twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۱۳ 28
مراسم تشییع، برای چند ساعت فضای پرتنش هفته‌های گذشته را تحت‌الشعاع قرار داد؛ هفته‌هایی که مقام‌های جمهوری اسلامی و چهره‌های شناخته‌شده سیاسی به‌شدت بر سر مذاکره با آمریکا با یکدیگر درگیر بودند. هدف اصلی مراسم این بود که تصویری از اقتدار و انسجام به نمایش گذاشته شود.

وقتی رهبران جمهوری اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی از روز جمعه در مراسم چندروزه تشییع آیت‌الله علی خامنه‌ای شرکت کردند، هدف اصلی این بود که تصویری از اقتدار، انسجام و تداوم نظام پس از جنگ با آمریکا و اسرائیل به نمایش گذاشته شود.

در مراسم، ارکستر نظامی سرود نواخت و مقام‌هایی که از زمان آغاز جنگ ماه‌ها در کنار یکدیگر دیده نشده بودند، شانه‌به‌شانه حضور یافتند؛ از رئیس‌جمهور و رئیس مجلس گرفته تا رئیس قوه قضائیه و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران.

اما یک غیبت بیش از همه به چشم می‌آمد؛ مجتبی خامنه‌ای، که پس از درگذشت پدرش به رهبری رسیده، از زمان انتخابش در ماه مارس تاکنون در انظار عمومی دیده نشده است.

این مراسم، برای چند ساعت فضای پرتنش هفته‌های گذشته را تحت‌الشعاع قرار داد؛ هفته‌هایی که مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی و چهره‌های شناخته‌شده سیاسی به‌شدت بر سر مذاکره با آمریکا با یکدیگر درگیر بودند. مخالفان و موافقان مذاکره، یکدیگر را به خیانت، توهم، تلاش برای کودتا و حتی سوءاستفاده از نام رهبر جدید متهم می‌کردند.

حسن رحیم‌پور ازغدی، از چهره‌های شاخص جریان تندرو، چندی پیش در تجمعی در تهران گفت: «تف به دورانی که رهبر ما را می‌کشند و بعد از صلح با آمریکا حرف می‌زنیم.»

او تأکید کرد که به جای مذاکره، باید از آمریکا انتقام گرفت.

مجتبی خامنه‌ای برای پایان دادن به این جنجال، بیانیه‌ای مکتوب منتشر کرد، اما این اقدام نه‌تنها اختلاف‌ها را کاهش نداد، بلکه آن‌ها را بیشتر کرد. تندروها در تجمع‌های شبانه شعار می‌دهند که تنها زمانی کوتاه خواهند آمد که رهبر جدید شخصاً در انظار عمومی ظاهر شود یا دست‌کم یک پیام صوتی منتشر کند.

اما تاکنون هیچ‌کدام از این دو اتفاق رخ نداده است.

حتی هنوز مشخص نیست که مجتبی خامنه‌ای در مراسم تشییع پدرش شرکت خواهد کرد یا نه. او چهارشنبه گذشته نیز در مراسم یادبود همسرش که همراه با فرزند نوجوان و چند تن از بستگانش در نخستین روز جنگ و بر اثر حملات آمریکا و اسرائیل به محل اقامت خانواده کشته شدند، حضور نداشت.

با وجود این غیبت، برگزارکنندگان تلاش کرده‌اند مراسم تشییع را هم به عنوان بدرقه رهبر پیشین و هم به عنوان اعلام وفاداری به رهبر جدید معرفی کنند.

دو عضو سپاه پاسداران و یک نفر از مسئولان برگزاری مراسم گفته‌اند که مجتبی خامنه‌ای علاقه دارد در مراسم دفن پدرش که قرار است ۹ ژوئیه در حرم امام رضا در مشهد برگزار شود، حضور داشته باشد و نماز میت را بر پیکر او اقامه کند. او در نخستین بیانیه عمومی خود پس از رسیدن به رهبری نیز گفته بود که پیکر پدرش را دیده است.

اما به گفته این منابع، نهادهای امنیتی تاکنون با حضور او مخالفت کرده‌اند؛ زیرا نگران هستند که اسرائیل از این فرصت برای ترور رهبر جدید یا شناسایی محل اختفای او استفاده کند.

غیبت مجتبی خامنه‌ای باعث شده این پرسش بیش از گذشته مطرح شود که واقعاً چه کسی کشور را اداره می‌کند. هم‌زمان، اختلاف‌های درون حاکمیت نیز آشکارتر از همیشه شده است.

هفته گذشته، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس که در ماه‌های اخیر نقش مهمی در مذاکرات با آمریکا داشته، هنگام توضیح جزئیات توافق آتش‌بس در یک برنامه زنده تلویزیونی، ناگهان صحبتش قطع شد و برنامه از روی آنتن رفت.

این اتفاق موجی از واکنش‌ها را به دنبال داشت. بسیاری خواستار برکناری رئیس سازمان صداوسیما شدند؛ مدیری که در زمان آیت‌الله علی خامنه‌ای منصوب شده و به جریان تندرو نزدیک است.

در ماه‌های گذشته، رسانه ملی بارها به تریبونی برای حمله به تیم مذاکره‌کننده تبدیل شده است. هم‌زمان، در تجمع‌های شبانه تهران نیز برخی گروه‌های تندرو خواستار محاکمه و حتی اعدام مذاکره‌کنندگان شده‌اند.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و یکی از اعضای تیم مذاکره‌کننده، هنگام سفر به عراق برای هماهنگی بخشی از مراسم تشییع با اعتراض گروهی از زائران ایرانی روبه‌رو شد. بر اساس ویدئوهای منتشرشده، آن‌ها شعار «مرگ بر سازشکار» سر می‌دادند.

فؤاد ایزدی، تحلیلگر نزدیک به جریان تندرو، نیز هفته گذشته در برنامه‌ای تلویزیونی دولت و تیم قالیباف را «بی‌عقل» و «دچار توهم» توصیف کرد.

اختلاف سیاسی در جمهوری اسلامی چیز تازه‌ای نیست. سال‌ها رقابت اصلی میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان جریان داشت؛ یک طرف بر حفظ ایدئولوژی انقلاب و تقابل با غرب تأکید می‌کرد و طرف دیگر تلاش داشت ــ هرچند اغلب ناموفق ــ تغییراتی در ساختار ایجاد کند.

اما حالا شرایط فرق کرده است.

پس از کشته شدن رهبر پیشین، که حرف آخر را در همه تصمیم‌های مهم می‌زد، شکاف اصلی دیگر میان اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، بلکه در دل خود جریان اصولگرا شکل گرفته است.

یک جناح که خود را عملگرا می‌داند، معتقد است بقای نظام در گرو پایان دادن به تنش با آمریکا و باز کردن راه اقتصاد کشور است.

در مقابل، جناح تندرو که در اقلیت قرار دارد، هرگونه امتیاز دادن به آمریکا، حتی درباره برنامه هسته‌ای، را رد می‌کند و معتقد است ایران باید مسیر جنگ و رویارویی را ادامه دهد.

به گفته چهار مقام ارشد ایرانی و دو عضو سپاه پاسداران، آنچه در رسانه‌ها دیده می‌شود تنها بخش کوچکی از اختلاف‌های موجود است. پشت پرده، رقابت بسیار شدیدتری جریان دارد؛ هر جناح تلاش می‌کند خود را به مجتبی خامنه‌ای نزدیک‌تر نشان دهد و نفوذ بیشتری بر رهبر جدید پیدا کند تا بتواند مسیر آینده جمهوری اسلامی را تعیین کند.

تا اینجا، به گفته این منابع، دست بالا با جناح عملگرا بوده است. این طیف که فرماندهان ارشد سپاه، محمدباقر قالیباف، مسعود پزشکیان و محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، از چهره‌های اصلی آن هستند، بدون توجه به حملات تندروها، تصمیم‌های مهمی را پیش برده‌اند؛ از پذیرش آتش‌بس گرفته تا مذاکره مستقیم با جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، و در نهایت امضای توافق با دونالد ترامپ.

مقام‌های ایرانی می‌گویند مخالفت شدید تندروها فقط به خاطر اصل مذاکره نبود. آن‌ها می‌دانستند گفت‌وگوهای جدید بسیار فراتر از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ است و اگر به نتیجه برسد، می‌تواند پس از ۴۷ سال دشمنی، روابط ایران و آمریکا را وارد مرحله‌ای کاملاً جدید کند و زمینه تغییرات گسترده‌ای را فراهم آورد.

مهدی رحمتی، تحلیلگری که به دولت نزدیک است، در این‌باره می‌گوید: «هدف ما یک توافق جامع است؛ توافقی که هم خطر جنگ را از بین ببرد و هم امکان رشد اقتصادی را فراهم کند. مردم فقط می‌خواهند زندگی عادی داشته باشند.»

مسعود پزشکیان نیز اخیراً گفته است که مجتبی خامنه‌ای با اصل رسیدن به توافق دیپلماتیک با آمریکا موافقت کرده و او حاضر نیست «در برابر خواست یک اقلیت» تسلیم شود.

با این حال، تحلیلگران می‌گویند جناح عملگرا هنوز نمی‌تواند ادعا کند که کاملاً پیروز شده است. مذاکرات متوقف شده، دونالد ترامپ بار دیگر از احتمال ازسرگیری جنگ سخن گفته و در هفته‌های اخیر نیز چند درگیری محدود میان دو طرف رخ داده است.

همین شرایط، دستاویزی برای تندروها شده است تا بگویند اعتماد به آمریکا اشتباه است و اگر مجتبی خامنه‌ای واقعاً باهوش باشد، هرگز از چنین مذاکراتی حمایت نخواهد کرد.

محمود نبویان، نماینده مجلس و از چهره‌های تندرو، چندی پیش در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «آیا کودتایی در حال وقوع است؟»

کامران غضنفری، دیگر نماینده نزدیک به همین جریان، نیز در یک پیام ویدئویی مدعی شد دولت عمداً مجلس را تعطیل نگه داشته و حتی به مردم پول می‌دهد تا به خیابان نیایند؛ تا نمایندگان نتوانند با آنچه او «کودتای نرم علیه رهبر» می‌نامد، مقابله کنند.

در ماه‌هایی که از آغاز جنگ گذشته، سپاه پاسداران نفوذ و قدرت بیشتری در ساختار حکومت پیدا کرده و عملاً نقش پررنگ‌تری در اداره کشور بر عهده گرفته است.

هم‌زمان، شیوه تصمیم‌گیری در رأس نظام نیز تغییر کرده است. اگر در دوران آیت‌الله علی خامنه‌ای تقریباً همه تصمیم‌های مهم به نظر نهایی او وابسته بود، اکنون به نظر می‌رسد تصمیم‌ها بیش از گذشته به‌صورت جمعی گرفته می‌شوند.

محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، اخیراً به همین تغییر اشاره کرد. او گفت نظر رهبر جدید دیگر آخرین و تعیین‌کننده‌ترین نظر نیست، بلکه مانند دیدگاه سایر مسئولان باید در جلسات بررسی و درباره آن بحث شود.

او خطاب به مقام‌های دولتی گفت: «اگر قرار باشد فقط نظر رهبر را اجرا کنیم، پس مجلس و شورای عالی امنیت ملی چه نقشی دارند؟»

چنین سخنانی در دوران رهبری آیت‌الله علی خامنه‌ای تقریباً غیرقابل تصور بود و بیان علنی آن می‌توانست پیامدهای سنگینی داشته باشد.

پنهان ماندن مجتبی خامنه‌ای از انظار عمومی و ناتوانی او در پایان دادن به اختلاف‌های داخلی، این پرسش را در میان بسیاری از چهره‌های سیاسی ایران ایجاد کرده که آیا می‌توان در بلندمدت کشوری را از پشت پرده اداره کرد؟

به گفته چهار مقام ارشد ایرانی، بزرگ‌ترین آزمون رهبر جدید تاکنون نحوه برخورد او با مذاکرات با آمریکا بوده است.

در روزهای پایانی مذاکرات، زمانی که مجتبی خامنه‌ای هنوز درباره پذیرش توافق اولیه آتش‌بس تردید داشت، مسعود پزشکیان با او دیدار کرد.

به گفته این منابع، رئیس‌جمهور در آن دیدار توضیح داد که اقتصاد کشور در وضعیت بسیار بحرانی قرار دارد، محاصره دریایی آمریکا تجارت ایران را فلج کرده و اگر توافق رد شود، او از سمت خود استعفا خواهد داد.

هم‌زمان، عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، نیز در نامه‌ای به رهبر جدید هشدار داد که کشور با بحران جدی بودجه روبه‌رو است و اگر محاصره دریایی ادامه پیدا کند، ذخایر کالاهای اساسی، دارو و مواد غذایی تا پایان ماه اوت به پایان خواهد رسید.

او همچنین نوشته بود که ایران دیگر نمی‌تواند نفت خود را در حجم مورد نیاز بفروشد و راه‌های جایگزین برای تجارت نیز پاسخگوی نیاز کشور نیست.

به گفته این چهار مقام، همین گزارش‌ها و هشدارها نقش مهمی در تغییر نظر مجتبی خامنه‌ای داشت و در نهایت او با توافق موافقت کرد.

رهبر جدید در بیانیه‌ای کوتاه اعلام کرد که اگرچه «از نظر اصولی» با این توافق موافق نیست، اما اگر شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کند، دولت می‌تواند آن را اجرا کند.

به گفته مسعود پزشکیان، اعضای شورای عالی امنیت ملی با ۱۲ رأی موافق در برابر یک رأی مخالف از این توافق حمایت کردند.

اکنون که مراسم تشییع به پایان نزدیک می‌شود، مجتبی خامنه‌ای باید درباره چند انتصاب مهم تصمیم بگیرد؛ از جمله رئیس جدید قوه قضائیه، رئیس سازمان صداوسیما، فرمانده بسیج و رئیس دفتر خود.

به گفته مقام‌های ایرانی، این انتصاب‌ها نشان خواهد داد که رهبر جدید به کدام جناح نزدیک‌تر است.

ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و از کارشناسان شناخته‌شده مسائل ایران، درباره وضعیت کنونی می‌گوید: «آنچه امروز در ایران می‌بینیم، یک رقابت واقعی و پرتنش بر سر آینده کشور است. اگر جناح عملگرا دست بالا را پیدا کند، تندروها به حاشیه رانده خواهند شد و دقیقاً به همین دلیل است که با تمام توان در برابر آن مقاومت می‌کنند.»

منبع: نیویورک تایمز


نظر شما