رقابت برای دستیابی به قدرت نهایی در عراق میان زیدان و خزعلی ممکن است در ماه‌ها و حتی سال‌های آینده به مهم‌ترین ویژگی سیاست عراق تبدیل شود.

عراق گرفتار در مخمصه ای بزرگ

برای آمریکایی‌ها، وضعیت فعلی جنگ با ایران به‌ نوعی بلاتکلیفی تبدیل شده است؛ وضعیتی که نه می‌توان آن را جنگ تمام‌عیار دانست و نه صلح واقعی. عراق نیز در وضعیتی مشابه گرفتار شده است؛ میان آمریکا و ایران، میان پیشرفت و بازگشت به عقب.

و درست مانند وضعیت مبهم و سردرگم خود آمریکا، بخش بزرگی از این وضعیت عراق نیز، هرچند نه تمام آن، نتیجه اقدامات و تصمیمات خود آمریکاست.

برای درک وضعیت کنونی عراق، باید سه نکته را در نظر داشت. نخست اینکه شدیدترین شکاف‌های سیاسی، دیگر میان شیعیان، اهل سنت و کردها نیست، بلکه میان خود شیعیان شکل گرفته است. دوم اینکه منصب نخست‌وزیری عراق بیش از پیش به یک عنوان و ظاهر سیاسی تبدیل شده که پشت آن، رقابت میان صاحبان اصلی قدرت در جریان است. و سوم اینکه ممکن است عراق، با وجود آنکه نقش بسیار محدودی در جنگ ایران داشته، در نهایت بزرگ‌ترین قربانی این جنگ باشد.

سیاست در دست شیعیان است

دومین جنگ داخلی عراق، همان چیزی که آمریکایی‌ها آن را جنگ با داعش می‌نامند، در سال ۲۰۱۴ آغاز شد و سه سال بعد با پیروزی شیعیان عراق بر جوامع سنی و کرد پایان یافت.

این اتفاق تا حد زیادی نتیجه آن بود که آمریکا حاضر نشد این درگیری را ادامه همان جنگ داخلی اول عراق بداند؛ جنگی که خود آمریکا پس از حمله سال ۲۰۰۳ و با ایجاد خلأ امنیتی در کشور به راه انداخت و تنها با اجرای طرح افزایش نیرو در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ توانست به آن پایان دهد. در آن زمان، آمریکا با برقراری امنیت و ایجاد یک توافق برای تقسیم قدرت میان گروه‌های مختلف عراق، شرایط را تا حدی تثبیت کرد.

اما در جنگ با داعش، آمریکا با تمرکز بر نابودی این گروه، اجازه داد نیروهای بسیج مردمی مورد حمایت ایران ابتدا اهل سنت و سپس کردها را درهم بشکنند.

در نتیجه، سیاست عراق امروز تقریباً به‌طور کامل حول شیعیان می‌چرخد. دو حزب اصلی کرد، یعنی حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان، همچنان وجود دارند، اما هر دو اکنون برای دریافت بودجه و گرفتن مجوزهای لازم، بیش از گذشته به بغداد وابسته‌اند؛ چیزی که پیش از سال ۲۰۱۷ به این اندازه به آن نیاز نداشتند.

در میان اهل سنت نیز شماری حزب سیاسی وجود دارد که رهبرانشان عمدتاً چهره‌هایی فرصت‌طلب و فاسد هستند و تلاش می‌کنند از احزاب شیعه‌ای که کنترل واقعی قدرت و ثروت کشور را در اختیار دارند، سهم کوچکی نصیب خود نمایند.

بدتر اینکه با برگزاری هر انتخابات، قدرت بیشتری به احزاب شیعه‌ای منتقل می‌شود که ارتباط نزدیک‌تری با ایران دارند.

تقسیم سه‌گانه عراق به شیعیان، اهل سنت و کردها، همچنان وجود دارد؛ اما تقریباً دیگر مسئله اصلی نیست.

تمام قدرت واقعی در عراق در اختیار شیعیان است و تنها رقابت‌هایی که می‌تواند مسیر آینده کشور را تعیین کند، رقابت میان احزاب و چهره‌های مختلف شیعه است.

از سوی دیگر، به دلیل نحوه تشکیل عجولانه دولت عراق توسط آمریکا پس از حمله سال ۲۰۰۳ و سپس بی‌توجهی واشنگتن به سیاست داخلی عراق پس از خروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۱، به‌تدریج نیروهای میانه‌روتر و بهتر در میان شیعیان جای خود را به بدترین و تندرو‌ترین عناصر داده‌اند.

جنگ مدعیان

در اواسط ژوئیه، علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید عراق، به واشنگتن رفت. عراقی‌ها و آمریکایی‌ها هر دو از این سفر استقبال زیادی کردند. در جریان این سفر ده‌ها توافق تجاری جدید امضا شد و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، خیلی سریع از زیدی خوشش آمد. ترامپ حتی از او خواست برای یک ناهار برنامه‌ریزی‌نشده در کاخ سفید بماند و او را «مردی بسیار باهوش و درخشان» توصیف کرد.

ترامپ پیش‌بینی نمود که «این مرد قرار است به رهبری بزرگ در خاورمیانه تبدیل شود؛ رهبری فراتر از عراق. نفوذ او در سراسر خاورمیانه گسترش خواهد یافت.»

این موضوع اهمیت داشت، زیرا زیدی تقریباً تنها با یک هدف به نخست‌وزیری عراق رسید: جلب نظر رئیس‌جمهور آمریکا.

برخلاف ادعای ترامپ، زیدی در انتخاباتی که به تشکیل دولت جدید عراق انجامید پیروز نشده بود. او حتی در آن انتخابات نامزد هم نشده بود. هفت ماه پس از انتخابات بود که او به نخست‌وزیری رسید؛ آن هم به انتخاب فردی که قدرت واقعی پشت پرده را در اختیار داشت: فائق زیدان، رئیس شورای عالی قضایی عراق.

زیدان، زیدی را انتخاب کرد زیرا تصور می‌کرد او، به تعبیر بسیاری از عراقی‌ها، «دونالد ترامپ عراق» است. زیدان به دنبال چنین فردی بود، زیرا ترامپ، همان‌طور که خودش نیز اعتراف کرده بود، تهدید کرده بود اگر عراقی‌ها فرد مورد نظر او را انتخاب نکنند، تمام کمک‌های آمریکا به عراق را قطع خواهد کرد.

برای آمریکایی‌ها، انتخاب زیدی باید دو نکته مهم را روشن کند.

نخست اینکه هرچند نفوذ ایران در عراق بسیار زیاد شده، ولی آمریکا همچنان برای بغداد اهمیت دارد و واشنگتن هنوز می‌تواند بر مسیر تحولات عراق تأثیر بگذارد. آمریکایی‌ها در دهه گذشته بارها تصور کرده‌اند که عراق آن‌قدر تحت نفوذ ایران قرار گرفته که دیگر تلاش برای شکل دادن به آینده این کشور فایده‌ای ندارد. اما همین تصور باعث شده عملاً آمریکا از نفوذ خود دست بکشد و در نتیجه، همان پیش‌بینی به یک واقعیت تبدیل شود.

دوم اینکه فردی که واقعاً امور عراق را هدایت می‌کند، نخست‌وزیر نیست، بلکه فائق زیدان است؛ کسی که از جایگاه غیرمعمول خود به‌عنوان رئیس شورای عالی قضایی عراق، به قدرتمندترین فرد کشور تبدیل شده است.

زیدان یک دموکرات نیست. با وجود عنوان شغلی‌اش، نمی‌توان او را چندان عادل نیز دانست. او قدرت را با بی‌رحمی اعمال می‌کند؛ هرچند میزان خشونت و سرکوب او به هیچ‌وجه با جنایات صدام حسین قابل مقایسه نیست. همچنین نمی‌توان او را لزوماً دوست آمریکا دانست.

اما زیدان یک ملی‌گرای عراقی است. به نظر نمی‌رسد بخواهد به مهره‌ای وابسته به تهران تبدیل شود و در عین حال، قدرت آمریکا را نیز به‌خوبی درک می‌کند. علاوه بر این، او قدرتمندترین حاکم عراق پس از سقوط صدام است که از نظر نفوذ و توانایی اعمال قدرت می‌توان او را با نوری مالکی، نخست‌وزیر پیشین عراق، مقایسه کرد.

با این حال، قدرت زیدان بدون رقیب نیست.

او علاوه بر مقابله با ایرانی‌ها و گاهی آمریکایی‌ها، ظاهراً با چالش قیس الخزعلی، یکی دیگر از رهبران شیعه، نیز روبه‌رو شده است. خزعلی رهبر گروه عصائب اهل الحق، یک گروه شبه‌نظامی مورد حمایت ایران است که دولت آمریکا آن را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده است.

خزعلی شخصاً در قتل سربازان آمریکایی در جریان جنگ عراق نقش داشته، اما با این حال امیدوار است روزی نخست‌وزیر عراق شود و قدرت را از زیدان بگیرد.

به همین دلیل، خزعلی اخیراً تلاش کرده است به آمریکا نزدیک شود؛ درست همان‌طور که زیدان نیز در حال برقراری ارتباط نزدیک‌تر با واشنگتن است.

رقابت برای دستیابی به قدرت نهایی در عراق میان زیدان و خزعلی ممکن است در ماه‌ها و حتی سال‌های آینده به مهم‌ترین ویژگی سیاست عراق تبدیل شود. این رقابت حتی ممکن است بیش از خواسته‌های آمریکا یا ایران، مسیر تحولات سیاسی عراق را تعیین کند.

با این حال، این رقابت به‌طور کامل جای نقش واشنگتن و تهران را نخواهد گرفت.

با وجود ضرباتی که ایران در جریان جنگ جاری متحمل شده است، عراقی‌ها همچنان نسبت به همسایه قدرتمند شرقی خود بسیار محتاط و نگران هستند؛ به‌ویژه به این دلیل که بسیاری از آنها می‌ترسند ایران در نهایت پیروز جنگ شود و از این جنگ با کنترل بر تنگه هرمز و ده‌ها یا حتی صدها میلیارد دلار منابع مالی خارج شود.

در عین حال، جنگ باعث شده احترام عراقی‌ها به نقش آمریکا نیز دوباره افزایش پیدا کند؛ هم به دلیل نمایش قدرت نظامی کم‌رقیب آمریکا و هم به دلیل نیاز فوری بغداد به کمک آمریکا برای ادامه صادرات نفت عراق در شرایط جنگی.

عراق و جنگ ایران

اگر اخبار روزنامه‌های آمریکایی را بخوانید، ممکن است تصور کنید عراق تقریباً از جنگ آمریکا و ایران کنار مانده است.

گزارش‌هایی درباره حملات پراکنده شبه‌نظامیان عراقی مورد حمایت ایران به نیروهای آمریکایی و متحدان آنها منتشر شده که پس از آن، آمریکا، اسرائیل و اکنون عربستان سعودی نیز حملات تلافی‌جویانه‌ای انجام داده‌اند. اما تعداد این حملات نسبتاً کم بوده است.

نیروهای حزب دموکرات کردستان نیز بارها هدف پهپادها و موشک‌های بالستیک ایران قرار گرفته‌اند، اما این حملات تقریباً هیچ بازتابی در رسانه‌های غربی نداشته است.

این مسئله از آن جهت مهم است که کردها برخلاف دیگر متحدان منطقه‌ای آمریکا، سامانه‌های پدافند هوایی مستقلی ندارند و نه آمریکا و نه اسرائیل نیز تجهیزات پدافندی کافی برای محافظت از آنها در اختیارشان قرار نداده‌اند.

اما ضربه‌ای که جنگ به صادرات نفت عراق وارد کرده، برای این کشور حتی بدتر بوده است.

پیش از آغاز جنگ، عراق به چهارمین صادرکننده بزرگ نفت جهان تبدیل شده بود و تنها عربستان سعودی، روسیه و آمریکا بیش از آن نفت صادر می‌کردند.

عراق روزانه حدود ۳.۵ تا ۴ میلیون بشکه نفت صادر می‌کرد که تقریباً تمام آن از طریق تنگه هرمز عبور می‌کرد.

بسته شدن تنگه هرمز باعث شده صادرات نفت عراق تقریباً متوقف شود و به حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز برسد؛ یعنی کمی بیش از ۶ درصد میزان صادرات پیش از جنگ.

اقتصاد عراق به نفت وابسته است. فروش نفت حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد درآمدهای دولت عراق را تأمین می‌کند.

تقریباً ۴۰ درصد نیروی کار عراق مستقیماً برای دولت کار می‌کنند. اگر کسانی را که به‌طور منظم و تمام‌وقت دستمزد دریافت می‌کنند در نظر بگیریم، این رقم به بیش از ۶۰ درصد می‌رسد.

علاوه بر این، حدود ۴۰ درصد دیگر نیز درآمدی دارند که به‌شدت یا به‌طور کامل به کسانی وابسته است که مستقیماً برای دولت کار می‌کنند.

بنابراین عراق، مانند دیگر کشورهای عربی منطقه خلیج فارس، برای جبران این کاهش عظیم درآمد مجبور شده از ذخایر مالی خود استفاده کند.

اما برخلاف عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و قطر، عراق صندوق‌های ثروت ملی عظیمی ندارد که بتواند برای مدت طولانی از آنها برداشت کند.

جمعیت عراق بسیار زیاد است؛ حدود ۴۸ میلیون نفر، در حالی که جمعیت شهروندان عربستان سعودی تنها حدود ۲۲ میلیون نفر است. از سوی دیگر، فساد گسترده در اقتصاد عراق باعث شده این کشور نتواند ذخایر قابل‌توجهی ایجاد کند.

پیش از آغاز جنگ در اواخر فوریه، عراق حدود ۱۱۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی داشت.

چهار ماه بعد، در اوایل ژوئیه، حتی پس از چند هفته که تنگه هرمز تا حد زیادی باز بود، ذخایر عراق به کمتر از ۸۰ میلیارد دلار کاهش یافته بود.

اگر تنگه همچنان بسته بماند، عراق با سرعت فعلی مصرف ذخایر، حداکثر می‌تواند هزینه‌های خود را برای ۹ تا ۱۰ ماه دیگر تأمین کند.

پایان دوباره یک دوران

در میانه تمام این تحولات، آمریکا بار دیگر در حال خروج از عراق است.

قرار است نیروهای آمریکایی در ۳۰ سپتامبر از اقلیم کردستان عراق خارج شوند؛ این نیروها سال گذشته از سایر مناطق عراق خارج شده بودند.

مقامات آمریکایی و بسیاری از نخبگان عراقی انتظار دارند برخی فعالیت‌های آمریکا، مانند آموزش نیروهای عراقی و فروش تسلیحات، از طریق یک دفتر بزرگ همکاری‌های امنیتی در سفارت آمریکا ادامه پیدا کند.

البته آمریکا در سال ۲۰۱۱ نیز دقیقاً همین کار را امتحان کرد، اما بعدها مشخص شد که این تصمیم زودهنگام بوده است. نبود نیروهای نظامی آمریکا خیلی زود به احیای جنگ داخلی و سپس حمله داعش منجر شد.

این بار قرار است خروج نیروهای آمریکایی با خلع سلاح شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران همراه باشد، اما تقریباً هیچ‌کس انتظار ندارد این طرح دقیقاً همان‌طور که اعلام شده اجرا شود.

بیشتر شبه‌نظامیان، از جمله گروه تحت رهبری خزعلی، با خلع سلاح موافقت کرده‌اند. اما حتی درباره این گروه‌ها نیز انتظار می‌رود تنها بخشی از سلاح‌های خود را تحویل دهند یا نیروهایشان را وارد نیروهای امنیتی عراق کنند تا بتوانند کنترل بیشتری بر این نیروهای رسمی به دست آورند.

دست‌کم دو گروه، یعنی کتائب حزب‌الله و حرکه حزب‌الله النجباء، اساساً از کنار گذاشتن سلاح‌های خود خودداری کرده‌اند.

از آنجا که این دو گروه از اصلی‌ترین عاملان حملات سال‌های اخیر علیه آمریکایی‌ها و متحدان آمریکا بوده‌اند، این مسئله اهمیت بسیار زیادی دارد.

هیچ‌کس نمی‌داند دولت عراق در برابر آنها حاضر است یا قادر است چه اقدامی انجام دهد. اما برخورد با این گروه‌ها آزمونی بسیار مهم هم برای واشنگتن خواهد بود که خواهان خلع سلاح آنهاست و هم برای تهران که چنین چیزی را نمی‌خواهد.

عراق در نهایت در چه وضعیتی قرار گرفته است؟

واشنگتن می‌تواند از اهل سنت و کردها حمایت کند، یا حتی صرفاً به چنین حمایتی تهدید کند تا گروه‌های شیعه را به رفتار مطلوب‌تر وادار نماید.

همچنین آمریکا می‌تواند برای زیدان و خزعلی خطوط قرمز و خواسته‌های مشخصی تعیین کند و از یکی از آنها حمایت نماید، یا حتی از نامزد سومی در برابر هر دوی آنها پشتیبانی کند.

آمریکا لزوماً نیازی ندارد در رقابت قدرت داخلی عراق پیروز شود. کافی است این رقابت را به اندازه‌ای پیچیده کند که عراق برای پذیرش خواسته‌های واشنگتن تحت فشار قرار گیرد.

آمریکا همچنین می‌تواند با استفاده از وام‌های سازمان‌های بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، یا حتی منابع وزارت خزانه‌داری آمریکا، به عراق برای مدیریت بحران مالی کمک کند؛ البته در ازای ایجاد تغییرات ملموس در سیاست‌های عراق.

عراقی‌ها با دقت تحولات را زیر نظر دارند.

اگر آنها به این نتیجه برسند که ایران در جنگ پیروز شده است، بخش قابل‌توجهی از نفوذ باقی‌مانده آمریکا در عراق از بین خواهد رفت. در آن صورت، عراق واقعاً به یک دولت تابع ایران و گذرگاهی برای گسترش قدرت و نفوذ ایران در جهان عرب تبدیل خواهد شد.

منبع: thedispatch


آیا زیدی می‌تواند میان دین و دولت جدایی ایجاد کند؟

ترور علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، و انتقال رهبری به پسرش مجتبی، باعث شده ساختار سیاسی ایران از یک حکومت دینی مبتنی بر ولایت فقیه به نوعی «حکومت نظامیان» تبدیل شود؛ حکومتی که در آن حرف آخر را ژنرال‌های شورای عالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌زنند.

این تغییر ساختاری در نظام سیاسی ایران، همراه با تهدیدهایی که موجودیت جمهوری اسلامی در جریان جنگ با آمریکا با آن روبه‌رو شده، نفوذ ایران بر جریان‌های شیعه در عراق و دیگر کشورهای منطقه را بیشتر کرده است. این شبکه‌ها اکنون خود را بیش از گذشته موظف می‌دانند وارد عمل شوند، زیرا فرماندهان نظامی، نه روحانیون، دستورها را صادر می‌کنند و خود نیز با تهدیدی تازه و حیاتی علیه موجودیتشان مواجه‌اند.

افزایش نفوذ ایران بر جریان‌های شیعه

نفوذ ایدئولوژیک حکومت ایران بر پیروان خود در داخل و خارج از کشور از بین نرفته، بلکه شکل آن تغییر کرده است.

شورای عالی سپاه همچنان از قدرت دین و مذهب برای تأثیرگذاری بر نیروهای وابسته به خود استفاده می‌کند، اما این نفوذ اکنون حال‌وهوایی کاملاً نظامی و اضطراری پیدا کرده است.

سپاه اکنون به شیعیان سراسر منطقه می‌گوید اگر تهران سقوط کند، حکومت‌های شیعی در دیگر کشورهای منطقه نیز سقوط خواهند کرد. تهران از این تصورِ «سرنوشت مشترک» برای توجیه سلطه خود بر گروه‌های وابسته در منطقه استفاده می‌کند.

بسیاری از عراقی‌ها نیز این روایت را پذیرفته‌اند؛ حتی کسانی که به قدرت سیاسی و دینی تهران بر اساس نظریه ولایت فقیه اعتقاد ندارند یا ارتباطی با گروه‌های مسلح ندارند. از نگاه این افراد، تهدید علیه تهران، تهدید علیه همه شیعیان است.

همین باور به وجود یک تهدید مشترک و حیاتی، افزایش شدید شمار گروه‌های مسلح عراقی را که حاضر به خلع سلاح نیستند توضیح می‌دهد. پس از تشدید حملات علیه ایران و انتشار خبرهایی درباره بررسی طرح عملیات زمینی و حملات هوایی آمریکا علیه زیرساخت‌های داخل ایران در شورای امنیت ملی آمریکا، شمار گروه‌هایی که حاضر به خلع سلاح نیستند از پنج گروه به ده گروه افزایش یافت.

به همین دلیل بود که حرکت نجباء تهدید کرد اگر نیروهای ارتش و پلیس عراق تلاش کنند وارد مقرهای این گروه در جنوب بغداد شوند، آنها را بازداشت خواهند کرد.

در چنین شرایطی، آمریکا با هماهنگی عربستان سعودی، هفته گذشته حملاتی علیه شبه‌نظامیان عراقی انجام داد. شبه‌نظامیان در واکنش اعلام کردند که ظرف چند روز به عربستان سعودی حمله خواهند کرد.

دولتِ فرقه‌ها

اهمیت این تغییر ایدئولوژیک در میان شیعیان از آن جهت است که ساختار حکمرانی در عراق بر پایه برتری مذهب و فرقه بر دولت شکل گرفته است.

قانون اساسی عراق که در سال ۲۰۰۵ تصویب شد، نظام سیاسی کشور را پارلمانی تعریف می‌کند. اما در عمل، نهادهای دولتی از بالاترین سطح تا پایین‌ترین سطح بر اساس تقسیم‌بندی‌های فرقه‌ای شکل گرفته‌اند. در نتیجه، این نهادها به جای آنکه متعلق به دولت باشند، عملاً به ملک و سهم فرقه‌های مختلف تبدیل شده‌اند.

به همین دلیل، عراق نه یک نظام مبتنی بر حاکمیت فردی است و نه یک نظام مبتنی بر نهادهای مستقل. نه می‌توان آن را نظامی پارلمانی به معنای واقعی دانست و نه نظامی ریاستی. آنچه در عمل وجود دارد، دولتی مبتنی بر حاکمیت فرقه‌ای است؛ به این معنا که هر فرقه، یعنی شیعیان، اهل سنت و کردها، یک نهاد سیاسی نماینده خود دارد.

هر فرقه همچنین سهم مشخصی از یکی از عالی‌ترین مناصب حکومتی دارد و وزارتخانه‌های حاکمیتی نیز میان آنها تقسیم شده‌اند.

به استثنای کردها، شیعیان و اهل سنت تا حد زیادی در قالب دو نهاد سیاسی اصلی سازمان یافته‌اند.

چارچوب هماهنگی در سال ۲۰۲۱ به‌عنوان ائتلافی از تقریباً تمام احزاب شیعه، به‌جز جریان صدر، تشکیل شد. در سوی دیگر، شورای سیاسی ملی نماینده جریان‌های سیاسی اهل سنت است.

پس از پیروزی جریان صدر در انتخابات سال ۲۰۲۱، شیعیان این جریان تلاش کردند دولتی فراتر از تقسیم‌بندی‌های فرقه‌ای تشکیل دهند. آنها با ائتلاف با اهل سنت و کردها، یک ائتلاف سه‌جانبه ایجاد کردند.

اما چارچوب هماهنگی که از حمایت ایران برخوردار بود، هم از نظر سیاسی و هم با استفاده از قدرت نظامی با جریان صدر مقابله کرد، مقتدی صدر را وادار به عقب‌نشینی نمود و در نهایت کنترل تصمیم‌گیری سیاسی شیعیان را به‌طور انحصاری در اختیار گرفت.

مقابله چارچوب هماهنگی با صدر، پیامی روشن به هر کسی بود که قصد داشت ساختار فرقه‌ای حاکم بر نهادهای عراق را به چالش بکشد؛ پیامی که تهران نیز از طریق گروه‌های مسلح خود از آن پشتیبانی می‌کرد.

محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر پیشین عراق، پس از آنکه ائتلاف انتخاباتی مختلط شیعه و سنی او در انتخابات سال ۲۰۲۵ پیروز شد، این پیام را به‌خوبی دریافت کرد.

سودانی در ماه‌های پیش از انتخابات تلاش کرده بود فاصله خود را از چارچوب هماهنگی حفظ کند، اما پس از انتخابات، برای آنکه با این چارچوب در تشکیل دولت و انتخاب نخست‌وزیر وارد تقابل نشود، عمل‌گرایانه دوباره به آن پیوست.

از سال ۲۰۲۵، چارچوب هماهنگی توانسته خود را به‌عنوان یک سازوکار قدرت در ساختار سیاسی عراق، بالاتر از نهادهای رسمی دولت تثبیت کند. این چارچوب در پارلمان اراده خود را تحمیل کرده و هم رئیس‌جمهور و هم رئیس پارلمان را تعیین نموده است.

امسال آمریکا تلاش کرد این ساختار فرقه‌ای را بشکند و نخست‌وزیری را از خارج از چارچوب هماهنگی انتخاب کند.

واشنگتن تهدید کرده بود اگر بغداد فردی همسو با تهران را انتخاب کند، حمایت خود از عراق را قطع خواهد کرد. سپس علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید عراق، ماه گذشته با استقبال رسمی کاخ سفید روبه‌رو شد.

دولت آمریکا امیدوار است زیدی بتواند پیش از خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق در پایان سپتامبر، گروه‌های مسلح عراقی را به‌طور کامل خلع سلاح کند.

اما اعضای ارشد چارچوب هماهنگی گفته‌اند مسئله خلع سلاح گروه‌های مسلح عراقی به نتیجه جنگ جاری میان آمریکا و ایران گره خورده است.

اگر موجودیت حکومت ایران در معرض خطر قرار بگیرد، یا تهران با خلع سلاح این گروه‌ها موافقت نکند، نیروهای مهمی در داخل چارچوب هماهنگی از زیدی حمایت نخواهند کرد تا به وعده خود به دونالد ترامپ برای انحلال این گروه‌ها تا پایان سال عمل کند.

زیدی در یکی از جلسات چارچوب هماهنگی گفته بود که حاضر است برای خلع سلاح این گروه‌ها حتی خطر یک رویارویی نظامی را بپذیرد.

اما او می‌داند که چارچوب هماهنگی اجازه نخواهد داد میان نیروهای شیعه جنگی نظامی شکل بگیرد.

در چنین شرایطی، زیدی چاره‌ای جز استعفا نخواهد داشت؛ به‌ویژه اینکه در صورت ناتوانی او در اجرای مأموریتی که به خاطر آن از حمایت کاخ سفید برخوردار شده، دولت آمریکا نیز حمایت خود را از او پس خواهد گرفت.

با وجود فضای پرهیاهو و توجه گسترده‌ای که سفر زیدی به واشنگتن و توافق‌های اقتصادی مهم امضاشده در آنجا ایجاد کرد، تجربه همه نخست‌وزیران پیشین عراق نشان می‌دهد که مهم‌ترین مسئله نه تصمیم یک نخست‌وزیر است و نه حتی حمایت خارجی، فارغ از اینکه این حمایت از کجا آمده باشد.

آنچه بیش از همه اهمیت دارد، وجود یک برنامه و توافق مشترک میان تمام طرف‌ها درباره مسائل اصلی است؛ مسائلی مانند خلع سلاح شبه‌نظامیان عراقی.

اگر زیدی نتواند نقش نهادهای فرقه‌ای را در تصمیم‌گیری‌های دولت عراق و تعیین سرنوشت و مسیر کشور محدود کند، او نیز چیزی بیش از نسخه‌ای دیگر از نخست‌وزیران پیشین نخواهد بود؛ افرادی که گاهی پیروزی‌های سیاسی به دست آوردند و به پایتخت‌های قدرت در جهان و منطقه سفر کردند، اما در داخل عراق چیزی بیش از مجری سیاست‌هایی نبودند که در شوراهای فرقه‌ای تصمیم‌گیری شده بود.

بنابراین، چالش اصلی پیش روی زیدی خلع سلاح گروه‌های مسلح نیست، بلکه بازگرداندن انحصار حاکمیت بر کشور به دولت عراق است.

منبع: شورای آتلانتیک



اضافة نظر