تغییر کاربری؛ راه حلی جدید برای کلیساهای خالی آمریکا

twitter sharefacebook share۱۳۹۸ بهمن ۱۲ - 2020-02-01

تغییر کاربری كلیسا به اماکن عبادی سایر مذاهب، می‌تواند برگ برنده‌ای برای طرفین معامله باشد

طی چند دهه‌ی گذشته، کلیساهای خالی و کم جمعیت در شهرهای آمریکا به منظره‌ای آشنا برای شهروندان، بدل شده است. در بعضی موارد، هیئت امنای کلیسا یا اسقف اعظم کاتولیک، اقدام به فروش کلیسا کرده و خریدار نیز آن ملک را به آپارتمان، دفتر تجاری، گالری هنری، موزه، یا حتی کارخانه‌ی آبجوسازی تبدیل کرده است. اما خریداری کلیساهایی که در محله های چندان خوبی واقع نیستند، به منظور تغییر کاربری برای بساز و بفروش‌ها چندان جذابیتی ندارد.

در این میان، یکی از تغییر کاربری‌های جالب در بوفالو و نیویورک، دو کلیسای کاتولیک خالی است که به تازگی به اماکن عبادی سایر مذاهب تبدیل شده است؛ یکی از کلیساها به مسجد و دیگری به معبدی بودایی.

من به عنوان یک معمار و برنامه‌ریز حفظ ابنیه‌ی تاریخی، به این پدیده علاقه‌مند شدم. لذا با کمک  انجولی هال، که در آن زمان دانشجوی فارغ التحصیل دانشگاهی در بوفالو بود، با کسانی که در تغییر کاربری این کلیساها شرکت داشتند، مصاحبه کردیم.

با افزایش جمعیت مهاجران و پناهندگان در سراسر ایالات متحده، تبدیل کلیساهای خالی از مسیحیان به مکانهای عبادی جدید، علاوه بر آن که می‌تواند باعث حفظ معماری تاریخی این ابنیه گردد، موجب تقویت و بالندگی جوامع در حال رشد سایر مذاهب در این شهرها می‌شود.

شکاف بین شرق و غرب در بوفالو

بوفالو مدتهاست که دروازه‌ی ورود مهاجران به شمار می‌رود. از سال 1850 تا 1900، جمعیت این شهر بیش از 700٪ افزایش یافته است. در سال 1892 ، بیش از یک سوم ساکنان بوفالو را متولدین خارج تشکیل می‌دادند.

مستقر شدن لهستانی‌ها، آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها در این شهر، منجر به موج ساخت کلیساها در این ایالت شد. در دهه‌ی 1930، آمریکایی‌های آفریقایی تبار شروع به مهاجرت از جنوب آمریکا به سمت شرق کردند. به گونه‌ای که تا سال 2010، جمعیت این شهر به بیش از 260،000 نفر رسید یعنی بیش از نیمی از جمعیت این شهر در سال 1950 به جمعیت افزوده شده بود. همین امر موجب شد تا بوفالو به دلیل تلاش‌هایی که برای غلبه بر چند دهه کاهش جمعیت داشته و سرمایه گذاری هایی که در این زمینه صورت گرفته است، اخیراً در صدر اخبار جمعیتی آمریکا قرار بگیرد.

در سال 2016، مجری Yahoo News، کیتی کوریک که به شدت مجذوب تحول بوفالو شده بود، این شهر را در مجموعه شش فیلم خود با عنوان «شهر در حال تحول روزافزون آمریکا» به نمایش بگذارد و روزنامه نیویورک تایمز به شرح جزئیات تغییراتی که در برخی از محله‌های این شهر رخ داده است، بپردازد. البته توجه به این نکته حائز اهمیت است که عمدتاً توجه عموم این رسانه‌های خبری به بوفالو، به محلات غربی این شهر معطوف بوده است که بخش عمده‌ای از سرمایه‌گذاری و رشد جمعیت را تجربه کرده‌اند. این در حالی است که در همسایگی شرقی این منطقه، ساکنان بوفالو همچنان با چالش‌های عظیمی نظیر فقر، زیرساخت‌های مخروبه و خانه‌های متروکه روبرو هستند. براساس بررسی جامعه آمریکا در سال 2015، ساکنان این محلات را اکنون عمدتاً مردم آفریقایی- آمریکایی تشکیل می‌دهند که به همراه مهاجران اسکان یافته از ویتنام، آفریقای مرکزی و عراق، به طور کلی به مهاجران آسیای جنوبی موسوم شده‌اند.

نگاهی دقیق تر به دو تغییر کاربری اماکن عبادی دیگر

مشابه با تغییر کاربری اماکن مذهبی در شرق بوفالو، ایا صوفیه استانبول نیز یکی از بناهای مشهوری است که در سال 1453 از یک کلیسای مسیحی به یک مسجد تغییر کاربری یافته است. در واقع، بسیاری از کلیساهای کاتولیک سابق، با گذشت سالها، به اسامی دیگر نظیر باپتیست[1]، کلیسای اسقفی آفریقایی و مسیحیت انجیلی[2] - تبدیل شده‌اند تا بتوانند در جامعه آمریکایی آفریقایی منطقه جایگاه خود را بیابند.

اما درست همچون کلیساهای شرق بوفالو، در این منطقه نیز، چندین بنا که سابق بر این به عنوان کلیسای مسیحی فعالیت می‌کردند، هم اکنون به عنوان اماکن عبادی سایر مذاهب به فعالیت می‌پردازند.

دو مسجد، بیت المامور و مسجد زکریا، در گذشته به ترتیب کلیسای کاتولیک روم  یواخیم قدیس و کلیسای کاتولیک ملی لهستانی مادر مقدس روساری بودند. از سوی دیگر، دو کلیسای دیگر نیز که هنوز خالی از سکنه هستند وکاتولیک‌ها مدت‌ها برای فروش آنها در تلاش بودند، سرانجام تغییر کاربری دادند. یکی از آنها کلیسای کاتولیک ملکه صلح روم بود که به مسجدی به نام مسجد جامع تبدیل شد. دیگری کلیسای کاتولیک رومی سنت آگنس بود که توسط انجمن بین المللی بوداییان سانگا بیشیکو به یک معبد، مبدل شد.

از روی کنجکاوی با کسانی که در تغییر کاربری این دو کلیسای کاتولیک شرکت داشتند، مصاحبه کردم تا در مورد چگونگی موفقیت آمیز بودن اقدامات آنها بیشتر بدانم.

به عنوان مثال، در اسلام، مسلمانان از بت پرستی بیزاری می‌جویند. بنابراین، افراد در رویارویی با مسجد جامعی که بعد از تغییر کاربری یک کلیسا ساخته شده است، می‌بایست پنجره‌های رنگی شیشه‌ای، مجسمه‌ها و نمادهای تخته سنگی، صلیب و محراب را حذف می‌کردند، یا حتی نقاشی‌های دیواری کلیسا که توسط هنرمند مشهور مسیحی ژوزف مازور ترسیم شده بود را می‌بایست پاک می‌‎کردند و تمام کف را فرش می کردند تا نمازگزاران طبق آداب و رسوم اسلامی بتوانند روی زمین نماز بخوانند.

با این وجود، عناصر ساختاری کلیسا، از جمله خرپاهای چوبی، درها و ساختمانهای مجاور را به همان شکل سابق باقی گذاردند. امروزه، این مسجد اردوهایی را برای کودکان ارائه می دهد و مدرسه‌ای محلی را اداره می‌کند. ساکنان محله‌ی این مسجد، با وجودی که همگی مسلمان نیستند، از تأسیس امکانات جدید در این بنا و بهره‌وری بیشتر به ویژه زمین بازی جدید در محله، به شدت استقبال کردند.

معبد بوداییان نیز که با تغییر کاربری کلیسا ایجاد شده، علاوه بر حذف صلیب و محراب از درون بنا، تغییراتی نیز در فضای داخلی آن ایجاد کرده است؛ کاهن معبد، بیکسو تیک مینه چانه، مجسمه‌های مذهب مسیحیت را با مجسمه‌های بزرگ بودا جایگزین کرد. اما نیمکت‌های کلیسا، به جز چند ردیف جلو که برداشته شده و برای اقامه‌ی نماز فرش شده‌اند، هنوز هم در این بناها وجود دارند.

البته، همسایگان نزدیک این بنا که برخی از آنها در کلیسا کار می کردند، از این تغییر کاربری که منجر به از بین رفتن کلیسا شده است، ناراضی بودند و حتی از شدت ناراحتی، به همراه هم‌کیشان خود چندین بار اقدام به تخریب معبد نمودند ولی در نهایت، پذیرفتند که تغییر کاربری این بناها برای عبادت سایر مذاهب، در مقایسه با تخریب کامل بنا یا تغییر کاربری بنا به دیگر اهداف، پسندیده‌تر است.

سایر شهرها مانند سینسیناتی و دیترویت نیز درگیر مسئله کلیساهای خالی و ناکارآمد هستند و مانند بوفالو، جمعیت مهاجران رو به رشدی دارند. بوفالو نشان داده است كه تغییر کاربری كلیسا به اماکن عبادی سایر مذاهب، چگونه می‌تواند برگ برنده‌ای برای طرفین معامله باشد؛ چرا که فروش املاکِ بدون بهره‌وری به مهاجران، باعث تقویت جامعه آنها می شود و شهرهای مهاجرپذیر نیز با جذب ساکنان جدید به منطقه، پایه‌ای برای جذب مالیات فراهم می‌سازند.

*مشاهده مقاله اصلی

مترجم: ط. مکارمی


[1] باپتیست یا تعمیددهنده نام شاخه‌ای از مسیحیت است که به پیروان آن تعمیدیون گفته می‌شود. این شاخه از اصلی‌ترین مدافعان جدایی دین از سیاست است. شاخه باپتیست در نوع خود منحصربه‌فرد است زیرا در عین اجماع بر سر اجماع نظر نمایندگان، کلیساهای محلی خودمختار نیز هستند و در ضمن هیچ گونه سلسله مراتب مذهبی در بین آنان وجود ندارد.

[2] مسیحیت انجیلی یا اونجلیسم (به انگلیسی Evangelicalism)  شاخه‌ای از پروتستانتیسم با گستردگی جهانی است که جوهر مژده انجیل، مشتمل بر آموزه رستگاری مبتنی بر لطف از طریق ایمان به تاوان عیسی مسیح می‌پندارد.

\\\

\\\