روح حقیر زبان به تحقیر دیگری می گشاید

220 ۱۳۹۷ بهمن ۲۹ - 2019/02/18

تحقير درختى است كه پليدترين ميوه ها را به بار مى آورَد، اين ميوه ها در دل مى رويند و آن قدر رشد مى كنند كه ثمره تلخ خود را به بار مى آورند و بدين سان ميوه هاى نارس ناگوار آن در چشم و زبان و حركات و سكنات، ظهور مى يابد.

هرگاه آدمى كسى را تحقير كند، با زبان تند خود بدو دشنام مى دهد و لب به آزار و اهانت او مى گشايد. اين امور همگى نتيجه تحقيرند، و تمام آنها در شريعت پاك اسلامى حرام تلقى مى شوند و براى آن كيفرى دردناك وعده داده شده است. اينها همه جامعه را به تباهى مى كشانند و مردم را به مهلكه مى افكنند. شخص تحقير كننده ناگزير تحقير مى شود، زيرا چگونه مى توان كسى را بزرگ داشت كه به مردم به ديده حقارت مى نگرد؟ همان گونه كه رفتار مى كنى با تو رفتار مى شود، و همان گونه كه عمل كنى با تو عمل خواهد شد. خداى متعال مى فرمايد:

(وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَـتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا  فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَـنًا وَ إِثْمًا مُّبِينًا); «كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بى آن كه مرتكب ]عمل زشتى[ شده باشند آزار مى رسانند قطعاً تهمت و گناهى آشكار به گردن گرفته اند».

(وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَة لُّمَزَة); «واى بر هر بدگوى عيب جويى».

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «من آذى مؤمناً فقد آذاني ومن آذاني فقد آذى الله ومن آذى الله فهو ملعون في التوراة و الإنجيل و الزبور و القرآن; هركه مؤمنى را بيازارَد مرا آزرده و هركه مرا بيازارَد خدا را آزرده و هركه خدا را بيازارَد در تورات و انجيل و زبور و فرقان، ملعون است».

«المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه; مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند».

آيا كسى که نابحق، يورش می آورَد يا نويسنده اى باطل پرداز يا كسى که بدگويى کرده و بهتان می زند مسلمان ناميده مى شود؟ اگر هر مسلمان، تنها به همين حديث رفتار كند جامعه اسلامى چقدر بهره خواهد برد؟

«لا يحلّ لمؤمن أن يشير إلى أخيه بنظرة تؤذيه; بر مؤمن روا نيست چنان به برادرش نگاه كند كه او را بيازارَد».

«ألا أنبئكم بالمؤمن؟ من ائتمنه المؤمنون على أنفسهم و أموالهم ألا أنبّئكم بالمسلم؟ من سلم المسلمون من لسانه و يده... و المؤمن حرام على المؤمن أن يظلمه، أو يخذله، أو يغتابه، أو يدفعه دفعة; آيا شما را از مؤمن، آگاه نكنم؟ مؤمن كسى است كه مؤمنان ديگر او را بر جان و مال خويش امين بدانند آيا شما را از مسلمان آگاه نكنم؟ مسلمان كسى است كه مسلمانان ديگر از دست و زبان او در سلامت باشند، بر مؤمن، نارواست كه بر مؤمنى ستم كند يا بدو يارى نرسانَد يا غيبت او كند يا او را برانَد».

«أفضل المسلمين من سلم المسلمون من لسانه و يده; برترين مسلمانان كسى است كه مسلمانان ديگر از دست و زبان او در سلامت باشند».

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): قال الله عزّوجلّ: قد نابذني من أذلّ عبدي المؤمن; پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: خداى عزّوجلّ مى فرمايد: هركه بنده مؤمن مرا خوار كند به من اعلان جنگ كرده است».

«قال الله عزّوجلّ: ليأذن بحرب منّي من آذى عبدي المؤمن; خداى عزّوجلّ مى فرمايد: هركه بنده مؤمن مرا بيازارَد به من اعلان جنگ داده است».

«إذا كان يوم القيامة نادى مناد: أين الصدود لأوليائى؟ فيقوم قوم ليس على وجوهم لحم، فيقال: هؤلاء الذين آذوا المؤمنين و نصبوا لهم و عاندوهم و عنّفوهم في دينهم، ثمّ يؤمر بهم إلى جهنّم; چون روز رستخيز فرا رسد منادى ندا دهد كه: كجاست آن كه راه بر اولياى من مى بست؟ پس قومى بر مى خيزند كه بر چهره آنها گوشتى نيست و گفته مى شود: اينان كسانى هستند كه مؤمنان را آزار رساندند و به آنها اعلان جنگ دادند و با ايشان دشمنى ورزيدند و با آنها در دينشان ظالمانه رفتار كردند، آن گاه فرمان داده مى شود تا آنها را به دوزخ بَرند».

«إنّ الله تبارك و تعالى يقول: من أهان لي ولياً فقد أرصد لمحاربتي، و أنا أسرع شيء إلى نصرة أوليائي; همانا خداى تبارك و تعالى مى فرمايد: هركه يكى از اولياى مرا خوار بدارد به من اعلان جنگ كرده است و من براى يارى دوستان خود شتابنده تَرَم».

شايد كسى گمان كند كه خدا ياران خويش را يارى نمى رسانَد، كه اگر جز اين مى بود چگونه بر حضرت على(عليه السلام) ضربت زدند و بدو دشنام دادند يا امام حسين(عليه السلام)را كشتند يا به پيامبران(عليهم السلام) اهانت كردند؟ اين گمان شخصى كوتاه نظر است، زيرا مفهوم يارى، تنها نجات دادن زندگى مادى از خطرها نيست و مگر صرف زندگى مادى چه ارزشى دارد؟ آيا اميرالمؤمنين على(عليه السلام) كه در همه جهان با بزرگى و احترام ياد مى شود يارى شد يا رقيب نادان ايشان، معاويه و ابن ملجم بدفرجام كه در طول نسلها همچنان نفرين مى شوند و آيا امام حسين(عليه السلام) يارى داده شد يا يزيد؟ مفهوم يارى آن نيست كه خدا رفاه را براى شخص فراهم آورَد بلكه مفهوم آن، اين است كه انسان دير يا زود بر دشمنش چيرگى داده شود.

خداى متعال مى فرمايد: (إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الاَْشْهَـدُ); «در حقيقت، ما فرستادگان خود و كسانى را كه گرويده اند در زندگى دنيا و روزى كه گواهان بر پاى مى ايستند قطعاً يارى مى كنيم».

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «من حقّر مؤمناً مسكيناً أو غير مسكين لم يزل الله عزّوجلّ حاقراً له ماقتاً حتّى يرجع عن محقرته إيّاه; هركه مؤمن را مستمند باشد يا بى نياز، بى مقدار شمرد خداوند او را چنان خوار و بى مقدار كند كه آن شخص از كار خود دست شويد».

اين حديث به امرى اشاره مى كند كه بيشتر مردم، بر عكس آن رفتار مى كنند، زيرا ايشان بيشتر اوقات، بى هيچ توجيهى صاحبان سلطه و ثروت را تحقير مى كنند تنها به اين جرم كه او فردى از لايه بالاى جامعه است، و شگفت تر از آن اين كه آنها با اين كار به خدا تقرب مى جويند ولى اسلام از اين كار به شدت نهى مى كند. در نگاه اسلام، تحقير به سبب چنين امورى، كارى ناپسند است، چنانكه بزرگداشت شخصى به سبب جاه و مال او نابجاست و اين هر دو از موازين منطقى بيرون هستند و تحقير و احترام مى بايست بر پايه موازين معتدل و ترازويى دقيق باشد.

تحقير، مصاديق گوناگون دارد. يكى از مصاديق تحقير آن است كه هنگام وارد شدن فردى كه لايق احترام است به مجلس در برابر او بلند نشويم، يا به بزرگسالى سلام نكنيم يا پاسخ مناسبى به سلام او ندهيم، يا فردى را ـ هرچند پيشه او پست باشد ـ به پستى ياد كنيم يا روى از مردم بگردانيم و با كبر در زمين راه رويم و خود را برتر از مردم ببينيم.

اسلام، دينى نيست كه فقط از آزار و اهانت باز دارد بلكه در زمينه اثباتى به بازگرداندن آزار و دفع تعدى مى خواند. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

«من ردّ عن قوم من المسلمين عادية ماء أو أذىً وجبت له الجنّة; هركه تجاوز آب (سيل) يا آزارى را از مسلمانان دور كند بهشت بر او واجب مى گردد».

«رأيت رجلاً يتقلّب في الجنّة في شجرة قطعها عن ظهر الطريق كانت تؤذي المسلمين; مردى را ديدم كه در بهشت، آمد و شد مى كند. او درخت قطع شده اى را كه بر سر راه مسلمانان افتاده بود و مزاحم ايشان بود برداشته بود».

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پس از سفارش به فضايل فرمود: «...فإن لم تقدر فدع الناس من الشرّ فإنّها صدقة تصدّقت بها على نفسك; ... پس اگر بر آن توان ندارى مردم را از شر بِرهان كه اين صدقه اى است كه تو براى خود پرداخته اى».

«من زحزح من طريق المسلمين شيئاً يؤذيهم كتب الله له به حسنة أوجب له بها الجنّة; هركه از راه مسلمانان چيزى را برداشت كه مزاحم ايشان بود خداوند براى او حسنه اى بنويسد كه با آن به بهشت رود».

اما درباره بزرگ داشتن و احترام به مسلمان، اسلام بر اساس طبيعت نخستين خود، به آن امر مى كند، زيرا چنين منشى محبت و الفت به ارمغان مى آورَد.

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «من أكرم أخاه المسلم بكلمة يلطفه بها و فرّج عنه كربته لم يزل في ظلّ الله الممدود عليه الرحمة، ما كان في ذلك; هركه برادر مسلمانش را با سخنى مهرآميز بنوازد و اندوه او بزدايد هماره در پرتو مهر بى سابقه خدا خواهد بود».

«ما في أمتي عبد ألطف أخاه في الله بشيء من لطف إلاّ أخدمه الله من خدم الجنّة; در امت من، هيچ كس در راه خدا به برادر خود، لطفى نكرد مگر آن كه خدا خدمتگزارانى در بهشت به خدمت او گماشت».

«أيّما مسلم خدم قوماً من المسلمين إلاّ أعطاه الله مثل عددهم خدّاماً في الجنّة; هر مسلمانى كه قومى از مسلمانان را خدمت كند خداوند به تعداد كسانى كه او بديشان خدمت كرده در بهشت، خدمتگزار در اختيار او نهد».

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «قال الله سبحانه... ليأمن غضبي من أكرم عبدي المؤمن; خداى سبحان فرموده است: هركه بنده مؤمن مرا بنوازد از خشم من در امان مانَد».

«من أخذ من وجه أخيه المؤمن قذاة، كتب الله عزّوجلّ له عشر حسنات، و من تبسّم في وجه أخيه كانت له حسنة; هركه خاشاكى از چهره برادر مؤمنش برگيرد خداوند براى او ده حسنه مى نويسد و هركه به برادرش لبخند بزند يك حسنه براى او نوشته مى شود».

«من قال لأخيه المؤمن مرحباً، كتب الله تعالى له مرحباً إلى يوم القيامة; هركه به برادرش خوشامد بگويد خداوند تا روز رستخيز براى او خوشامد مى نويسد».

«من أتاه أخوه المسلم فأكرمه، فإنّما أكرم الله عزّوجلّ; هركه برادر مسلمانش نزد او آيد و او وى را گرامى بدارد در حقيقت خداى عزّوجلّ را گرامى داشته است».

امام صادق(عليه السلام) به اسحاق بن عمار فرمود: «أحسن يا اسحاق إلى أوليائي ما استطعت فما أحسن مؤمن إلى مؤمن و لا أعانه إلاّ خمش وجه إبليس و قرّح قلبه; اى اسحاق! تا آنجا كه مى توانى به ياران من نيكى كن، زيرا هيچ مؤمنى به مؤمن ديگر نيكى نكرد و بدو يارى نرسانْد مگر آن كه چهره ابليس را خراشيد و دلش را زخم رسانْد».

هركه مردم را بنوازد نواخته مى شود و آدمى جز آنچه را كرده دريافت نمى كند. شاعر مى گويد:

وَ مَنْ هابَ الرِّجالَ تَهَيَّبُوه *** وَ مَنْ وَهَّنَ الرِّجالَ فَلَنْ يُهابا

«هركه به مردمان احترام گذارَد آنها نيز بدو احترام گذارند و هركه ايشان را خوار بدارد روى احترام نخواهد ديد».

بزرگداشت برادر به بزرگداشتِ خودِ انسان باز مى گردد و كدام عاقل دوست ندارد بزرگش بدارند؟ اگر ما حيوان با شعورى را احترام بگذاريم به ما احترام مى گذارَد ديگر چه رسد به انسان خردمند.

پس از بيان اين خطوط كلى، اسلام به بزرگداشت هر والا مرتبه اى تأكيد بيشترى مى ورزد. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

«من عرف فضل كبير لسنّه فوقّره، آمنه الله من فزع يوم القيامة; هركه فضيلت بزرگسالى را شناخت و بدو احترام نهاد از هراس روز رستخيز در امان خواهد بود».

امام صادق(عليه السلام) فرمود: «إنّ من اجلال الله عزّوجلّ إجلال ذي الشيبة المسلم; بزرگداشت پير مسلمان، همان بزرگداشت خداى عزّوجلّ است».

«ليس منّا من لم يوقّر كبيرنا و يرحم صغيرنا; هركه بزرگ ما را احترام ننهد و بر كوچك ما رحم نياورَد از ما نيست».

اسلام نسبت به ذريه طاهره تأكيد بيشترى كرده است، آيا اسلام قانونى را بيهوده وضع مى كند؟ هرگز، اسلامى كه مى گويد: (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ); «همانا گرامى ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست»، زيرا بزرگداشت اين گروه، بزرگداشت مخاطب وحى، يعنى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) است و آيا بزرگى همچون او مستحقّ اين اندازه احترام نيست؟ آدمى غلام انسانى پرهيزگار يا عالم را به دليل انتسابش به چنين فردى گرامى مى دارد و احترام گذاردن به بنده، احترام گذاردن به سرور اوست، پس چگونه نبايد به نسل پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه با تعاليم خود، جهان را روشنى بخشيد احترام نهاد؟ آرى، اسلام از كسى كه به خدا و روز رستخيز ايمان نمى آورد دورى مى جويد. مگر آيه: (تَبَّتْ يَدَآ أَبِى لَهَب وَ تَبَّ); «بريده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد»، درباره عموى پيامبر نازل نشده است؟

دليل ديگرى نيز براى بزرگداشت منسوبان به پيامبر(صلى الله عليه وآله) وجود دارد:

بزرگداشت يك شخص يا خويشان او در نهايت به بزرگداشت اصلى باز مى گردد كه اين شخص به ارمغان آورده است. آيا شخص مسلمان، بنده انسانى كافر را بزرگ مى دارد؟ هرگز، زيرا اين بزرگداشت دربردارنده بزرگداشت اصل كفر است، بنابراين بزرگداشت ذريه طاهره، بزرگداشت اصل اسلام است، و كدام بهره، بيشتر از اين!

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «حقّت شفاعتي لمن أعان ذريّتي بيده و لسانه و ماله; هركه نسل مرا با دست يا زبان يا مال، يارى رسانَد شفاعت من بر او محقَق خواهد بود».

«أربعة أنا لهم شفيع يوم القيامة المكرم لذريّتي و القاضي لهم حوائجهم و الساعي لهم في أمورهم عندما اضطرّوا إليه و المحبّ لهم بقلبه و لسانه; چهار كس را در روز قيامت شفاعت كنم: آن كه ذريه مرا بزرگ بدارد و نيازهاى ايشان بر آورَد و هنگام ضرورت در كارهاى ايشان بكوشد و به دل و زبان، ايشان را دوست بدارد».

«اكرموا أولادي، الصالحون لله و الطالحون لي; فرزندان مرا گرامى بداريد; صالح آنان را براى خدا و بدكارانشان را براى (به پاس) من».

خدمت به مردم و سود رسانى به ايشان از مقوله هايى است كه اسلام آن را مورد تشويق قرار مى دهد و پاداش بسيارى براى آن قايل است. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

«الخلق عيال الله، فأحبّ الخلق إلى الله من نفع عيال الله و أدخل على أهل بيت سروراً; مردم، خانواده خدا هستند پس محبوبترين خلق خدا كسى است كه به خانواده خدا سود رسانَد و به خانواده اى شادى در آورَد».

«سُئل رسول الله(صلى الله عليه وآله): من أحبّ الناس إلى الله؟ قال(صلى الله عليه وآله): أنفع الناس للنّاس; از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پرسيدند: چه كسى محبوبترين مردم نزد خداست؟ فرمود: سود رسانترين آنها به مردم».

«خصلتان، ليس فوقهما من البرّ شيء الإيمان بالله و النفع لعباد الله، و خصلتان ليس فوقهما من الشر شيء الشرك بالله و الضرّ لعباد الله; دو خصلت است كه هيچ نيكويى برتر از اين دو نيست: ايمان به خدا و سود رساندن به بندگان خدا، و دو خصلت است كه شرى بالاتر از آن دو نيست: شرك به خدا و زيان رساندن به بندگان خدا».

اين بخشى از اخلاق اسلامى است. آيا در اين اخلاق، ارتجاع و جمودى ديده مى شود و يا در آن تعصّب و بى ثباتى مشاهده مى گردد؟ هرگز و هزار هرگز، زيرا تنها اسلامِ بزرگ است كه از رحمت و شفقت و مهر و محبّت و دوستى و احسان والفت و اتحاد و خير و صلاح و حقايق ابدى و فضايل فردى و اجتماعى آكنده است، و از همين رو نمرده و تا پايان روزگار نخواهد مُرد و هرگز در ميان اديان گذشته يا مكتب هاى نوين يا آيينهاى گوناگون، همانندى براى آن يافت نمى شود. اين همان راه سعادت انسان و رهايىِ او از هر رنج و نگون بختى است.

(وَ مَن يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلَـمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى الاَْخِرَةِ مِنَ الْخَـسِرِينَ); «و هركه جز اسلام دينى ]ديگر[ بجويد هرگز از وى پذيرفته نشود، و وى در آخرت از زيانكاران است».

 

*برگرفته از کتاب ارزش ها در نگاه اسلام؛ نوشته آیت الله سید محمد شیرازی

نظر شما
تغییر رمز