اتحاد نتانیاهو و بن سلمان

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ آذر ۰۵ - 2020-11-25

با انتخاب جو بایدن به ریاست جمهوری آمریکا، نخست وزیر اسرائیل و ولیعهد سعودی رابطه نزدیک تری با هم بر قرار کرده اند

سفر نخست وزیر اسرائیل به عربستان و دیدارش با ولیعهد آن کشور، احتمال پیوستن سعودی به اتحاد کشورهای عرب خلیج فارس و اسرائیل را افزایش داده است. این سفر همچنین نشان می دهد که چگونه کشورهایی که پیش از این باهم دشمن بودند، برای دفع مخاطراتی که احتمالا با روی کار آمدن بایدن با آن مواجه خواهند شد، دست به دست هم داده اند.

بن سلمان و نتانیاهو که از سیاست خارجی ترامپ نفع بسیاری بردند، از آنجا که احتمال می دهند با رویکرد سختگیرانه بایدن در قبال خویش مواجه شوند، بدنبال حفاظت از منافعشان هستند. به همین دلیل نتانیاهو روز یکشنبه جلسه کابینه اش را لغو کرد و به گفته چندین منبع خبری، با جت خصوصی خود به سواحل غربی عربستان پرواز کرد؛ پنج ساعت را در شهر نئوم با بن سلمان گذراند و وزیر خارجه آمریکا و رئیس موساد نیز او را در این دیدار همراهی کردند.

اینکه این چهار نفر در چه موضوعی صحبت کردند مورد گمانه زنی های بسیاری قرار گرفته است. برخی فکر می کنند این ملاقات برای انجام حمله ای قریب الوقوع به ایران پیش از آنکه بایدن سکان ریاست جمهوری آمریکا را در دست بگیرد و شانس پیوستن دوباره به برجام را پیدا کند، صورت گرفته است. برخی دیگر نیز از این می گویند که احتمالا عربستان به زودی به جرگه امارات و بحرین در عادی سازی رسمی روابطش با اسرائیل خواهد پیوست.

از 20 ژانویه واشنگتن احتمالا سیاست متفاوتی را در قبال خاورمیانه پی خواهد گرفت. بایدن با صراحت در مورد ارزیابی مجدد روابط آمریکا-عربستان بدلیل قتل جمال خاشقچی صحبت کرده است؛ از آن سو نتانیاهو نیز به روشنی مخالفت خود را از انجام مذاکره با ایران نشان داده است و به یاد داریم که سال 2015 در سخنانی که در کنگره آمریکا ایراد کرد، گستاخانه به رئیس جمهور وقت ایالات متحده، اوباما تاخت و بایدن هم آن زمان معاون رئیس جمهور بود.

انگونه که استاد دانشگاه «بار ایلان» در اسرائیل می گوید: «دیداری که در نئوم انجام شد، به این منظور بود که طرفین موقعیت خود را پیش از ترک کاخ سفید توسط ترامپ، مستحکم کنند و به دولت بایدن این پیام را دهند که به عنوان دو قدرت بزرگ منطقه، با یکدیگر متحد و همراه هستند».

پیشتر نیز گزارش هایی از دیدار بن سلمان و نتانیاهو در قایق های تفریحی در دریای سرخ و در شهرهای مختلف اروپایی منتشر شده بود. تنها باری که نتانیاهو علنا با یکی از حاکمان خلیج فارس دیدار کرد، سال 2018 و ملاقاتش با سلطان قابوس در مسقط بود. همه اینها نشان می دهد که بین نتانیاهو و بخشی از کشورهای عرب، روابط عمیق و غیررسمی دیپلماتیک وجود داشته، اما سعی بر مخفی نگاه داشتن این روابط می شده است. جالب آنکه این روابط در شرایطی شکل گرفت که  نتانیاهو به خاطر سیاست سختگیرانه خود در قبال فلسطینیان و برنامه اش برای الحاق 30% کرانه باختری به خاک اسرائیل، در عرصه عمومی فردی بدنام بود. این روابط دیپلماتیکِ مخفی در ماه سپتامبر فرجام خود را نشان داد؛ وقتی که نخست وزیر اسرائیل در کاخ سفید در کنار ترامپ نشست و طرح صلح ابراهیم را با وزیران خارجه امارات و بحرین امضا کرد.

اینگونه بود که راهی به سوی ایجاد روابط دیپلماتیک رسمی با کشورهای خلیج فارس گشوده شد و امکان همکاری بین طرفین در زمینه های تجاری، دفاعی، اطلاعاتی، هواپیمایی، جهانگردی، تحقیقات پزشکی و آشتی بین مسلمانان و یهودیان فراهم آمد. سود جانبی ای که از عادی سازی رابطه برای آمریکا حاصل شد، قرارداد تسلیحاتی این کشور با امارات به ارزش 23 میلیارد دلار بود. پیش از این اسرائیل مخالف این بود که آمریکا جنگنده های اف 35 به امارات بفروشد اما با امضای قرارداد صلح ابراهیم، اسرائیل دست از مخالفت خود برداشت.

اما جای خالی عربستان به عنوان بزرگترین و ثروتمندترین عضو شورای همکاری خلیج فارس، در این توافقات خالی بود. اولین سفر خارجی ترامپ به عنوان رئیس جمهور به عربستان بود و پس از آن نیز با پروازی مستقیم از ریاض به تل آویو رفت. از زمان اعلام توافق امارات و اسرائیل در ماه آگوست، ترامپ و دستیارانش منتظر بودند که سعودی ها نیز پا در این مسیر گذارند؛ ولی سعودی ها اعلام کرده بود که هرگونه توافق رسمی با اسرائیل منوط به اجرای طرح صلح عربی سال 2002 خواهد بود؛ طرحی که در آن اسرائیل تشکیل کشور فلسطین را می پذیرد و از کرانه باختری، شرق بیت المقدس و غزه عقب نشینی می کند.

با پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ، هم اسرائیل و هم کشورهای عرب خلیج فارس نگران رویکرد دولت جدید آمریکا هستند و خود را برای مواجه با تغییرات سیاست خارجی ایالات متحده و بازگشت به روندی مشابه دوران اوباما -از جمله کاهش تنش با ایران، همراهی با فلسطینیان و طرح مسائل حقوق بشری- آماده می کنند. واضح است که نتانیاهو و بن سلمان نگرانی های مشترکی دارند و به گفته ابتسام کتبی مدیر مرکز سیاست های امارات در ابوظبی «دو طرف می خواهند مطمئن شوند که آنچه بایدن انجام می دهد، بر منافع مشترک آنها تأثیر نخواهد گذاشت.»

*منبع: فارین پالیسی

دلایل دیدار نتانیاهو و بن سلمان چه بود؟

طبق گزارش ها یکشنبه شب، نخست وزیر اسرائیل با هواپیمای خصوصی خود به شهر نئوم عربستان رفت. در این سفر یوسی کوهن رئیس موساد و دو مشاور ارشد در امور دفاعی وی را همراهی می کردند. روز بعد دو روزنامه هاآرتص و وال استریت ژورنال گزارش دادند که نتانیاهو با بن سلمان ولیعهد سعودی و وزیر خارجه آمریکا مایک پمپئو دیدار کرده است. وزیر خارجه عربستان فیصل بن فرحان دیدار بن سلمان و زیر خارجه آمریکا را تأیید کرد اما حضور نخست وزیر اسرائیل را رد نمود.

نتانیاهو به رسانه های اسرائیل گفت که در خصوص مأموریت های مهم دیپلماتیک خود صحبتی نخواهد کرد؛ چنین اظهار نظری معمولا اینگونه تفسیر می شود که این اتفاق روی داده و وی در عربستان حضور داشته است. طبق قانون، اخبار سری مربوط به اسرائیل باید ابتدا توسط بازرسان نظامی تأیید شود و سپس در رسانه ها انتشار یابد. این مسئله که خبر ملاقات نتانیاهو با بن سلمان برای انتشار در رسانه ها به تأیید بازرسان نظامی رسیده، ما را به این نتیجه می رساند که نتانیاهو خواستار درز خبر به رسانه ها شده است. ایهود یاعاری باسابقه ترین روزنامه نگار اسرائیلی که اخبار خاورمیانه را پوشش می دهد روز دوشنبه به کانال 12 اسرائیل گفت که این دو رهبر پیش از این هم با هم دیدار کرده بودند

سؤال این است که چرا سعودی ها حضور نتانیاهو در عربستان را انکار می کنند درحالیکه پیشتر نیز کانال گفتگو بین عربستان و اسرائیل برای ماهها باز بوده است؟ آیا پادشاهی سعودی به امارات و بحرین و سودان در عادی سازی رابطه با اسرائیل ملحق خواهد شد؟ و تحت چه شرایطی ممکن است این اتفاق روی دهد؟

عادی سازی رابطه عربستان و اسرائیل، برای ایجاد اتحادی نظامی و دیپلماتیک علیه ایران ضروری است. ترامپ مدتها بود که امید داشت میزبان مراسمی در کاخ سفید باشد که طی آن این معاهده صلحِ مهم بین دو کشور به امضا برسد؛ اما اکنون این امر خیلی بعید است و پمپئو هم این را می داند. در ماههای اخیر گزارش های زیادی منتشر شده است که ولیعهد سعودی تمایل به عادی سازی رابطه دارد اما از جانب پدرش با مقاومت مواجه شده است؛ زیرا سلمان بن عبدالاعزیز حامی آرمان فلسطین بوده و ایجاد رابطه بین اسرائیل و عربستان باعث می شود که فلسطینیان از حمایت اعراب محروم شوند.

بن سلمان که وزیر دفاع نیز هست، مسئله فلسطینیان را در مقایسه با تهدید ایران و نیروهای نیابتی اش در یمن و جاهای دیگر، کم اهمیت تر می داند. اتحاد امنیتی این کشور با اسرائیل همین الان هم وجود دارد، اما این اتحاد به حضور و حمایت آمریکا نیازمند است. با توجه به اینکه مدت کمی تا پایان ریاست جمهوری ترامپ باقی مانده، سعودی ها می دانند که اگر با اسرائیل به توافقی تاریخی برسند، پیروزی دیپلماتیک ارزشمند و زودهنگامی را تقدیم بایدن خواهند کرد؛ اما اعطای این پیروزی به بایدن باید در ازای چیزی باشد.

دیپلماسی دولت اوباما-بایدن مبتنی بر داشتن روابطی خوب با ایران بود و در نهایت هم به توافق هسته ای سال 2015 منجر شد؛ اما بعد از چهار سال فشار دولت ترامپ، برجام رو به احتضار گذاشته است. هفته گذشته آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش داد که ایران در حال غنی سازی اورانیوم به میزان 12 برابر ظرفیت مجاز می باشد. برخی از چهره های شاخص دموکرات و همچنین اتحادیه اروپا خواهان بازگشت بایدن به وضعیت قبل و تنش زدایی با ایران هستند. اما چهار سناتور ارشد دموکرات علیه بازگشت به توافق 2015 رأی دادند و دیگرانی نیز هستند که از حمایت سابق خود از برجام پشیمان شده اند. علاوه بر دموکرات ها، تقریبا تمام جمهوریخواهان علیه توافق با ایران رأی دادند

هر دوی سعودی ها و اسرائیلی ها نیز می گویند که آماده مذاکرات جدید هستند، مشروط بر اینکه شروط توافق شامل وضع محدودیت های شدید بر موشک های بالستیک ایران و پایان دادن به حمایت نظامی ایران از نیروهای نیابتی مسلح اش در یمن، لبنان، غزه و سوریه باشد و بازرسی ها بیشتر و دقیق تر شود.

بعید است که ایران با این شروط موافقت کند، در این صورت دولت بایدن با دو انتخاب روبرو خواهد بود: در کنار اسرائیل، عربستان، امارات، مصر و سایر کشورهای عرب سنی بایستد، یا تنش زدایی با ایران را دنبال کند.

کوتاه سخن اینکه ایران تهدیدی برای عربستان و اسرائیل است، ولی آنها برای مهار این تهدید و عقب راندن ایران، به آمریکا نیاز دارند. ترامپ متوجه این مطلب شد و از این احساس نیاز به نفع احسن استفاده کرد، بایدن نیز باید به این درک برسد.

*منبع: بلومبرگ

مترجم: فاطمه رادمهر