ایران در افغانستان چه می خواهد؟

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ تیر ۳۰ - 2020-07-20

این احتمال هست که ایران به کمک شبه نظامیان شیعه تصمیم به دخالت بیشتر در امور افغانستان بگیرد تا از منافع خود حفاظت کند

علیرغم انجام مذاکره برای پایان دادن به جنگ داخلی افغانستان، ناآرامی و حملات خشونت بارِ گاه و بیگاه، توسط طالبان و دولت اسلامی خراسان، به نیروهای امنیتی افغانستان و مردم غیرنظامی به ویژه شیعیان ادامه دارد.

هر توافقی که بدست آید، آمریکا را ملزم به خروج اغلب نیروهایش از افغانستان می کند. ترامپ بعد از نزدیک به دو دهه، مشتاق ترک آن کشور است و گزینه های مختلفی را برای کاهش نیروهایش در دست بررسی دارد؛ امری که ممکن است در پایان امسال به وقوع پیوندد.

کاهش حضور نیروهای آمریکایی، زمینه را برای گسترش نفوذ ایران در افغانستان فراهم می کند. تهران نگران بی ثباتی در همسایه شرقی اش است، به ویژه که دهه ها جنگ، صدها هزار پناهنده افغان را روانه ایران کرده است؛ لذا از انجام اقداماتی که توسط نیروهای نیابتی اش در عراق و سوریه و یمن صورت می گیرد، در افغانستان خودداری می کند.

اما اکنون ایران فضای بیشتری برای مانور دادن دارد و این احتمال هست که تصمیم به دخالت بیشتر در امور افغانستان بگیرد، تا هم از منافع خود حفاظت کند و هم منافع آمریکا را تضعیف نماید.

در جستجوی ثبات

تهران و واشنگتن در بسیاری از بخش های خاورمیانه روبروی هم قرار دارند؛ اما در افغانستان موضوعات مشترکی بین آنهاست. ایران از تلاش آمریکا در حمله به افغانستان در اواخر سال 2001 حمایت کرد و به ایجاد ائتلافی که هدفش برانداختن طالبان از قدرت بود کمک نمود. بعد از حمله آمریکا و در جریان مذاکرات بر سر تعیین جانشینان طالبان، مقامات ایران بر اهمیت برگزاری انتخابات دموکراتیک در مناطقی که پیشتر در کنترل طالبان بود اصرار داشتند. امروزه نه ایران و نه آمریکا تمایلی به قدرت گیری بیشتر دولت اسلامی خراسان در آن کشور ندارند. ایران خواهان ثبات در افغانستان است؛ دو کشور بایکدیگر مرز مشترک دارند و ایجاد هرگونه آشفتگی در افغانستان، تأثیر خود را بر ایران می گذارد. ایران میزبان صدها هزار پناهنده افغان و راه صدور تریاک از افغانستان به اروپا است. سپتامبر 1998 -زمانی که طالبان بر افغانستان حکمرانی می کرد- دو کشور در آستانه جنگ قرار گرفتند؛ آن زمان طالبان چندین دیپلمات ایرانی را در شهر مزارشریف کشته بودند؛ رهبر ایران قول داد انتقام بگیرد و بدین منظور هزاران نیروی نظامی را روانه مرز کرد.

تهران از عناصر تندرو طالبان می ترسد و می خواهد این عناصر -که اغلب به پاکستان و عربستان نزدیک هستند- در دولت جدیدی که قرار است در پی گفتگوهای صلح بر سر کار بیاید جایی نداشته باشند. عناصر تندروی طالبان که سنی مذهب هستند، شاید به اندازه دولت اسلامی خراسان، متعصب و اهل جهاد نباشند؛ اما به همان اندازه از ایران–قدرت شیعه منطقه- بیزارند. البته این احساس متقابل است، ولی اگر همکاری با دولت -که شامل افرادی از طالبان هم خواهد بود- به حفظ منافع ایران کمک کند، تهران با طالبان کنار خواهد آمد. در سالهای اخیر ایران سعی کرده است روابط خود را با برخی از گروههای عضو طالبان، در جنبه های مختلف اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی ترمیم نموده و تقویت کند.

اصلی ترین منافع سیاسی و اقتصادی ایران در افغانستان، دسترسی به بازار آن کشور برای صدور کالاهای ایرانی و مقابله با بی ثباتی در مرزها است. اقتصاد ایران از تأثیر تحریم های آمریکا و اختلال در عبور و مرور بین کشورها بدلیل بحران کرونا، در رنج است. ایران هزاران مهاجر افغان را از کشور اخراج کرده است، اما با بروز ناآرامی و خشونت بیشتر در افغانستان، می تواند با موج جدیدی از پناهجویان روبرو شود. بنابراین ایران تا حد زیادی، از وضع موجود در افغانستان حمایت می کند؛ زیرا ثبات کنونی حاکم بر ان کشور، به ایران این فرصت را می دهد که توجه خویش را از مرزهای شرقی اش برداشته و به سایر مشکلات خود از جمله موج جدید کرونا و آمار بالای مرگ و میر روزانه ناشی از آن برسد.

اما شرایطی است که اگر محقق شود، ایران ممکن است خود را مجبور به دخالت در امور افغانستان ببیند. یکی از این شرایط این است که پست های کلیدی دولت آینده افغانستان -که قرار است بعد از مذاکرات صلح تشکیل شود- در دست عناصر تندروی طالبان قرار گیرد؛ لذا ایران منافع خود را در خطر دیده و حاضر به پذیرش دولت جدید نباشد. در این صورت ایران می تواند نیروهای نظامی خود را روانه غرب افغانستان کند تا مانع از گسترش آشفتگی و اغتشاشات احتمالی آن کشور، به داخل مرزهای خود شود.

در یک حالت دیگر هم ممکن است ایران وارد عمل شود و آن وقتی است که ثابت گردد دولت افغانستان فاقد توانایی کافی برای سرکوب دولت اسلامی خراسان است و گروههای شبه نظامی اسلامی به تهدیدی مستقیم علیه منافع ایران و جامعه شیعه بدل شوند. در چنین حالتی رهبران ایران ممکن است به این نتیجه برسند که گروههای شبه نظامی افغان بهتر از نیروهای امنیتی می توانند از اماکن مهم حفاظت کرده و دولت اسلامی خراسان را وادار به عقب نشینی کنند.

جبهه جدید؟

اگر ایران تصمیم بگیرد که در امور افغانستان بیش از گذشته وارد شود، ابزار نیرومندی دارد که امکان این کار را به او می دهد. فرمانده جدید سپاه قدس سردار «اسماعیل قاآنی» تجربه زیادی در افغانستان دارد؛ او نقش مهمی در استخدام افغان ها برای جنگ ایران و عراق در دهه هشتاد و نیز جنگ با طالبان در دهه نود ایفا کرد و در جنگ آمریکا در افغانستان، مأمور حمایت اطلاعاتی و نیابتی از آمریکا بود. قاآنی دانش عمیقی در مورد وضعیت مرز دو کشور دارد؛ از مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر و سایر کالاها تا مبارزه با سایر گروههای مجرم؛ این تجربه ها به قاآنی این امکان را می دهد که بی ثباتی در منطقه و تهدیدهایی که در طول مرز وجود دارد را درک کند و بفهمد که چه شرایطی ممکن است ایران را مجبور به ایفای نقش بیشتر در افغانستان کند.

اما محتمل ترین ابزار برای دخالت ایران در افغانستان، نیروهای شبه نظامی است که تهران پیشتر در مورد کشورهای دیگر تجربه اش را داشته و توانسته است اثرگذاری زیادی در آن کشورها داشته باشد. برای نمونه دیدیم که ایران گُردانی از شیعیان غیر سوری را بسیج کرد و برای جنگ در سوریه روانه نمود؛ خیلی از این افراد شیعیان افغانستان و پاکستان بودند. شمار رزمندگان افغان که با نام گردان فاطمیون سازماندهی شدند 10000 تا 15000 نفر بودند که در جبهه های جنگ حلب، دمشق، لاذقیه و قلمون حضور داشتند.

از آنجا که اوضاع سوریه در حال آرام شدن است، ایران می تواند رزمندگان شیعه افغان را به افغانستان گسیل دارد تا از این طریق دامنه حضور خود را در سراسر منطقه گسترش دهد و جلوی پیشروی و قدرت گرفتن دولت اسلامی خراسان را بگیرد. این گروه تروریستی توانایی انجام رفتارهای خشونت باری را دارد که نمونه آن را در حملات ماه می به یک مراسم تشییع جنازه و زایشگاه دیدیم. درحال حاضر جنگجویان این گروه، اغلب در نواحی شرقی افغانستان، نزدیک مرز پاکستان مستقر هستند و از ایران دور اند؛ اما اگر اوضاع تغییر کند، محاسبات تهران نیز عوض خواهد شد.

نیروهای نیابتی، در سیاست خارجی ایران و راهبرد این کشور نقش اساسی دارند. سپاه قدس توانسته است با گروههای مختلفی در سراسر خاورمیانه از حزب الله لبنان گرفته تا حوثی های یمن روابط موفقیت آمیزی داشته باشد. ترور سردار سلیمانی هنوز از خاطره رهبران ایران پاک نشده است؛ لذا ایران می تواند با کمک این شبه نظامیان، جبهه ای را علیه واشنگتن در افغانستان بگشاید. ایران می تواند از طریق همین شبه نظامیان، به برقراری امنیت در بخش هایی از افغانستان نیز کمک کند و جای پای خود را در آن کشور مستحکم نماید.

چشمان نگران ایران به مرزهای شرقی است؛ جایی که ممکن است ایران را به این نتیجه برساند که بهترین شکل دفاع، مداخله است.

*منبع: فارین افرز

مترجم: فاطمه رادمهر