twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۰۴ 27
جامعه حسینی جامعه‌ای است که در آن مردم نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت می‌کنند، به یاری یکدیگر می‌شتابند، در برابر ظلم سکوت نمی‌کنند و برای گسترش خیر و عدالت تلاش می‌کنند

سخن گفتن از حماسه عاشورا در حقیقت سخن گفتن از چگونگی زنده نگه داشتن یاد و خاطره آن حادثه بزرگ است. زنده نگه داشتن عاشورا نیازمند آمادگی همه‌جانبه است؛ نه فقط در ظاهر بلکه در قلب، اندیشه و رفتار. مؤمن هنگامی که وارد روزهای متعلق به امام حسین علیه‌السلام می‌شود، باید با قلبی آماده، ذهنی آگاه، روحی بیدار و اراده‌ای آماده تغییر وارد شود. این مناسبت بزرگ صرفاً چند روز از تقویم سال نیست، بلکه مدرسه‌ای است که انسان را دوباره می‌سازد، او را از غفلت بیدار می‌کند و از طریق امام حسین علیه‌السلام راهی به سوی خداوند متعال می‌گشاید.

از همین‌جا پرسش اصلی مطرح می‌شود:

انسان حسینی کیست؟

انسان حسینی کسی است که محبتش به امام حسین علیه‌السلام به آگاهی تبدیل شده، اشکش به بصیرت، شعائرش به تربیت، خدمتش به اخلاق و وابستگی‌اش به مسئولیت. او تنها به زبان نمی‌گوید که پیرو امام حسین علیه‌السلام است، بلکه تلاش می‌کند این وابستگی در قلب، اندیشه، رفتار، خانواده، کار و موضع‌گیری‌هایش در برابر زندگی و مردم نمایان باشد.

در مسیر رسیدن به عاشورا، نخست باید خود را بشناسیم و از خود بپرسیم: محبت ما به امام حسین علیه‌السلام چگونه است؟ خود را چگونه می‌بینیم؟ چگونه خود را ارزیابی و محاسبه می‌کنیم؟ آیا حضور حسینی را در قلب، اندیشه و رفتار خود احساس می‌کنیم؟ آیا در این روزها با تمام وجود ــ قلب، عقل، روح و رفتار ــ حاضر می‌شویم؟ و آیا این یاد و خاطره در درون ما به بیداری، خودسازی و اصلاح تبدیل می‌گردد؟

انسان تنها زمانی می‌تواند پیشرفت کند که جایگاه خود را بشناسد و تنها زمانی می‌تواند از دوستداران واقعی امام حسین علیه‌السلام باشد که این وابستگی را به حرکتی دائمی در زندگی خود تبدیل کند. حسینی بودن یک نام یا شعار نیست، بلکه مسیری است آمیخته از محبت، اطاعت، بصیرت و عمل.

مفهوم محبت حسینی

نخستین چیزی که باید بشناسیم، معنای محبت حسینی است. این مفهوم در مکتب اسلام و اهل‌بیت علیهم‌السلام معنایی عمیق دارد. محبت حسینی صرفاً یک احساس عاطفی گذرا نیست که با پایان یافتن مجلس یا مناسبت از بین برود. بلکه نیرویی ایمانی است که برای ساختن شخصیت انسان، پرورش یقین و معرفت، و آزاد کردن او از زنجیرهای دنیاپرستی، هوس‌ها، ظلم، گناه و وابستگی‌های مادی آمده است.

این زنجیرها همیشه بیرونی نیستند. گاهی انسان اسیر یک ستمگر بیرونی است و گاهی اسیر ستمگری در درون خود. شهوت می‌تواند یک طاغوت باشد، طمع، ترس، دلبستگی افراطی به دنیا و مال حرام همگی می‌توانند به طاغوتی تبدیل شوند که انسان را اسیر خود کنند.

عاشورا آمده است تا راه آزادی از همه این بندها را به انسان نشان دهد. بنابراین محبت حسینی در حقیقت آزادی روح از اسارت دنیا و رهایی از زندان خواهش‌های نفسانی است.

در اسلام، محبت به معنای تعهد، اطاعت، الگوگیری و پیروی است. در حقیقت، جوهر محبت همان پایبندی و التزام است. هر کس کسی را واقعاً دوست داشته باشد، برای او از خودگذشتگی می‌کند، به او خدمت می‌کند و رضایتش را می‌جوید.

حال اگر این محبت، محبتی دینی باشد چه؟ و اگر محبت امام حسین علیه‌السلام باشد؛ امامی که خداوند محبت او را راهی برای فضیلت، کرامت و هدایت قرار داده است؟

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى؛ بگو من در برابر رسالتم هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم، جز محبت نسبت به خویشاوندانم.﴾ (سوره شوری، آیه ۲۳)

این مودت و محبت، یک احساس خاموش و بی‌اثر نیست؛ بلکه به معنای پیروی، اقتدا و پایبندی به راه و روش اهل‌بیت علیهم‌السلام، ارزش‌ها، اخلاق و سیره آنان است. کسی که واقعاً اهل‌بیت را دوست داشته باشد، محبت آنان را به برنامه زندگی خود تبدیل می‌کند. در نتیجه محبت برای او تنها یک واژه نیست، بلکه رفتاری آشکار در اطاعت، تقوا و پرهیزکاری است.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «حُسَينٌ مِنّي وَأَنَا مِنْ حُسَينٍ، أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَينًا؛ حسین از من است و من از حسینم؛ خداوند دوست بدارد کسی را که حسین را دوست بدارد.»

این حدیث شریف عمق محبت حسینی را نشان می‌دهد. امام حسین علیه‌السلام ادامه‌دهنده راه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و تجسم سیره و رسالت اوست. او در حساس‌ترین مقاطع تاریخ، پیام و راه پیامبر را حفظ کرد و زنده نگه داشت. از این رو، محبت حسین علیه‌السلام در حقیقت پایبندی به راه پیامبر و اطاعت از خداوند متعال است.

کسی که اهل‌بیت علیهم‌السلام را دوست بدارد، از آنان اطاعت کند و در مسیرشان حرکت نماید، در حقیقت در مسیر محبت خدا قرار گرفته است. و چه مقامی بالاتر از اینکه خداوند انسان را دوست بدارد؟

راه رسیدن به این مقام آن است که انسان امام حسین علیه‌السلام را صادقانه دوست بدارد، به سیره او عمل کند و محبت او را چراغ راه زندگی خود قرار دهد.

امام محمد باقر علیه‌السلام نیز فرمودند: «مَنْ كانَ مُحِبّاً فَلْيَرْغَبْ في زِيارَةِ قَبْرِ الحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ؛ فَمَنْ كانَ لِلْحُسَيْنِ مُحِبّاً زَوّاراً عَرَفْناهُ بِالحُبِّ لَنا أَهْلَ البَيْتِ، وَكانَ مِنْ أَهْلِ الجَنَّةِ، وَمَنْ لَمْ يَكُنْ لِلْحُسَيْنِ زَوّاراً كانَ ناقِصَ الإيمانِ؛ هر کس دوستدار حسین باشد، باید مشتاق زیارت قبر او باشد. کسی که با محبت به زیارت حسین برود، ما او را دوستدار اهل‌بیت می‌شناسیم و او از اهل بهشت خواهد بود؛ و کسی که اهل زیارت حسین نباشد، ایمانش ناقص است..»

منظور از «زیارت‌کننده» تنها یک‌بار زیارت کردن نیست؛ بلکه تجدید مداوم پیمان با امام حسین علیه‌السلام است. مؤمن هر اندازه که بتواند، این پیوند را از طریق زیارت و شناخت تازه می‌کند. هرچه معرفت او نسبت به امام حسین علیه‌السلام بیشتر شود، ایمانش عمیق‌تر و محبتش گسترده‌تر خواهد شد.

در اینجا رابطه نزدیک میان محبت و ایمان آشکار می‌شود؛ زیرا محبت حسینی چیزی جز ایمان، اطاعت و تعهد نیست.

امام صادق علیه‌السلام نیز فرمودند: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ مَسْكَنُهُ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ الْجَنَّةَ فَلَا يَدَعْ زِيَارَةَ الْمَظْلُومِ.»

از ایشان پرسیده شد: «مظلوم کیست؟»

فرمودند: «الحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ؛ فَمَنْ أَتَاهُ شَوْقاً إِلَيْهِ وَحُبّاً لِرَسُولِ اللَّهِ وَحُبّاً لِفَاطِمَةَ وَحُبّاً لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ أَقْعَدَهُ اللَّهُ عَلَى مَوَائِدِ الْجَنَّةِ يَأْكُلُ مَعَهُمْ وَالنَّاسُ فِي الْحِسَابِ؛ او حسین بن علی است. هر کس از روی اشتیاق به او و محبت به پیامبر خدا، فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین به زیارتش برود، خداوند او را بر سفره‌های بهشتی می‌نشاند تا همراه آنان از نعمت‌های بهشت بهره‌مند شود، در حالی که مردم هنوز در حال حسابرسی هستند.»

این است معنای محبت حسینی؛ محبتی که از عشق به پیامبر، حضرت زهرا و امیرمومنان علیهم السلام سرچشمه می‌گیرد و انسان را به معرفت، اطاعت، پیروی از اهل‌بیت و امید به رضوان الهی می‌رساند.

بنابراین محبت حسینی، محبتی آگاهانه، هدفمند و همراه با بصیرت است. محبتی که انسان را به اندیشیدن وادار می‌کند و از او می‌پرسد: منِ دوستدار حسین، چه تغییری باید در خود ایجاد کنم؟ خدمت من به امام حسین علیه‌السلام چه اثری بر رفتارم گذاشته است؟ حضورم در عاشورا چگونه مرا به انسانی بهتر تبدیل می‌کند؟

این پرسش‌ها آغاز راه انسان حسینی است.

محبت آگاهانه

محبت حسینی نیازمند بصیرت و آگاهی است. در زمان امام حسین علیه‌السلام نیز افرادی بودند که ادعای محبت می‌کردند، اما درباره آنان گفته شد: «قُلُوبُهُمْ مَعَكَ وَسُيُوفُهُمْ عَلَيْكَ؛ دل‌هایشان با توست، اما شمشیرهایشان علیه تو.»

این جمله درس بزرگی در خود دارد؛ اینکه محبت باید با شناخت و موضع‌گیری درست همراه باشد. محبتی که از آگاهی و بصیرت برخوردار نباشد، ممکن است هنگام آزمون‌ها و سختی‌ها سست شود و نتواند به یاری واقعی حق تبدیل گردد. اما محبت حقیقی، اندیشه را گسترش می‌دهد، آگاهی را افزایش می‌دهد، بصیرت را بیدار می‌کند و انسان را به فهم و تدبر فرا می‌خواند.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ؛ بگو: آیا نابینا و بینا یکسان‌اند؟ پس چرا نمی‌اندیشید؟﴾

انسان حسینی تنها به حضور ظاهری در مراسم اکتفا نمی‌کند. او می‌خواهد اهل بصیرت باشد؛ سیره امام حسین علیه‌السلام را بشناسد، اخلاق و اهداف نهضت او را درک کند و بداند که آن حضرت برای چه قیام کرد.

او می‌داند که امام حسین علیه‌السلام برای منافع شخصی، رقابت بر سر قدرت یا دستیابی به حکومت قیام نکرد؛ بلکه برای احیای حق، اصلاح امت، برپایی عدالت و حفظ کرامت انسانی به میدان آمد.

پس چگونه ممکن است کسی خود را دوستدار امام حسین علیه‌السلام بداند، اما راه او را نبیند؟ چگونه محبت کامل می‌شود اگر انسان برخلاف سیره آن حضرت حرکت کند، به ظالمان تمایل پیدا کند، از باطل حمایت نماید، حق را یاری نکند، مال حرام بخورد یا حقوق مردم را پایمال سازد؟

ادعای محبت نیازمند اثبات عملی است و قلب بینا، قلبی است که راه امام حسین علیه‌السلام را می‌شناسد و در آن گام برمی‌دارد.

امام حسین علیه‌السلام انسانی بصیر می‌خواهد؛ انسانی که عاشورا را تنها یک حادثه تاریخی نداند، بلکه آن را مدرسه‌ای همیشگی برای ساختن انسان و جامعه بشناسد. هرچه شناخت انسان از عاشورا بیشتر شود، به امام حسین علیه‌السلام نزدیک‌تر خواهد شد و بهتر خواهد توانست محبت را به رفتار صالح تبدیل کند.

عاطفه و شعائر؛ مدرسه‌ای برای نرم شدن دل و تزکیه نفس

عاطفه پرشور حسینی، اندوه، اشک و پیوند روحی با حماسه عاشورا، یکی از بزرگ‌ترین ابزارهای تربیت ایمانی است.

اشک بر امام حسین علیه‌السلام یک احساس گذرا نیست؛ بلکه حرکتی درونی در قلب انسان، نعمتی الهی و وسیله‌ای برای نرم کردن دل و بازگرداندن آن به پاکی، مهربانی و آمادگی برای هدایت است.

شعائر حسینی نیز صرفاً آیین‌هایی ظاهری و تشریفاتی نیستند. این شعائر نشانه وفاداری، همدردی، بزرگداشت امر خداوند، زنده نگه داشتن راه سیدالشهدا علیه‌السلام و تجدید پیمان با پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت پاک او هستند.

در عین حال، این شعائر مدرسه‌ای بزرگ برای تربیت دل و رفتار، و ساختن انسان و جامعه بر پایه تقوا، رحمت، کرامت و وفاداری به شمار می‌آیند.

انسان در زندگی روزمره با فشارهای فراوانی روبه‌روست؛ مشکلات، مسئولیت‌ها، نگرانی‌های اقتصادی، اضطراب‌ها و خشم‌ها. با گذر زمان ممکن است قلب او سخت شود، احساساتش ضعیف گردد و یاد آخرت در وجودش کم‌رنگ شود.

در اینجا عاطفه حسینی وارد میدان می‌شود تا دوباره به قلب زندگی ببخشد. اشک، زمین دل را آبیاری می‌کند؛ شعائر، دریچه‌ای به سوی رحمت می‌گشایند و مجلس عزاداری، پیمان انسان را با خدا، پیامبر و اهل‌بیت تجدید می‌کند.

اشک حسینی قساوت قلب را به‌آرامی از بین می‌برد و دل را زنده و انعطاف‌پذیر می‌سازد. از دل چنین اشکی، محبت، اطاعت، تعهد و توجه به آخرت رشد می‌کند و انسان برای درک ارزش‌های حسینی همچون عدالت، کرامت، رحمت، اصلاح‌گری، یاری حق و مقابله با ظلم آماده‌تر می‌شود.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ؛ خداوند بهترین سخن را نازل کرده است؛ کتابی هماهنگ و تکرارشونده که از شنیدن آن کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند به لرزه می‌افتند، سپس دل‌هایشان به یاد خدا نرم می‌شود. این هدایت الهی است که خدا هر کس را بخواهد با آن هدایت می‌کند، و هر کس را خدا گمراه سازد، هیچ هدایتگری برای او نخواهد بود﴾ (سوره زمر، آیه ۲۳)

انسانی که از خدا می‌ترسد و اهل تقواست، از یاد خدا متأثر می‌شود. گاهی در یک لحظه معنوی، تمام وجود او واکنش نشان می‌دهد؛ چشم، پوست، قلب و احساساتش. این حالت نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه زنده بودن روح است.

اشک حسینی نیز چنین اثری دارد. این اشک راهی به سوی هدایت است؛ زیرا دل را آرامش می‌بخشد و انسان را از تنش‌ها و اضطراب‌های درونی آزاد می‌کند.

هدف اشک، اندوه حسینی و احیای شعائر عاشورا نیز همین است.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ؛ و هر کس شعائر الهی را بزرگ بدارد، این کار نشانه تقوای دل‌هاست﴾ (سوره حج، آیه ۳۲)

شعائر حسینی به انسان نیروی معنوی عظیمی می‌بخشد، آرامش ایجاد می‌کند و او را برای پذیرش هدایت آماده‌تر می‌سازد. همچنین او را به مفاهیمی چون فداکاری، عدالت، انصاف و رحمت نزدیک‌تر می‌کند.

از این رو باید با نگاهی آگاهانه و مثبت به شعائر بنگریم. این شعائر مدرسه‌ای برای تقوای دل‌ها و بستری برای ساختن فرد و جامعه هستند.

اما احیای شعائر پایان راه نیست؛ بلکه آغاز دوباره مسیر اصلاح است.

کسی که در مجلس شرکت می‌کند، اشک می‌ریزد، سینه‌زنی می‌کند، خدمت می‌کند یا به زیارت می‌رود، باید پس از آن از خود بپرسد: این شعیره چه چیزی در قلب من کاشت؟ چقدر مرا به امام حسین علیه‌السلام نزدیک‌تر کرد؟ آیا مرا مهربان‌تر ساخت؟ آیا مرا صادق‌تر کرد؟ آیا مرا نسبت به حلال و حرام حساس‌تر نمود؟ آیا مرا نسبت به مردم مسئول‌تر ساخت؟

زمانی که شعائر به چنین پرسش‌های اصلاح‌گرانه‌ای منجر شوند، به مدرسه‌ای دائمی برای رشد انسان تبدیل خواهند شد.

شعائر حسینی از ساختن جامعه جدا نیستند؛ بلکه فضایی برای هدایت فراهم می‌کنند، نسل‌ها را با نام امام حسین علیه‌السلام آشنا می‌سازند و آنان را با مفاهیم حق، کرامت و فداکاری پیوند می‌دهند.

به همین دلیل باید این شعائر را با آگاهی حفظ کنیم و آنها را نقطه آغاز تقوای دل‌ها و ساختن انسان بدانیم.

در اینجاست که ابعاد مختلف شخصیت حسینی کامل می‌شود: عاطفه، قلب را به حرکت درمی‌آورد؛ معرفت، عاطفه را هدایت می‌کند؛ شعائر، پیمان را تازه می‌سازند؛ و عمل، صداقت این وابستگی را اثبات می‌کند.

وقتی این عناصر در کنار هم قرار گیرند، انسان در مسیر حقیقی امام حسین علیه‌السلام گام برمی‌دارد.

امام حسین؛ کشتی نجات

امام حسین علیه‌السلام کشتی نجات است و محبت او به معنای همسو شدن با فطرت پاک انسانی و ارزش‌های آزادی، کرامت و عدالت است.

انسانی که هدف روشنی در زندگی نداشته باشد، سرگردان و پریشان خواهد بود؛ نمی‌داند دل خود را به چه چیزی بسپارد و به کدام سو حرکت کند. قرآن کریم به چنین حالت سردرگمی و آشفتگی اشاره کرده و می‌فرماید: ﴿وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَىٰ وَمَا هُمْ بِسُكَارَىٰ؛ مردم را مست می‌بینی، در حالی که مست نیستند﴾ (حج، ۲)

گاهی انسان در دنیا نیز چنین حالتی دارد؛ نه مست واقعی است و نه هوشیار و آرام. در درون خود سرگردان است، هدفش را نمی‌شناسد، نمی‌داند چه می‌خواهد و به کجا می‌رود. دنبال دنیا می‌دود اما سیر نمی‌شود، در پی منافع می‌رود اما آرامش پیدا نمی‌کند، به دنبال لذت‌ها می‌رود اما به اطمینان قلبی نمی‌رسد.

در چنین وضعی، محبت امام حسین علیه‌السلام به زندگی انسان معنا، هدف و جهت می‌بخشد؛ او را از تاریکی‌ها بیرون می‌آورد و دوباره به فطرت، ارزش‌ها و معنای حقیقی زندگی بازمی‌گرداند.

محبت امام حسین علیه‌السلام راهی به سوی کرامت، آزادی، اطاعت از خدا و مودت اهل‌بیت علیهم‌السلام است؛ اما این محبت باید در عمل تجلی پیدا کند. اگر کسی امام حسین علیه‌السلام را دوست داشته باشد اما این محبت هیچ اثری در زندگی او نگذارد، محبتش هنوز به کمال نرسیده است.

زیرا دوستدار واقعی، مطیع محبوب خویش است و محبت حسینی باید در رفتار، موضع‌گیری‌ها، تعامل با مردم، پاکی درآمد و صداقت در گفتار آشکار شود.

انسان حسینی چگونه محبت خود را به عمل تبدیل می‌کند؟

محبت باید به یک الگو تبدیل شود؛ به گونه‌ای که خادم حسینی نمونه‌ای از سیره و روش امام حسین علیه‌السلام باشد.

خادم حسینی می‌تواند با رفتار خود مردم را به سوی هدایت جذب کند؛ زمانی که دیگران در او تواضع، مهربانی، امانت‌داری و تقوا را ببینند. اما اگر رفتارش با ارزش‌های امام حسین علیه‌السلام هماهنگ نباشد، اثر خدمتش نیز کاهش خواهد یافت.

از این رو جامعه به یک تحول بزرگ در رفتار حسینی نیاز دارد.

این تحول از چند مسیر عملی شکل می‌گیرد:

مسیر نخست: تقوا، پرهیزکاری و تربیت نفس

منظور از تربیت نفس، ساختن و اصلاح درون انسان است تا بتواند به اهل‌بیت علیهم‌السلام اقتدا کند.

انسان حسینی نمی‌خواهد فردی عادی باشد که فقط برای خود زندگی می‌کند؛ او می‌خواهد الگویی صالح برای دیگران باشد.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا؛ و این‌گونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر نیز گواه بر شما باشد.﴾ (بقره، ۱۴۳)

همان‌گونه که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله الگوی مردم است، پیروان او و اهل‌بیت نیز باید برای دیگران الگو باشند.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ؛ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَالاجْتِهَادَ وَالصَّلَاةَ وَالْخَيْرَ، فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَةٌ؛ مردم را با غیر زبان‌های خود دعوت کنید؛ بگذارید در شما تقوا، تلاش، عبادت و نیکی را ببینند، زیرا همین رفتارها بهترین دعوت است.»

مردم بیش از آنکه از سخن تأثیر بگیرند، از رفتار اثر می‌پذیرند.

وقتی انسانی را راستگو، عادل، باتقوا و امانت‌دار ببینند، ناخودآگاه به راه و مکتبی که او نماینده آن است جذب می‌شوند.

این همان انسانی است که محبت امام حسین علیه‌السلام در وجودش تجسم یافته است؛ کسی که از حرام دوری می‌کند، برای خدمت به جامعه تلاش می‌کند و بدون انتظار پاداش یا ستایش مردم، در راه خیر گام برمی‌دارد.

در زیارت اربعین نیز درباره هدف قیام امام حسین علیه‌السلام آمده است: «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلَالَةِ؛ او جان خویش را در راه تو فدا کرد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات دهد».

بنابراین انسان حسینی باید ادامه‌دهنده همین رسالت باشد؛ نخست خود را از نادانی و گمراهی نجات دهد و سپس در حد توان برای هدایت خانواده، فرزندان و جامعه خود بکوشد.

او تنها برای شخص خود زندگی نمی‌کند، بلکه دغدغه اصلاح جامعه را نیز دارد. دوست دارد جامعه‌ای بر پایه عدالت، انصاف، امنیت و امانت‌داری شکل بگیرد و خود نیز چراغی برای هدایت دیگران باشد.

امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: «كُونُوا لَنَا دُعَاةً صَامِتِينَ؛ دعوت‌کنندگان خاموش ما باشید.»

از ایشان پرسیدند: چگونه؟

فرمودند: «تَعْمَلُونَ بِمَا أَمَرْنَاكُمْ بِهِ مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ، وَتَنْتَهُونَ عَمَّا نَهَيْنَاكُمْ عَنْهُ مِنْ مَعَاصِيهِ، فَإِذَا رَأَى النَّاسُ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ عَلِمُوا فَضْلَ مَا عِنْدَنَا فَسَارَعُوا إِلَيْهِ؛ به آنچه شما را به آن فرمان داده‌ایم عمل کنید و از آنچه شما را از آن بازداشته‌ایم دوری نمایید. وقتی مردم رفتار شما را ببینند، فضیلت آنچه نزد ماست را خواهند شناخت و به سوی آن خواهند شتافت.»

یعنی مردم اهل‌بیت علیهم‌السلام را از طریق رفتار شما می‌شناسند.

اگر شما به حلال پایبند باشید، از گناه دوری کنید، عدالت و انصاف را رعایت نمایید و اهل صداقت باشید، مردم زیبایی‌های مکتب اهل‌بیت را در شما خواهند دید.

این معنای حقیقی محبت حسینی است؛ اینکه انسان آینه‌ای از اخلاق و سیره امام حسین علیه‌السلام باشد.

انسان حسینی معصوم نیست و ممکن است خطا کند؛ اما هرگاه اشتباه کرد، توبه می‌کند، اگر حقی را ضایع نمود جبران می‌کند و اگر کوتاهی کرد به اصلاح خود می‌پردازد.

جامعه به چنین الگوهایی نیاز دارد؛ الگوهایی که مظهر هدایت، استقامت، فضیلت و خیر باشند.

به همین دلیل باید در ایام عاشورا و در تمام سال، ارزش‌های اخلاقی و انسانی را در خود و جامعه تقویت کنیم تا مردم از طریق شناخت فضایل اهل‌بیت علیهم‌السلام به راه خیر هدایت شوند.

محاسبه روزانه نفس؛ راهی برای رشد و اصلاح

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انسان حسینی، محاسبه نفس است؛ یعنی انسان هر روز با خود خلوت کند و رفتار، نیت‌ها و عملکردش را مورد بررسی قرار دهد.

امام حسین علیه‌السلام برای اصلاح امت قیام کرد و کسی که خود را پیرو آن حضرت می‌داند، باید اصلاح را از خویش آغاز کند.

انسان حسینی هر روز از خود می‌پرسد: امروز چه کاری برای رضای خدا انجام دادم؟ در برابر خانواده‌ام چگونه رفتار کردم؟ آیا حق کسی را ضایع کردم؟ آیا در گفتارم راستگو بودم؟ آیا به نیازمندی کمک کردم؟ آیا در برابر خشم و خواسته‌های نفسانی خود ایستادگی کردم؟ آیا رفتار من باعث خشنودی امام حسین علیه‌السلام می‌شود؟

این پرسش‌ها نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه بیداری و رشد است. کسی که خود را محاسبه نکند، به تدریج از خطاهای خود غافل می‌شود و ممکن است گمان کند در مسیر درست قرار دارد، در حالی که از آن فاصله گرفته است.

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرموده‌اند: «مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ، وَمَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ؛ هر کس نفس خود را محاسبه کند، سود می‌برد و هر کس از آن غافل شود، زیان خواهد کرد.»

محاسبه نفس به معنای سرزنش دائمی خود نیست؛ بلکه به معنای آگاهی، اصلاح و پیشرفت است. همان‌گونه که یک بازرگان هر روز سود و زیان خود را بررسی می‌کند، مؤمن نیز باید سرمایه عمر، ایمان و اعمال خود را ارزیابی کند.

در ایام عاشورا این محاسبه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا انسان در فضای معنوی ویژه‌ای قرار می‌گیرد که دل‌ها نرم‌تر و آمادگی برای تغییر بیشتر است.

اگر اشک بر امام حسین علیه‌السلام به اصلاح رفتار منجر نشود، اثر آن ناقص خواهد بود. اگر حضور در مجالس حسینی باعث نشود انسان دروغ را ترک کند، حقوق مردم را رعایت کند، امانت‌دارتر شود و به خدا نزدیک‌تر گردد، باید از خود بپرسد که چه چیزی کم بوده است.

مسئولیت‌پذیری اجتماعی انسان حسینی

انسان حسینی تنها به فکر نجات فردی خود نیست؛ او نسبت به جامعه، مردم و سرنوشت امت نیز احساس مسئولیت می‌کند.

امام حسین علیه‌السلام هنگامی که اهداف قیام خود را بیان کرد، فرمود: «إِنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَلَا بَطِراً وَلَا مُفْسِداً وَلَا ظَالِماً، وَإِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي؛ من از روی سرمستی، خودخواهی، فساد یا ظلم قیام نکردم؛ بلکه برای اصلاح امت جدم خروج کردم.»

این سخن نشان می‌دهد که مؤمن نمی‌تواند نسبت به فساد، ظلم، تبعیض، جهل و مشکلات جامعه بی‌تفاوت باشد.

البته اصلاح جامعه تنها به معنای فعالیت سیاسی نیست. گاهی اصلاح از درون خانواده آغاز می‌شود؛ از تربیت فرزندان، از صداقت در کسب‌وکار، از احترام به حقوق دیگران، از کمک به نیازمندان، از گسترش اخلاق نیکو و از ایجاد همبستگی میان مردم.

انسان حسینی هر جا باشد منشأ خیر است. اگر معلم است، با اخلاص آموزش می‌دهد. اگر پزشک است، با وجدان خدمت می‌کند. اگر تاجر است، اهل انصاف و امانت است. اگر مسئولیتی بر عهده دارد، آن را وسیله خدمت می‌داند نه وسیله برتری‌جویی.

او می‌داند که محبت امام حسین علیه‌السلام باید در خدمت به مردم تجلی پیدا کند؛ زیرا یکی از بزرگ‌ترین درس‌های عاشورا، فداکاری برای دیگران و ترجیح حق بر منافع شخصی است.

از این رو، جامعه حسینی جامعه‌ای است که در آن مردم نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت می‌کنند، به یاری یکدیگر می‌شتابند، در برابر ظلم سکوت نمی‌کنند و برای گسترش خیر و عدالت تلاش می‌کنند.

کوتاه سخن اینکه محبت امام حسین علیه‌السلام نعمتی بزرگ و راهی برای هدایت است؛ اما این محبت زمانی به ثمر می‌رسد که با معرفت، بصیرت، اخلاق و عمل صالح همراه شود.

دوستدار واقعی امام حسین علیه‌السلام کسی است که: محبت خود را به اطاعت تبدیل کند؛ اشک خود را به بصیرت و آگاهی پیوند بزند؛ شعائر را وسیله‌ای برای خودسازی بداند؛ اخلاق اهل‌بیت علیهم‌السلام را در زندگی خود جاری سازد؛ نفس خود را محاسبه کند؛ نسبت به جامعه و مردم احساس مسئولیت داشته باشد؛ و در همه حال بکوشد آیینه‌ای از ارزش‌های عاشورا باشد.

عاشورا تنها یک خاطره تاریخی نیست؛ مدرسه‌ای همیشگی برای ساختن انسان است. هر سال که این روزها فرا می‌رسد، فرصتی تازه برای بازگشت به خدا، اصلاح خویشتن، تجدید پیمان با اهل‌بیت علیهم‌السلام و حرکت در مسیر حق فراهم می‌شود.

«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ، وَعَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَعَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ، وَعَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ.»


نظر شما