اند؛ هرچند هنوز تنها بخشی از ابعاد واقعی این آسیب‌ها روشن شده است.

بر اساس پژوهشی که «مؤسسه اقلیم و جامعه» انجام داده، تنها در ۱۴ روز نخست جنگ، حدود پنج میلیون تن گاز گلخانه‌ای در نتیجه حملات به ایران وارد جو شده است؛ رقمی که به گفته این مؤسسه، از کل انتشار سالانه کربن کشور ایسلند نیز بیشتر است.

این میزان انتشار، نتیجه ویرانی خانه‌ها و ساختمان‌ها، سوختن حجم عظیمی از سوخت در عملیات نظامی و تولید تجهیزات جنگی مورد استفاده طرف‌های درگیر بوده است. این پژوهش همچنین برآورد می‌کند که این میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای، حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار خسارت اقلیمی به همراه داشته است.

پژوهشگران هشدار داده‌اند که پیامدهای این جنگ تنها به محیط زیست محدود نمی‌شود و خطرات جدی برای سلامت مردم ایران نیز به دنبال خواهد داشت.

پاتریک بیگر، مدیر مشترک پروژه «امنیت در گذار» در مؤسسه اقلیم و جامعه، می‌گوید: «باران سیاهی که پس از بمباران مخازن نفت تهران بارید، سرشار از هیدروکربن‌ها، دی‌اکسید گوگرد، ذرات بسیار ریز معلق و فلزات سنگین بود؛ موادی که نه باید آنها را تنفس کرد و نه اجازه داد با پوست تماس پیدا کنند.»

او افزود: «برای درک پیامدهای بلندمدت چنین حملاتی، کافی است به نمونه‌های تاریخی نگاه کنیم. پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و همچنین حمله آمریکا به عراق، آمار ابتلا به سرطان در آن کشور به شکل چشمگیری افزایش یافت.»

بیگر که یکی از نویسندگان این پژوهش نیز هست، می‌گوید تازه‌ترین یافته‌های این مؤسسه نشان می‌دهد که پس از ۲۸ روز جنگ، معادل ۸ میلیون و ۶۰۰ هزار تن دی‌اکسید کربن وارد جو شده است.

به گفته او، انتظار می‌رود میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای در مرحله بازسازی بسیار بیشتر از این باشد؛ همان‌گونه که در جنگ‌های گذشته نیز عملیات آواربرداری و بازسازی از آلاینده‌ترین فعالیت‌ها از نظر انتشار کربن بوده‌اند.

خسارت به منابع آب و زیرساخت‌های آبی

جنگ تنها به هوا آسیب نزد، بلکه منابع آب و زیرساخت‌های آبی ایران را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داد.

در ۷ مارس، بمباران یکی از بزرگ‌ترین آب‌شیرین‌کن‌های جزیره قشم، آب آشامیدنی ساکنان ۳۰ روستا را مختل کرد. خبرگزاری رویترز در ۳۱ مارس گزارش داد که این تأسیسات همچنان «به طور کامل از مدار خارج» بوده است.

وزارت نیرو ایران اعلام کرده است که در جریان جنگ، سامانه‌های توزیع آب در ۳۸۸ نقطه کشور، از جمله ایستگاه‌های پمپاژ و مخازن ذخیره، آسیب دیده‌اند.

حتی پس از آتش‌بس نیز حملات پراکنده ادامه یافت و برخی از تأسیسات توزیع آب در جنوب ایران، به‌ویژه در شهرستان سیریک، هدف قرار گرفتند.

جزیره قشم که بزرگ‌ترین جزیره خلیج فارس و نخستین ژئوپارک ثبت‌شده خاورمیانه در فهرست یونسکو است، از جنبه‌های دیگری نیز آسیب دیده است.

ژئوپارک‌ها مناطقی هستند که به دلیل ارزش‌های زمین‌شناسی، طبیعی و فرهنگی تحت حفاظت قرار دارند.

در ۲۸ فوریه، غرق شدن یک کشتی کانتینربر نیروی دریایی ایران باعث نشت نفت در خلیج فارس شد. این لکه نفتی حدود ۲۶ کیلومتر به سمت جنوب‌غربی گسترش یافت و به محدوده ذخیره‌گاه زیست‌کره حرا، واقع میان جزیره قشم و سواحل جنوبی ایران، رسید.

تهدید ذخیره‌گاه حرا و تنوع زیستی خلیج فارس

تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که تا ۱۸ مارس، نوار بلندی از نفت سنگین که از کشتی غرق‌شده نشت کرده بود، همچنان به سوی تالاب حفاظت‌شده حرا در حرکت بود.

این منطقه پناهگاه گونه‌های ارزشمندی مانند مارهای دریایی نادر، پلیکان پاخاکستری (دالماسی)، پرندگان خرچنگ‌خوار، انواع آبچلیک‌ها و بسیاری دیگر از گونه‌های در معرض خطر است. تالاب حرا همچنین بر اساس کنوانسیون رامسر ۱۹۷۱، به‌عنوان یکی از تالاب‌های مهم بین‌المللی به ثبت رسیده است.

دانشمندان هشدار می‌دهند که آلودگی نفتی، حیات ساحلی این منطقه را از جنبه‌های مختلف تهدید می‌کند.

بتانی تیتجن، پژوهشگر آزمایشگاه سیاست اقلیم در مدرسه فلچر ماساچوست، می‌گوید: «اکوسیستم‌های ساحلی مانند جنگل‌های مانگرو (حرا)، خدمات زیست‌محیطی بسیار مهمی ارائه می‌کنند؛ از جمله حفظ تنوع زیستی، محافظت از سواحل در برابر فرسایش و ذخیره مقادیر قابل توجهی کربن. آلودگی نفتی می‌تواند این اکوسیستم‌ها را به‌شدت و برای مدت طولانی تخریب کند.»

او افزود: «یکی از پیامدهایی که معمولاً کمتر به آن توجه می‌شود، این است که تخریب محیط زیست تنها یک خسارت اقتصادی یا زیست‌محیطی نیست. اکوسیستم‌هایی مانند جنگل‌های حرا، ارزش فرهنگی، اجتماعی و حتی معنوی دارند، از شیوه‌های سنتی زندگی مردم حمایت می‌کنند و بخشی از هویت جوامع محلی را شکل می‌دهند.»

به گفته او، خسارت‌های زیست‌محیطی را نباید تنها با معیارهای مالی یا مادی سنجید، بلکه باید آثار ماندگار آن بر زندگی مردم نیز در نظر گرفته شود.

او می‌گوید: «از بین رفتن تنوع زیستی، میراث فرهنگی، شیوه‌های سنتی زندگی و پیوند مردم با سرزمین خود، پیامدهای عمیقی دارد؛ چه منشأ آن تغییرات اقلیمی باشد و چه جنگ.»

خسارت به مزارع پسته و کشاورزی

نمونه‌ای از این آسیب‌ها را می‌توان در حملاتی دید که گفته می‌شود انبارهای پسته در شهر رفسنجان، استان کرمان، را هدف قرار داده است.

ایران بزرگ‌ترین تولیدکننده پسته جهان به شمار می‌رود و نزدیک به یک میلیون فرصت شغلی، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم، به تولید این محصول وابسته است. معیشت حدود ۲۰۰ هزار خانوار نیز از طریق صنعت پسته تأمین می‌شود.

اما خسارت‌ها تنها به انبارهای پسته محدود نبوده است.

روستاها، باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی نیز آسیب‌های سنگینی متحمل شده‌اند.

روز ۳ مارس، یک مزرعه کشاورزی در شهرستان بوئین‌زهرا در استان قزوین هدف حمله موشکی قرار گرفت. روزنامه دنیای اقتصاد گزارش داد که در این حمله، دو نفر از اعضای یک خانواده شش‌نفره که در آن مزرعه کار می‌کردند، جان خود را از دست دادند.

بر اساس گزارش یک خبرنگار محلی، این خانواده برای یافتن فرصت‌های شغلی بهتر از استان زنجان به روستای حاجی‌بیک مهاجرت کرده بودند.

آنها پس از استقرار در این روستا، یک مزرعه پرورش شترمرغ را به مزرعه کشت گندم و جو تبدیل کردند.

هانیه جهانشاهلو، ۲۱ ساله، و فائزه جهانشاهلو، دانش‌آموز کلاس هفتم که هر دو در کنار والدین خود در مزرعه کار می‌کردند، در جریان این حملات کشته شدند.

تلفات انسانی و آسیب به حیات وحش

تلفات غیرنظامیان در این جنگ بسیار سنگین بوده است.

بر اساس آمار رسمی، در ۳۹ روز نخست جنگ که از ۲۸ فوریه آغاز شد، حدود سه هزار و ۵۰۰ نفر در ایران جان باختند.

البته این آمار، قربانیان حملات تازه آمریکا به جنوب ایران را که پس از پایان آتش‌بس و ازسرگیری عملیات نظامی از سوی کاخ سفید آغاز شد، در بر نمی‌گیرد.

اما همان‌گونه که جنگ شهرها و زیستگاه‌های طبیعی ایران را ویران کرده، رفاه و بقای حیوانات نیز آسیب دیده است؛ موضوعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست ایران اعلام کردند که در پارک پرندگان لویزان تهران، چندین پرنده پس از شنیدن صدای انفجارهای نزدیک، دچار وحشت شدند و هنگام تلاش برای فرار، با قفس‌های خود برخورد کردند و جان باختند.

کارشناسان می‌گویند صدای انفجار فشار روانی شدیدی بر حیوانات وارد می‌کند.

گزارش‌های مشابهی نیز از پارک ملی کلاه‌قاضی در استان اصفهان منتشر شده است؛ جایی که پستانداران وحشی پس از بمباران، با وحشت از زیستگاه‌های خود گریختند.

با این حال، اطلاعات درباره این حوادث و همچنین حملات احتمالی به دامداری‌ها، باغ‌وحش‌ها، موزه‌های حیات وحش و مراکز وابسته به سازمان حفاظت محیط زیست بسیار محدود است.

دلیل این کمبود اطلاعات، محدودیت فعالیت رسانه‌های مستقل در داخل ایران و همچنین دشواری دسترسی خبرنگاران خارجی به این کشور عنوان شده است.

پژوهشگران تلاش کرده‌اند این خلأ اطلاعاتی را با بررسی پیامدهای گسترده‌تر جنگ بر کیفیت هوا در شهرهای ایران، وارونگی دما، فرسایش خاک و نابودی زیستگاه‌ها، با استفاده از داده‌های در دسترس عمومی، پر کنند.

جامون ون دن هوک از دانشگاه ایالتی اورگن و همکارانش در آزمایشگاه پژوهشی «بوم‌شناسی درگیری‌ها» با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای عمومی، حملات هوایی آمریکا به یک مدرسه ابتدایی در میناب را بررسی کردند؛ حمله‌ای که در نخستین روز جنگ، به کشته شدن بیش از ۱۲۰ کودک منجر شد.

این گروه قصد دارد بررسی کند جنگ علیه ایران از چه راه‌هایی آسیب‌پذیری این کشور در برابر تغییرات اقلیمی را افزایش داده و چگونه ساختارهای طبیعی و جغرافیایی آن را تغییر داده است.

ون دن هوک درباره برنامه‌های آینده این تیم گفت: «یکی از گام‌های بعدی ما این است که از نقشه‌برداری خسارت‌های شهری در سراسر کشور عبور کنیم و به سمت چارچوبی برویم که بتواند پیامدهای زیست‌محیطی جنگ را در طول کل دوره درگیری، در حوزه‌های زمین، آب و جو دنبال کند.»

او افزود: «یکی از چالش‌های اصلی، نبود داده‌های پایه است. اطلاعات زیست‌محیطی ایران پیش از جنگ پراکنده و ناقص است و بدون داشتن تصویری دقیق از وضعیت پیش از آغاز درگیری، ارزیابی آثار زیست‌محیطی این جنگ یا هر جنگ دیگری دشوارتر می‌شود.»

دهه‌ها تحریم‌های گسترده، حضور پژوهشگران بین‌المللی، سازمان‌های محیط زیستی و گروه‌های مدافع محیط زیست در ایران را محدود کرده است. حتی فعالیت‌های سازمان ملل در داخل ایران نیز بسیار محدود است.

تیم کشوری سازمان ملل در ایران نماینده‌ای از برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) ندارد و این برنامه تنها دو پروژه مشترک در زمینه ایمنی زیستی و تخریب سرزمین را در ایران ثبت کرده است.

در حالی که برنامه محیط زیست سازمان ملل ۲۰ پروژه پژوهشی و حمایتی در پاکستان و ۱۸ پروژه در جمهوری آذربایجان انجام داده است؛ دو کشوری که هر دو با ایران مرز مشترک دارند.

بحران‌های زیست‌محیطی ایران پیش از جنگ

سال‌ها پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، ایران خود با مجموعه‌ای از بحران‌های زیست‌محیطی روبه‌رو بود.

فعالیت‌های صنعتی بدون کنترل کافی و میلیون‌ها خودروی فرسوده و کم‌بازده، تهران را به یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان تبدیل کرده است.

دانشمندان همچنین درباره چیزی که آن را «ورشکستگی آبی ایران» می‌نامند، هشدار داده‌اند؛ بحرانی که نتیجه دوره‌های طولانی خشکسالی، برداشت بیش از حد از منابع آب و مدیریت نامناسب سدهاست.

در داخل کشور نیز فعالیت‌های زیست‌محیطی اغلب با سوءظن حکومت روبه‌رو بوده است.

فعالانی که در حوزه تغییرات اقلیمی، حفاظت از حیات وحش و عدالت آبی فعالیت می‌کنند، برای ادامه کار خود بیشتر به ارتباطات و همکاری‌های خارج از کشور تکیه دارند؛ موضوعی که با اتهام‌های بی‌اساس از سوی حکومت درباره تهدید امنیت ملی همراه شده است.

در اول ژوئیه، فعالان حفاظت از حیات وحش، هومن جوکار و سپیده کاشانی، در تهران با اتهام‌هایی نامشخص بازداشت شدند؛ آن هم دو سال پس از آزادی‌شان از یک دوره شش‌ساله زندان.

این اقدام با واکنش و خشم فعالان جامعه مدنی ایران روبه‌رو شد.

انجمن حفاظت از حیات وحش مستقر در نیویورک، از این دو نفر به‌عنوان برخی از «برجسته‌ترین کارشناسان جهان در زمینه یوزپلنگ آسیایی، یکی از در معرض خطرترین گونه‌های جانوری» یاد کرده است.

میراث ماندگار جنگ برای محیط زیست ایران

برخی از آثار زیست‌محیطی جنگ ممکن است برای سال‌ها، و حتی به‌طور غیرقابل بازگشت، باقی بماند.

پژوهشگران می‌گویند آلاینده‌هایی که در اثر سوختن نفت و فرآورده‌های آن ایجاد شده‌اند، مانند هیدروکربن‌های سمی و اکسیدهای گوگرد، می‌توانند برای مدت طولانی در جو باقی بمانند و در بارندگی‌های آینده دوباره به سطح زمین بازگردند.

به همین دلیل، پس از «باران سیاه» تهران در ماه مارس که در پی بمباران مخازن نفت ایجاد شد، درباره افزایش احتمال بیماری‌های تنفسی و برخی انواع سرطان هشدار داده شده است.

در بسیاری از موارد، هنگام بازسازی پس از جنگ، احیای محیط زیست در اولویت قرار نمی‌گیرد.

در چنین شرایط نامطمئنی، اکوسیستم‌های شکننده ایران احتمالاً همچنان با پیامدهای بمباران گسترده آمریکا و اسرائیل در سراسر این کشور ۹۰ میلیونی دست‌وپنجه نرم خواهند کرد؛ و این در حالی است که ادامه درگیری با آمریکا می‌تواند آسیب‌های تازه‌ای نیز به همراه داشته باشد.

منبع: truthout

مطالب مرتبط:

حیات وحش ایران، قربانی خاموش جنگ و بحران اقتصادی

خطرات نشت نفت در تنگه هرمز


نظر شما