یادداشتهای خبری

سایه جنگ ایران بر شیعیان خلیج فارس

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شکاف‌های قدیمی در کشورهای خلیج فارس را عمیق‌تر کرده است. بحرین، کویت و امارات به جای آنکه تهدیدهای امنیتی خارجی را از مخالفت‌های سیاسی داخلی جدا کنند، بیش از گذشته این دو مسئله را به یکدیگر پیوند داده‌اند

از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و در ادامه تنش‌هایی که از زمان حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ شکل گرفته، اختلافات و حساسیت‌های قدیمی درباره هویت فرقه‌ای در سراسر منطقه خلیج فارس تشدید شده است. کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در ماه فوریه ــ که برای بسیاری از شیعیان یک رهبر سیاسی و مذهبی بود ــ و تبادل شدید حملات میان ایران و کشورهای منطقه، شرایطی شکننده ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، حکومت‌هایی که پیش از این نیز محدودیت‌های گسترده‌ای اعمال می‌کردند، بیش از گذشته از اختلافات فرقه‌ای برای تحکیم قدرت خود استفاده می‌کنند.

بحرین در ۳۰ آوریل تابعیت ۶۹ شهروند خود را لغو کرد. وزارت کشور بحرین دلیل این اقدام را «تمجید یا ابراز همدردی این عده با اقدامات خصمانه ایران یا برقراری ارتباط با طرف‌های خارجی» اعلام نمود.

در کویت، مقام‌ها در ماه مارس اعلام کردند دست‌کم سه هسته تروریستی مرتبط با حزب‌الله لبنان را شناسایی و خنثی کرده‌اند. یکی از این هسته‌ها، به گفته مقام‌های کویتی، قصد ترور اعضای خاندان حاکم را داشته است. همزمان، هزاران نفر نیز به دلیل مطالبی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده بودند، تابعیت خود را از دست دادند.

در امارات متحده عربی نیروهای امنیتی در ماه مه، پس از بازداشت ۲۷ مرد که متهم به عضویت در «یک سازمان تروریستی مخفی شیعه» مرتبط با ایران بودند، اعلام کردند یک طرح تروریستی را خنثی کرده‌اند.

هر سه کشور در خط مقدم حملات ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس قرار دارند؛ حملاتی که در جریان جنگ منطقه‌ای ایران با آمریکا و اسرائیل انجام می‌شود. این حملات طبیعتاً نگرانی‌های امنیتی را در پایتخت‌های این کشورها افزایش داده و در پی آن، اقدامات سرکوبگرانه بیش از گذشته رنگ و بوی هویتی و فرقه‌ای پیدا کرده است.

سابقه طولانی اختلافات فرقه‌ای

ایجاد و تشدید اختلافات فرقه‌ای پدیده تازه‌ای در خاورمیانه نیست. دخالت بریتانیا در دهه‌های نخست قرن بیستم باعث شد شکل‌های مختلفی از سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» در بخش‌های مختلف منطقه اجرا شود. هرگاه این اختلافات به خشونت کشیده شده‌اند، پیامدهای گسترده‌ای داشته‌اند. جنگ داخلی لبنان از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ نمونه‌ای از این وضعیت است که حدود ۱۰۰ هزار کشته، یک میلیون آواره و حدود ۱۷ هزار مفقود بر جای گذاشت.

اختلافاتی که زمینه‌ساز این جنگ بودند، حتی پس از پایان درگیری‌ها نیز بر زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی لبنان تأثیر گذاشتند. توافق طائف که چارچوب تقسیم قدرت و پایان جنگ را فراهم کرد، در ادامه به شکل‌گیری بن‌بست‌های سیاسی انجامید و زمینه فساد، ناکارآمدی اداری و نارضایتی گسترده را فراهم کرد. در نتیجه، گروه‌های سیاسی عمدتاً از حمایت اعضای هم‌فرقه خود برخوردار شدند.

حزب‌الله همچنان یکی از موضوعات اختلاف‌برانگیز در لبنان است؛ به‌ویژه در شرایطی که این گروه با اسرائیل درگیر است و اسرائیل بخش‌هایی از خاک لبنان را در اشغال خود دارد. شکل‌گیری جمهوری اسلامی ایران پس از سال ۱۹۷۹ به تقویت این روند و افزایش نگرانی‌ها درباره جوامع شیعه در سراسر منطقه کمک کرده است.

عراق نیز تجربه مشابهی داشته است. حمله آمریکا و متحدانش به عراق در سال ۲۰۰۳، دوره‌ای از خشونت‌های شدید فرقه‌ای را به دنبال داشت که بخشی از آن تحت تأثیر عملکرد سیاستمداران شیعه، از جمله نوری مالکی، نخست‌وزیر پیشین عراق، بود. این سیاستمداران با تکیه بر پیوندهای فرقه‌ای برای تحکیم قدرت خود عمل کردند و در نتیجه، نگرانی در میان جوامع سنی عراق افزایش یافت؛ نگرانی‌هایی که به گفته برخی تحلیل‌ها در شکل‌گیری زمینه برای ظهور داعش نقش داشت.

در آن دوره، ملک عبدالله، پادشاه اردن، نسبت به شکل‌گیری چیزی که آن را «هلال شیعی» می‌نامید هشدار داد؛ وضعیتی که در آن تهران و شبکه شبه‌نظامیان موسوم به «محور مقاومت» می‌توانستند از ایران تا دریای مدیترانه، دسترسی و نفوذ گسترده‌ای در منطقه داشته باشند.

حمایت ایران از حزب‌الله یکی از عوامل شکل‌گیری این نگرانی‌ها بود. فعالیت‌های گروهی موسوم به حزب‌الله حجاز و همچنین نقش ایران در حمایت از جبهه اسلامی برای آزادی بحرین و کودتای نافرجام سال ۱۹۸۱ در این کشور نیز بر این نگرانی‌ها افزود.

در سال‌های بعد، جوامع شیعه در کشورهای خلیج فارس بارها از تبعیض و به حاشیه رانده شدن توسط حکومت‌های خود شکایت کردند. هنگامی که این نارضایتی‌ها در جریان اعتراضات بهار عربی در سال ۲۰۱۱ به خیابان‌ها کشیده شد، حکومت‌ها بارها از ادعاهایی درباره تحریک فرقه‌ای و حضور افرادی که به‌عنوان «ستون پنجم» معرفی می‌شدند، برای توجیه استفاده از زور و محدود کردن آزادی‌های مدنی استفاده کردند.

لغو تابعیت نیز به یکی از ابزارهای مجازات تبدیل شد. در بحرین نزدیک به هزار نفر تابعیت خود را از دست دادند، هرچند تابعیت ۵۵۱ نفر از آنها بعدها دوباره برقرار شد.

رهبران کشورهای خلیج فارس همچنان از لغو تابعیت به‌عنوان ابزاری برای کنترل سیاسی استفاده می کنند. در محاکمه‌های گسترده سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، صدها مخالف سیاسی، روزنامه‌نگار، روحانی و دیگر چهره‌های منتقد، تابعیت خود را از دست دادند. در نتیجه، تابعیت عملاً به ابزاری برای مجازات سیاسی تبدیل شد.

در بحرین، لغو تابعیت در گذشته از طریق دادگاه انجام می‌شد و افراد حق اعتراض داشتند. اما یک فرمان سلطنتی در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد که تابعیت یک «موضوع حاکمیتی» است. این تغییر عملاً نظارت قضایی بر روند لغو تابعیت را از میان برد و شمار زیادی از بحرینی‌ها را در معرض بی‌تابعیتی قرار داد.

وضعیت کویت هم پیچیده‌تر و گسترده‌تر است. بر اساس برخی گزارش‌ها، از سال ۲۰۲۴ تاکنون تابعیت بیش از ۷۱ هزار نفر در این کشور لغو شده است؛ البته اگر اعضای خانواده و افراد تحت تکفل آنها نیز در نظر گرفته شوند، تعداد افراد تحت تأثیر این سیاست بسیار بیشتر خواهد بود.

اجرای روند لغو تابعیت در هفته‌های نخست جنگ فعلی متوقف شد، اما پس از آتش‌بس در ماه ژوئن دوباره از سر گرفته شد. این اقدامات بخشی از روند گسترده‌تری است که در سال‌های اخیر به سمت افزایش اقتدارگرایی در کویت پیش رفته است؛ روندی که با انحلال مجلس ملی در ماه مه ۲۰۲۴ و افزایش گرایش‌های ملی‌گرایانه و ضد مهاجر همراه شد.

محدودیت بیشتر بر آزادی بیان

جنگ تنها به لغو تابعیت محدود نشده و محدودیت‌های گسترده بر آزادی بیان و فعالیت‌های مدنی را نیز تشدید کرده است.

در هفته‌های نخست جنگ، مقام‌های کشورهای مختلف خلیج فارس به مردم هشدار دادند از انتشار مطالبی درباره جنگ که از سوی دولت تأیید نشده است، خودداری کنند. صدها نفر نیز به دلیل فیلم‌برداری از حملات و پیامدهای آنها، بازنشر ویدئوها یا مطالبی که به گفته مقام‌ها در ستایش یک کشور متخاصم یا رهبران آن بود، بازداشت شدند.

در امارات، این محدودیت‌ها پس از تصویب قانون مطبوعات و رسانه‌های الکترونیکی شماره ۴۱ در سال ۲۰۲۵ تشدید شد. این قانون دامنه سانسور و مجازات‌ها را به رسانه‌های دیجیتال گسترش داد و امکان تعقیب کیفری افراد بر اساس قانون مجازات و قانون مبارزه با تروریسم را فراهم کرد. هر دو قانون بارها از سوی سازمان‌های حقوق بشری مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

در نتیجه، کنترل حکومت بر فضای مجازی و رسانه‌های الکترونیکی سخت‌گیرانه‌تر شده است. در اوایل آوریل، نیروهای امنیتی ابوظبی نزدیک به ۴۰۰ نفر را به دلیل ثبت تصاویر خسارات ناشی از حملات ایران بازداشت کردند. اتهام‌هایی مانند «انتشار اطلاعات گمراه‌کننده» یا «تمجید از یک کشور متخاصم و رهبران سیاسی و نظامی آن» علیه این افراد مطرح شد.

یکی از مقام‌های اماراتی در آن زمان گفت نبرد رسانه‌ای «کم‌اهمیت‌تر از نبرد نظامی نیست».

این محدودیت‌ها تنها به فضای مجازی محدود نمی‌شوند. در ۵ مارس، شورای دفاع غیرنظامی وزارت کشور بحرین برگزاری تجمعات اعتراضی را با هدف «حفظ امنیت عمومی و تقویت اقدامات مربوط به حفاظت از مردم» ممنوع کرد. چهار روز بعد، دادستانی کل بحرین برای برخی افراد درخواست مجازات اعدام نمود و دلیل آن را «مشارکت در جاسوسی» عنوان کرد.

این محدودیت‌ها به مراسم مذهبی نیز کشیده شده‌اند. در بحرین، مراسم عاشورا که پیش از این نیز تحت نظارت و محدودیت‌های گسترده برگزار می‌شد، امسال با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو شد. مقام‌های دولتی محدودیت‌هایی برای مراسم عزاداری اعمال کردند، از جمله تعیین ساعت رفت‌وآمد برای دسته‌های عزاداری، محدود کردن شدید محل برگزاری مراسم، برداشتن پرچم‌ها و نمادهای عاشورا و استفاده از زور علیه افرادی که به اقدامات نیروهای امنیتی اعتراض داشتند.

این اقدامات باعث شده مراسمی که اساساً یک آیین مذهبی است، بیش از پیش به موضوعی امنیتی تبدیل شود. شیعیانی که با آنها گفت‌وگو شده، این محدودیت‌ها را بخشی از روند گسترده‌تری می‌دانند که در آن هویت مذهبی، بیش از گذشته از زاویه وفاداری سیاسی و امنیت ملی بررسی می‌شود؛ به این معنا که حتی آیین های عادی مذهبی نیز ممکن است به‌عنوان نشانه‌ای از مواضع سیاسی یا امنیتی تلقی شوند.

تحولات منطقه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۶ و جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شکاف‌های قدیمی در کشورهای خلیج فارس را عمیق‌تر کرده است. بحرین، کویت و امارات به جای آنکه تهدیدهای امنیتی خارجی را از مخالفت‌های سیاسی داخلی جدا کنند، بیش از گذشته این دو مسئله را به یکدیگر پیوند داده‌اند و از این طریق محدودیت‌ها علیه مخالفان را افزایش داده‌اند.

در چنین شرایطی، شیعیان در کشورهای خلیج فارس بیش از گذشته احساس می‌کنند در موقعیتی قرار گرفته‌اند که گویی باید میان همبستگی با هم‌کیشان خود از یکسو و هویت ملی‌شان از سوی دیگر یکی را انتخاب کنند؛ وضعیتی که می‌تواند نارضایتی‌های موجود را نیز تشدید کند.

منبع: داون



دیدگاه خوانندگان