twitter share facebook share ۱۴۰۰ شهریور ۱۶ 298

والدین فاطمه خاوری نهایت تلاش خود را کردند تا او را از جنگ و خشونتی که خود در کودکی شاهد بودند، دور نگه دارند. همچون بسیاری دیگر از هزاره های شیعه، در طول جنگ داخلی دهه نود و دوره نخستِ حکمرانی طالبان بر افغانستان، آنان هدف آزار بودند و سال 1998 مجبور شدند به پاکستان فرار کنند. بعد از حمله آمریکا و سقوط حکومت طالبان در سال 2001 خانواده فاطمه با این گمان که دیگر در امنیت هستند و می توانند زندگی بهتر و شادتری برای فرزندان خود فراهم کنند، به کابل بازگشتند

ماه ژوئن من به خانه خانواده خاوری در دشت برچی -منطقه ای هزاره نشین در غرب کابل- رفتم. 15 می انفجار بمب در مدرسه سیدالشهداء که فاطمه در آن درس می خواند، منجر به کشته شدن 80 دختر از جامعه هزاره شد؛ فاطمه یکی از دختران مدرسه بود که از انفجار جان سالم به در برد

حالا با بازگشت طالبان به قدرت، بسیاری از هزاره ها می ترسند که کارزار آزار و خشونت علیه این اقلیت -که بیست سال پیش توسط طالبان به راه افتاده بود- دوباره از سر گرفته شود. طالبان مدعی ایجاد یک حکومت اسلامی فراگیر هستند؛ حکومتی که نماینده تمام اقوام افغانستان است. اینکه اقدامات آنها تا چه اندازه با شعارهایی که می دهند مطابقت دارد، هنوز روشن نیست؛ اما نحوه برخورد آنها با هزاره ها در ماههای آتی، خیلی مهم است و می تواند نمایانگر ماهیت این گروه باشد

هزاره ها که اکثرا شیعه هستند، صدها سال است که با محرومیت و آزار فرامانروایان سنی، دست به گریبانند. این آزار و اذیت به ویژه در طول جنگ های داخلی بین گروههای مجاهدین در دهه نود، شدت گرفت. طالبان در زمان حکمرانی خود، دست به کشتار هزاره ها زدند که از جمله آن، کشتار وحشیانه مردم مزارشریف در سال 1998 بود

در نتیجه خشونت های طالبان، صدها هزار هزاره به کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان پناه بردند. بسیاری از این پناهجویان همچون خانواده خاوری، پس از حمله آمریکا به افغانستان و سرنگونی طالبان به کشور بازگشتند و پشتیبان دولت جدید شدند. شبه نظامیان هزاره نخستین گروهی بودند که سلاح های خود را زمین گذاشتند و از دولت حامد کرزی اعلام حمایت کردند؛ به ویژه وقتی دیدند سطح تحصیلات زنان و دختران در حال افزایش است، به تلاش های جامعه بین الملل برای بازسازی افغانستان ایمان پیدا کردند

اما در طول دو دهه اخیر و با حملاتی که به جامعه شیعه افغانستان صورت گرفت، خوش بینی ها رنگ باخت. مدت کوتاهی پس از حمله به مدرسه سیدالشهدا، من در تجمع رهبران هزاره در کابل حضور یافتم؛ برخی از آنان دختران خود را در بمب گذاری از دست داده بودند. یکی از آنان به من گفت: «دولت هیچ کاری برای ما نکرده است؛ دیگر هیچ امیدی به آنها نداریم. در مورد بمب گذاری هیچ تحقیقی انجام ندادند و حاضر نشدند برای حفظ امنیت ما، به منطقه نیروی امنیتی بفرستند» رهبر هزاره ها در حال تدارک یک گروه شبه نظامی برای حفاظت از جامعه هزاره کابل بود

وقتی به مناطق مختلف شهر نگاه می کردم، می دیدم که آنان حق دارند. خیابان های کابل معمولا پر از مردان مسلح است، اما در طول اقامتم در دشت برچی حتی یک پلیس یا نیروی نظامی ندیدم. وقتی هم که هزاره ها سعی در مسلح کردن خود نمودند، دولت به خانه هایشان حمله کرد و اسلحه هایشان را گرفت «ما تنها بدنبال راهی برای حفاظت از خود هستیم، اما دولت حتی اجازه این کار را به ما نمی دهد» هم اقدامات دولت و هم چشم انداز روی کار آمدن طالبان، سبب ناامیدی هزاره ها شده بود

چهار ماه بعد طالبان کنترل افغانستان را در دست گرفت و قدرت خود را تثبیت کرد. این درحالی بود که به نظر می رسید رهبری طالبان می کوشد با جامعه هزاره، ابراز دوستی کند و آنان را از امنیت خود مطمئن سازد. طالبان اجازه داد که مراسم عاشورا بدون هیچ مشکلی برگزار شود، در مزار شریف رهبران هزاره به خبرنگاران گفتند که طالبان امنیت آنان را تأمین کرده و به زنان اجازه داده اند که در مراسم عزاداری شرکت کنند. حتی یک فرمانده طالبان در مجلسی که در دشت برچی برگزار شده بود شرکت کرد، تا نگرانی هزاره ها را بشنود

با وجود بی سابقه بودن این تحولات، برخی از هزاره ها نگرانند و می گویند اقداماتی که طالبان در برخی نقاط کشور انجام می دهد، می تواند نشان دهنده مقاصد و رفتار واقعی آنان باشد. سازمان عفو بین الملل در گزارش 19 اوت خود از کشته شدن 9 مرد هزاره در ولایت غزنی به دست طالبان در اوایل ژوئیه خبرداد؛ در گزارش آمده بود که سه تن از کشته شدگان به طرز وحشیانه ای شکنجه شده بودند. به نوشته اگنس کالامارد مدیر عفو بین الملل: «خشونتی که در این قتل ها اعمال شده، یادآور گذشته طالبان است و نشان می دهد که حکومت این گروه می تواند چقدر هولناک باشد...این کشتارهای هدفمند نشان می دهد اقلیت های قومی و مذهبی تحت حکومت طالبان در افغانستان، همچنان در معرض خطر هستند»

همچنین عکس هایی که در شبکه های اجتماعی همرسانی شد، نشان می داد که طالبان ماه جاری مجسمه عبدالعلی مزاری را -از شخصیت های برجسته هزاره که سال 1995 توسط طالبان کشته شد- در بامیان تخریب کردند. این تصاویر یاد و خاطره تخریب مجسمه های بودا در سال 2001 در بامیان را برای بسیاری زنده کرد.

طالبان یک سازمان سیاسی منسجم نیست؛ گروههای زیادی تحت لوای طالبان فعالیت می کنند که درجه وفاداری هرکدام از آنها به رهبری سیاسی شان متفاوت است. این رهبری سیاسی تا همین اواخر در دوحه قطر مستقر بود و با آمریکا مذاکره می کرد؛ این درحالی بود که در همان زمان گروههای مختلف طالبان که از رهبرانشان هم تندروتر بودند، در افغانستان عملیات نظامی انجام می دادند. فعلا وضعیت مبهم است و هر لحظه هم ممکن است تغییر کند؛ اما بر اساس انتصاباتی که در وزارتخانه های افغانستان و شورای رهبری طالبان صورت گرفته است، شاید بتوان گفت که اکنون گروههای تندروی طالبان دست بالا را دارند

رویکرد میانه رو و عمل گرایانه رهبری سیاسی طالبان در خصوص هزاره ها، برای حفظ کنترل افغانستان ضروری است. اگر به هزاره ها اجازه داده شود که در صلح و صفا زندگی کنند، اعمال و مناسک خود را به جا آورند و تجمعاتشان از حمله در امان باشد، می تواند نشان بر این باشد که طالبان قصد دارد در مواردی همچون حقوق زنان و اقلیت ها، موضع نرم تری اتخاذ کرده و از بازگشت به تفاسیر سخت گیرانه شریعت -که مبنای حکومت این گروه در دهه نود بود- خودداری کند.

اما ممکن است پس از آنکه رسانه های بین المللی توجه خود را از روی این کشور بردارند، هزاره ها بار دیگر با اذیت و آزار مواجه شوند. چندین کشور از جمله تاجیکستان -که متحد روسیه است- گفته اند تنها دولتی را در افغانستان به رسمیت می شناسند که متشکل از اقلیت های قومی از جمله هزاره ها باشد. وزرای خارجه ناتو نیز در بیانیه ای خواستار تشکیل دولتی فراگیر با مشارکت زنان و اقلیت ها شدند. با این وجود به نظر می رسد که برای بیشتر کشورها در تعامل با طالبان، شیوه برخورد با زنان و نفی تروریسم بین المللی از اهمیت بیشتری برخوردار است تا حقوق اقلیت ها

*منبع: فارین پالیسی

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما