twitter share facebook share ۱۴۰۵ مرداد ۰۱ 133
امام حسین(ع) تنها برای اصلاح دوران خود قیام نکرد، بلکه منشوری جاودانه برای همه نسل‌ها ترسیم کرد؛ اینکه انسان، زمانی حقیقتاً انسان است که امانت را پاس بدارد، عدالت را برپا کند و از حق دفاع کند، هرچند بهای آن بسیار زیاد باشد.

امیرمؤمنان امام علی(ع) هنگامی که از ایشان پرسیدند: «مردم چگونه دچار فساد می‌شوند؟»، فرمودند: «إنَّما هي من فساد الخاصَّة، وإنّما الخاصّة ليُقسمون على خمس: العلماء وهم الأدلّاء على الله، والزهّاد وهم الطريق إلى الله، والتجّار وهم أمناء الله، والغزاة وهم أنصار دين الله، والحكّام وهم رعاة خلق الله. فإذا كان العالِم طمّاعاً وللمال جمّاعاً فبمن يستدلّ؟ وإذا كان الزاهد راغباً ولما في أيدي الناس طالباً فبمن يُقتدى؟ وإذا كان التاجر خائناً وللزكاة مانعاً فبمن يُستوثق؟ وإذا كان الغازي مرائياً وللكسب ناظراً فبمن يُذبّ عن المسلمين؟ وإذا كان الحاكم ظالماً وفي الأحكام جائراً فبمن يُنصر المظلوم على الظالم؟ فوالله ما أتلف الناس إلّا العلماء الطمّاعون، والزهّاد الراغبون، والتجّار الخائنون، والغزاة المراؤون، والحكّام الجائرون». (ميزان الحكمة، ج٣)

«فساد مردم تنها از فساد خواص سرچشمه می‌گیرد. خواص نیز به پنج گروه تقسیم می‌شوند: عالمان که راهنمایان مردم به سوی خدا هستند، زاهدان که راه رسیدن به خدا را نشان می‌دهند، بازرگانان که امانت‌داران خداوندند، مجاهدان که یاوران دین خدا هستند و حاکمان که سرپرستان بندگان خدایند. پس اگر عالم، آزمند و مال‌اندوز باشد، مردم به چه کسی راه بجویند؟ اگر زاهد به دنیا دل ببندد و چشم به اموال مردم داشته باشد، از چه کسی الگو بگیرند؟ اگر تاجر خیانت‌کار باشد و زکات نپردازد، به چه کسی اعتماد کنند؟ اگر مجاهد ریاکار باشد و هدفش کسب منفعت باشد، چه کسی از مسلمانان دفاع خواهد کرد؟ و اگر حاکم ستمگر و در داوری‌ها بیدادگر باشد، چه کسی داد مظلوم را از ظالم خواهد گرفت؟ به خدا سوگند، مردم را جز عالمان آزمند، زاهدان دنیاطلب، تاجران خیانت‌کار، مجاهدان ریاکار و حاکمان ستمگر به هلاکت نکشانده‌اند.»

سپس حضرت این آیه را تلاوت کردند: «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ؛ و به‌زودی کسانی که ستم کردند خواهند دانست که به چه کیفر گاه و دوزخ انتقامی بازگشت می‌کنن..» (سوره شعراء، آیه ۲۲۷)

فساد ملت‌ها از مردم عادی آغاز نمی‌شود، بلکه زمانی شکل می‌گیرد که نخبگانی که مسئول هدایت، سازندگی و اصلاح جامعه هستند، از مسیر درست منحرف شوند. هنگامی که عالم فاسد شود، دانش تباه می‌شود؛ وقتی زاهد منحرف گردد، چهره عبادت مخدوش می‌شود؛ اگر تاجر خیانت کند، امنیت اقتصادی از میان می‌رود؛ اگر مدافع دین منحرف شود، قدرت به ابزار ظلم تبدیل می‌شود؛ و اگر حاکم ستم پیشه کند، عدالت از جامعه رخت برمی‌بندد. در چنین شرایطی، جامعه گرفتار آشفتگی می‌شود، زیرا فسادِ رأس، سراسر پیکر جامعه را دربرمی‌گیرد.

از همین‌جاست که عظمت نهضت امام حسین(ع) آشکار می‌شود. قیام آن حضرت تنها شورشی علیه یک فرد یا یک حکومت نبود، بلکه حرکتی برای نجات انسان از فروپاشی نظام اخلاقی، فکری، اجتماعی، اقتصادی و دینی بود.

امام حسین(ع) هدف جاودانه قیام خود را چنین بیان کردند: « إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصلاحِ في أُمَّةِ جَدِّي، أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ؛ من تنها برای اصلاح امت جدم قیام کردم؛ می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.»

امام حسین(ع) می‌خواست هر قشر را به رسالت حقیقی خود بازگرداند؛ عالمی که گواه حق باشد، نه فروشنده آن؛ زاهدی که الگو باشد، نه کسی که دین را وسیله منفعت کند؛ تاجری که امانت‌دار باشد، نه محتکر؛ پاسداری که پناه مظلومان باشد، نه شمشیری بر گردن بی‌گناهان؛ و حاکمی که خدمتگزار مردم باشد، نه فرمانروای آنان.

نگاه قرآن و روایات به مسئولیت اجتماعی

خداوند متعال می‌فرماید: « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ؛ بی‌گمان خداوند به عدالت، نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می‌دهد.» (سوره نحل، آیه ۹۰)

و نیز می‌فرماید: « وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛ از حقوق مردم چیزی نکاهید و در زمین فساد و تباهی نکنید.» (سوره هود، آیه ۸۵)

و در جای دیگر می‌فرماید: « إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ؛ بهترین کسی که می‌توان به کار گماشت، فردی نیرومند و امانت‌دار است.» (سوره قصص، آیه ۲۶)

قرآن، امانت‌داری و عدالت را پایه هر مسئولیتی می‌داند و همین اصول بود که امام حسین(ع) برای زنده نگه داشتن آنها در وجدان امت، جان خود را فدا کرد.

پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودند: « كُلُّكُمْ رَاعٍ، وَكُلُّكُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ؛ همه شما مسئول هستید و همه شما در برابر کسانی که زیر نظر شما هستند، پاسخگو خواهید بود.»

همچنین فرمودند: « صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِي، وَإِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِي: الْعُلَمَاءُ وَالْأُمَرَاءُ؛ دو گروه از امت من اگر اصلاح شوند، امت نیز اصلاح می‌شود و اگر فاسد شوند، امت نیز فاسد خواهد شد: عالمان و زمامداران.»

امیرالمؤمنین علی(ع) نیز فرمودند:« الناسُ بصلاحِ ولاتِهم أصلحُ منهم بخصبِ زمانهم؛ اصلاح مردم، بیش از آنکه به فراوانی نعمت‌های زمانه وابسته باشد، به شایستگی زمامدارانشان بستگی دارد.»

و نیز فرمودند:« قيمةُ كلِّ امرئٍ ما يُحسنُه؛ ارزش هر انسان به اندازه چیزی است که آن را نیکو انجام می‌دهد.»

امام جعفر صادق(ع) فرمودند:« كونوا دعاةً للناس بغير ألسنتكم؛ مردم را با غیر زبان‌های خود به سوی حق دعوت کنید.»

این سخنان، فلسفه‌ای عمیق از تمدن اسلامی را ترسیم می‌کنند. اصلاح انسان تنها یک مسئله فردی نیست، بلکه شبکه‌ای از مسئولیت‌های به‌هم‌پیوسته است. عالم، مسئول آگاهی‌بخشی است، تاجر مسئول سلامت اقتصاد، حاکم مسئول برقراری عدالت، نیروهای مسلح مسئول تأمین امنیت و زاهد مسئول پالایش وجدان جامعه است. هرگاه هر یک از این گروه‌ها وظیفه خود را با امانت انجام دهند، تمدنی شکل می‌گیرد که کرامت انسان را حفظ می‌کند؛ اما اگر به وظیفه خود خیانت کنند، اعتماد از میان می‌رود، عدالت نابود می‌شود و اخلاق سقوط می‌کند، هرچند شعارهای زیبا فراوان باشد.

از منظر اقتصادی، امانت‌داری در تجارت تنها یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه ستون ثبات جامعه است؛ زیرا بازاری که در آن صداقت وجود نداشته باشد، به عرصه استثمار و احتکار تبدیل می‌شود.

از منظر اجتماعی، عدالت حاکم، وحدت جامعه را حفظ می‌کند.

از منظر فرهنگی، عالم هویت امت را از جهل و انحراف پاسداری می‌کند.

از منظر اخلاقی، زاهد اخلاص را در جامعه می‌پروراند.

و از منظر فلسفی، مسئولیت، جوهر وجود انسان است؛ زیرا علم، قدرت و ثروت تنها زمانی ارزش دارند که در خدمت انسان و کرامت او باشند.

در اینجاست که امام حسین(ع) به‌عنوان وجدان بیدار امت جلوه می‌کند. او نپذیرفت به کسانی که این ارزش‌ها را تباه کرده بودند مشروعیت ببخشد و نشان داد که اصلاح از گفتن سخن حق آغاز می‌شود، حتی اگر بهای آن شهادت باشد.

از همین رو، کربلا به مدرسه‌ای جاودان تبدیل شد که به بشریت می‌آموزد تمدن‌ها تنها با قدرت نظامی حفظ نمی‌شوند، بلکه وجدان‌های بیدار از آنها پاسداری می‌کنند؛ و ارزش انسان نیز نه به دارایی‌هایش، بلکه به میزان پایبندی او به حق، عدالت و رحمت بستگی دارد.

در پایان باید گفت، فساد خواص تنها مشکل یک گروه خاص نیست، بلکه مربوط به تمام ملت است و اصلاح آنان، کلید تحول و پیشرفت جامعه به شمار می‌رود.

از همین رو، امام حسین(ع) به پروژه‌ای همیشگی برای احیای انسان، برپایی عدالت و پاسداری از کرامت انسانی تبدیل شد، تا آنجا که ندای جاودانه ایشان، دعوتی فراتر از زمان و مکان شد: « ألا وإنَّ الدعيَّ ابنَ الدعيِّ قد ركز بين اثنتين؛ بين السلة والذلة، وهيهات منا الذلة؛ آگاه باشید که این فرومایه فرزند فرومایه، مرا میان دو راه قرار داده است؛ میان شمشیر و خواری، و ما هرگز تن به ذلت نخواهیم داد.»

امام حسین(ع) تنها برای اصلاح دوران خود قیام نکرد، بلکه منشوری جاودانه برای همه نسل‌ها ترسیم کرد؛ اینکه انسان، زمانی حقیقتاً انسان است که امانت را پاس بدارد، عدالت را برپا کند و از حق دفاع کند، هرچند بهای آن بزرگ‌ترین فداکاری‌ها باشد.


نظر شما