تغییرات اقلیمی، مهمترین تهدید خاورمیانه

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ مرداد ۰۱ - 2020-07-22

عوامل بسیاری در ایجاد اعتراضات سالهای اخیر در عراق و مصر نقش داشته، اما تغییرات اقلیمی وجه مشترک همه این ناآرامی ها بوده است.

اگر خاورمیانه و شمال آفریقا را مورد بررسی قرار دهیم، می توانیم هر نوع بحرانی را در آن ببینیم؛ بحران هایی همچون افزایش تنش بین آمریکا و ایران، چرخه خشونت در لیبی، سوریه، یمن و جاهای دیگر. واقعیت های روزمره زندگی در خاورمیانه همچون ضعف حاکمیت، عدم پویایی اقتصاد و خشونت های قومی، جوانان منطقه را دچار ناامیدی کرده است. اکنون نیز بحران کووید 19 فشار مضاعف و پیش بینی نشده ای را روی اقتصاد جهانی، سازمان های دولتی و وضع معیشت مردم گذاشته و نابرابری های اجتماعی، بهداشتی و اقتصادی را برجسته کرده است. اما همه این مشکلات با بحرانی بزرگتر تشدید شده است: بحران تغییرات اقلیمی

اقلیم خشک خاورمیانه و شمال آفریقا، این منطقه را در برابر تأثیرات تغییرات اقلیمی آسیب پذیرتر کرده است. این منطقه یکی از کم آب ترین مناطق جهان می باشد که وابستگی زیادی به کشاورزی دارد. اما افزایش دمای کره زمین بر مشکلات کشورهای منطقه افزوده و سبب کاهش بارندگی در عراق، خشکسالی های طولانی مدت در سوریه، سیلاب های شدید در لبنان و اردن، افزایش و شدت طوفان های موسمی در یمن و عمان، بالا آمدن سطح آب دریاها، افزایش سرعت بیابان زایی در سراسر منطقه، وقوع موج های گرمایی بی سابقه و افزایش و شدت طوفان های گرد و غبار شده است.

محققان هشدار می دهند که دمای منطقه در تابستان، دو برابر سریعتر از میانگین جهانی افزایش یابد. این امر منجر به افزایش سرعت تبخیر آب و تسریع در کاهش آب های سطحی خواهد شد و به کاهش ظرفیت تولید خاک و محصولات کشاورزی خواهد انجامید. همچنین شدت گرمایش زمین و افزایش آلودگی هوا به دلیل طوفان های شن و گرد و غبار، امکان سکونت را در بخش های بزرگی از منطقه خاورمیانه از بین برده و مردم را وادار به مهاجرت خواهد کرد.

تغییرات اقلیمی نه تنها پیامدهایی جدی برای محیط زیست و بهداشت عمومی دارد، که برای رشد اقتصادی، معیشت و صلح نیز مضر است. مهاجرت مردم در پی تغییرات اقلیمی، به بی ثباتی و تشدید درگیری منجر می گردد؛ برای مثال کمبود منابع ممکن است وضعیت معیشت خانوارهای آسیب پذیر را بدتر کند و منتهی به نزاع های خشونت بار شود. در عراق و سوریه وقوع خشکسالی های ویرانگر بین سالهای 2007 و 2012 با ناتوانی دولت در ایجاد رفاه برای خانوارهای آسیب پذیر همراه شد و سبب گشت تا گروههای جهادی همچون داعش، از این شرایط بهره برده و با عضو گیری از بین مردمِ نیازمند، سبب افزایش تفکرات رادیکال شوند.   

وقتی کمبود منابع با اقدامات ناکافی دولت همراه شود، ریسک درگیری را افزایش می دهد و ممکن است به نارضایتی مردم، رشد تنش های قومی، فرقه گرایی، اختلافات سیاسی و مشکلات اقتصادی- اجتماعی بیانجامد. چنانکه شاهد بودیم کمبود و آلودگی آب باعث اعتراضات مکرر در عراق شد و افزایش قیمت مواد غذایی به حرکت های اعتراضی در مصر و سایر کشورها انجامید. پس منطقه قبل از اینکه دیر شود باید استراتژی های خود را تغییر دهد.

گرچه اعتراضات در بسیاری از کشورهای منطقه ناشی از وخامت اوضاع اقتصادی و سیاسی می باشد، اما این کاهش منابع دولت در پی تغییرات اقلیمی است که به کاهش خدمات عمومی و وخیم شدن اوضاع اقتصادی و سیاسی منجر شده است. پیش بینی می شود که با تغییرات اقلیمی، فشار مضاعفی بر امنیتِ آب و غذا، معیشت، بهداشت و استانداردهای کلی زندگی وارد شود؛ نارضایتی عمومی در سالهای آینده افزایش یابد و در نتیجه، خطر بی ثباتی سیاسی و جنگ و درگیری نیز بیشتر شود.

ارتباط بین تغییرات اقلیمی، کمبود منابع و ناآرامی های اجتماعی، پیچیده است. بررسی دو مورد –یکی کمبود و الودگی آب در عراق و دیگری افزایش قیمت مواد غذایی در مصر- می تواند ما را در فهم بهتر این ارتباط یاری کند.

سیاست های آبی در عراق

منابع آبی عراق بیش از سه دهه است که به خاطر مصرف بی رویه، زیر فشار فزاینده قرار گرفته است. بدنبال دو عامل طبیعی و انسانی، مقدار آب کاهش پیدا کرده و کیفیت آب هم بد شده است. عامل طبیعی شامل تغییرات آب و هوایی و کاهش سرانه بارندگی است و در رأس عوامل انسانی نیز افزایش تقاضا برای آب، سیاست های نادرست دولت و ساخت سد توسط ایران و سوریه و ترکیه قرار دارد.

دجله و فرات مهمترین منابع آب شیرین عراق هستند؛ این دو رود در شهر قورنا در جنوب استان بصره با یکدیگر تلاقی پیدا می کنند و اروندرود را شکل داده، به خلیج فارس می ریزند. هر دوی این رودها از ترکیه سرچشمه می گیرند؛ البته فرات قبل از رسیدن به عراق، از خاک سوریه عبور می کند. چندین رودخانه ایران نیز مثل زاب بزرگ و زاب کوچک به دجله می ریزند؛ به این ترتیب سرچشمه بیش از 50% منابع آب تجدیدپذیر عراق در خارج از مرزهای این کشور قرار دارد.

بزرگترین نگرانی عراق، پروژه جنوب شرق آناتولی ترکیه GAP می باشد که در حوضه دو رود دجله و فرات و بالادست دشت های بین النهرین در دست اجراست. این پروژه با 32 میلیارد دلار هزینه، یکی از بزرگترین پروژه های توسعه حوضه آبریز در جهان می باشد. از دیگر نگرانی های مهم عراق، ساخت سد توسط ایران و افزایش مصرف آب در سوریه است. متأسفانه بین این کشورها برای بهبود در مدیریت آب، همکاری صورت نمی گیرد و مذاکرات مقامات سیاسی برای دستیابی به یک توافق جامعِ الزام آور نیز بی نتیجه بوده است.

در عرصه داخلی، رشد سریع جمعیت، شهرنشینی و افزایش تولیدات صنعتی، تقاضا برای آب را افزایش داده است و مواجهه کشور با چند دهه جنگ و تحریم، در کنار سیاست گذاری های غلط دولت و فقدان ساختار منظم در مدیریت پایدار آب، ذخیره های آبی کشور را تضعیف کرده است. از جمله چالش های اصلی پیش روی دولت، تخریب زیربناها، ناکارامدی سیستم های آبیاری و زه کشی، فقدان تأسیسات تصفیه آب و مشکل در هدایت پساب کشاورزی و تخلیه فاضلاب زباله های صنعتی است؛ به علاوه کاهش مداوم سطح آب اروندرود، منجر به شوری آب رودخانه شده است.

منطقه ای خطرناک

بصره، شهری بندری با دسترسی مستقیم به خلیج فارس است که زمانی به خاطر داشتن کانال های فراوان آب شیرین که دو طرف آن درختان نخل قرار داشت، به ونیز شرق معروف بود. هم اکنون این استان بیشترین میزان تولید نفت عراق را به خود اختصاص داده است و در نزدیکی غرب قورنا، یکی از پرسودترین میدان های نفتی جهان قرار دارد. اما مردم بصره از این همه ثروت هیچ بهره ای نمی برند؛ زیرا کوتاهی و سوء مدیریت دولت، این شهر را به یکی از ضعیف ترین شهرهای جهان از نظر خدمات شهری بدل کرده است.

آبراهه های شهر تبدیل به مجرای فاضلاب روبازی شده که باعث مسمومیت مردم می شود. تابستان 2018 بصره کانون بحرانی زیست محیطی و فاجعه ای اقتصادی- اجتماعی شد که ثبات کل منطقه را تهدید کرد. ماه ژوئیه عراقی ها به خیابان ها آمدند و خواهان خدمات اساسی همچون آب آشامیدنیِ تمیز، برق، شغل و پایان فساد گسترده شدند. ماه اگوست شیوع بیماری های گوارشی که به دلیل آب آلوده ایجاد شده بود، دهها هزار نفر را روانه بیمارستانها کرد؛ اواخر همان ماه کمیسیون مستقل حقوق بشر عراق از دولت خواست تا بصره را منطقه خطر اعلام کند.

سپتامبر 2018 اعتراضات مردم با خشونت همراه شد و درگیری های مرگباری بین معترضان و نیروهای امنیتی رخ داد. تظاهر کنندگان، ادارات دولتی و دفاتر احزاب سیاسی را آتش زدند و به مقر نیروهای بسیج مردمی و کنسولگری ایران حمله کردند. تا اوایل اکتبر، 18 غیرنظامی کشته شدند و 155 نفر دیگر زخمی گشتند. به این ترتیب درحالیکه طیفی از موضوعات مختلف سبب نارضایتی مردم شده بود، آنچه بر آتش خشم مردم دامن زد، کمبود آب بود.

در اکتبر 2019 ناآرامی ها به بغداد رسید؛ معترضان این شهر خواهان اصلاحات اقتصادی، پایان دادن به فساد، ارائه خدمات اولیه از جمله آب تمیز و برق بودند. واکنش شدید نیروهای امنیتی به اعتراضات بیش از 100 کشته در پنج روز نخست بر جای گذاشت؛ با این وجود اعتراضات شتاب بیشتری گرفت و تا آنجا پیشرفت که معترضان خواهان تغییر کل سیستم سیاسی -که مبتنی بر تقسیمات فرقه ای است- شدند. به گفته فرستاده ویژه سازمان ملل در امور عراق، اعتراضات در این کشور از 1 اکتبر تا 3 دسامبر، بیش از 400 نفر کشته و 19000 نفر مجروح بر جای گذاشت.

مشکلات آبی مصر

در مصر نیز همچون عراق، تغییرات اقلیمی و سیاست، در هم تنیده شده است. در مصر کمبود شدید آب، تولیدات کشاورزی و امنیت غذایی را به خطر انداخته است. مصر به شدت وابسته به واردات مواد غذایی است؛ امری که این کشور را در مقابل تأثیر عوامل نامساعد جوی بر تولید و قیمت مواد غذایی، آسیب پذیرتر می کند. افزایش مشکلات مربوط به آب در مصر، نه تنها نشان دهنده تغییرات اقلیمی است که گویای سرعت رشد جمعیت و سوء مدیریت منابع آب نیز می باشد. دولت، بخش عمده مسئولیت را بابت شرایط به وجود آمده بر عهده دارد، زیرا درصدد علاج مشکل برنیامده، در نگهداری زیرساخت ها عملکرد ضعیفی داشته و برای دفن زباله های خانگی و کشاورزی و صنعتی مقررات محکمی وضع نکرده است.

میزان وابستگی آبی مصر یکی از بالاترین ها در جهان است. رود نیل بیش از 95% کل آب مصر را تأمین می کند و تقریبا 86% از حجم آب آن از اتیوپی -که در بالادست نیل قرار دارد- تأمین می شود؛ بنابراین نیل از اتیوپی سرچشمه گرفته و قبل از رسیدن به مصر از سودان می گذرد. در نتیجه ی این موقعیت جغرافیایی، بین این سه کشور بر سر تخصیص آب رود تنش های سیاسی ایجاد شده است. بزرگترین چالشی که مقامات مصر در حال حاضر برای تأمین آب با آن مواجه هستند، پروژه ساخت سد رنسانس اتیوپی است. هزینه تقریبی پروژه 4.8 میلیارد دلار می باشد و گام مهمی در جهت امنیت انرژی اتیوپی محسوب می شود؛ اما این پروژه برای تأمین آب مصر تهدید بزرگی است.

اقتصاد مصر به شدت وابسته به کشاورزی است و کشاورزی هم نیاز به آبیاری دارد؛ از این رو بیش از 85% کل آب مصرفی کشور صرف کشاورزی می شود. با افزایش دما و خشکسالی و به تبع آن افزایش تقاضا برای آب، تولید مواد غذایی در مصر با محدوددیت مواجه شده است. نمودارهای اقلیمی نشان می دهد که تولید مواد غذایی در مصر می تواند تا سال 2050 با کاهش 11% تا 50% مواجه شود که این میزان بستگی به سطح گرمایش هوا دارد. بعلاوه، دلتای نیل که تأمین کننده اصلی غذای مصر است، بدلیل افزایش سطح آب دریا درحال نشست است و انتظار می رود که افزایش سطح آب دریا حدود 30% از زمین های حاصلخیز دلتای نیل را تحت تأثیر قرار دهد.

با توجه به محدودیت منابع و افزایش جمعیت، وابستگی مصر به واردات مواد غذایی در حال افزایش است و این امر کشور را در برابر مشکلاتی که بر سر عرضه و قیمت مواد غذایی در سطح جهان ایجاد می شود، آسیب پذیر می کند. برای نمونه مردم مصر در پی بحران جهانی غذا در سال 2006 تا 2008  به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند؛ در آن زمان تولیدات داخلی به دلیل کمبود آب و ناتوانی دولت در انجام اصلاحات اقتصادی کم شده بود.

نان، آزادی و عدالت اجتماعی

با افزایش جهانی قیمت کالا در سال 2007 دولت مصر بدلیل کمبود منابع، فساد اداری و سایر مشکلات ساختاری، نتوانست تورم قیمت مواد غذایی در داخل کشور را مهار کند؛ لذا نرخ رشد سالانه قیمت مواد غذایی از 6.9% در دسامبر 2007 به 31% در آگوست 2008 رسید و این درحالی است که این نرخ در اوایل دهه 2000 تنها 4% بود. افزایش قیمت مواد غذایی، قدرت خرید مردم را کاهش داد و سبب رشد فقر و عدم امنیت غذایی شد. بین سالهای 2005 تا 2008 فقر مطلق حدود 20% افزایش یافت و روز به روز جمعیت بیشتری به یارانه دولت برای خرید نان وابسته شدند.

6 آوریل 2008 کارگران نساجی در شهر محله الکبری در شمال مصر به دلیل دستمزدهای پایین و افزایش قیمت مواد غذایی اعتصاب کردند. ساکنان شهر به خیابان ها آمدند و در بزرگترین تظاهرات مصر طی آن سالها شرکت کردند. پلیس پاسخ تظاهرات را با خشونت داد و بیش از 300 نفر را دستگیر کرد. اعتصاب به سایر شهرها همچون قاهره کشیده شد؛ البته شدت و گستردگی زیادی نداشت. طبق گزارش های خبری، شکایت تظاهرکنندگان عمدتا اقتصادی بود. بسیاری اعتراضات شهر محله الکبری را مقدمه بهار عربی می دانند (بهار عربی کمتر از سه سال بعد رخ داد).

در 2010 آتش سوزی در روسیه و سیل در پاکستان، بازار جهانی گندم و برنج را مختل کرد و قیمت مواد غذایی اساسی در مصر دوباره افزایش یافت. پایان آن سال، با افزایش قیمت مواد غذایی، افزایش بیکاری، فساد مزمن در دستگاه دولت، دستکاری در انتخابات پارلمان، فقدان آزادی های سیاسی، توحش پلیس و سرکوب رسانه ها و دانشگاهها، مردم تحت فشار شدیدی قرار گرفتند و این شرایط را از چشم حسنی مبارک رئیس جمهور مصر می دیدند که سی سال بر گرده مردم سوار شده بود. رسانه های اجتماعی، شناخت و آگاهی مردم را از دستگاه سرکوب دولت بالا برده بودند.

در چنین شرایطی سقوط رئیس جمهور تونس زین العابدین بن علی در 14 ژانویه 2011 امید به امکان تغییرات سیاسی را در مردم مصر زنده کرد. دو هفته بعد هزاران معترض به میدان تحریر قاهره آمدند و خواهان حفظ کرامت، دموکراسی و زندگی بهتر برای همه مردم شدند.

یکی از شعارهای معروف مردم «نان، آزادی و عدالت اجتماعی» بود. این شعار نشان می دهد که عدم دسترسی به غذای سالم و عدم تمکن مالی برای خرید نان، بخش مهمی از علت نارضایتی های مردم از دولت بود. گرچه افزایش قیمت مواد غذایی عامل اصلی قیام مصر نبود؛ اما نقش مهمی در شکل گیری سلسله وقایعی که منجر به تظاهرات گسترده مردم شد ایفا کرد. حرکت های اعتراضی با خشونت پلیس و استفاده از قوه قاهره توسط ارتش مواجه شد. در ژانویه و فوریه 846 مرگ گزارش شد و علاوه بر این، بازداشت های خودسرانه و آزار و شکنجه زندانیان نیز به وفور رخ داد.

تهدیدات روز افزون

کمبود منابع و فقدان خدمات اساسی، سبب ایجاد حس سرخوردگی در مردم، ناآرامی های اجتماعی و بی ثباتی در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا شده است. وظیفه دولت ها در قبال شهروندانشان ارائه خدمات اساسی مانند آب جاری، فاضلاب، ایجاد راه برای عبور سیلاب، مدیریت پسماند، برق، دسترسی به مواد غذایی و خدمات بهداشتی درمانی اولیه است. اشکال در ارائه هر یک از این خدمات، اعتماد مردم به دولت را از بین برده و منجر به خیزش های اجتماعی می شود؛ این چیزی است که در قیام های اخیر لبنان، اردن، سودان و سایر کشورها قابل مشاهده است.

بارزترین دلیل کمبود آب و غذا در مصر و عراق و سایر کشورها، حکمرانی ضعیف، فقدان نظم و مقرراتی قوی و عدم همکاری کشورهایی است که بایکدیگر مرز مشترک دارند. اما در پس زمینه، دلیلی مهمتر و مؤثرتر از همه آنچه گفته شد وجود دارد و آن تغییرات اقلیمی است. بنابراین به موضوع تغییرات اقلیمی باید به عنوان تهدیدی روز افزون نگریست؛ تهدیدی که منطقه را بسیار آسیب پذیر کرده است و لذا نباید از آن غافل شد. با توجه به این خطرات، بسیار مهم است که دولت ها در خاورمیانه و شمال آفریقا، تلاش برای تطبیق خود با شرایط موجود را در اولویت برنامه هایشان قرار دهند

*منبع: project syndicate

مترجم: فاطمه رادمهر