در دو سال گذشته، ایران و اسرائیل سه بار به تبادل حملات موشکی و هوایی پرداختهاند و حالا جنگ میان آنها دیگر خبر تازهای نیست.
اما جنگ میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ــ عربستان سعودی، قطر، کویت، بحرین و امارات متحده عربی ــ موضوعی جدید است. بر اساس گزارشها، ایران صبح امروز به سوی همه این کشورها موشک شلیک کرده است. در ویدیویی که منتشر شده، به نظر میرسد حملهای به منطقه الجفیر در بحرین را نشان میدهد؛ جایی که ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا مستقر است. حملات مشابهی نیز در دیگر کشورها گزارش شده است؛ کشورهایی که همگی میزبان پایگاههای آمریکایی یا دارای منافع راهبردی آمریکا هستند.
همه این کشورها ــ شاید بهجز امارات ــ در مقاطع مختلف دچار تردید بودهاند که آیا باید با ایران مانند همسایهای بد رفتار کنند که ناچار به تحملش هستند، یا همسایهای بد که خانهاش باید سوزانده شود.
صبح امروز، پس از حملات، وزارت خارجه عربستان بیانیهای صادر کرد و حملات «بزدلانه» ایران را محکوم نمود و یادآور شد که این حملات در حالی صورت گرفته که عربستان اجازه استفاده از حریم هوایی خود برای عملیات علیه ایران را نداده بود. عربستان با جنگ مخالف بود. در این بیانیه آمده است که حملات ایران «به هیچوجه قابل توجیه نیست». دیگر کشورهای هدف نیز بیانیههای مشابهی صادر کردند. مجموعه این مواضع نشان میدهد که این کشورها از رویکرد «ارسال نامه اعتراضی تند» فاصله گرفته و به سمت موضعی بسیار سختتر حرکت کردهاند. آنها زمانی این پرسش را داشتند که آیا میتوان ایران را مهار یا راضی کرد؛ اکنون دیگر چنین باوری ندارند.
بهویژه سعودیها حکومت ایران را تهدیدی میدانستند که ناچار به تحملش هستند. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در گفتوگویی در سال ۲۰۲۲ توضیح داد که کشورهای عربی خلیج فارس را خانواده میداند؛ خانوادهها ممکن است دعوا کنند، اما در نهایت آشتی میکنند. اما ایران در دستهای متفاوت قرار دارد. اگر حکومت ایران ــ که سابقهای طولانی از دشمنی با ریاض دارد ــ بتواند سرنگون شود، باید چنین شود؛ اما تا آن زمان، باید معامله کرد و امتیاز داد.
در سال ۲۰۲۲، نیروهای نیابتی ایران با پهپاد و موشک به ابوظبی، پایتخت امارات، حمله کردند. این حمله سه کشته بر جا گذاشت و به رهبران امارات نشان داد که در مسیر گسترش روابط خود با آمریکا و اسرائیل باید دیدگاههای ایران را نیز در نظر بگیرند. واکنش آمریکا به آن حمله سریع نبود. سه هفته بعد، جنگندههای F-22 آمریکا همراه با تجهیزات نظامی دیگر برای بازدارندگی ایران و دفاع در برابر حملات احتمالی بعدی وارد منطقه شدند. اماراتیها آن سه هفته بیدفاعی را به خاطر سپردند و نتیجه گرفتند که واکنش آمریکا نگرانکننده و کند بوده است؛ آنقدر کند که باید در محاسبات خود تجدیدنظر کنند، مبادا اگر حملات جدیتر شود، آمریکا باز هم با تأخیر از آنها دفاع کند. سال بعد، امارات از یک توافق مهم امنیت دریایی با آمریکا خارج شد.
بحرین احتمالاً کشوری است که بیش از دیگر پادشاهیهای سنی منطقه احساس کرده موجودیتش از سوی ایران تهدید میشود. ایران دستکم سه بار تلاش کرده حکومت آن کشور را سرنگون کند.
هیچیک از این حکومتهای عربی مایل نبودند میان ایران و آمریکا یکی را انتخاب کنند. اما یک عامل، این تصمیم را آسانتر کرد و عامل دوم آن را اجتنابناپذیر ساخت. نخست، پیامهای دولت ترامپ ــ چه علنی و چه در محافل خصوصی ــ که اعلام کرده بود جمهوری اسلامی را با حمایت خلیج فارس یا بدون آن پایان خواهد داد و اگر ایران به کشورهای خلیج حمله کند، فوراً و کامل از آنها حمایت خواهد کرد. دوم، تصمیم ایران برای حمله به همین کشورها بهعنوان نخستین واکنش خود به حملات آمریکا.
اکنون یک هتل لوکس در دبی در آتش میسوزد. حمله به یک اقامتگاه پنجستاره در دبی مانند حمله به یک نانوایی مشهور در پاریس، یا مسابقه فوتبال در لندن، یا ازدحام جمعه سیاه در یک فروشگاه بزرگ در لانگآیلند است. این حمله به یکی از نمادهای ملی است؛ و برای کشوری که هدف قرار گرفته، چنین رویدادی میتواند مرزهایی را که مدتها مبهم بودهاند، ناگهان روشن و شفاف کند.
حمله به قلب ایران
تازهترین قمار جسورانه و کاملاً قابل پیشبینی آمریکا و اسرائیل برای شکل دادن به خاورمیانه مطابق میل خود، صبح امروز آغاز شد.
بسیاری به اشتباه باور کرده بودند ــ یا ترجیح داده بودند باور کنند ــ که ترامپ تمایلی به جنگ ندارد یا در حال پیشبرد نوعی دیپلماسی فشرده و هوشمندانه برای گرفتن امتیازاتی محدود از تهران است. غافل از آنکه ترامپ در بسیاری از مسائل به فردی تبدیل میشود که دیگران میتوانند با وعده پیروزی سریع و افتخار، او را هدایت کنند. ایران یکی از همین مسائل است. مشاوران تندرو او و نخستوزیر اسرائیل، ماهرانه او را به سمتی بردند که جنگ اجتنابناپذیر شد.
هواپیماها و موشکهای کروز آمریکا و اسرائیل مراکز رهبری، ساختارهای فرماندهی و تأسیسات موشکی ایران را هدف قرار دادهاند. رهبر جمهوری اسلامی، رئیسجمهور و فرماندهان ارشد امنیتی ایران در حال حاضر در انظار عمومی دیده نمیشوند. احتمالاً آسیب واردشده به ساختارهای تصمیمگیری و نظامی ایران بسیار گسترده است. مقامهای ایرانی از ساکنان خواستهاند پایتخت را ترک کنند.
اما حکومت ایران نیز برای پاسخ آماده بوده و تلاش میکند سریع و سخت ضربه بزند. برخلاف خویشتنداری نسبی ایران در دورههای قبلی تنش، یکی از مقامهای ارشد سپاه اعلام کرده که همه خطوط قرمز کنار گذاشته شده است. منطق ایران این است که چون نمیتواند از خود دفاع کامل کند، باید خیلی زود هزینهای جدی بر دیگران تحمیل کند تا آنها نیز برای پایان دادن به درگیری فشار بیاورند.
تنها چند ساعت پس از حملات، یگانهای موشکی ایران واکنش نشان دادند؛ نشانهای از آنکه پاسخ به شکل غیرمتمرکز طراحی شده تا صرفنظر از وضعیت رهبری در تهران، شلیکها ادامه یابد. ایران از زرادخانه گسترده موشکهای بالستیک کوتاهبرد دقیق خود ــ که از جنگ ۱۲روزه تابستان گذشته جان سالم به در برده بود ــ علیه اهداف نزدیک به سواحلش استفاده کرد. تا لحظه نگارش این مطلب، چندین موج حمله موشکی ایران ــ که ظاهراً پایگاههای آمریکا را هدف گرفتهاند ــ در بحرین، امارات و کویت گزارش شده است. همچنین خبرهایی از رهگیری موشکها بر فراز قطر، عراق، اردن و سوریه منتشر شده است.
اکنون پرسش این است که آیا ایران میتواند این شدت عملیات را حفظ کند یا نه. هر بار که ارتش ایران موشکی شلیک میکند، ردّی از خود بر جا میگذارد که سامانههای پیشرفته هوایی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل میتوانند از آن برای نابود کردن سکوهای پرتاب استفاده کنند؛ سکوهایی که تعدادشان محدود است. همچنین واحدهای پراکنده در سراسر کشور بدون فرماندهی مرکزی برای حفظ آمادگی و تأمین مجدد تجهیزات با دشواری روبهرو خواهند شد.
از گزینههای تشدید تنش برای ایران، ایجاد مزاحمت برای تردد دریایی در تنگه هرمز است؛ اقدامی که میتواند قیمت نفت را بالا ببرد و نیروی دریایی آمریکا را ــ که ترجیح میدهد از فاصله دور عمل کند ــ وادار به حضور آشکار در آبهای خلیج فارس کند. اما این گزینه نیز پرخطر است، زیرا زیرساختهای صادرات انرژی ایران در سواحل در برابر حملات تلافیجویانه آمریکا آسیبپذیرند و چنین حملاتی میتواند ایران را از تجارت محروم کند. افزون بر این، بسیاری از شرکای منطقهای ایران نیز احتمالاً بسیج خواهند شد.
ایران حساب میکند که ایجاد درد و هزینه در خلیج فارس، کاهش ذخایر دفاعی آمریکا و اسرائیل و افزایش نگرانیهای بینالمللی، کارزار را کوتاهتر خواهد کرد. اما ممکن است دقیقاً برعکس رخ دهد. بیانیههای رسمی عربستان سعودی و دیگر کشورها و نیز اظهارنظرهای غیررسمی، خشم قابلتوجهی نسبت به ایران نشان میدهد. آنها انتظار داشتند دیپلماسیشان از آنها در برابر خشم ایران محافظت کند، اما ویدیوهای مربوط به انفجار بزرگ در پایگاه آمریکایی در منامه و رهگیری موشکها در امارات، خلاف این انتظار را نشان میدهد؛ چیزی کاملاً متفاوت از آنچه دولتهای خلیج فارس، شهروندان برخوردارشان و خارجیهای ثروتمند ساکن آنجا از زندگی در آن کشورها انتظار دارند.
اگر حملات شدت بگیرد، کشورهای خلیج فارس ممکن است مخالفت خود با استفاده آمریکا از زیرساختهای نظامی و حریم هواییشان را کاهش دهند. کشورهای غربی نیز با معضلهایی روبهرو هستند. در حالی که بحران اوکراین و مسئله گرینلند در ذهنشان است، بسیاری در حال صفبندی برای حمایت از جنگی هستند که الزاماً به آن باور ندارند. اگر شرکای خلیجفارسیشان از آنها بخواهند به تعهدات دفاعیشان عمل کنند، ممکن است ناچار شوند به کارزار بپیوندند. حتی در میان کسانی که این حمله را محکوم میکنند، صبر و همدلی چندانی نسبت به ایران وجود ندارد. سرکوب خونین اعتراضات ژانویه و حمایت ایران از روسیه در جنگ اوکراین هنوز در ذهنها تازه است.
نباید فریب برتری نظامیای را خورد که آمریکا و اسرائیل در ساعات اولیه این درگیری نشان دادهاند. آنچه اهمیت دارد این است که جنگ چگونه پایان مییابد و آمریکا تحت رهبری ترامپ بعید است بتواند آشفتگی بلندمدتی را که در منطقه ایجاد میکند، مدیریت نماید.


نظر شما