هر چیزی در این جهان نقیض و ردیفی دارد؛ همانطور که شب نقیض روز، شر نقیض خیر و جنگ نقیض صلح است. زندگی ما بر پایه همین تضادها و مرادفات بنا شده و واقعیت این است که دو نقیض با هم سازگاری ندارند. رابطه میان جنگ و زندگی نیز چنین است؛ هر جا جنگ شعلهور شود، زندگی میمیرد یا به عقب مینشیند و هر جا زندگی شکوفا شود، صلح گسترش یافته و جنگ شکست میخورد.
ادیان الهی همگی برای تهذیب نفس بشری و پاکسازی آن از آلایشهای شر، از جمله جنگ، ظهور کردهاند تا صلح و آرامش را در جهان بگسترانند. اما با گذشت زمان، زندگی انسان رو به پیچیدگی نهاده و مادیگرایی مصرفزده به یکی از بزرگترین پیامدهای این دوران تبدیل شده است. انسان امروز بساطت و سادگی را رها کرده، صلح را از دست داده و حتی طبیعت و گرایش به ارزشهای انسانی را به استهزا میگیرد.
با فزونی مادیگرایی، بساطت از میان رفت، الگوهای زیستیِ مبتنی بر قناعت عقبنشینی کردند و طمع بشر بالا گرفت. در این میان، جنگ به ابزاری در خدمت مادیگرایی لجامگسیخته تبدیل شد؛ چرا که غریزه مادیِ شروری بر انسان چیره گشت که دین همواره در پی مهار آن بوده است. دین تلاش کرده تا با وضع قوانین و قواعدی برای جنگ، آن را تحت کنترل درآورد تا انسان همچنان بتواند در سایه صلح و شکوفایی، موجودی فعال و مولد باقی بماند.
آیتالله العظمی سید محمد حسینی شیرازی (ره) در کتاب ارزشمند خود «فقه السلم و السلام» میفرمایند: «انسان در سایه تمدن مادی و با افزایش دانش و تعدد اهدافش، هنگامی که طمع و زیادهخواهیاش فزونی یابد، بر زندگی چیره شده و آن را به فساد میکشاند؛ اما در سایه اسلام حقیقی، انسان برای تکامل، استقرار، شکوفایی و صلح در تمامی عرصههای زندگی تلاش میکند.»
از این رو، هر انسانی باید در مسکن و زندگی خود امنیت و اطمینان داشته باشد تا بتواند به تداوم ابزارهای زندگی بپردازد. در صورت وقوع جنگ و فقدان امنیت، چرخهای تولید و زندگی متوقف شده و قدرت تولیدی انسان به دلیل ترس به صفر میرسد. به همین دلیل برای جنگها قوانینی وضع شده تا از مرزهای حیاتبخش عبور نکنند؛ چرا که جنگ، ماشین تولید ترس است.
کاهش امنیت به معنای نابودی پیشرفت و شکوفایی است. ترس انسان را درهم میشکند، معنویات او را مستهلک میکند و او را به موجودی بیخاصیت و ناتوان بدل میسازد که در دریایی از واهمهها سرگردان است و کرامت وجودی خود را از دست داده است. از همین رو قرآن کریم به صلح فرمان میدهد و از منطق جنگ ناشی از طمع و مادیگرایی برحذر میدارد. ایت الله شیرازی معتقد است که انسانِ فاقد امنیت، توانایی تحقق شکوفایی و رشد را ندارد و ترس، ابعاد مختلف وجودی و معنویات والای او را که حافظ انسانیت اوست، نابود میکند.
اسلام با وضع ویژگیهایی برای جنگ، تنها «جنگ دفاعی» را به رسمیت میشناسد که بارزترین خصیصه آن، آغاز نکردن جنگ است. جنگ دفاعی یعنی صیانت از نفس در برابر کسی که به زندگی و ارزشهای آن یورش آورده است. تاریخ گواه است که بسیاری از جنگها توسط کسانی برافروخته شده که در مناصب قدرت بوده و ذاتی خشونتطلب داشتهاند، مانند هیتلر که میلیونها انسان را به خاک و خون کشید. جنگ دفاعی در اسلام برای متوقف کردن چنین متجاوزانی تشریع شده است.
ایت الله شیرازی در این باره میگوید: «از اسلام سراغ نداریم که در اوج قدرت و گسترش خود، آغازگر جنگی بوده باشد؛ مگر آنچه به عنوان دفاع برای دفع خطر و صیانت از جان، مال و وطن در برابر متجاوزان وضع شده است.» تاریخ و نوشتههای مورخان منصف غربی نیز تأیید میکنند که جنگهای اسلام همگی ماهیتی دفاعی داشته و صلح در این دین «قاعده» و جنگ یک «استثنا» بوده است.
علت تأکید اسلام بر صلح و محدود کردن جنگ به حالت دفاعی، ضرورت بهرهمندی بشریت از آرامش است. اسلام هرگونه اجبار و اکراه بر رأی، فکری خاص یا روشی از زندگی را رد میکند. حتی در موضوع دین نیز اجبار جایز نیست، چنانکه آیه صریح «لا إکراه فی الدین» بر نفی قسر و زور و تشویق به فهم و اقناع تأکید دارد. این رویکرد به معنای حفظ صلح و خاموش کردن آتش جنگ در پهنه زمین است.
در پایان، اگر جهان امروز آلوده به جنگهاست، پاسخی روشن دارد: مادیگرایی به اوج خود رسیده و طمعِ مادیگرایان که صلح را بر نمیتابند، از حد گذشته است. امروز بشریت بر سر یک دوراهی است؛ یا باید خرد خود را بازیافته و زمام امور را به دست گیرد، یا اجازه دهد صاحبان نفوس مادی، جهان را به سوی نابودی سوق دهند.


نظر شما