سیوپنج سال پیش، با حمله صدام به کویت، میدانهای نفتی این شیخنشین بیابانی در آتش سوخت و آمریکا را وارد نخستین جنگ خلیج فارس کرد.
امروز، نفت کویت بار دیگر از حرکت ایستاده است.
دکلهای حفاری بیحرکت ماندهاند و اسکلههای بارگیری نفت در ساحل خلیج فارس خالی شدهاند. با بسته شدن تنگه هرمز، صادرات روزانه نزدیک به دو میلیون بشکه نفت کویت متوقف شده؛ رقمی معادل حدود ۲ درصد نیاز روزانه جهان. این اتفاق در عین حال مهمترین منبع درآمد کشور را هم قطع کرده است.
جنگ ایران به همه کشورهای حاشیه خلیج فارس آسیب زده، اما شاید کمتر کشوری بهاندازه کویت ضربه خورده باشد.
تقریباً تمام مواد غذایی و کالاهای مصرفی مورد نیاز پنج میلیون ساکن این کشور باید از راه زمینی و از عربستان سعودی وارد شود.
در همین حال، صدها پهپاد و موشک ایرانی آسیبهای سنگینی به زیرساختهای نفتی کویت وارد کردهاند، پایگاههای نظامی آمریکا را هدف قرار دادهاند و باعث خروج دیپلماتهای آمریکایی و هزاران نیروی مستقر در کشور شدهاند.
فرودگاه کویت تازه اخیراً بازگشایی شده؛ خیلی دیرتر از دیگر کشورهای منطقه. آموزش از راه دور همچنان ادامه دارد، در حالی که کشورهای همسایه مدتهاست به کلاسهای حضوری بازگشتهاند.
حضور کارمندان بخش دولتی ــ که بخش عمده نیروی کار کشور را تشکیل میدهند ــ همچنان به ۵۰ درصد محدود شده و تجمعات عمومی نیز بهکندی از سر گرفته میشوند.
هرچند شمار کشتهشدگان محدود بوده، اما خط ساحلی کویتسیتی پر از زخمهای جنگ است.
از جمله طبقات بالایی ساختمان شرکت ملی نفت کویت که در ۵ آوریل هدف موشکهای کروز قرار گرفت و آتشسوزی بزرگی ایجاد کرد؛ آتشی که دود آن در آسمان شب پیچید.
شاخص مدیران خرید مؤسسه S&P Global در ماه گذشته نشان داد اعتماد اقتصادی در کویت به پایینترین سطح خود از زمان آغاز همهگیری کرونا، شش سال پیش، رسیده است.
شیخ نواف صباح، معاون رئیس و مدیرعامل شرکت دولتی نفت کویت، میگوید: «فکر نمیکنم کسی تصور میکرد عبور امن و آزاد از تنگه هرمز برای چنین مدت طولانی مختل شود.»
کویت با صندوق ثروت ملیای به ارزش بیش از یک تریلیون دلار، از نظر تئوریک میتواند بیش از یک دهه بدون درآمد دوام بیاورد و همچنان هزینه نظام رفاهی گسترده خود را برای حدود ۱.۵ میلیون شهروند کویتی بپردازد؛ آن هم در کشوری که بیش از سه میلیون مهاجر خارجی نیز در آن زندگی میکنند.
اما این بحران خطر تثبیت روندهایی را به همراه دارد که پیشتر هم کویت را ــ کشوری که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شکوفا بود ــ به بازیگری درجهدو در منطقه تبدیل کرده بود؛ بهویژه پس از آنکه نتوانست کاملاً از آثار حمله عراق در سال ۱۹۹۰ عبور کند.
کویت امروز به نوعی هشدار برای دیگر کشورهای خلیج فارس تبدیل شده است؛ نمونهای از اینکه وقتی نااطمینانی و بیثباتی در کشوری ریشه بدواند، حتی ثروت و آرامش هم دیگر مزیت قطعی نخواهند بود.
فیصل المطوع، از تاجران سرشناس کویتی که خانوادهاش نسلها واردکننده کالاهای مصرفی بودهاند، میگوید: «ما نمیتوانیم برای مدت طولانی همینطور ادامه دهیم.»
او میگوید کویت سالها درباره ساخت خط راهآهنی برای دور زدن خلیج فارس حرف زد، اما هرگز آن را نساخت. حالا او مجبور است کالاها را با کامیون وارد کند؛ روشی که شش برابر گرانتر از حملونقل دریایی است. در همین حال، کنترل قیمتی دولت نیز حاشیه سود را از بین برده است.
المطوع میگوید: «کویت به کسی نیاز دارد که اقتصادش را متحول کند»؛ همانطور که عربستان سعودی و برخی کشورهای دیگر با پروژههای جاهطلبانه چنین کردند.
در مقابل، مقامهای فعلی و سابق دولت از رویکرد محتاطانه کویت دفاع میکنند و میگویند این کشور قصد ندارد کورکورانه از دیگران تقلید کند و از جنگ ۱۹۹۰ آموخته که احتیاط یک فضیلت است.
عبدالعزیز المرزوق، وزیر مشاور در امور اقتصادی و سرمایهگذاری، میگوید ذخایر مالی کویت میتواند کشور را برای مدت طولانی حفظ کند.
او میگوید توقف صادرات نفت فقط یک مقطع گذرا است. به گفته او: «ما حالا تلاش میکنیم بیشتر روی تابآوری تمرکز کنیم.»
موقعیتی آسیبپذیر
کویت که شکلی تقریباً مثلثی دارد، میان عراق، عربستان سعودی و خلیج فارس فشرده شده است. همین موقعیت باعث شده در سمت اشتباه تنگه هرمز قرار بگیرد؛ تنگهای که با بسته شدنش، عملاً کویت را به کشوری محصور در خشکی تبدیل کرده است.
پیش از بازگشایی فرودگاه، تنها راه ورود به کشور، مسیر زمینی از عربستان بود.
سفر اخیر به کویت شامل ساعتها رانندگی در جادهای تاریک در دل بیابان میشد؛ جایی که شترها بسیار بیشتر از انسانها دیده میشدند. شعلههای پراکنده گاز از دوردست دیده میشد، اما تأسیسات انرژی کشور عملاً از کار افتاده بودند.
مقامهای کویتی نگران بیثباتی بیشترند.
کویت اخیراً سفیر ایران را احضار کرد و به آنچه «نفوذ نیروهای شبهنظامی ایرانی» خواند اعتراض نمود؛ نیروهایی که گفته میشود با ارتش کویت درگیر شده و یک نظامی را زخمی کردهاند. ایران این اتهامات را رد کرده است.
کویت همچنین از وضعیت عراق نگران است؛ کشوری که حتی پیش از آغاز جنگ ایران، حملات پراکندهای از آن علیه تأسیسات نفتی کویت انجام میشد.
مقامهای کویتی برآورد میکنند دستکم نیمی از حملات پهپادی در جنگ فعلی از سوی شبهنظامیان شیعه در عراق انجام شده که مورد حمایت تهران هستند.
ارتش کویت اعلام کرده در ۱۰ مه چند پهپاد دیگر را نیز رهگیری نموده است.
کشوری که از قافله عقب ماند
کویتسیتی زمانی مرکز اقتصادی خلیج فارس به شمار میرفت؛ چیزی شبیه جایگاه امروز دبی یا دوحه.
این شهر پیش از کشف نفت، دهکدهای ماهیگیری و صید مروارید بود، اما بعدها نخستین بورس منطقه و نخستین دانشگاه مدرن خلیج فارس را تأسیس کرد و بهعنوان مرکز فرهنگی پویایی شناخته میشد که زنان در آن نقش اجتماعی پررنگتری داشتند.
کویت همچنین یک دولت رفاه ایجاد نمود که خدمات درمانی و آموزشی رایگان برای شهروندان فراهم میکرد.
این کشور زیرساختهای داخلی ساخت و از طریق نخستین صندوق ثروت ملی مدرن جهان، در بازارهای مالی و املاک سراسر دنیا سرمایهگذاری کرد.
اما حمله صدام همهچیز را متوقف کرد.
پس از آزادسازی کویت توسط ائتلاف تحت رهبری آمریکا، نیروهای عراقی در حال عقبنشینی، چاههای نفت را به آتش کشیدند؛ آتشهایی که خاموش کردنشان نزدیک به یک سال طول کشید.
آثار آن دوران هنوز هم باقی مانده است: بقایای سوخته تانکها و توپهای ضدهوایی عراق در جزیره فیلکه، در ساحل کویتسیتی، پراکندهاند. این جزیره که از زمان اسکندر مقدونی مسکونی بوده، امروز تقریباً خالی از سکنه است.
کویت سالها زمان و میلیاردها دلار صرف بازسازی کرد و از نیروهای آمریکایی خواست در کشور بمانند.
اما هرگز نتوانست احساس ناامنی و آسیب پذیری را کاملاً کنار بگذارد.
سرمایهگذاران محتاطتر شدند. پارلمان کشور ــ با وجود حکومت سلطنتی موروثی ــ بارها مانع اجرای سیاستهای جدید شد. وابستگی به نفت نیز انگیزه لازم برای تنوعبخشی به اقتصاد را از بین برد.
ادوارد اسکیپ، سفیر وقت آمریکا در زمان آزادسازی کویت، میگوید: «به نظر میرسد کشور پس از آزادی، در زمان متوقف شد. هیچ اتفاق مهمی نیفتاد.»
امروز کویت دومین مرکز خرید بزرگ جهان و انبوهی فروشگاه لوکس دارد، اما خبری از حالوهوای آیندهگرایانه دبی نیست.
رانندگان از چالههای خیابان و سنگریزههای جادههای فرسوده شکایت دارند؛ مشکلاتی که باعث تصادف و پنچر شدن لاستیکها میشود. برخی مناطق دهههاست آسفالت اساسی نشدهاند.
طبق آمار رسمی، در حالی که دبی در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۴ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی جذب کرد، کویت در دورهای مشابه تنها حدود ۷۲۵ میلیون دلار جذب نموده است.
فرودگاه دبی سال گذشته بیش از ۹۵ میلیون مسافر جابهجا کرد، اما تعداد مسافران فرودگاه کویت کمتر از ۱۵ میلیون نفر بود.
احتیاط بیش از حد
مقامهای کویتی اطمینان دارند کشور دوباره احیا خواهد شد.
شیخ نواف میگوید: «این نخستین بحران ما نیست. از هر بحران درس گرفتهایم و خودمان را برای بحران بعدی بهتر تطبیق دادهایم.»
او در دفتر موقت شرکت نفت کویت، درباره ساختمان آسیبدیده این شرکت میگوید: «ساختمان آسیب گستردهای دیده، اما هنوز پابرجاست. ما آن را نماد صنعت نفت و خودِ کویت میدانیم. هم سرسخت هستیم و هم مقاوم.»
مقامهای کویتی میگویند تعطیلی تأسیسات نفتی فرصتی برای انجام تعمیرات اساسی بوده است.
آنها ترجیح میدهند پیش از اجرای طرحهای جدید، منتظر بمانند و ببینند جنگ چگونه پیش میرود.
در همین حال، امارات متحده عربی ــ محل استقرار دبی ــ ساخت خط لوله دوم خود را برای دو برابر کردن ظرفیت صادرات تا سال آینده سرعت بخشیده است.
بسیاری معتقدند کویت بیش از حد محتاط است و دیگر هرگز نخواهد توانست با دبی رقابت کند.
نمونهاش فرودگاه کویت است؛ فرودگاهی که تقریباً هر روز هدف حملات پهپادی قرار میگرفت و چند مخزن سوخت و یک سامانه راداری آن نابود شد.
در حالی که دیگر کشورها پس از آتشبس فرودگاههایشان را بازگشایی کردند، کویت دو هفته بیشتر تعطیل ماند و هنوز هم تنها بخشی از پروازهای عادی را انجام میدهد.
بسیاری این تأخیر طولانی را نشانه ترس شدید مقامها از ریسک میدانند؛ فضایی که در آن هیچکس حاضر نیست مسئولیت تصمیمگیری را برعهده بگیرد، مبادا اتفاق بدی رخ دهد.


نظر شما