شبکه گسترده و پیچیده ایران برای انجام عملیات در کشورهای اروپایی، بن بست بن سلمان در مواجهه با حوثی ها و بروز اختلاف بین باکو و آنکارا در پی اعمال قانون ممنوعیت حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان از جمله موضوعاتی است که در ادامه می خوانید
عربستان در بنبست حوثیها؛ جنگ یا پذیرش شکست؟
تا همین چندی پیش، حوثیهایی که طی ده سال گذشته حاکم بر شمال یمن بودهاند، برای عربستان سعودی بیشتر دردسرساز به نظر میرسیدند تا تهدیدی جدی. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، نیز سرگرم دیدار و خوشوبش با مدیران شرکتهای فناوری و هوش مصنوعی بود و از آینده کشورش بهعنوان مقصدی گردشگری سخن میگفت.
اما روز شنبه، موشک حوثیها دو پایانه در فرودگاه اصلی پایتخت عربستان را هدف قرار داد. آتش و دود در سالنهای فرودگاه پیچید و قطعات سقف بر سر مسافران وحشتزده فروریخت. زائرانی که راهی مکه بودند، چمدانهای خود را از میان رد خون روی زمین عبور میدادند.
حملات حوثیها به خاک عربستان موضوع تازهای نیست، اما حمله روز شنبه به فرودگاه ریاض که به کشتهشدن ۱۳ نفر و زخمیشدن صدها نفر انجامید، از جنبه دیگری اهمیت داشت. به نظر میرسد حوثیها توانستهاند با استفاده همزمان و هماهنگ از انبوه پهپادها، موشکهای کروز و موشکهای بالستیک، از سامانههای دفاعی عربستان عبور کنند؛ آن هم در شرایطی که ذخایر موشکهای رهگیر این کشور رو به کاهش است.
اکنون عربستان به کشوری تبدیل شده که حاکم آن ناچار است میان کاخهایی که به پناهگاههای زیرزمینی مجهز شدهاند، رفتوآمد کند.
یکی از دوستانم در ریاض درباره این حمله به من گفت: «مردم واقعاً باورشان نمیشد. فکر نمیکنم کسی تصور میکرد چنین اتفاقی ممکن است برای خودشان بیفتد.»
اگر چنین آشوب و ناامنیای به اتفاقی عادی تبدیل شود، عربستان نمیتواند رؤیاهای ولیعهد برای تحول اقتصادی و اجتماعی کشور را محقق کند یا حتی به جذب سرمایهگذاران خارجی ادامه دهد. حوثیها هر روز سرسختتر میشوند و محدودیت توان عربستان برای مهار آنها نیز آشکارتر از گذشته شده است.
آدام بارون، پژوهشگر بنیاد نیو آمریکا در واشنگتن که در زمینه یمن و کشورهای خلیج فارس تخصص دارد، به من گفت: «به نظر میرسد دیگر راه سومی وجود ندارد. عربستان یا باید از طریق نظامی حوثیها را عقب براند یا توافقی را بپذیرد که عملاً کنترل یمن را در اختیار آنها باقی میگذارد.»
هر دو گزینه خطرناکاند.
تجربه به عربستان نشان داده است که تنها یک عملیات زمینی گسترده و مستمر میتواند پیشرفت واقعی در مقابله با حوثیها ایجاد کند. این گروه طی دهه گذشته از چندین دور حملات هوایی جان سالم به در برده است؛ از جمله جنگ هوایی هفتهفتهای آمریکا در سال گذشته.
اما عربستان نیروی زمینی لازم برای انجام چنین عملیاتی را در اختیار ندارد. این کشور به نیروهای مسلحی متکی است که زیر نظر دولت ضعیف و بهرسمیتشناختهشده بینالمللی یمن فعالیت میکنند؛ دولتی که مقر آن در جنوب یمن است و نیروهایش همواره با اختلاف و چنددستگی روبهرو بودهاند.
ماه گذشته، حوثیها مناطق اطراف تنگه بابالمندب را تصرف کردند؛ گذرگاهی حیاتی برای انتقال نفت در جهان. عربستان نیز در واکنش، حمله تازهای را برای بازپسگیری مناطق ازدسترفته سازماندهی کرد. نیروهای مورد حمایت عربستان توانستهاند بخشی از مناطق را پس بگیرند، اما حوثیها در مقابل، سطح حملات خود به خاک عربستان را افزایش دادهاند و حمله به فرودگاه ریاض نیز بخشی از همین تشدید حملات است.
عربستان امیدوار است ائتلاف نظامی گستردهتری علیه حوثیها تشکیل دهد. به همین منظور، با رهبران سوریه، مصر، پاکستان و ترکیه گفتوگو کرده است. با این حال، این کشورها روشن کردهاند که حمایتشان از ریاض محدود خواهد بود. ممکن است در صورت وقوع یک حمله زمینی گسترده به خاک عربستان، برای دفاع از مرزهای این کشور به کمک آن بیایند؛ سناریویی که از نگرانیهای جدی مقامهای سعودی است. اما هیچیک حاضر نیستند در جنگی برای بازپسگیری شمال یمن مشارکت کنند.
این بیمیلی ریشه در تجربههای تاریخی دارد. نیروهای عثمانی در قرنهای هفدهم و نوزدهم میلادی شکستهای سنگینی در یمن متحمل شدند. مصر نیز در دهه ۱۹۶۰ درگیر جنگ داخلی یمن شد؛ جنگی فرسایشی که گاه از آن بهعنوان «ویتنام مصر» یاد میشود.
بنابراین، عربستان نمیتواند بهآسانی روی تشکیل ائتلافی منطقهای برای شکست نظامی حوثیها حساب کند.
گزینه دیگر عربستان این است که در ازای برقراری صلح، به نوعی توافق با حوثیها دست یابد. اما رسیدن به چنین توافقی نیز به همان اندازه دشوار به نظر میرسد. سازمان ملل از سال ۲۰۱۲ میان طرفهای درگیر در یمن میانجیگری میکند. این سازمان در سال ۲۰۲۲ به برقراری آتشبسی کمک کرد که به هفت سال جنگ میان حوثیها و ائتلاف تحت رهبری عربستان پایان داد. اما حوثیها بهتدریج خواستههای خود را افزایش دادهاند و مواضع سختگیرانهتری در مذاکرات اتخاذ میکنند.
حوثیها با وجود استقلال عمل و دیدگاههای خاص خود درباره نحوه اداره یمن، به نظر میرسد راهبردشان را با ایران هماهنگ میکنند؛ کشوری که همچنان درگیر تقابل با اسرائیل و ایالات متحده است. تهران طی سالهای گذشته به آموزش و تسلیح حوثیها کمک کرده است. گفته میشود مشاوران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در درگیریهای کنونی مشارکت دارند. همچنین به نظر میرسد حوثیها برای ایجاد نیروی پهپادی پیشرفتهتر، از فناوری فیبر نوری تأمینشده از سوی چین استفاده میکنند.
مجموع این عوامل، دستیابی به توافقی پایدار و قابل اتکا با حوثیها را دشوارتر کرده است.
برنارد هیکل، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه پرینستون و متخصص مسائل عربستان و یمن، در اینباره گفت: «اگر به سخنرانی رهبران حوثی گوش دهید، میبینید که اساساً چیزی به نام عربستان سعودی را به رسمیت نمیشناسند. از نظر آنها، این پادشاهی کاملاً نامشروع است و میخواهند شاهد فروپاشی آن باشند.» او افزود: «متأسفانه حوثیها میتوانند از نارضایتی عمیقی که بهدلیل نقش تاریخی عربستان در یمن شکل گرفته است، بهره ببرند.»
در ماههای اخیر، حوثیها خواستههای خود را افزایش دادهاند. آنها از عربستان میخواهند تمام حمایتهای خود را از دولت بهرسمیتشناختهشده یمن در جنوب متوقف کند، همه تحریمها را لغو کند و غرامت بپردازد. حوثیها همچنین سابقه طولانی در تغییر دادن خواستههای خود در جریان مذاکرات دارند؛ بهگونهای که حتی پس از توافق بر سر برخی مسائل، مطالبات تازهای مطرح میکنند و رسیدن به توافق نهایی را دشوارتر میسازند.
هیکل با طرح این پرسش که «برای راضیکردن حوثیها چه چیزی لازم است؟» افزود: «آیا اساساً میتوان با آنها کنار آمد؟»
بسیاری از سعودیها بیم دارند که پاسخ این پرسش منفی باشد. اما گزینه دیگر، ورود به جنگی است که میتواند سراسر عربستان را به میدان نبرد تبدیل کند. در چنین شرایطی، عربستان با انتخابی دشوار روبهروست: یا باید خطر یک جنگ گسترده را بپذیرد، بیآنکه از توان نظامی کافی یا متحدانی متعهد برخوردار باشد، یا به توافقی تن دهد که ممکن است کنترل بخش بزرگی از یمن را در دست حوثیها باقی بگذارد؛ گروهی که نهتنها با سیاستهای ریاض مخالف است، بلکه اساساً مشروعیت حکومت سعودی را زیر سؤال میبرد.
آیا دوران طلایی هوانوردی در خلیج فارس به پایان رسیده است؟
در سال ۲۰۱۸ مقالهای نوشتم درباره اینکه چگونه درگیریهای خاورمیانه مسیرهای پروازی منطقه را تغییر میدهند. محاصره قطر باعث شده بود هواپیماهای این کشور برای دور زدن شبهجزیره عربستان مسیرهای طولانیتری را طی کنند و جنگ داخلی سوریه نیز پرواز بر فراز حریم هوایی این کشور را برای بسیاری از شرکتهای هواپیمایی غیرممکن کرده بود. حالا که به گذشته نگاه میکنم، میبینم آن روزها وضعیت هوانوردی چقدر بهتر از اکنون بود.
حملات حوثیها به فرودگاه بینالمللی ریاض در هفته گذشته، پیش از هر چیز، فاجعهای انسانی است. در این حملات دستکم ۱۷ نفر کشته و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدند؛ قربانیانی که هم شهروندان عربستان، از جمله یک خلبان، و هم اتباع خارجی را شامل میشدند. رسانههای دولتی عربستان ویدئویی منتشر کردند که در آن مسافران در صف سوار شدن به هواپیما بودند که موشکها اصابت کردند. بسیاری از آنها لباس احرام به تن داشتند.
در روزهای پس از مرگبارترین حمله، در دهم اکتبر، بارها با دو پرسش روبهرو شدم: چرا مانند مراحل قبلی جنگ در خلیج فارس، هنگام شناسایی حملات موشکی هشدارهای تلفن همراه ارسال نشد؟ و چرا با وجود نزدیک به یک ماه تهدید و حملات موشکی و پهپادی حوثیها، فرودگاه همچنان باز بود؟
پرسش اول، هرچند پاسخ آن عجیب به نظر میرسد، ظاهراً جواب مشخصی دارد: گفته میشود مردم از مزاحمت این هشدارها شکایت کرده بودند. به نظر میرسد ارسال هشدارها از دیشب دوباره آغاز شده است. ساعت ۹ شب تلفن همراهم با صدای بلندی هشدار داد. کمی بعد، سه صدای انفجار در آسمان ریاض شنیدم که بیشتر شبیه صدای رهگیری موشکها بود تا برخورد آنها به هدف. اما پرسش دوم هنوز بیپاسخ مانده است؛ چراکه دولت عربستان چندان به شفافیت و اطلاعرسانی عمومی پایبند نیست. با این حال، این پرسش به نگرانی بزرگتری درباره آینده منطقه مربوط میشود.
صنعت هوانوردی در خلیج فارس کسبوکار بزرگی است. فرودگاه دبی از نظر تعداد مسافران بینالمللی، پرترددترین فرودگاه جهان به شمار میرود. دو شرکت از بزرگترین خطوط هوایی جهان نیز در این منطقه فعالیت میکنند. عربستان قصد دارد فرودگاه ریاض را بهطور گسترده توسعه دهد و سال گذشته نیز یک شرکت هواپیمایی دولتی جدید راهاندازی کرد که امیدوار است بتواند با امارات و قطر ایرویز رقابت کند. شرکتهای هواپیمایی خلیج فارس حجم زیادی از محمولههای باری را هم جابهجا میکنند. امسال، با اختلال در حملونقل دریایی از مسیر تنگه هرمز، این شرکتها نقش مهمی در تداوم جابهجایی کالاها داشتهاند.
با این حال، پرواز در منطقه هیچوقت به اندازه امروز پیچیده نبوده است. از زمان آغاز جنگ در ماه فوریه، شرکتهای هواپیمایی خلیج فارس از عبور از آسمان ایران خودداری کردهاند. بیشتر پروازها از حریم هوایی عراق هم دوری میکنند. بنابراین اگر امسال از یکی از فرودگاههای خلیج فارس به سمت غرب پرواز کرده باشید، احتمالاً هواپیمای شما از مسیری در آسمان عربستان عبور کرده است. این تغییر مسیر، زمان و هزینه پروازها را افزایش داده است؛ بهطوریکه مسیر پرواز به اروپا و آمریکای شمالی اغلب حدود هزار کیلومتر طولانیتر از مسیر معمول شده است. با این حال، شرکتهای هواپیمایی تا همین اواخر میتوانستند با این شرایط کنار بیایند.
اما اکنون نهادهای ناظر درباره ایمنی همین مسیر نیز ابراز نگرانی کردهاند. آژانس ایمنی هوانوردی اروپا از شرکتهای هواپیمایی خواسته است از بخشهای وسیعی از حریم هوایی عربستان دوری کنند. نهاد ناظر هوانوردی آمریکا نیز به خلبانان هشدار داده است که با احتیاط بیشتری پرواز کنند. خطر فقط متوجه فرودگاهها نیست؛ موشکهایی که در آسمان حرکت میکنند، برای هواپیماهای عبوری نیز خطرناکاند. سامانههای پدافند هوایی مستقر در زمین که برای رهگیری این موشکها شلیک میکنند، میتوانند هواپیماها را در معرض خطر قرار دهند. نمونه تلخ آن را در سال ۲۰۲۰ دیدیم؛ زمانی که سپاه پاسداران ایران یک هواپیمای مسافربری را که از تهران به مقصد کییف پرواز میکرد، سرنگون کرد.
شرکتهای هواپیمایی خارجی از هماکنون پروازهای خود به عربستان را لغو کردهاند. قرار بود شرکت هواپیمایی دلتا اواخر همین ماه پرواز مستقیم خود را از آتلانتا به ریاض آغاز کند؛ پروازی که نخستین مسیر مستقیم یک شرکت هواپیمایی آمریکایی به پایتخت عربستان بود. اما اکنون آغاز این پرواز تا ماه مارس به تعویق افتاده است.
حملات حوثیها ممکن است بر پروازهایی که مقصدشان خارج از خاورمیانه است نیز تأثیر بگذارد. قرار است چند شرکت هواپیمایی اروپایی اواخر همین ماه پروازهای خود به دبی را از سر بگیرند، اما این پروازها ناچارند از مسیر هوایی عربستان عبور کنند. وضعیت پروازهای میان اروپا و آسیا از این هم پیچیدهتر است؛ زیرا بسیاری از شرکتهای هواپیمایی اجازه استفاده از حریم هوایی روسیه را ندارند یا خودشان ترجیح میدهند از آن عبور نکنند. اگر مسیر عربستان نیز ناامن تشخیص داده شود، تنها مسیر باقیمانده برای این پروازها، عبور از فراز منطقه قفقاز خواهد بود.
کشورهای حاشیه خلیج فارس امیدوار بودند که در زمستان امسال، بهویژه در فرودگاههایشان، اوضاع به حالت عادی بازگردد. اما در عوض، اکنون با اختلالهایی گستردهتر از هر زمان دیگری روبهرو هستند.
اختلاف ترکیه و جمهوری آذربایجان بر سر حجاب به سود اسرائیل و ارمنستان نیست
وزیر امور خارجه ترکیه، هاکان فیدان، قرار است در نشست منطقهایای شرکت کند که روز پنجشنبه در باکو آغاز میشود. این نشست در شرایطی برگزار میشود که روابط ترکیه با جمهوری آذربایجان، نزدیکترین متحد ترکزبان آن، بر سر ممنوعیت حجاب در مدارس دولتی این کشور و همچنین روابط نزدیک با اسرائیل، با تنش روبهرو شده است.
روابط ترکیه و اسرائیل بهدلیل جنگ غزه و تحولات سوریه، به پایینترین سطح خود رسیده است. مقامهای اسرائیلی اکنون ترکیه را نیز مانند ایران، تهدیدی علیه امنیت اسرائیل میدانند.
اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل، روز چهارشنبه وارد باکو شد تا با الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، دیدار و گفتوگو کند. هرتزوگ همچنین در هفتمین اجلاس «تعامل و اقدامات اعتمادساز در آسیا» شرکت خواهد کرد؛ نشستی که هاکان فیدان در آن به نمایندگی از رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، حضور مییابد.
رسانههای جمهوری آذربایجان روز چهارشنبه گزارش دادند که کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران نیز در این اجلاس شرکت خواهد کرد. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان هم از دیگر شرکتکنندگان احتمالی این نشست است.
در ظاهر، چنین نشستی میتواند فرصتی برای گفتوگو میان کشورهای متخاصم و میانجیها، در حاشیه جلسات رسمی، فراهم کند. علیاف پیشتر نقش مهمی در ایجاد سازوکاری برای جلوگیری از درگیری مستقیم میان ترکیه و اسرائیل ایفا کرده بود. او در آوریل ۲۰۲۵ دو طرف را در باکو گرد هم آورد تا درباره کاهش تنشها گفتوگو کنند.
با این حال، نگرانیها از وقوع درگیری ناخواسته همچنان پابرجاست. اسرائیل در ۱۸ اوت پایگاه هوایی ابوالظهور در شمال غرب سوریه را بمباران کرد. مقامهای اسرائیلی مدعی شدند که بر اساس اطلاعات دریافتی، ترکیه قصد داشته نیروها و سامانههای راداری خود را در این پایگاه مستقر کند. دولت سوریه این حملات را اقدامی تجاوزکارانه و بدون توجیه دانست.
با وجود این، احتمال دارد تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش میان ترکیه و اسرائیل، در حاشیه نشست باکو تحتالشعاع مأموریت فیدان برای ترمیم روابط آنکارا و باکو قرار گیرد.
حزب حاکم جمهوری آذربایجان روز چهارشنبه بیانیهای تند منتشر کرد و از مشاور ارشد اردوغان بهدلیل انتقاد از ممنوعیت حجاب در مدارس دولتی بهشدت انتقاد نمود.
به گزارش رسانههای محلی، اعتراضها در مقابل برخی مدارس جمهوری آذربایجان همچنان ادامه دارد، هرچند دامنه آنها نسبت به روزهای گذشته کمتر شده است. این اعتراضها در شرایطی ادامه مییابد که دولت از ۱۲ اکتبر سرکوب معترضان را تشدید کرده است.
دولت باغچلی، متحد ملیگرای اردوغان، روز چهارشنبه به این اختلاف واکنش نشان داد. او هشدار داد: «در برابر هر تلاشی برای تضعیف پیوندهای برادرانه میان دو کشور، بسیار مهم است که بر اساس عقل سلیم، درک متقابل و خرد جمعی عمل کنیم. از دریای اژه تا دریای خزر، از گذشته تا امروز، این دو کشور قدرتمند در جغرافیایی مشترک از پیوندهای تاریخی جای گرفتهاند.»
با این حال، رسانههای نزدیک به جریان اسلامگرا همچنان به انتقاد از محدودیتهای حجاب ادامه دادند و در تیترهای تند خود، اسرائیل را نیز هدف گرفتند. روزنامه «ینی آکیت» در تیتر خود نوشت: «صهیونیستها طراح اصلی ماجرا هستند.» این روزنامه مدعی شد که تضعیف روابط میان جمهوری آذربایجان، جهان ترک و جهان اسلام بخشی از طرح اسرائیل است.
آیا اسرائیل از اختلاف میان آنکارا و باکو سود میبرد؟
اظهارات و حملات لفظی مداوم مقامهای اسرائیلی علیه اردوغان، که ترکیه نیز متقابلاً به آنها پاسخ داده است، ممکن است این تصور را ایجاد کند که اسرائیل از تیرهشدن روابط آنکارا و باکو ناراضی نخواهد بود.
اظهارات اخیر الهام علیاف در مجمع عمومی سازمان ملل نشان میدهد که رئیسجمهور جمهوری آذربایجان بیش از گذشته خود را بازیگری قدرتمند در منطقه میبیند و دیگر تمایلی ندارد در روابط با ترکیه صرفاً در جایگاه متحدی تابع آنکارا قرار بگیرد. علیاف در سخنرانی ماه سپتامبر خود، بدون نامبردن از کشور خاصی، از تأمینکنندگان تسلیحاتی انتقاد کرد که به گفته او، سلاحهای خود را با قیمتهایی بالاتر از نرخ متعارف به جمهوری آذربایجان فروختهاند. این اظهارات میتواند کنایهای به ترکیه باشد؛ کشوری که در سالهای اخیر همکاریهای گستردهای با باکو در زمینه فروش تسلیحات داشته است.
از جمله مهمترین این همکاریها، فروش پهپادهای «بایراکتار تیبی۲» ساخت شرکت سلجوق بایراکتار، داماد رجب طیب اردوغان، به جمهوری آذربایجان است. این پهپادها در جنگ سال ۲۰۲۰ جمهوری آذربایجان با ارمنستان نقش مهمی ایفا کردند. آن زمان، علیاف در تقدیر از نقش شرکت بایراکتار در پیروزی کشورش، به سلجوق بایراکتار نشان افتخار اعطا کرد. بایراکتار آخرین بار در ماه ژوئیه در باکو با رئیسجمهور جمهوری آذربایجان دیدار کرد.
اتهامهای مربوط به فساد مالی و روابط اقتصادی مشکوک خانوادههای علیاف و اردوغان نیز سالهاست مطرح میشود. پروژه گزارشدهی درباره جرائم سازمانیافته و فساد OCCRP، در گزارشی فاش کرده بود که یک تاجر آذربایجانی که زمانی روابط نزدیکی با علیاف داشت، یک نفتکش چند میلیون دلاری به همسر خواهر اردوغان هدیه داده بود.
جمهوری آذربایجان، بهعنوان یکی از قدرتهای منطقهای در حوزه نفت و گاز، جایگاهی راهبردی در برنامه ترکیه برای تبدیلشدن به مرکز انتقال انرژی و کالا دارد؛ مرکزی که اروپا را به آسیای مرکزی و مناطق فراتر از آن متصل میکند. این رابطه برای هر دو کشور اهمیت دارد. ترکیه نیز دروازه اصلی جمهوری آذربایجان برای دسترسی به بازارهای اروپا و خاورمیانه است.
با وجود روابط خصمانه اسرائیل و ترکیه، برخی تحلیلگران معتقدند که فروپاشی روابط آنکارا و باکو لزوماً در راستای منافع اسرائیل نیست. نخست اینکه جمهوری آذربایجان بزرگترین تأمینکننده نفت خام اسرائیل است. نفت این کشور از طریق خط لولهای به پایانههای صادراتی در سواحل جنوبی مدیترانه ترکیه منتقل میشود. جریانهای اسلامگرای حامی اردوغان مدتهاست که برای توقف این انتقال نفت فشار میآورند. دادههای ردیابی پروازها نیز نشان میدهد هواپیمای حامل رئیسجمهور اسرائیل در مسیر خود به باکو از حریم هوایی ترکیه عبور کرده است.
گالیا لیندنشتراوس، کارشناس ترکیه در مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، میگوید برخلاف نظریههای توطئه درباره نقش اسرائیل در ممنوعیت حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان، اسرائیل از وقوع اعتراضها و تشدید اختلاف میان آنکارا و باکو غافلگیر شده بود. او به المانیتور گفت: «تنها بازیگری که واقعاً از بیثباتشدن جمهوری آذربایجان سود میبرد، ایران است.»
به گفته لیندنشتراوس، به همین دلیل اعتراضهای ضد دولتی روزهای اخیر که در سراسر کشور گسترش یافته و طیفهای مختلف فکری و سیاسی مردم جمهوری آذربایجان را به خود جذب کرده است، از نگاه اسرائیل تحولی منفی به شمار میرود.
شورای رسانه و پخش جمهوری آذربایجان روز چهارشنبه شبکه سحر ایران را متهم کرد که تصاویر یک تجمع مذهبی در دیاربکر، شهر کردنشین ترکیه را بهاشتباه بهعنوان اعتراض علیه جمهوری آذربایجان معرفی کرده است. ایران این اتهام را رد نمود.
سکوت ایران در برابر محدودیتهای حجاب
برخلاف مقامهای ترکیه، مقامها و سیاستمداران ایرانی درباره محدودیتهای تازه جمهوری آذربایجان بهطور عجیبی سکوت کردهاند. جمهوری آذربایجان که اکثریت جمعیت آن شیعه هستند، سالهاست ایران را متهم میکند که در پی گسترش نفوذ ایدئولوژیک خود در این کشور است. باکو بهویژه درباره فعالیت افرادی ابراز نگرانی کرده که به ادعای مقامهای آذربایجانی، از میان اقلیت تالشِ جذب شدهاند و برای پیشبرد اهداف ایران فعالیت میکنند.
در مقابل، ایران معتقد است جمهوری آذربایجان به پایگاهی برای اقدامات مخرب اسرائیل علیه خاک ایران تبدیل شده است؛ موضوعی که بهویژه پس از نخستین جنگ ایران و اسرائیل در ژوئن سال گذشته اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
با این حال، تاکنون شواهد قطعی و نهایی درباره دخالت نیروهای خارجی در اعتراضهای اخیر جمهوری آذربایجان ارائه نشده است. چند تحلیلگر آذربایجانی که بهصورت ناشناس با المانیتور گفتوگو کردهاند، معتقدند این اعتراضها عمدتاً خودجوش بودهاند و از نارضایتیهای داخلی سرچشمه میگیرند.
ارمنستان هم از این اختلاف سودی نمیبرد
ارمنستان، دشمن تاریخی جمهوری آذربایجان، نیز احتمالاً دلیل چندانی برای خوشحالی از این تحولات ندارد.
جمهوری آذربایجان مدتهاست عملاً مانع اصلی عادیسازی کامل روابط ترکیه با ارمنستان بوده است. ترکیه میگوید تا زمانی که روابط باکو و ایروان عادی نشود، نمیتواند روابط خود را با ارمنستان بهطور کامل به حالت عادی بازگرداند. مرز زمینی ترکیه و ارمنستان از سال ۱۹۹۳ بسته مانده است. این وضعیت با وجود تعهد دو کشور در سال ۲۰۲۲ برای بازکردن مرز به روی شهروندان کشورهای ثالث، همچنان ادامه دارد.
آرارات میرزویان، وزیر امور خارجه ارمنستان، روز چهارشنبه در کنفرانسی مرتبط با اتحادیه اروپا در ورشو ابراز خوشبینی کرد و گفت: «شاید فردا صبح در اخبار با این تیتر روبهرو شویم که مرز ارمنستان و ترکیه باز شده است.» با این حال، گریگوریان معتقد است تلاش ترکیه برای آرامکردن نگرانیهای جمهوری آذربایجان احتمالاً باعث خواهد شد بازگشایی مرز، حتی برای شهروندان کشورهای ثالث، باز هم به تأخیر بیفتد.
تهدید شبکههای وابسته به ایران در اروپا
تهدید ایران علیه اروپا دیگر مانند گذشته نیست. این تهدید ممکن است در قالب دو مردی ظاهر شود که یک سفارتخانه را زیر نظر گرفتهاند، مجرمان بومی که در نزدیکی یک پایگاه نظامی پرسه میزنند، باندی که برای حمله به یک هدف یهودی اجیر شده است، مؤسسه خیریهای که پول جابهجا میکند، دلال هنری که به دور زدن تحریمها کمک میکند یا شرکتی تجاری که تجهیزات دارای کاربرد دوگانه تهیه میکند.
رویدادهای اخیر در بریتانیا ابعاد این مشکل را نشان میدهد. در ۹ اکتبر، دو مرد در دادگاه کیفری مرکزی لندن اتهامهای مطرحشده علیه خود را نپذیرفتند. آنها متهماند که به نمایندگی از سرویسهای اطلاعاتی ایران، عملیات شناسایی و مراقبت انجام دادهاند. از جمله اهداف ادعایی آنها سفارت و کنسولگری اسرائیل در لندن، کنیسه بویس مارکس و دیگر مراکز و منافع اسرائیلی یا یهودی بوده است.
تحقیقاتی که درباره فعالیتهای مشکوک در اطراف پایگاه هوایی فرفورد نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، محل استقرار نیروهای آمریکایی، جریان دارد، از این هم قابلتوجهتر است. مقامهای بریتانیایی پس از آنکه در ۲۷ سپتامبر مردانی نقابدار و سه ون را در نزدیکی این پایگاه پیدا کردند، تحقیق درباره یک توطئه تروریستی احتمالی را آغاز نمودند. مقامهای آمریکایی بعداً اعلام کردند که اطلاعات دریافتی از احتمال برنامهریزی ایران برای حمله پهپادی حکایت داشته است. پس از آن، آمریکا بمبافکنهای بیـ۱ خود را از فرفورد خارج کرد. ایران هرگونه دخالت در این ماجرا را رد نموده و تحقیقات همچنان ادامه دارد.
اهمیت این رویدادها فقط به این احتمال محدود نمیشود که ایران پشت آنها بوده باشد. این حوادث از تغییری گستردهتر در شیوه اعمال فشار و قدرت ایران در خارج از کشور حکایت دارند. دیگر نمیتوان فعالیتهای مرتبط با ایران را صرفاً مجموعهای از طرحهای تروریستی دانست که مأموران اطلاعاتی ایران مستقیماً اجرا میکنند. آنچه شکل گرفته، شبکهای فرامرزی و انعطافپذیر است که نهادهای دولتی، گروههای نیابتی، سازمانهای تبهکار، تأمینکنندگان مالی، مؤسسات خیریه و آموزشی، شرکتهای پوششی و واسطههای محلی را به یکدیگر پیوند میدهد.
ایران مدتهاست که در خارج از کشور عملیات انجام میدهد، اما روشهای آن تغییر کرده است. طرح بمبگذاری در گردهمایی مخالفان ایرانی در حومه پاریس در سال ۲۰۱۸، نمونهای از الگوی قدیمیتر بود. اسدالله اسدی، دیپلمات وقت ایران که با سمت رسمی در وین فعالیت میکرد، بعداً بهدلیل نقش خود در این طرح محکوم شد. محاکمه او نشان داد که استفاده از مقامهای رسمی و برخوردار از پوشش دیپلماتیک برای اجرای عملیات تروریستی چه هزینههایی میتواند برای حکومت ایران داشته باشد.
از آن زمان، ایران بیش از گذشته به استفاده از نیروهای واسطه و برونسپاری عملیات روی آورده است. جذب مجرمان و واسطههای محلی آسانتر است، اثبات ارتباط مستقیم آنها با دولت ایران دشوارتر خواهد بود و در نهایت نیز میتوان آنها را بهراحتی کنار گذاشت. سوئد شاید روشنترین نمونه این رویکرد باشد. وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرده است که شبکه تبهکاری «فاکستروت» در ژانویه ۲۰۲۴، به نمایندگی از ایران، حملهای علیه سفارت اسرائیل در استکهلم انجام داده است.
دولت بریتانیا نیز اکنون آشکارا چنین الگویی را به ایران نسبت میدهد. این کشور در ماه ژوئیه جنبش اسلامی یاران حق، معروف به «آیامسیآر» را تحریم کرد. این گروه مسئولیت هفت حمله علیه اهداف یهودی، اسرائیلی و رسانههای فارسیزبان در بریتانیا را بر عهده گرفته بود. ارزیابی دولت بریتانیا این است که اعضایی از نیروی قدس سپاه پاسداران پشت این تشکیلات قرار داشتهاند و به احتمال بسیار زیاد، حملات آن در سراسر اروپا را هدایت کردهاند.
اهمیت تحقیقات پایگاه فرفورد نیز از همین منظر روشن میشود. اگر در نهایت ارتباط ایران با این ماجرا اثبات شود، این پرونده نشان خواهد داد که یک دولت چگونه میتواند از نیروهای محلی نسبتاً کمتجربه و فاقد تواناییهای پیچیده، ابزاری بسازد که حتی یک قدرت نظامی بزرگ را وادار کند نحوه استقرار تجهیزات راهبردی خود را تغییر دهد. ایران همچنین میتواند از چنین نیروهای اجیرشدهای برای ارسال پیامهای تهدیدآمیز به آمریکا استفاده کند.
این شبکه میتواند از بسترهای مذهبی یا آموزشی برای جذب نیرو، از مؤسسات خیریه برای جمعآوری پول، از سازمانهای رسانهای برای انتشار روایتهای مطلوب، از شرکتهای تجاری برای انتقال وجوه و از شبکههای قانونی بازرگانی برای تهیه تجهیزات استفاده کند.
جامعه المصطفی ایران نمونهای از نهادی است که در ظاهر فعالیت آموزشی و غیرنظامی دارد، اما ممکن است در بخشی از این زنجیره نقش ایفا کند. وزارت خزانهداری آمریکا این نهاد را متهم کرده است که نیروی قدس سپاه از آن برای جذب افراد بهمنظور انجام عملیات اطلاعاتی و پیوستن به گروههای شبهنظامی خارجی استفاده میکند.
تعطیلی مرکز اسلامی هامبورگ در آلمان در سال ۲۰۲۴ نیز نمونه دیگری از این زیرساختهای نهادی بود. دولت آلمان این مرکز را نهادی مهم مرتبط با ایران توصیف نمود که از حزبالله حمایت میکرد.
پول نیز از مسیرهای گوناگونی جابهجا میشود. مقامهای ایتالیایی در دسامبر ۲۰۲۵، ۹ نفر را به ظن انتقال حدود هفت میلیون یورو از طریق مؤسسات خیریه به نهادهای مرتبط با حماس بازداشت کردند.
در بریتانیا، شبکهای که به ناظم احمد، تأمینکننده مالی حزبالله، مرتبط بود، از بازار بینالمللی آثار هنری برای دور زدن تحریمها استفاده میکرد. مقامهای آمریکایی نیز صرافیهای رمزارزی ثبتشده در بریتانیا را هدف قرار دادهاند که متهماند حجم عظیمی از تراکنشهای مرتبط با کیف پولهای وابسته به سپاه پاسداران را پردازش کردهاند.
در بلژیک، تحقیقاتی درباره شبکههای مالی و تجاری مرتبط با حزبالله در جریان است؛ در سوئیس شبکههایی شناسایی شدهاند که در تجارت نفت ایران نقش داشته اند و در اسپانیا نیز تحقیقاتی درباره تهیه قطعات پهپاد برای حزبالله انجام شده است.
اگر این پروندهها را جدا از یکدیگر بررسی کنیم، ممکن است صرفاً تخلفاتی پراکنده در زمینه فعالیتهای خیریه، دور زدن تحریمها، جرائم مالی و نقض مقررات صادراتی به نظر برسند. اما بررسی مجموع آنها نشان میدهد که این فعالیتها میتوانند بخشهای مختلف شبکهای گسترده باشند که زمینه لازم را برای اجرای عملیات و اعمال فشار در خارج از مرزهای ایران فراهم میکند.
شبکهای که توانایی جابهجایی افراد، پول، فناوری و اطلاعات را دارد، میتواند برای اهداف دیگری به کار گرفته شود. واسطهای که امروز پول تحریمشده را جابهجا میکند، ممکن است فردا پشتیبانی لجستیکی یک عملیات را بر عهده بگیرد. مجرمی که برای مراقبت و شناسایی استخدام شده است، ممکن است بعداً مأمور ارعاب یا حمله شود. یک مسیر تجاری برای تهیه تجهیزات نیز میتواند همزمان به یک گروه شبهنظامی نیابتی در خارج از اروپا کمک کند و تواناییهای لازم برای عملیات در داخل اروپا را توسعه دهد.
چرا اروپا بیش از گذشته در معرض خطر است؟
دو تحول باعث شدهاند که این شبکهها برای اروپا اهمیت بیشتری پیدا کنند. نخستین تحول، مشارکت عمیقتر ایران در جنگ روسیه علیه اوکراین است. پهپادها، موشکها، شبکههای تهیه تجهیزات و سازوکارهای دور زدن تحریمهای ایران، زمانی به مسئلهای مستقیم برای اروپا تبدیل شدند که در جنگی در مرزهای این قاره نقش پیدا کردند. در نتیجه، وزارتخانههای دفاع، نهادهای گمرکی، ناظران مالی و سازمانهای مسئول کنترل صادرات نیز به بازیگران اصلی مقابله با این تهدید تبدیل شدند؛ موضوعی که پیشتر عمدتاً در حوزه سیاست خارجی و مبارزه با تروریسم قرار داشت.
تحول دوم، جنگ با ایران است که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد. اروپا دیگر صرفاً منطقهای پشتیبان در پشت جبهه محسوب نمیشود. مراکز اسرائیلی و یهودی، مخالفان ایرانی، مراکز دیپلماتیک و زیرساختهای نظامی مرتبط با عملیات آمریکا، همگی ممکن است هدف حملات تلافیجویانه یا اقداماتی برای اعمال فشار قرار گیرند.
از این منظر، تصمیم اتحادیه اروپا در فوریه ۲۰۲۶ برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی اهمیت داشت، اما بهتنهایی کافی نیست. این تصمیم امکان مسدودکردن داراییها، تشدید نظارت بر فعالیتهای مالی و افزایش همکاری میان نهادهای مسئول را فراهم میکند. با این حال، مقاومترین بخشهای شبکه مرتبط با ایران دقیقاً همانهایی هستند که بهگونهای طراحی شدهاند تا خارج از ساختارهای رسمی و آشکار سپاه فعالیت کنند: شرکتهای پوششی، رمزارزها، واسطههای حرفهای، سازمانهای اجتماعی و مجرمان محلی.
بنابراین، چالش اروپا صرفاً جلوگیری از حملات تروریستی بزرگ و خبرساز نیست. سرویسهای امنیتی باید تشخیص دهند که چه زمانی شبکههای مالی، خیریه، تجاری یا تبهکارانه به ابزار اجرای عملیات تبدیل میشوند. بازرسان مالی باید ارتباط این شبکهها را با امنیت ملی درک کنند. نهادهای کنترل صادرات باید شبکههای تهیه تجهیزات را بخشی بالقوه از یک سازوکار اعمال فشار بدانند. سازمانهای مبارزه با تروریسم نیز باید واسطهها و مجرمانی را شناسایی کنند که ممکن است بهطور موقت برای اجرای عملیات به خدمت گرفته شوند.
الگوی در حال تحول ایران دقیقاً به این دلیل قدرت گرفته است که مرزهای میان بخشهای مختلف آن مبهم است. فردی که یک مرکز را زیر نظر میگیرد، ممکن است مأمور سپاه نباشد. شرکتی که پول جابهجا میکند، ممکن است رسماً به حزبالله تعلق نداشته باشد. مجرمی که آتشسوزی به راه میاندازد، ممکن است هیچ اعتقاد ایدئولوژیکی خاصی به ایران نداشته باشد. با این حال، هر یک از آنها میتوانند وظیفهای مشخص را در چارچوب یک شبکه واحد انجام دهند.
از این رو، پرسشی که دولتهای اروپایی و متحدان آنها باید مطرح کنند، دیگر صرفاً این نیست که چه کسانی عضو یک سازمان تروریستی ایرانی هستند؛ بلکه باید بپرسند: ایران با چه سرعتی میتواند شبکههایی را که هماکنون در جوامع اروپایی و فراتر از آن فعالیت میکنند، به ابزارهایی برای اعمال فشار و تهدید تبدیل کند؟ حوادثی که اکنون در بریتانیا تحت بررسی قرار دارند، نشان میدهند که پاسخ به این پرسش بیش از هر زمان دیگری فوریت پیدا کرده است.
مطالب مرتبط:
حملات به یهودیان اروپا و ردپای جنگ ترکیبی
عقبنشینی بمبافکنهای بی-۱؛ قدرت ایران در جنگ نامتقارن


دیدگاه خوانندگان