اخلاق دینی در اندیشهٔ سیاسی آیت الله سید محمد شیرازی-۱

311 ۱۳۹۸ خرداد ۱۸ - 2019/06/08

مبارزه با ظلم و استبدادستیزی در اندیشه مومنانه چه جایگاهی دارد؟ مومنان چگونه باید با این پدیده برخورد کنند؟ ایا وظیفه مرجعیت شیعه تنها بیان احکام و وظایف مسلمانان است و در جایگاه مبارزه با ظلم موقفی ندارد؟

آخرین شامگاه رمضان هر سال یادآور  درگذشت  یکی از مهمترین مراجع سیاست ورز  شیعه است که شاید مهمترین میراثش را  "استبداد ستیزی مؤمنانه " باید نامید. برای مؤمنان دوران ما که هم باید متفکر در امر آخرت  باشند و در عین حال متفطن به اهمیت معیشت ، برقراری رابطه ای منطقی میان دین و دنیا  و چگونگی امکان جمع میان رستگاری اخروی و سعادت دنیوی  امری بسیار حیاتی است. وانهادن دنیا برای درک عقبی و یا ذبح آخرت در قربانگاه دنیا و  ترجیح یکی بر دیگری  عموماً  نظریه هایی ناکارآمد بوده اند که  همواره میان مؤمنان و  بی باوران به امر متعالی دست به دست گشته اند.

در میان امور ناظر به بهروزی و معیشت دنیوی، جایگاه استبداد ستیزی و   درانداختن طرح و بلکه طرحهایی جهت پیشگیری از ظهور مستبد، امروز چندان بدیهی و مسلم گشته است که کمتر کسی در آن تردید می کند. پیوند زدن و برقراری رابطه ای دینی اخلاقی، و نه صرفاً منطقی  و اخلاقی ،میان  استبداد ستیزی و  ضرورت و وجوب شرعی آن امری بود که تا پیش از  دوران مدرن توجه ویژه ای بدان تعلق نمی گرفت.

تشخیص استبداد به عنوان ام المصائب گریبان گیر جهان اسلام یکی از  صائب ترین آراء  آیت الله سید محمد شیرازی بعنوان مرجعی برآمده از طبقهٔ متدینان سنتی، بود. این مرجع دوراندیش شیعه در شمار نخستین مراجع سنتی شیعه (و احتمالاً  آخرین آنها) بود که با انگشت نهادن بر این چالش استبداد، سایر بحرانهای  گریبانگیر مسلمانان را پیامد استبداد مزمن نهفته در اندیشه های مسلمانان دانست ( الازمات و  حلولها- ص  ۴۲).

برخلاف اسلاف  خود در میان سیاست ورزان مسلمان، آیت الله سید محمد شیرازی  در آشتی دادن میان دین و دنیا و بطور مشخص  تر دموکراسی و دنیا، هیچگاه تنها به استخراج اصول زمامداری دموکراتیک  بسنده نکرد و هرگز خود را در  دایرهٔ انبوه متون  دینی غالباً غامض و  بعضاً متعارض  و محتوی متشابهات ،محدود نساخت. هرچند آثار وی متضمن انبوه گزاره هایی است که از اعتقاد او به مشروعیت دینی مراجعه به آراء مردمی خبر می دهد، اما تا پیش از او کمتر کسی از میان صاحبنظران حوزهٔ دین، از لوازم دینی -اخلاقی  استبداد زدایی از جوامع مسلمان سخن به میان آورده بود. در میان انداختن این پرسش و تلاش در جهت یافتن پاسخی درون دینی برای  این پرسش را باید به حق یکی از مهمترین ابتکارات این مرجع فقید دانست.

در نگاه آیت الله شیرازی، تک صدایی مألوف در جوامع مسلمان هر چند یکی از علتها، نمادها و نمودهای استبداد است  ( الازمات و  حلولها- ص  ۴۲) ،اما در عین حال خود معلول نقض یکی از محکمات کردار مؤمنانهٔ قرآنی یعنی زیست اخلاقی  مبتنی بر پذیرش "دیگریِ نا هم کیش" است. در تحلیل این مرجع روشن اندیش، به حاشیه رفتن تدریجی تساهل، نرمخویی و مدارا  در جوامع مسلمان،زمینه ای فراهم آورده است، که تک صدایی و سرکوب مخالف در هیأت یگانه نسخهٔ شفابخش  دین  در جهت رستگار سازی نوع بشر، خود را در قالب شعارهایی همچون یکپارچه سازی جامعه و  برساختن جامعهٔ ایمانی یکدست  بر جان و ذهن  و جوامع مسلمانان مسلط  کند.

در تقابل با چنین ایده ای ، آیت الله سید محمد شیرازی ایدهٔ زیست اخلاقی مؤمنانه مبتنی بر تساهل و تسامح فراگیر و همگان شمول را به پیش می کشد و با  توسعهٔ دایرهٔ تساهل، نرمخویی و مدارا به عنوان یکی از محکمات غیر قابل مذاکره در منظومهٔ اخلاق دینی ، تا آنجا پیش می رود که وی با طرح دریافتی مبتکرانه از  پاره ای آیات قرآن کریم،کافران را نیز برادران مؤمنان دانسته و آنرا مشمول قاعدهٔ تساهل و نرمش و مدارا قلمداد می نماید(السبيل إلى إنهاض المسلمين‏-ص ۱۴۲). التزام به این نوع نگاه اخلاقی و توسعه و تعمیم آن در میان مؤمنان نه تنها گره گشای مسألهٔ استبداد بلکه تا حدود زیادی فراهم آورندهٔ زمینه های همزیستی مسالمت آمیز میان ادیان و فرقه های گوناگون در جوامع متکثر امروزی است.

نویسنده: علی صبا

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک