twitter share facebook share ۱۴۰۰ مهر ۱۵ 279

در مناطق روستایی و دورافتاده که در این بیست سال شاهد حملات مکرر واشنگتن بودند، نام آمریکا برای مردم یادآور درگیری، توحش و مرگ است.

پرچم های سفید در باغ های سیب این دهکده آرام به اهتزاز درامده است. این پرچم ها در مناطقی نصب شده که در آنها افغان ها در حملات هوایی ایالات متحده کشته شدند. در مرکز روستا بقایای چند مغازه ویران دیده می شود. اینها همه یادآور میراثی است که آمریکا در بسیاری از مناطق روستایی در سراسر افغانستان به جا گذاشته است.

ذبیح الله حیدری 30 ساله می گوید: «اینجا همه از آمریکایی ها متنفر بودند». مغازه او در حمله هوایی سال 2019 آمریکا که منجر به کشته شدن 12 روستایی شد، تخریب گشت «آنها غیرنظامیان را کشتند و مرتکب جنایت شدند».

در کابل و دیگر شهرهای بزرگ افغانستان ایالات متحده با دو دهه پیشرفت در حقوق زنان، رسانه های مستقل و سایر آزادی ها یاد می شود؛ اما در مناطق روستایی و دورافتاده که در این بیست سال شاهد حملات مکرر واشنگتن بودند، نام آمریکا برای مردم یادآور درگیری، توحش و مرگ است.

در وردک که 25 مایلی جنوب غرب پایتخت قرار دارد، ارتش آمریکا، سیا و شبه نظامیان افغان که مسلح شده و آموزش دیده بودند، سالها با طالبان جنگیدند. اما روستاییان و کشاورزان در تیراندازی بین این دو گروه گرفتار شدند و بسیاری از آنها جان خود را در عملیات ضد تروریستی آمریکا و حملات پهپادها و نبردهای مسلحانه از دست دادند.

برای مشاهده جلوه ای از زندگی روستایی در افغانستان پس از خروج آمریکا، به روستای سینزای و مناطق اطرافش رفتم. سه چهارم از مردم این منطقه از آرامشی می گفتند که با پایان حضور بیست ساله آمریکا در روستا ایجاد شده است. در این دیدار متوجه شدم که چگونه طالبان توانستند به سرعت قدرت را در سراسر کشور به کنترل خود در آورند.

خشونت نیروهای آمریکا و متحدان افغانش، در کنار فساد و ناکارآمدی دولت و نبود چشم اندازی برای تحقق عدالت و پرداخت غرامت از سوی دولت و ارتش به خانواده های قربانیان، باعث شد بسیاری از روستاییان به سمت حمایت از طالبان سوق پیدا کنند.

گرچه طالبان روستاها را نیز با ایجاد ترس و ارعاب و شرارت تحت کنترل خود درآوردند، اما از انجا که جامعه روستایی افغانستان عمدتا محافظه کار هستند و با تفاسیر تندروانه شبه نظامیان طالبان از اسلام موافق می باشند، در مقابل این گروه مقاومت نکردند.

روستاییان هیچوقت چهره سخاوتمند آمریکا را ندیدند و از میلیاردها دلاری که ایالات متحده به افغانستان کمک کرد، چیزی عاید سینزای که تنها دو ساعت با کابل فاصله دارد نشد. دولت آمریکا خود نیز به این نتیجه رسیده بود که تلاش برای بازسازی مناطق مختلف افغانستان -به غیر از پایتخت- بدلیل ناامنی، فساد و ناکارآمدی دولت، موفق نبوده است. خانه ها در روستای سینزای و روستاهای مجاور هنوز آب و برق ندارند.

خان محمد 32 ساله که مغازه ای بیرون از یکی از پایگاههای متروک آمریکا دارد می گوید: «آمریکایی ها جز این پایگاه خالی چیزی برای ما باقی نگذاشتند». اما با خروج نیروهای آمریکایی و سقوط دولت اشرف غنی، و با پایان درگیری ها و آغاز سلطه طالبان، برای اولین بار در دو دهه گذشته آرامش در روستاها برقرار شده و خشونت پایان گرفته است.

محمد عمر امام جماعت روستا در مقابل مسجدی که آثار گلوله روی دیوارهایش خودنمایی می کند به ما گفت: «تغییر عمده ای که ایجاد شده این است که اکنون آرامش و امنیت برقرار شده و کشتار مردم متوقف شده است. حالا می توانید هر جا که می خواهید آزادانه رفت و آمد کنید؛ دیگر سایه مرگ شما را تعقیب نمی کند».

اما این حس آرامش با مشکلات جدیدی همراه شده است. تصرف طالبان باعث توقف کمک های بشردوستانه و پرداخت وجه نقد توسط بانک مرکزی شده است. مؤسسات خیریه بین المللی از کشور رفته اند و اقتصاد در حال سقوط است.

به گفته حیدری « حملات هوایی، حملات شبانه و بمب گذاری متوقف شده اما حالا مشکل این است که نه کار داریم نه پول؛ مردم با گرسنگی روبرو هستند».

سابقه حملات مرگبار

سابقه خشونت نیروهای آمریکایی و دولتی در وردک و ایجاد خشم در مردم، به سالها قبل از آنکه مغازه حیدری و 16 مغازه دیگر در حملات هوایی تخریب شود، بر می گردد. سال 2009 بعد از آنکه سربازان آمریکایی یک قرآن را در وردک آتش زدند، اعتراضات سراسری شکل گرفت. البته ارتش آمریکا این اتهام را رد کرد. پس از آن در فاصله سالهای 2012 تا 2013 یک تیم ویژه نیروهای ارتش به نام تیم A، متهم به کشتن حداقل 18 غیرنظامی افغان شد. در پی این حادثه حامد کرزی دستور خروج تیم A از وردک را صادر کرد و پنتاگون نیز تحقیقاتی را آغاز نمود.

در آن زمان وردک باتلاق ارتش آمریکا بود و بیشتر نیروهای آمریکایی در این ولایت کشته شدند. 5 اوت 2011 جنگجویان طالبان یک هلیکوپتر نظامی چینوک را در دره تنگی سرنگون کردند که به کشته شدن 31 پرسنل نظامی آمریکایی، هفت عضو نیروهای امنیت ملی افغانستان و یک مترجم افغان انجامید.

سال 2015 نیروهای آمریکایی این ولایت را ترک کردند؛ اما از شدت جنگ کم نشد. نیروهای ملی و محلی مورد حمایت ایالات متحده با پشتیبانی هوایی آمریکا در اطراف سینزای با طالبان نبرد می کردند

در آن زمان دولت، مرکز ولسوالی را در کنترل داشت و بسیاری از بخش های دیگر در اختیار طالبان بود. به این ترتیب مردم روستاها بین نیروهای دو طرف گرفتار شده بودند و ساده ترین مسائل برای مردم حکم مرگ و زندگی را داشت. برای مثال اگر حیدری ریش خود را می تراشید، طالبان او را وفادار به دولت و نیروهای خارجی قلمداد می کردند و اگر هم ریش می گذاشت، نیروهای خارجی و دولتی او را جاسوس می دانستند

وی می گوید: «هروقت از خانه خارج می شدیم با خانواده های خود وداع می کردیم زیرا نمی دانستیم زنده بر می گردیم یا نه»

خانواده شیرمحمد هنگامی که نیروهای افغان در اوریل 2019 به روستای سرمرده حمله کردند در خانه بودند. چون پسرش حاضر نشد از خانه بیرون آید، آنها با حمله هوایی خانه را منهدم کردند و پسر و چندتن دیگر از اعضای خانواده اش را کشتند. تنها بازمانده این حادثه نوه اش بود که اکنون یازده سال دارد

به گفته شیرمحمد، فرزندش همچون هر روستایی دیگری، گهگاه با طالبان در ارتباط بود اما جزء نیروهای مسلح و شبه نظامی نبود. روز بعد از حمله، طالبان فرصت را مناسب دانستند؛ روستاییان را جمع کردند و دستور دادند که جنازه ها را در اعتراض به این حمله به میدان مرکزی شهر ببرند

در فیلم هایی که در شبکه کابل نیوز منتشر شد، روستاییان درحالی که جنازه کودکان کفن پوش را بر دوش داشتند، فریاد می زدند که چرا باید اینگونه شود

یک ماه بعد، حملات هوایی به مغازه های سینزای صورت گرفت و به کشته شدن تعدادی از روستاییان انجامید. روستاییان می گفتند صدای پهپادها و بمب افکن های آمریکایی را می شناسند؛ آن حمله کار آمریکایی ها بود زیرا هیچکس دیگری چنین پهپادهایی نداشت

روستاییان برای شکایت و جبران خسارت به دفتر فرمانداری رفتند اما مقامات فرمانداری با اظهار بی اطلاعی از این حملات، بر خشم و نارضایتی مردم افزودند. روستاییان اذعان کردند که دو نفر از کشته شدگان اعضای طالبان بودند اما ده نفر دیگر غیرنظامی بودند

احمد خان که مغازه خود را در این حمله از دست داد می گوید: «هر زمان آمریکایی ها اینجا آمدند و حمله ای علیه طالبان انجام دادند، غیرنظامیان نیز هدف گرفته شدند. آنها به سوی همه شلیک می کنند به همین دلیل است که ما از طالبان حمایت می کنیم. آمریکایی ها مردم را می کشند اما طالبان از انها محافظت می کنند»

گزارش سازمان اقدام علیه خشونت مسلحانه، نشان می دهد که بین سالهای 2016 تا 2020 بر اثر حملات هوایی نیروهای بین المللی و افغان 2122 غیرنظامی کشته و 1855 نفر زخمی شده اند. این درحالی است که آماری که نظامیان آمریکایی از تلفات غیرنظامیان می دهند بسیار کمتر از داده های سازمان های بین المللی است

زندگی تحت حکومت طالبان

درحالیکه مردم کابل منتظر هستند ببینند شیوه حکومت طالبان چگونه است، مردم سینزای این را می دانند

با روی کار آمدن طالبان، قوانین سخت شریعت حاکم می شود و روستاییان از این امر استقبال می کنند. به گفته عمر، امام جماعت سینزای «این احکام اینجا مورد قبول است زیرا احکامی است که خداوند گذاشته و بر ارزش های افغان ها نیز منطبق می باشد». دختران فقط تا کلاس ششم تحصیل می کنند. به گفته روستاییان حتی دهها سال قبل از آنکه طالبان در سال 1996 برای بار نخست افغانستان را زیر سلطه خود بگیرد، هیچ زنی در اینجا به دبیرستان یا دانشگاه نرفته بود

در جاده های صخره ای و آسفالت نشده، زنان با چادر و برقع آبی که سرتا پای آنان را پوشانده تردد می کنند. در روستا امکان رفت و امد به تنهایی هست اما محدودیت هایی وجود دارد؛ به گفته عمر: «هیچ زنی نمی تواند بدون همراهی شوهر یا پسرش به شهر برود»

موسیقی و دیش های ماهواره ممنوع است. البته چون برق در اینجا تنها از طریق انرژی خورشیدی در دسترس است، تعداد کمی از مردم تلویزیون دارند. عروسی ها جداگانه است و فقط زنان در بخش خود آهنگهای سنتی می خوانند. روح الله 22 ساله می گوید: «اگر در ملأ عام به موسیقی گوش دهیم طالبان مارا کتک می زند»

طالبان دارای یک نظام دادگاهی سه سطحی و یک نیروی پلیس است که از جنگجویانی که فرم به خصوصی هم برای پوشش ندارند تشکیل شده است. به سارقانی که برای اولین بار مرتکب جرم شده اند در ملأ عام شلاق می زنند. معمولا ده درصد تولیدات مزرعه یا درامد حاصل از فروش آنها، به عنوان مالیات گرفته می شود

طالبان در این مدت در اجرای استانداردهای مورد نظر خود با ملایمت عمل کرده تا روستاییان را از خود دور نکند. روستاییان می توانند در خانه های خود با موبایل موسیقی گوشد دهند یا فیلم ببینند. به گفته عمر حتی برخی مخفیانه دیش های ماهواره ای گذاشته اند

ستیزه جویان، مردان را ملزم نکرده اند که ریش های خود را بلند کنند و به گفته ساکنان روستا، پلیس اخلاق طالبان در روستا گشت می زند اما به جای استفاده از زور موعظه می کند

حالا که طالبان کنترل کامل کشور را در دست گرفته، باید دید که آیا در اجرای استانداردهای خود سختگیرانه تر عمل می کند یا نه

فعلا شبه نظامیان سرمست از پیروزی خود هستند. مولوی شفیق الله ذاکر 33 ساله می گوید: «این پیروزی برای همه مردم یک دستاورد بود». وی که اهل سینزای است از حملات شبانه و هوایی آنقدر به خشم آمد که سرانجام به نیروهای جهادی پیوست. او اکنون نماینده طالبان در روستا است «افرادی که دو دهه یکدیگر را ندیده بودند، حالا می توانند در آرامش و امنیت برای دیدن اقوام خود به مناطق دورافتاده سفر کنند»

ذاکر اذعان می کند که شبه نظامیان با چالش های بزرگی روبرو هستند. فقر که همیشه در این منطقه ریشه داشته روز به روز بدتر می شود. قیمت مواد غذایی اصلی درحال افزایش است. معدود سازمان های امداد غربی که غذا، مواد بهداشتی و سایر ملزومات را در اختیار مردم می گذاشتند حالا کشور را ترک کرده اند. در این منطقه فقط یک پزشک و یک ماما هست؛ داروها نیز کمیاب شده اند

به گفته عمر: «قبلا چهار پنج پزشک، یک تزریقاتی و یک پرستار در روستا بود اما پس از سلطه طالبان همه رفته اند»

حیدری نیز می گوید: «برخی از مردم به سختی مواد غذایی لازم را برای خانواده های خود تهیه می کنند؛ مردی به من گفت که چهار روز است سیب زمینی آب پز می خورد»

فقر گسترده بر خشم مردم از حاکمان و صاحبان قدرت در کابل افزوده است. دو سال پس از حمله هوایی، هنوز مردم نتوانسته اند مغازه های تخریب شده خود را بازسازی کنند و غذای خانواده خود را تأمین کنند؛ اما می دیدند که میلیون ها دلار به سمت پیمانکاران و سیاستمداران فاسد در پایتخت روانه می شود و به گفته روستاییان همین افراد هم بودند که به کمک امریکا از کشور فرار کردند

به گفته حیدری: «کسانی که کابل را ترک کردند به خاطر گرسنگی نبود آنها ثروت زیادی جمع کردند و رفتند تا از زندگی های مجلل خود در خارج لذت ببرند. هیچکس اینجا آمریکایی ها را دوست ندارد و بالتبع از نخبگان کابل نیز خوشش نمی آید»

در جستجوی عدالت

جنگجویان طالبان با وانت در جاده هایی که عاری از نیروهای خارجی است گشت می زنند و هر روز از کنار پایگاه نظامی سابق آمریکا در مرکز ولسوالی عبور می کنند

میراث آمریکا برای شکرالله ابراهیم خیل، جز درد و غم چیزی نبوده است. به ادعای او برادر کوچکترش نصرت الله به دست تیم A کشته شد. یک شب یگان های ویژه به خانه انها حمله کردند و نصرت الله را به پایگاه آمریکا بردند. خانواده برای آزادی او از بزرگان قبیله کمک خواستند. دو روز بعد جسد نصرت الله را در حالیکه شکنجه شده بود در نزدیکی یک پل پیدا کردند. ماهها بعد نیز بقایای جسد ده روستایی گم شده در قبرهای نزدیک پایگاه پیدا شد

ارتش آمریکا این اتهامات را رد کرد. دو سال بعد تحقیقات جنایی دوباره آغاز شد. شکرالله می گوید که برای اقامه شهادت در برابر دولت، مقامات آمریکا و سازمان ملل به کابل فراخوانده شد اما پس از آن دیگر پرونده مسکوت ماند و هیچ اتفاقی نیافتاد

به گفته شکر الله: «خواسته ما مجازات کسانی بود که مسئول این کشتارها بودند» اما عدالت اجرا نگشت و به خانواده قربانیان هیچ خسارتی داده نشد. حالا هم که دیگر تمام مسئولین ان جنایات از کشور رفته اند و دست خانواده قربانیان به جایی بند نیست.

*منبع: واشنگتن پست

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما