twitter share facebook share ۱۳۹۵ شهریور ۲۶ 715

«فقر» مهمترین معضل اجتماعی است که جوامع اسلامی را به خود واداشته و بسیاری از معضلات دیگر را سبب شده. به راستی چرا چنین است و اسباب و عوامل ان چیست؟ چگونه میتوان از شر آن رهایی یافت؟

یکی از معضلاتی که جهان امروز با آن دست و پنجه نرم می کند فقر است. چه بسیار افرادی که در گوشه گوشه دنیا از سر تنگدستی و گرسنگی آرزوی مرگ، می کنند. در این میان کشورهای اسلامی نیز وضعیت چندان مطلوبی ندارند. علی رغم دستور مؤکد اسلام در تلاش برای بهبود معیشت و احادیثی همچون سخن علی علیه السلام که می فرماید:«القبر خير من الفقر؛ مرگ بهتر از فقر است»، جمعیت بزرگی از مسلمانان زیر خط فقر به سر می برند؛ حال انکه نزدیک به 70 درصد منابع انرژی جهان و 65 درصد ذخایر گاز طبیعی در کشورهای اسلامی واقع شده است. طبق آمار در سیرالئون: 70.2 درصد، جمهوری چاد: 64 درصد، نیجر: 60.9 درصد، گامبیا: 61.3 درصد، نیجریه: 61 درصد، مالی: 50.4 درصد، سودان: 50 درصد، سومالی: 46 درصد، تاجیکستان: 35.6 درصد، قرقیزستان: 33.7 درصد، پاکستان: 32.6 درصد، مصر: 26 درصد، الجزایر: 22.6 درصد و ازبکستان: 17 درصد از کل جمعیت کشور براساس معیارهای جهانی زیر خط فقر به سر میبرند. در مناطق عرب زبان نیز شمار افراد فقیر ممکن است به 65 میلیون یا حدود 20 درصد کل جمعیت منطقه برسد. تنها در سومالی، پنج میلیون نفر در فقر زندگی می کنند در عراق 23 درصد مردم زیر خط فقر هستند. این میزان در یمن به 59.5 درصد، در مصر به 40 درصد و در لبنان به 30 تا 28.6 درصد می رسد. در ایران از سال ٨٤ به‌ بعد تعداد فقیران افزایش قابل ‌توجهی یافت. قائم‌مقام وزیر تعاون، رفاه و امور اجتماعی، تنها از شناسایی ١٢ میلیون نیازمند در کشور خبر می‌دهد. این درحالی است که راغفر، طراح نقشه فقر ایران، اعلام می‌کند که ٤٠ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر هستند و متأسفانه روز‌به ‌روز آمار فقیران در کشور افزایش پیدا می‌کند.

کشورهای مختلف جهان با توجه به میزان توسعه یافتگی شاخصه هایی را برای تعیین خط فقر در نظر می گیرند؛ اما بنابر تعریف بانک جهانی کشورهایی که درامد سرانه جمعیت آنها از 600 دلار کمتر است فقیر محسوب می شوند. طبق بررسی ها 45کشور -که بیشتر در قاره آفریقا واقع شده اند- در دایره این تعریف می گنجند و در این میان درآمد سالیانه جمعیت 15 کشور حتی از 300 دلار کمتر است. برنامه توسعه سازمان ملل نیز برای تعیین رفاه اجتماعی معیارهایی را با عنوان «Livelihood» وضع نموده است که در مقایسه با تعریف بانک جهانی، گستردگی بیشتری داشته و 70 کشور را دربر می گیرد.

بدین ترتیب طبق تعریفی که بانک جهانی از مفهوم فقر ارائه داده است، گستردگی جمعیت فقیران جهان بالغ بر یک میلیارد نفر می باشد؛ چرا که تنها در هند، بیشتر مردم کمتر از 600 دلار در سال درآمد دارند و 630 ملیون نفر از جمعیت این کشور با درآمدی کمتر از 275 دلار در سال با فقری شدید دست و پنجه نرم می کنند. حال اگر تعریف برنامه توسعه سازمان ملل را معیار سنجش قرار دهیم، این میزان افزایش یافته، به 2میلیارد نفر می رسد که از این میان یک میلیارد انسان فاقد توان خواندن و نوشتن هستند، 1.5 میلیارد به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند و یک میلیارد نفر از سوء تغذیه رنج می برند. مسلم است که در چنین شرایطی بیشترین قربانیان را کودکان تشکیل خواهند داد، چنانکه طبق آمار از هر سه کودک یک نفر دچار سوء تغذیه است و فقر شدید موجب شده 13 میلیون کودک در پنج روز اول تولد بدلیل کمبود مواد مغذی یا عدم رعایت بهداشت گرفتار انواع بیماری ها گشته، جان خود را از دست دهند.

فقر آغاز گر حرکت انسان به سوی فساد و تباهی است

ایت الله سید محمد شیرازی در کتاب «ماذا بعد النفط» درباره فقر چنین می گوید: «بررسی اوضاع  کشورهای اسلامی نشان می دهد بسیاری از معضلات اجتماعی همچون جهل، فساد و بیماری ریشه در فقر دارد. شخص تهی دست از تامین نیازهای بهداشتی و خوراکی خویش که لازمه حفظ سلامتی است ناتوان می باشد، پس بیماری دامنگیر وی می شود، درحالیکه فقر امکان درمان را از او سلب نموده است».

پیشتر گفتیم که جمعیت بزرگی از مردم جهان گرفتار فقر هستند و در حالیکه پیامبر اسلام(ص) میفرماید: « اگر فقر از دري وارد شود ايمان از در ديگر خارج مي‌شود » مسلمانان در میان امارها از سهم بسزایی برخوردارند؛ اما متأسفانه زمامداران کشورهای اسلامی برای درمان این بلای دامنگیر تلاشی نمی کنند و علی رغم بهره مندی از ثروت های خدادادی و ذخایر طبیعی سرشار، حقوق شهروندان را زیر پا نهاده، سهم اندکی از این منابع را به آنان اختصاص می دهند. از این رو عجز بیماران از تأمین هزینه های درمان و بازماندن جوانان از تحصیل به پدیده هایی معمول در این کشورها بدل گشته است. همچنانکه ایت الله سید محمد شیرازی در کتاب خویش به این امر اشاره نموده، می نویسد: «فقیر از آموزش و تحصیل و کسب فرهنگی متعالی ناتوان است، چراکه خرید کتاب و رفتن به دانشگاه نیازمند صرف هزینه می باشد».

بنابراین ارمغان فقر -چنانکه بیشتر مردم می پندارند- تنها گرسنگی، ذلت و تحمل رنج و مصایب زندگی نیست، بلکه بسیاری از معضلات سیاسی، اجتماعی و اداری نیز ریشه در فقر دارد؛ زیرا از ارتقای فرهنگ جامعه جلوگیری نموده، سبب واپس گرایی می گردد و همچون یک بیماری واگیردار به سیاستمداران و بزرگان جامعه نیز سرایت کرده، رفته رفته دولت و ملت را به پرتگاه سقوط می کشاند.

ایت الله شیرازی فقر را مقدمه فساد می داند. خانوده های بسیاری به سبب فقر در فساد غوطه ور شدند؛ چراکه به هنگام بیماری تنها دو راه در پیش روی خویش دیدند، مردن از سر نداری و رفتن به سوی فساد و تباهی و آنگاه که امکان ازدواج را برای خود فراهم ندیدند تنها راه ارضای غرایض خود را از طریق نامشروع یافتند و در دام گناه فروافتادند؛ پس شگفت نیست که همپای بالا رفتن امار فقر درجامعه،  شاهد رواج تجرد و افزایش مشکلات و آسیب های اجتماعی هستیم.

فقر و تمرکز قدرت سیاسی

یکی از دلایل فقر و عدم تولید ثروت در یک جامعه به ساختارهای سیاسی و فرهنگی موجود در ان جامعه مربوط می شود. به عبارت دیگر بین فقر و عدم توسعه یافتگی و پیشرفت در جوامع کنونی و ساختارهای سیاسی و اجتماعی و نیز فرهنگی ان کشورها رابطه مستقیم وجود دارد. در جوامعی که طبقات اجتماعی به طور مستقل از قدرت سیاسی شکل می گیرند و معمولا جامعه از دولت قوی تر است به دلیل بالا بودن امنیت سرمایه و ثروت اغلب افراد اقدام به کار افرینی و سرمایه گذاری کرده و ثروت های عمومی در پستوی خانه ها محبوس نمی ماند. در کشورهایی که ساختار سیاسی به گونه ای است که از هرم اجتماعی  افراد کارازموده  صعود می کنند نظم اجتماعی عادلانه ای شکل می گیرد که ثمره این نظم عادلانه (نسبتا) سرمایه گذاری و وجود امنیت اقتصادی خواهد بود که با حضور این دو رکن اساسی فقر رو به کاهش خواهد گذاشت و سپس ریشه کن خواهد شد. در کشورهایی که ساختار های اجتماعی نامنظم است و طبقات توسط دولت و یا پادشاه ساخته می شود معمولا طبقاتی برای مهار قدرت سیاسی وجود ندارد که سبب پیدایش ناامنی اقتصادی می شود. از سوی دیگر زمانی که طبقات در قالب یک نظم اجتماعی تکون یابند روحیه جمعی بر فرد گرایی تفوق می یابد که در چنین جامعه ای امکان تمرکز قدرت و ثروت بدون نظارت طبقات اجتماعی وجود نخواهد داشت و همواره قدرت در سراسر جامعه به صورت نسبتا منظمی تقسیم می شود. بنابراین بین ساختار های اجتماعی و فرهنگی در هر جامعه ای رابطه معنا داری با فقر اقتصادی و فرهنگی در ان جامعه وجود دارد.

ایت الله شیرازی در کتاب «ماذا بعد النفط» در این خصوص چنین می نویسد: «ثروت، محدود است و همین امر موجب می شود افراد و گروههای مختلف برای دستیابی به آن با یکدیگر به رقابت و کشمکش بپردازند و دین، اخلاق و دیگر فضایل را زیر پا نهند.»

اگر ژرف بنگریم این خوی حکام و دولتمردان نیز هست چنانکه بیشتر درگیری ها و جنگ بین کشورها، ناشی از تضارب بین منافع مادی آنان است و بی شک در این میان فقیران بیشترین آسیب را خواهند دید و حقوقشان بیش از همه پایمال خواهد شد.

انحصار طلبی گاه تا بدانجا پیش می رود که در بین دوستان و هم پیمانان دیرین نیز اختلاف افکنده، افرادی که روزی با مشارکت یکدیگر رقیبان را کنار زدند و قدرت را در دست گرفتند، حال برای تقسیم منافع با یکدیگر دچار مشکل می شوند و عده ای علیه دیگری کودتا نموده، دست آنان را از این خوان گسترده نعمت کوتاه می کنند. همچنانکه در ماههای اخیر در ترکیه شاهد ان بودیم.

ایت الله شیرازی در این باره می گوید: «با تحقیق و بررسی پیرامون عوامل فقر آفرین، مهمترین سبب را خودرأیی و تضییع حقوق دیگران خواهیم یافت. آنکس که با توسل به زور و خشونت بدنبال تحصیل منافع مادی بیشتر از استحقاق خود است، به طور قطع سهم دیگران را تصاحب نموده و مانع از رشد و شکوفایی استعداد آنان می گردد، افکار و اندیشه های پویایی را که از اسباب ترقی و پیشرفت جامعه است به بند می کشد و حرکت مردم را به سمت تعالی با مانع مواجه می سازد.»

پس بر تمام کشوها به ویژه کشورهای اسلامی ضروری است که فقر را از جامعه ریشه کن سازند و این منظور محقق نمی گردد مگر با زایل نمودن استبداد و دیگر عوامل زمینه ساز فقر.

*برگرفته از گفتار و اندیشه های ایت الله سید محمد شیرازی

نظر شما