روحانیت نیازمند تحول است

twitter sharefacebook share۱۳۹۵ آذر ۱۶ - 2016-12-06

قبل از انقلاب تصور می‌شد که به‌سهولت می‌توان جامعه را دینی و مناسبات اجتماعی را اسلامی کرد، اما اکنون این درک درحال حاصل شدن است که این کار آسان نیست

رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، معتقد است با وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی و آغاز شدن فعالیت‌ها در جهت به کرسی نشاندن و عملی کردن آموزه‏‌های دینی در عرصه‏ اجتماع  و تشکیل حکومت و جامعه دینی، دست‌آوردی که به‌تدریج برای حوزه‏ به دست آمده، آن است که حوزه‏ با دشواری‌ها، مشاکل و موانع پیاده کردن وجه اجتماعی دین بیشتر آشنا شده است.

حجت‌الاسلام و المسلمین احمد واعظی در گفت‌وگو با «شفقنا»، وضعیت فعلی سازمان روحانیت و رسیدن به شرایط مطلوب و نیاز به تحول در این زمینه را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: مقوله تحول و ایجاد پیشرفت در حوزه و بهینه سازی نهاد روحانیت و حوزه های علمیه احتیاج به اتاق فکر بسیار قوی دارد. این اتاق فکر قوی باید با اولیای حوزه مرتبط باشد. در حال حاضر صداهایی از ناحیه بعضی تحول خواهان به گوش می رسد که حاکی از کمال ناپختگی و نا آشنایی است، مثلا برخی طلاب کم سابقه جمع می شوند و پیشنهادهایی می دهند که جز ضربه زدن به مطلوبیت های موجود حوزه چیز دیگری نیست، گاهی به اصل علم اصول حمله می کنند و خواهان حذف بعضی از ابواب علم اصول هستند در حالی که کسی که اندک آشنایی به اجتهاد فقهی داشته باشد می داند که بدون پشتوانه علم اصول، اجتهادی صورت نمی گیرد. این مثال نشان دهنده این است که ما فاعلانی داریم که نه تنها از وضع موجود بلکه از وضع مطلوب هم ترسیم روشنی ندارند و زمینه را برای اقداماتی که می تواند، انجام گیرد، خراب می کنند.

هم اکنون یک خود آگاهی ایجاد شده که حوزه و روحانیت امروز در مقابل سیل نیازها و انتظارات کفایت نمی کند و باید تحول پیدا کند. منتها هیچ کس تعریفی از اینکه چه تحولی و چگونه باید انجام شود، ندارد.

وی افزود: قبل از انقلاب تصور می‌شد که به‌سهولت می‌توان جامعه را دینی و مناسبات اجتماعی را اسلامی کرد، اما به نظرم اکنون این درک درحال حاصل شدن است که این کار به‌آسانی نیست؛ در حقیقت درک بسیط جای خود را به درک پیچیده داده است. فضلایی که به هر صورت در این حوزه‌ها مشغول هستند و در حقیقت دغدغه احیای تمدن اسلامی یا اقتصاد اسلامی را دارند و دستی در علوم انسانی و اسلامی دارند، متوجه شده‌اند که این کار، آسان نیست. قبل از انقلاب تصور این بود که بین آموزه‏‌های اسلامی و پیاده شدن در جامعه فقط عنصر مانع وجود دارد یعنی یک حکومت طاغوتی مانع است و اگر این حکومت کنار رود، برای تحقق این امور بسیاری از موانع و مشکلات از بین می‌روند؛ گمان می‌کنم در حال حاضر برخی از حوزویان در حال رسیدن به این جمع‌بندی هستند که کارهای جدی علمی برای حل این مشکلات و موانع نیاز است.

به عنوان مثال اینکه بخواهیم اقتصاد ما اسلامی شود و بدین منظور برخی احکام کلی اسلامی را داشته باشیم، کفایت نمی کند. حوزه ‏امروز ما درک می‏کند برای داشتن اقتصاد اسلامی، باید بانکداری را اسلامی کنیم، اما اگر بخواهیم بانکداری را اسلامی کنیم با انواع و اقسام مشکلات دنیای امروز و نظام مالی امروز روبرو هستیم؛ اکنون مشکل ما این است که بین احکام و ارزش‏های کلی تا بستر عینی جامعه، یک حلقه ‏های واسطه ای از نظریه پردازی احتیاج داریم که آن هم احتیاج به داشتن اطلاعات خوب از دانش اقتصاد و ساختار اقتصاد ایران دارد.

رییس دفتر تبلیغات اسلامی قم یادآور شد: در حال حاضر خروجی کار فقهی حوزه، کفایت نمی‏کند و باید با پیچیدگی‏های دنیای امروز بیشتر آشنا شد و به فقه پویایی داد، باید دید را باز کرد، واقعیت‏های پیچیده‏ جهان امروز را درک کرد و نوعی اجتهاد را رقم زد تا بتوان گره ها را باز کرد، اما متأسفانه باید بگویم در تریبون‏های رسمی که امروز به نام حوزه در حال فعالیت هستند، چنین مساله ای حس نمی شود. محققین و کسانی که فارغ از وجوه رسمی، اعلامی یا مدیریتی دستی بر آتش دارند کم کم در حال رسیدن به این خودآگاهی هستند که کار به آن آسانی که فکر می کردند، نیست و باید در حوزه ‏های مختلفی کار کنیم. گاهی شخصی به دلیل خیال و اندیشه ای خام اینطور فکر می‏کند که همه چیز حاضر و آماده در منابع دینی وجود دارد و تنها باید برداریم و مصرف کنیم. حال آنکه اگر بخواهیم در بستر عینی جامعه، مناسبات را بر وفق آموزه یا ارزش تغییر دهیم، نظریه های واسطی برای این امر لازم است. یعنی شما در حوزه‏ اقتصاد باید راجع به خدمات، تولید، بانکداری و نقش پول نظریه داشته باشید و از سوی دیگر واقعیت‏های ملموس حوزه‏ اقتصاد، نابسامانی‏های عینی و ضعف‏های ساختاری موجود را بدانید تا نسخه‏ ای که مبتنی بر این نظریه‏‌های واسط پیاده می کنید، نسخه‏ ای اعلا باشد و با واقعیت گره بخورد تا بتواند واقعیت را تغییر دهد.

به نظر من اتفاق دیگری که حوزه‏ امروز را با حوزه‏ دیروز متفاوت می‏کند، این است که حوزه‏ دیروز، حوزه‏ مطالبه گر و به نوعی نسبت به حاکمیت ستیزه گر و پرخاگشر بوده است؛ یعنی واکنش و موضع حوزه نسبت به تمام نابسامانی‏های فرهنگی و اجتماعی جامعه و تمام اتفاقاتی که ما به عنوان آسیب در جامعه‏ ایرانِ قبل از انقلاب مشاهده می‏کنیم، مطالبه گرانه، ستیزه گر و منتقد بود؛ اما حوزه امروز، حوزه ‏ای است که جایگاهش تغییر کرده، شرایط پیروزی انقلاب اسلامی، و اینکه خاستگاه حاکمیت موجود، حوزه ‏های علمیه است و این انقلاب ریشه در روحانیت و حوزه‏ های علمیه دارد، حوزه‏ امروز را تبدیل به حوزه‏ پاسخگو کرده است.

اگر حوزه شرایط تاریخی، وضعیت پاسخگو و مسئول بودن خود را درک  نکند و سعی نکند از عهده آن به خوبی برآید، این امر تهدیدی برای حوزه است و باعث سقوط جایگاه حوزه و روحانیت در اذهان مردم می‏شود. عکس آن اگر حوزه به این خودآگاهی تاریخی برسد که وضعیت تفاوت کرده و ما مسئول هستیم و نمی‏توانیم نسبت به آسیب‏های اجتماعی، مسائل فرهنگی بی تفاوت باشیم، فرصتی برای رشد و ارتقای حوزه محسوب می شود.

این استاد حوزه علیمه قم ادامه داد: مشاهده می‏کنیم که متاسفانه برخی از روحانیونی که صاحبان تریبون هستند و بعضی از ائمه‏ جمعه و کسانی که در متن مسوولیت های حوزه و روحانیت هستند، نسبت به نابسامانی‏های فرهنگی انتقاد دارند و تنها مطالبه می کنند در حالی که اگر منصفانه به صحنه نگاه کنند، ما به عنوان روحانیت وظیفه داریم در این نا بسامانی ها به خودمان نهیب بزنیم و مسوولیت و وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهیم؛ این مساله اگر به خوبی درک شود، موجب تحرک بیشتر حوزه، تماس عمیق­تر و وسیع­تر حوزه با بدنه‏ جامعه و حضور بیشتر و تلاش در جهت ایفای نقش موثرتر در حوزه‏ فرهنگ می‏شود.

*شفقنا