twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۰۹ 21
فرهنگ عاشورا مجموعه‌ای از احساسات گذرا نیست، بلکه نظامی از ارزش‌هاست که از احترام به انسان آغاز می‌شود و به ساختن جامعه‌ای بر پایه عدالت، رحمت و مسئولیت می‌رسد. این فرهنگ دعوت به مقابله با ظلم، حفظ حقوق، و پاسداری از کرامت انسانی است

هر سال میلیون‌ها نفر به سوی کربلا روانه می‌شوند، پرچم‌ها برافراشته می‌گردد و داستان عاشورا با تمام اندوه‌اش دوباره زنده می‌شود. اما پرسشی که باید پس از پایان این مراسم همچنان باقی بماند، نه تعداد شرکت‌کنندگان است و نه حجم هیئت‌ها، بلکه این است که آیا عاشورا توانسته ما را از درون تغییر دهد یا نه. آیا ارزش‌های امام حسین (ع) به بخشی از رفتار روزمره ما تبدیل شده‌اند یا همچنان در حد یک یادبود و مراسم باقی مانده‌اند؟

انسان به‌طور طبیعی به دنبال الگویی برای پیروی است. ملت‌ها تنها با شعار پیشرفت نمی‌کنند، لکه با الگوهایی رشد می‌کنند که اصول را در زندگی واقعی و در عمل پیاده می‌کنند. به همین دلیل امام حسین (ع) همچنان در وجدان انسانی زنده است، زیرا او تنها درباره آزادی و عدالت سخن نگفت، بلکه جان، خانواده و یارانش را در راه این اصول فدا کرد. کربلا به این دلیل به یک مدرسه اخلاقی تبدیل شده است که مرز زمان و مکان را پشت سر می‌گذارد.

جاودانگی امام حسین (ع) حاصل پیروزی نظامی یا سیاسی نبود، بلکه نتیجه برتریِ موضع و انتخاب او بود. او نشان داد انسان می‌تواند حتی در سخت‌ترین شرایط کرامت خود را حفظ کند و ارزش‌های واقعی می‌توانند بر قدرتی که از بُعد اخلاقی تهی شده، غلبه نمایند. به همین دلیل عاشورا دیگر فقط یک رویداد تاریخی نیست، بلکه به یک فرهنگ انسانی تبدیل شده که این پرسش را مطرح می‌کند: انسان وقتی حق و منفعت در برابر هم قرار می‌گیرند چگونه باید زندگی کند؟

فرهنگ عاشورا مجموعه‌ای از احساسات گذرا نیست، بلکه نظامی از ارزش‌هاست که از احترام به انسان آغاز می‌شود و به ساختن جامعه‌ای بر پایه عدالت، رحمت و مسئولیت می‌رسد. این فرهنگ دعوت به مقابله با ظلم، حفظ حقوق، و پاسداری از کرامت انسانی است و با هر نوع تبدیل شدن انسان به ابزار قدرت، منفعت یا تعصب مخالفت می‌کند.

از همین‌جا تفاوت میان شناخت عاشورا و عمل به آن آشکار می‌شود. بسیاری داستان امام حسین (ع) را می‌دانند و در مراسم آن شرکت می‌کنند، اما دانستن به‌تنهایی کافی نیست اگر به رفتار تبدیل نشود. هدف این نیست که درباره عدالت صحبت کنیم، بلکه این است که عادل باشیم؛ هدف این نیست که از وفاداری حرف بزنیم، بلکه این است که در زندگی روزمره آن را اجرا کنیم.

به همین دلیل آزمون واقعی عاشورا پس از پایان مراسم آغاز می‌شود؛ زمانی که قاضی میان مردم حکم می‌کند، پزشک با بیمار روبه‌رو می‌شود، معلم در برابر دانش‌آموزان قرار می‌گیرد، تاجر با ترازوی خود کار می‌کند و مسئول تصمیمی می‌گیرد که بر زندگی مردم اثر می‌گذارد. در همین موقعیت‌های روزمره است که اثر فرهنگ حسینی آشکار می‌شود، زیرا از شعار به رفتار تبدیل می‌گردد.

بحران جوامع امروز کمبود آگاهی نیست، بلکه شکاف میان گفتار و عمل است. درباره اخلاق زیاد صحبت می‌شود، اما در عمل فساد دیده می‌شود. از احترام به انسان سخن گفته می‌شود، اما حقوق ضعیفان پایمال می‌گردد. عشق به امام حسین (ع) اعلام می‌شود، اما اصل پیام او یعنی حفظ کرامت انسان و مقابله با ظلم نادیده گرفته می‌شود.

خطرناک‌ترین مسئله، فاصله گرفتن گفتار از رفتار است. وقتی هویت دینی یا فرهنگی فقط به یک عنوان اجتماعی تبدیل شود و اثر آن در رفتار دیده نشود، ارزش‌ها قدرت تغییر خود را از دست می‌دهند. اما وقتی انسان به دلیل آموختن از مکتب حسین، امانت‌دار می‌شود، عدالت را درک می‌کند و رحمت را در رفتار خود نشان می‌دهد، آن‌گاه فرهنگ به نیرویی واقعی برای ساختن جامعه تبدیل می‌گردد.

امام حسین (ع) تنها یک پروژه اصلاح سیاسی ارائه نکرد، بلکه پروژه‌ای برای اصلاح انسان ارائه داد. ظلم زمانی آغاز می‌شود که وجدان انسان فاسد شود، فساد زمانی شکل می‌گیرد که انسان از مسئولیت اخلاقی خود فاصله بگیرد، و اصلاح زمانی شروع می‌شود که انسان پیش از دیگران به بازنگری در خود بپردازد.

از این رو جامعه‌ای که فرهنگ عاشورا را درک کرده باشد، موفقیت خود را با تعداد گفتار و مناسک نمی‌سنجد، بلکه با میزان احترام به قانون، امانت‌داری، صداقت در گفتار، اخلاص در عمل و انجام درست وظایف می‌سنجد. این‌ها شکل واقعی وفاداری به امام حسین (ع) و امتداد طبیعی پیام او هستند.

تاریخ نشان داده است ملت‌هایی که ارزش‌های خود را حفظ کرده‌اند توانسته‌اند از بحران‌ها عبور کنند، اما جوامعی که فقط به بزرگداشت گذشته بسنده کرده‌اند و درس‌های آن را به زندگی امروز نیاورده‌اند، در همان چرخه تکرار گرفتار مانده‌اند. از همین رو عاشورا همواره دعوتی است برای بازنگری در خود، بازسازی وجدان، پیوند ایمان با اخلاق و پیوند عبادت با مسئولیت.

بزرگ‌ترین وفاداری به امام حسین (ع) فقط در یادآوری مصیبت او نیست، بلکه در تبدیل اصول او به سبک زندگی است. زمانی که ظلم از رفتارهای ما حذف شود، صداقت جای فریب را بگیرد، رحمت جای خشونت بنشیند و عدالت جای تبعیض را پر کند، آن‌گاه می‌توان گفت پیام عاشورا فهمیده شده است.

به این ترتیب فرهنگ عاشورا فراتر از یک مناسبت، عمیق‌تر از یک یادبود و گسترده‌تر از تاریخ است. این فرهنگ پروژه‌ای دائمی برای ساختن انسان است؛ زیرا جامعه‌ای که ارزش‌های امام حسین را به شیوه زندگی خود تبدیل کند، می‌تواند آینده‌ای عادلانه‌تر و پایدارتر بسازد و نشان دهد که بزرگ‌ترین پیروزی عاشورا نه در زنده ماندن آن در حافظه، بلکه در زنده ماندن آن در رفتار و وجدان انسان‌هاست.


نظر شما