twitter share facebook share ۱۴۰۰ تیر ۳۱ 381

یافته های جدید نشان می دهد که ایران مسئول اصلی بی ثابت سازی منطقه نیست، بلکه قدرتهای مورد حمایت آمریکا را می توان پیشگام این بی ثابت سازی دانست

آمریکایی ها عاشق دوگانه سازی دیو و فرشته به ویژه در خاورمیانه هستند؛ در دهه هشتاد معمر قذافی «سگ دیوانه خاورمیانه» بود؛ دو دهه بعد سرنگونی صدام حسین با هدف ضربه زدن به یکی از «محورهای شرارت» صورت گرفت. در همان زمان سوریه «کشوری سرکش» قلمداد می شد که اقدام به صدور «قاتلان» می کند و در تمام این مدت ایران «دستی شیطانی» بوده است که پشت تمام بی ثباتی های منطقه دیده می شود.

اما تحقیقات جدیدی که من و تریتا پارسی از مؤسسه کوینسی انجام دادیم، نشان می دهد که واقعیت از این کمی پیچیده تر است. تحقیقات ما که با نام «هیچ دست پاکی وجود ندارد: مداخلات قدرت های خاورمیانه 2010-2020» منتشر شد، به جنگ های ده ساله اخیر در خاورمیانه پرداخته و با بررسی این دوره، به این نتیجه می رسد که ایران در بی ثباتی های منطقه نقش پیشرو نداشته است. این تحقیقات نشان می دهد که چندین قدرت منطقه ای برای بهره گیری از ناآرامی های بهار عربی خیز برداشتند و به این ترتیب شریکان و دشمنان آمریکا به طور یکسان در جنگ های نیابتی منطقه نقش ایفا کردند.

آنگونه که پیتر بینارت می گوید، هر یک از بازیگران اصلی خاورمیانه، با بیرحمی و صرفا با توجه به منافع خود، رفتار کرده است؛ بنابراین نقش و تأثیر تمام این قدرت ها را می توان یکسان دانست.

این گزارش به نقش آمریکا در منطقه نیز می پردازد. از بین شش کشور منطقه که در مشکلات خاورمیانه دخیل هستند، پنج کشور (عربستان، امارات، ترکیه، قطر و اسرائیل) توسط آمریکا تأمین مالی و تسلیحاتی می شوند و یک سوم صادرات اسلحه آمریکا در جهان بین سالهای 2010 و 2020 به این کشورها بوده است. گرچه رهبران آمریکا همیشه از اقدامات این کشورها ابراز رضایت و همراهی نمی کنند، اما با میلیاردها دلار سلاح و کمک نظامی که سالانه صورت می گیرد، به حمایت خود از انها ادامه می دهند

سه قدرت (ایران، ترکیه و امارات) در سالهای اخیر رفتارهای مداخله جویانه تری نسبت به سایر قدرت های منطقه از خود نشان داده اند و شکل مداخلاتشان هم شبیه به هم بوده است: استفاده از پهپاد و مزدوران مسلح که از مناطق جنگی مختلف جذب می کنند و این دو راه را، راههای بی هزینه ای برای تأثیرگذاری بر نتیجه جنگ های داخلی می دانند. این کشورها بسیاری از تکنیک های خود را از آمریکا فرا گرفته اند و می بینند که آمریکا در عملیات های خود از پهپاد استفاده می کند یا برای افزایش نیروهای ارتش خود، دست به استخدام مزدور می زند

اما علیرغم تمام اقدامات بد و شرورانه این قدرت ها، نه تنها هیچ یک از آنها را نمی توان به تنهایی مسئول بی ثباتی یک دهه اخیر در منطقه دانست، که حتی می توان مسئولیت اصلی را بر دوش آمریکا گذاشت. جنگ هایی همچون سوریه، لیبی، عراق و یمن به دلایل داخلی آغاز شد (و مداخله نظامی آمریکا را می توان دلیل شروع این جنگ ها دانست). در گام بعد بود که پای قدرت های منطقه ای به این جنگ ها باز شد؛ جالب آنکه تا یکی از قدرت های منطقه ای درگیر جنگ می شود، سایر کشورها به سرعت از آن تبعیت می کنند

مفهوم مشترکی در روابط بین الملل وجود دارد که از آن تعبیر به «معضل امنیتی» می شود؛ بدان معنا که کشورها در شرایط خاص احساس می کنند که تنها راه برای تضمین امنیتشان، تضعیف موقعیت رقیبان است. تحقیقات ما نشان می دهد که این دقیقا همان چیزی است که در دهه اخیر در خاورمیانه رخ داد

تحقیقات ما شامل مذاکرات هسته ای بین ایران و دولت بایدن نیز می شود. برخی از تندروها می کوشند اینگونه استدلال کنند که تحریم های اقتصادی آمریکا به محدودکردن فعالیت های منطقه ای ایران کمک کرده است و رفع این تحریم ها، دسترسی ایران به ذخایر مالی اش را فراهم کرده و به این کشور امکان می دهد که با صرف پول، بر آتش جنگ های خارجی بدمد. اما داده های ما هیچ نشانی بر صحت این ادعا ندارد؛ اوج مداخلات منطقه ای ایران قبل از امضای توافق هسته ای در سال 2015 بود و پس از آن چه زمانی که تحریم ها برداشته شد و چه زمانی که مجددا اعمال گشت، میزان مداخلات ایران در منطقه ثابت ماند

این کشورهایی همچون عربستان، ترکیه و امارات بودند که بعد از امضای توافق هسته ای، مداخلات خود را افزایش دادند. این قدرت ها تا حدی از دیپلماسی ایران-آمریکا و پیامدی که می توانست برای انها داشته باشد می ترسیدند و فکر می کردند باید نقش فعال تری در منطقه ایفا کنند

اما حتی رقابت ایران و سایر کشورهای منطقه را نیز نمی توان عامل تشدید اوضاع دانست. بسیاری از درگیری های بعد از 2014 جنگ نیابتی بین شریکان واشنگتن بود؛ مثل درگیری قطر و امارات در لیبی، و ترکیه و کردها در سوریه و عراق. در این میان برخی مقامات آمریکایی نیز بر آتش برخی از این درگیری ها دمیدند

از آنجا که آمریکا نقش مهمی در مسلح کردن و حمایت از قدرت های مداخله گر دارد، از اهرم کافی برای کاهش درگیری بین شریکانش برخوردار است. ممکن است سیاستمداران آمریکایی نتوانند همه مسائل بین شریکان خود را (همچون مشکلاتی که بین قطر و سعودی وجود دارد) حل کنند، اما می توانند از آن کشورها بخواهند که با ابزارهایی که آمریکا در اختیارشان می گذارد مسئولانه تر رفتار نمایند.

در نهایت اینکه مشکلات خاورمیانه تنها از رفتارهای یک کشور نشأت نمی گیرد، بلکه کل شرایط و محیط امنیتی خاورمیانه در ایجاد این مشکلات نقش دارد. گرچه آمریکا نمی تواند به تنهایی همه مشکلات را حل کند، اما می تواند کشورها را تشویق به گفتگو با یکدیگر نماید و از ایجاد خلأ قدرت (که به محملی برای رقابت وحشیانه کشورها تبدیل می شود) دست بردارد

*منبع:responsiblestatecraft

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما