اتفاقات ماههای اخیر برای مردم جنوب ایران زخمی تازه نیست، بلکه باز شدن دوباره زخمی است که هیچگاه بهطور کامل درمان نشده بود. جوامع جنوب ایران هیچوقت بهطور کامل از جنگ ایران و عراق بهبود پیدا نکردند. بازسازی ناتمام ماند و آسیبهای روانی جنگ بهطور کامل درمان نشد
حملات آمریکا به مناطق جنوبی ایران که در پی فروپاشی تفاهمنامه ۱۷ ژوئن آغاز شد، همچنان با فواصل نامنظم ادامه دارد. گزارشها حاکی از آن است که کاخ سفید میخواهد هر از گاهی حملهای علیه ایران انجام دهد تا به گفته خودش، مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز باز بماند.
حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت ایران، گفته است از ۲۸ ژوئن تاکنون دستکم ۵۹ ایرانی کشته شدهاند. بیشتر این افراد در دور جدید حملات هوایی که از ۷ ژوئیه آغاز شد و آتشبس شکنندهای را که با میانجیگری پاکستان برقرار شده بود، از بین برد، جان باختند. این آمار شامل قربانیان آخرین مرحله تشدید حملات آمریکا که از ۳۱ اوت، پس از وقفه یکماهه، آغاز شده نمیشود.
در اول سپتامبر، در حمله هوایی آمریکا به یک مراسم عروسی در شهر کوهستک در استان هرمزگان، دستکم پنج نفر از جمله یک کودک چهار ساله کشته شدند. کوهستک حدود ۴۸ کیلومتری جنوب میناب قرار دارد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، همانطور که پیشتر تهدید کرده بود، در ماه ژوئیه دستور حمله به زیرساختهای غیرنظامی ایران را صادر کرد. پلها، فرودگاهها، تأسیسات آبشیرینکن و شبکه راهآهن، بهویژه در استانهای جنوبی خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستانوبلوچستان، هدف این حملات قرار گرفتند. این در حالی است که پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در ماه مارس مدعی شده بود ارتش آمریکا غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد. پنتاگون نیز در توضیح حملات ماه ژوئیه به رسانهها گفت اهداف، «زیرساختهای لجستیکی نظامی» بودهاند، اما هیچ مدرکی ارائه نکرد که نشان دهد این زیرساختها واقعاً نظامی بودهاند.
حملات هوایی، علاوه بر خسارتهای زیستمحیطی و تخریب زیرساختها، خاطرات جنگ هشتساله ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ را برای مردم جنوب ایران زنده کرده است. در آن جنگ، صدام با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی، به بخشهایی از جنوب ایران حمله کرد. بر اساس برخی برآوردها، حدود ۷۵۰ هزار ایرانی در آن جنگ کشته شدند. نیروهای صدام هزاران خانه را در شهرهایی مانند آبادان، دزفول و خرمشهر بمباران کردند. دستکم ۵۰۰ هزار عراقی نیز کشته شدند و جنگ ایران و عراق به طولانیترین جنگ قرن بیستم تبدیل شد.
فساد دولتی و انزوای اقتصادی در سالهای پس از جنگ مانع بازسازی کامل مناطق آسیبدیده شد. به همین دلیل، استانهای جنوبی ایران با وجود برخورداری از منابع عظیم طبیعی و نفت و گاز، همچنان از مناطق کمترتوسعهیافته کشور به شمار میروند. بر اساس جدیدترین گزارشهای ملی درباره وضعیت رفاه، سیستانوبلوچستان، هرمزگان و خوزستان بهترتیب در رتبههای اول، سوم و چهاردهم میان ۳۱ استان ایران از نظر میزان فقر قرار دارند.
حالا که مردم ایران باید خود را با واقعیت زندگی در شرایط تهدیدهای مداوم آمریکا و اسرائیل و جنگی که همچنان ادامه دارد، وفق دهند، منابع محدود جنوب کشور ممکن است دیگر توان تحمل فشارهای تازه را نداشته باشند؛ بهخصوص اگر محاصره دریایی، تشدید بحران آب، قطعیهای دورهای برق و اختلال در معیشت مردم ادامه پیدا کند.
بخش بزرگی از اقتصاد این مناطق به تجارت ساحلی و فعالیتهای دریایی وابسته است و آسیب دیدن این بخشها میتواند زندگی هزاران خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. مقامهای استان هرمزگان میگویند از آغاز جنگ تاکنون نزدیک به ۳۰ فروند لنج چوبی که در خلیج فارس رفتوآمد میکردند، نابود شدهاند. لنجها قایقهای سنتیای هستند که بهصورت دستی ساخته میشوند. ساخت یک لنج ممکن است تا دو سال طول بکشد و طراحی و استحکام آنها باعث میشود چندین دهه دوام داشته باشند. به همین دلیل، ساخت این قایقها هزینه زیادی دارد.
ساخت لنج و دریانوردی با آن بخشی از یک سنت سههزارساله است. این مهارت در سال ۲۰۱۱ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو که نیازمند حفاظت فوری است، ثبت شد. این سنت فقط به ساخت و هدایت قایق محدود نمیشود؛ موسیقی محلی، آیینها و جشنهایی را نیز دربرمیگیرد که با فرایند دشوار ساخت لنج همراه هستند. این کار اغلب توسط ساکنان کمدرآمد روستاها انجام میشود؛ افرادی که این حرفه را نسلبهنسل از اجداد خود به ارث بردهاند.
برآورد میشود در هرمزگان بهتنهایی ۴۲۳ فروند قایق ماهیگیری از انواع مختلف از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، در جریان موج حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، آسیب دیده یا کاملاً از بین رفته باشند. مقامهای استانی میگویند هر قایق میتواند هزینه زندگی و درآمد حداکثر چهار خانواده را تأمین کند. در حال حاضر حدود ۱۴ هزار قایق در اختیار فعالان بخش خصوصی قرار دارد و بسیاری از صاحبان و خدمه آنها درآمد اصلی خود را از ماهیگیری به دست میآورند.
طبیعت و میراث تاریخی قشم
جزیره قشم در هرمزگان، منطقهای با اکثریت جمعیت اهل سنت و حدود ۱۵۰ هزار نفر جمعیت، آسیبهای قابلتوجهی دیده است. این جزیره در نوشتههای نئارخوس، دریانورد یونانی که همراه اسکندر مقدونی به منطقه آمده بود، بهعنوان نخستین جزیره مسکونی خلیج فارس توصیف شده است.
اکنون لکه نفتی بزرگی در اطراف جزیره در حال گسترش است و به جنگلهای حرا رسیده است. همچنین حملات هوایی آمریکا در ۳۰ ژوئیه به دره چاهکوه دستکم ۴۷ واحد مسکونی را تخریب یا بهشدت آسیبدیده کرد. در این حملات سه نفر از یک خانواده پنجنفره کشته شدند: قیصر جعفری، راننده ۴۰ساله تاکسی، همسرش زهرا جعفری و پسر دوسالهشان سینا. دو فرزند دیگر این خانواده از بمباران جان سالم به در بردند، اما اکنون یتیم شدهاند.
تحقیقات نیویورکتایمز نشان داد که در این حملات از یک بمب دوهزار پوندی از نوع Mark-84 استفاده شده است. انفجار این بمب گودالی به عرض حدود ۹ متر ایجاد کرد و ۲۰ خانواده ساکن اطراف محل را مجبور به ترک خانههایشان نمود.
برآورد میشود ارتش آمریکا در جریان جنگ با ایران حدود ۴۷ میلیارد دلار مهمات مصرف کرده باشد. یکی از این تسلیحات، موشک بالستیک دقیقزن PrSM ساخت لاکهید مارتین است؛ یک سلاح پیشرفته که در سال ۲۰۲۳ توسعه یافت و نخستین بار در جریان جنگ، در ۲۸ فوریه، برای حمله به شهر لامرد در جنوبغربی ایران مورد استفاده قرار گرفت. هدف آن حمله یک سالن ورزشی و مدرسه ابتدایی مجاور آن بود و ۲۱ غیرنظامی کشته شدند.
در نخستین هفته جنگ، تأسیسات آبشیرینکن چندمرحلهای قشم نیز در حملات هوایی بمباران شد. ایران اعلام کرد این حمله را ارتش آمریکا انجام داده، هرچند ترامپ مسئولیت آن را نپذیرفت. در نتیجه این حمله، آبرسانی به ۳۰ روستای جزیره مختل شد.
نیما شکری، مدیر مشترک مرکز دانشگاه ملل متحد برای مهندسی مقابله با تغییرات اقلیمی، به تروثاوت گفت: «در جوامعی که از قبل با کمبود آب، تخریب محیط زیست، فشارهای اقتصادی و زیرساختهای نامتوازن روبهرو هستند، هر اختلال جدیدی توان آنها برای مقابله با بحران را کمتر میکند. وقتی یک سیستم آب آسیب میبیند، هزینهای که خانوادهها باید برای دسترسی به آب بپردازند بیشتر میشود. آسیب به حملونقل، دسترسی مردم به شغل و خدمات را دشوار میکند و آلودگی به ماهیگیری و معیشت جوامع ساحلی ضربه میزند.»
بنابراین پیامدهای زیستمحیطی جنگ مستقیماً به پیامدهای انسانی و اقتصادی آن تبدیل میشوند و نمیتوان آنها را مسئلهای جداگانه دانست که قرار است بعداً به آن رسیدگی شود. شکری که در حال مستندسازی پیامدهای نشت نفت بر زیستبوم جنگلهای حرا در قشم است، میگوید کمکهای فنی شفاف و مستقل میتواند از شدت بحران کم کند. به گفته او، ایران خود از دانش و تخصص قابلتوجهی در زمینه علوم دریایی و مقابله با نشت نفت برخوردار است.
او همچنین گفت قشم از سال ۲۰۱۷ در فهرست ژئوپارکهای جهانی یونسکو قرار دارد و به همین دلیل اهمیت زمینشناختی و زیستمحیطی آن فقط به ایران محدود نمیشود. به گفته او، کمکهای بینالمللی میتواند برای ارزیابی مستقل خسارتهای زیستمحیطی، احیای اکوسیستمهای آسیبدیده، بازسازی زیرساختهای آب و نظارت علمی بر وضعیت منطقه مورد استفاده قرار گیرد.
زیرساختهایی که دوباره هدف قرار گرفتند
وقتی ترامپ تهدید خود برای حمله به زیرساختهای غیرنظامی ایران را عملی کرد، پلها و شبکه راهآهن در هرمزگان از نخستین اهداف بودند. کارشناسان حقوق بینالملل گفتهاند حمله عمدی به چنین زیرساختهایی میتواند مصداق جنایت جنگی باشد.
در روزهای ۱۶ و ۱۷ ژوئیه، دستکم شش پل در بندر خمیر بمباران شد. گزارشها حاکی است که این حملات هشت کشته بر جای گذاشت. ایستگاه تقاطعی راهآهن که بندرعباس را به بندر شهید رجایی متصل میکند نیز بمباران شد و حملونقل دستکم برای یک روز مختل شد.
فرزین لطفیجم، استاد معماری در دانشگاه کرنل، میان آنچه امروز در جنوب ایران اتفاق میافتد و تجربه این مناطق در جنگ ایران و عراق شباهتهای آشکاری میبیند. او گفت: «تداوم تاریخی کاملاً مستقیم است. جنوب ایران بار دیگر در مناطقی هدف حمله قرار گرفته که در جنگ ایران و عراق سنگینترین ویرانیها را متحمل شدند.»
به گفته او، یک مأموریت سازمان ملل پس از جنگ ایران و عراق نشان داده بود که ۸۰ درصد خیابانهای خرمشهر و ۴۰ درصد خیابانهای آبادان به دلیل خسارتهای جنگی، نیازمند بازسازی بودند. او همچنین گفت طرحهای بهبود شبکه برق آبادان و خرمشهر به دلیل ادامه جنگ نیمهتمام مانده بودند.
لطفیجم که در سال ۲۰۲۲ جایزه لیگ معماری نیویورک را دریافت کرده است، میگوید این آمار نشان میدهد جنگ فقط خسارتهای فوری به جا نمیگذارد، بلکه سالها و حتی دههها بعد نیز اثر خود را ادامه میدهد. او زیرساختها را چیزی میداند که جامعه برای ساختنش سالها زمان و منابع صرف کرده است. وقتی این زیرساختها نابود میشوند، جامعه مجبور میشود همان زمان و منابع را دوباره صرف کند.
او توضیح داد: «بازسازی به فولاد، بتن، نیروی متخصص مهندسی، بودجه عمومی و سالها نیروی کار نیاز دارد؛ منابعی که در شرایط عادی میتوانستند صرف ساخت خانههای جدید، توسعه زیرساختها، ترمیم محیط زیست، آموزش یا ارائه خدمات عمومی شوند.»
استانهای جنوبی ایران فقط زیرساختهای اقتصادی و شهری نیستند؛ برخی از منحصربهفردترین سبکهای معماری، زیستگاههای طبیعی و آثار تاریخی کشور نیز در همین مناطق قرار دارند. از محوطه باستانی شهر سوخته در سیستانوبلوچستان که قدمتی مربوط به عصر برنز دارد، تا سازههای تاریخی آبی شوشتر در خوزستان. این آثار با وجود قرنها تحولات سیاسی و حملات خارجی تا امروز باقی ماندهاند.
برای بسیاری از دانشگاهیان ایرانی-آمریکایی که در آمریکا نیز با جوامع ایرانی در ارتباط هستند، تهدید و تخریب زیرساختها و میراث ایران بسیار دردناک است. فرشید امامی، استاد تاریخ هنر در دانشگاه رایس، گفت: «وقتی خبر حملات را میشنوم، طبیعتاً برای مردمی که تحت تأثیر قرار گرفتهاند ناراحت میشوم، اما بهعنوان یک تاریخنگار معماری، به این بناها و دیگر آثار فرهنگی منطقه هم فکر میکنم.»
او گفت این حملات برای خودش نیز جنبهای شخصی دارد. مادر او مهندس مکانیک است و یکی از آخرین پروژههایی که در آن مشارکت داشت، طراحی سیستم آبرسانی شهرکهای صنعتی جدید در جزیره قشم بود. امامی گفت: «زیرساختهای ایران حاصل تلاش مهندسانی مثل مادرم است. این زیرساختها متعلق به مردم ایران است، نه هیچ حکومتی.»
وقتی تأثیر جنگ به اقتصاد و زندگی روزمره می رسد
استان بوشهر نیز که در حاشیه خلیج فارس قرار دارد، از موج جدید حملات آمریکا در امان نمانده است. در حملات هوایی ۹ ژوئیه به اسکله روستای بنود، ۱۰ قایق متعلق به ماهیگیران محلی در آتش سوختند. پیش از آن، در ماه مارس، حملات هوایی آمریکا و اسرائیل پنج کشتی تجاری را که در پایانه دریایی شهید حقگو در محله سلحبآباد بوشهر پهلو گرفته بودند، نابود کرده بود.
خسارت جنگ در بوشهر بسیار سنگین بوده است، زیرا این استان یکی از اهداف اصلی عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل بوده است. بزرگترین میدان گاز طبیعی فراساحلی جهان، پارس جنوبی، در نزدیکی سواحل بوشهر قرار دارد و ایران آن را با قطر مشترکاً بهرهبرداری میکند. مجتمع فرآوری گاز در عسلویه نیز در حملات هوایی ۱۸ مارس هدف قرار گرفت. این حمله تقریباً یکسوم ظرفیت تولید انرژی ایران را از مدار خارج کرد.
مقامهای محلی میگویند طی شش ماه گذشته بیش از ۸ هزار ساختمان مسکونی و تجاری در استان بوشهر آسیب دیدهاند. حملات ۲۲ ژوئیه ارتش آمریکا به شهرستان دشتی نیز به ماشینآلات کشاورزی خسارت وارد کرد.
سازمان هواشناسی ایران اعلام کرده است که از میان ۱۰ رادار هواشناسی کشور، دو دستگاه بهطور کامل از کار افتادهاند که یکی از آنها در بوشهر قرار دارد. رادارهای هواشناسی تجهیزات پیچیدهای هستند و علاوه بر فناوری پیشرفته، به تخصص ویژه برای نصب و نگهداری نیاز دارند. اگرچه دهها کشور از این تجهیزات استفاده میکنند، رادار هواشناسی در خاورمیانه چندان رایج نیست. سازمان جهانی هواشناسی ۹ رادار هواشناسی در ایران ثبت کرده است که با آمار رسمی ایران تفاوت دارد. با این حال، حتی بر اساس همین آمار نیز ایران ششمین کشور آسیایی از نظر تعداد رادارهای هواشناسی فعال است.
یکی از مهمترین خسارتهای جنگ در بوشهر متوجه فرودگاه بینالمللی این شهر شده است. این فرودگاه از سال ۱۹۱۹ مورد استفاده قرار داشته و در ابتدا یکی از توقفگاههای هواپیماهای نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا بوده است. گزارشها حاکی است که ساختمان اصلی ترمینال مسافربری فرودگاه بهطور کامل ویران شده است. دستکم یک فروند هواپیمای مسافربری تجاری که بهتازگی خریداری شده بود، هنگام حملات ماه مارس روی باند فرودگاه آتش گرفت و نابود شد. همچنین ۱۱ بخش از دو باند پروازی فرودگاه در مقاطع مختلف بمباران شدهاند.
آخرین مرحله حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، مناطقی از جنوب را نیز تحت تأثیر قرار داده که در سطح بینالمللی کمتر شناخته شدهاند. خور آذینی، در نزدیکی شهر کوچک بندر سیریک، یکی از معدود نقاط جهان است که دو گونه درخت مانگرو، یعنی حرا با نام علمی Avicennia marina و مانگروی ریشهحلقهای با نام علمی Rhizophora mucronata، در کنار یکدیگر رشد میکنند. از زمان فروپاشی آتشبس، بندر سیریک چندین بار هدف بمباران قرار گرفته است.
آری هنرور، نویسنده ایرانی-آمریکایی و نویسنده رمان «دختری به نام رومی» که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، مجموعهای را در شبکههای اجتماعی با عنوان طعنهآمیز «با مردم و مکانهایی که بمباران میکنید آشنا شوید» راهاندازی کرده است. او تاکنون در ۱۹ قسمت، شهرها و مناطق ایرانی را که در جریان جنگ هدف حمله قرار گرفتهاند، به شکل تصویری معرفی کرده است؛ مناطقی که حمله به آنها واکنش گستردهای در سطح بینالمللی ایجاد نکرده است.
هنرور میگوید این مجموعه را بهعنوان «اقدامی برای همدلی عمیق و بازگرداندن انسانیت به قربانیان» آغاز کرده است. او میگوید: «اگر قرار است از یک جنگ حمایت کنید یا هزینه آن را با مالیات خود بپردازید، حداقل کاری که میتوانید انجام دهید این است که بدانید چه کسانی و چه چیزهایی را بمباران میکنید. تاریخ آنها، شاعرانشان، غذایشان و حتی نام بچههایشان را بشناسید. وقتی دشمن را موجودیتی مبهم و بینامونشان معرفی میکنید و انسانیتش را از بین میبرید، ارتکاب جنایت آسانتر میشود.»
هنرور که برای پناهندگان مناطق جنگزده نیز کارگاههایی با هدف تقویت توان آنها برای مقابله با بحران برگزار میکند، میگوید جوامع آسیبپذیر معمولاً در دورههای فشار سیاسی و زیستمحیطی بیشترین هزینه را میپردازند. به گفته او، اتفاقات ماههای اخیر زخمی تازه نیست، بلکه باز شدن دوباره زخمی است که هیچگاه بهطور کامل درمان نشده بود. «جوامع جنوب ایران هیچوقت بهطور کامل از جنگ ایران و عراق بهبود پیدا نکردند. بازسازی ناتمام ماند، آسیبهای روانی جنگ هرگز بهطور کامل درمان نشد و اقلیتهایی مانند عربها، بلوچها و بندریها سهم نامتناسبی از این فشارها را تحمل کردند.»


دیدگاه خوانندگان