twitter share facebook share ۱۴۰۰ مهر ۲۵ 254

آیا صادرات محصولات فرهنگی می تواند موقعیت ژئوپلیتیک کره جنوبی را نیز تقویت کند.

بازی مرکب یکی از تازه ترین سریال های کره جنوبی است که در آن شماری از افراد فقیری که در قرض فرو رفته اند، در یک تورنمنت مرگبار با هم به رقابت می پردازند. حالا این سریال به پربیننده ترین سریال نتفلکیس در نود کشور از جمله آمریکا تبدیل شده است. من یکی از میلیون ها بیننده ای هستم که هر 9 قسمت این سریال را به محض انتشار تماشا کردم؛ این سریالِ خوش ساخت که منعکس کننده نگرانی عمیق مردم بابت افزایش نابرابری درآمدی در جهان است، آخرین مورد از محصولات فرهنگی کره جنوبی است که توانسته در جهان طوفان به پا کند. از گروه موسیقی پاپ پسرانه BTS گرفته تا فیلم هایی همچون پارازیت (که اولین فیلم خارجی زبان بود که موفق شد سال 2020 اسکار بهترین فیلم را بدست آورد) هالیو [1]یا موج فرهنگی کره ای، موفقیت بی سابقه ای را در جهان بدست آورده و به این ترتیب کشوری که نگران نفوذ و سلطه فرهنگی چین و ژاپن بود، حالا با گسترش فرهنگ خود به خارج، به قدرتی جهانی در عرصه جنگ نرم بدل شده است.

رشد فرهنگ کره جنوبی در جهان، نتیجه تلاش طولانی مدت دولت، برای توسعه صنعت فیلم و سریال است؛ صنعتی که می تواند علاوه بر رشد اقتصادی، نفوذ جهانی را نیز برای آن کشور به ارمغان آورد. با افزایش این نفوذ، سئول فرصت های بیشتری را برای ایفای نقشی فعال تر در سیاست بین الملل کسب می کند و می تواند آرمان های دموکراتیک خود را گسترش دهد.

رئیس جمهور کره «کیم دائه یونگ» که سال 1998 به قدرت رسید، در شرایطی که کره جنوبی از بحران مالی رنج می برد رسانه ها و فرهنگ عمومی را به عنوان منبع اصلی رشد اقتصادی هدف قرار داد. دولت وی با «طرح توسعه حمایت از هالیو» هدف خود را افزایش ارزش صنعت فرهنگی کره جنوبی (موسیقی، فیلم، انیمیشن و بازی) به 290 میلیارد دلار طی دو سال تعیین کرد. دولت همچنین بودجه صنعت فرهنگی را از 14 میلیون دلار در سال 1998 به 84 میلیون دلار در سال 2001 افزایش داد.

دولت کره برای افزایش تولیدات فرهنگی، از همان الگوی مشارکت دولتی-خصوصی که در ابتدا برای توسعه صنایع الکترونیک، کشتی سازی، خودروسازی و سایر صنایع صادراتی خود استفاده کرده بود، بهره برد. وزارت فرهنگ و گردشگری از طریق ارتباط با شرکت های روابط عمومی، فناوری و سایر بخش های خصوصی، برای رشد بازارهای برون مرزی سریالهای کره ای، فیلم ها و آهنگ های محبوب طرح هایی ریخت و برای کارآفرینان و آموزش هنرجویان مشتاق، وام هایی اختصاص داد.

اولین موفقیت بزرگ این ابتکارها در سال 2002 با سریال تلویزیونی Winter Sonata رقم خورد. این سریال با توافقاتی که دولت کره با پخش کنندگان خارجی انجام داد، به سرعت نظر عده ای را جلب کرد و به موفقیتی جهانی رسید. فروش اجناسی که برگرفته از این سریال بود، تنها در ژاپن از 3.5 میلیون دلار فراتر رفت و هنگامی که بازیگر اصلی سریال سال 2004 از توکیو دیدن کرد، هزاران زن برای استقبال از او به فرودگاه رفتند. در همین حال تعداد گردشگران خارجی که به کره سفر کردند، از سال 2003 تا 2004 نزدیک به 75% افزایش یافت و به گفته مقامات گردشگری کره، این رشد ناشی از جذابیت فرهنگ آن کشور برای عمومی مردم جهان بود.

بدنبال این موفقیت، دولت های بعدی کره جنوبی سعی کردند همین راه را ادامه دهند. «مو هیون» که سال 2003 به ریاست جمهوری رسید یارانه های استارتاپ های فرهنگی را افزایش داد. جانشین او «لی میونگ» صادرات محصولات فرهنگی را به عنوان ابزاری جهت رشد اقتصادی و ارائه تصویری مطلوب از کره، در اولویت برنامه های خود قرار داد. وی علاقه زیادی به تبلیغ غذاهای کره ای همچون کمیچی داشت.

رئیس جمهور بعدی «پارک گئون های» در سخنرانی ای که به مناسب انتخاب خود به سمت ریاست جمهوری داشت، وعده داد که غنی سازی فرهنگی را از اهداف اصلی دولتش قرار دهد. دوره ریاست جمهوری وی همزمان شد با انتشار آهنگ محبوب Gangnam Style از خواننده پاپ Psy این آهنگ بیش از چهار میلیارد بار در یوتیوب مشاهده شد. موفقیت Psy به توجیه برنامه دولت در اعطای میلیون ها دلار به وزارت فرهنگ، ورزش و گردشگری برای پروژه هایی که شامل ساخت مراکز فرهنگی و تالارهای بزرگ کنسرت می شد کمک کرد.

رئیس جمهوری «مون جائه این» که سال 2017 به قدرت رسید، به حمایت از تولیدات فرهنگی با مشوق های مالیاتی و یارانه ها ادامه داده است. دولت مون همچنین بدنبال استفاده از قدرت نرم برای ارتقاء جایگاه بین المللی کره جنوبی است. ابتکار سیاست خارجی او که بر پایه گسترش روابط با هند و سایر کشورهای جنوب شرق آسیا طراحی شده، کمک کرده است تا این منطقه به یکی از بزرگترین محصولات فرهنگی کره تبدیل شود. مون در جریان دیداری که سال 2018 با کیم جونگ اون رهبر کره شمالی در پیونگ یانگ داشت، ترتیب اجرای چندین کنسرت توسط گروههای پاپ کره ای را داد و همچنین پسران گروه BTS را به عنوان فرستادگان ویژه ریاست جمهوری در سازمان ملل تعیین کرد. بیش از یک میلون نفر از سراسر جهان سخنرانی این گروه را در مجمع عمومی سازمان ملل نگاه کردند.

این سیاستی که دولت های متوالی کره در پیش گرفته اند، سود اقتصادی زیادی داشته است. درآمد حاصل از صادرات محصولات فرهنگی کره جنوبی در سال 2019 اعم از بازی های رایانه ای و تورهای موسیقی 12.3 میلیارد دلار بود که از 189 میلیون دلار در سال 1998 افزایش چشمگیری را نشان می داد. بر اساس براوردها تعداد شهروندان کره جنوبی که در زمینه تولید محصولات فرهنگی مشغول به فعالیت شده اند، در سال 2017 سه درصد از کل نیروی کار بوده و به 644,847 رسیده است. BTS را به تنهایی می توان یک قدرت اقتصادی دانست؛ به گفته مؤسسه تحقیقاتی هیوندای درامد حاصل از فعالیت های این گروه سالانه 3.5 میلیارد دلار است. سال 2017  حدود 800,000 گردشگر یعنی چیزی نزدیک به هفت درصد از کل کسانی که به کره جنوبی وارد شدند، به خاطر علاقه ای که به این گروه داشتند این کشو را به عنوان مقصد خود انتخاب کردند.

قدرت نرم کره جنوبی مزایای اقتصادی دیگری نیز دارد که شاید چندان به چشم نیاید اما مهم است. از دید بسیاری از مردم سراسر جهان، کره جنوبی کشوری است کوچک که تهدیدی علیه سایر کشورها تلقی نمی شود. به همین دلیل صادرات و سرمایه گذاری های این کشور واکنش چندانی در بین آمریکایی ها بر نمی انگیزد؛ حتی اگر کره مازاد تجاری با ایالات متحده داشته باشد. شرکت های کره ای مانند سامسونگ، ال جی، کیا و هیوندا به بخش هایی جداناشدنی از زندگی روزمره آمریکایی ها بدل شده اند. نظرسنجی گالوپ نشان می دهد که 77% آمریکایی ها نظر مثبتی نسبت به کره جنوبی دارند درحالیکه این رقم در سال 2003 تنها 46% بود.

این قدرت نرم، اتحاد نظامی دیرینه ای که بین آمریکا و کره جنوبی بود را نیز تقویت کرده است. ترامپ در زمان ریاست جمهوری خود از این گفت که کره جنوبی به رایگان از حمایت نظامی امریکا بهره می برد؛ اما دیدگاه او بدلیل نگرش مثبتی که در بین آمریکایی ها نسبت به کره وجود داشت و این نگرش با صادرات فرهنگی سئول تقویت هم شده بود، بازتابی در بین مردم پیدا نکرد.

قدرت نرم علاوه بر مزایای اقتصادی و سیاسی، ماهیت جامعه کره جنوبی را نیز تغییر داده است. به لطف رشد صنعت فرهنگی، جوانان کره بیشتر به دنبال هنر و مشاغلی هستند که خلاقیت در آن حرف اول را می زند. برای چندین دهه کشورهایی همچون ژاپن و آمریکا از فرهنگ خود برای پیشبرد حقوق بشر، تشویق توسعه اقتصادی و حمایت از دموکراسی های جهان استفاده می کردند؛ حالا سئول می تواند همین راه را به ویژه در مورد کره شمالی برود. همانطور که صادرات فرهنگ غربی مانند مک دونالد، کوکاکولا، الویس پریسلی و بیتل ها به تضعیف بلوک شوروی و پیروزی غرب در جنگ سرد کمک کرد، قدرت نرم کره جنوبی نیز این پتانسیل را دارد که استبداد کره شمالی را به چالش بکشد.

سریال ها و موسیقی های کره جنوبی به شکل قاچاق از چین وارد کره شمالی شده و در بازار سیاه به فروش می رسد. برخی از مردم کره شمالی از این می گویند که پس از دیدن این سریال ها کره جنوبی را تحسین کرده و مشتاق دیدن آن شده اند. پیونگ یانگ به شهروندان خود هشدار داده است که از هرچیزی که به کره جنوبی مربوط می شود از جمله مد، موسیقی، مدل مو و حتی واژه ها و اصطلاحاتی که از آن خطه می آید پرهیز کنند.

کره جنوبی این فرصت را دارد که از قدرت نرم خود برای ارتقای ارزشهای دموکراتیک فراتر از کره شمالی استفاده کند. کره جنوبی در مسیر رشد قدرت نرم خود چنان عالی عمل کرده است که می تواند اسباب حسادت و تقلید دیگر کشورها را فراهم کند. اما کاری که سئول اکنون باید انجام دهد این است که روشن کند می خواهد از این قدرت در راستای رسیدن به اهداف سیاست خارجی خود استفاده کند و آرمانهای دموکراتیک خود را صادر نماید یا فقط بدنبال آن است که به عنوان قدرتی بزرگ در صنعت سرگرمی باقی بماند؟

*منبع: فارین افرز

مترجم: فاطمه رادمهر

 


[1] موج کره‌ای هالیو نو واژه ای است که به گسترش جهانی فرهنگ کره جنوبی از دهه ۱۹۹۰ به این سو اشاره دارد. این موج در مراحل آغازین با گسترش سریال‌های درام و موسیقی پاپ کره ای در آسیای شرقی، جنوبی و جنوب شرقی وسعت گرفت و بعدها با رشد اینترنت و رسانه های اجتماعی به‌ویژه قرار گرفتن نماهنگ‌های پاپ کره‌ای روی یوتیوب به مفهومی جهانی تبدیل شد.

نظر شما