ایران با یک بحران جدی آب روبهروست؛ بحرانی که به گفتهٔ هیدرولوژیستها و کارشناسان محیطزیست، ممکن است دیگر برگشتپذیر نباشد. مخازن اصلی آب کشور بهشدت خالی شدهاند، منابع آب زیرزمینی در حال فروپاشیاند و مقامهای ارشد دولتی آشکارا از جیرهبندی آب و حتی احتمال تخلیهٔ پایتخت بهدلیل کمبود آب سخن میگویند. اگرچه این بحران اغلب به خشکسالی یا تغییرات اقلیمی نسبت داده میشود، اما متخصصان تأکید میکنند که منشأ آن عمدتاً انسانی است: نتیجهٔ انباشتهٔ دههها برداشت بیرویه، سوءمدیریت و ناتوانی در نوسازی نظام حکمرانی آب.
نکتهٔ متناقض اینجاست که بسیاری از مؤثرترین راهحلهای فنی برای بحران آب ایران، توسط رقیب منطقهای آن، یعنی اسرائیل، توسعه یافتهاند. اسرائیل با نوآوری در آبیاری قطرهای، بازیافت فاضلاب، شیرینسازی آب و مدیریت یکپارچهٔ منابع آب، به امنیت آبی دست یافته؛ آن هم در شرایط طبیعی بسیار سختتر از آنچه امروز ایران با آن روبهروست. این مقاله استدلال میکند که بحران آب ایران دیگر مسئلهٔ آگاهی یا فناوری نیست، بلکه مانعی سیاسی، مالی و نهادی دارد؛ و اینکه رویکردهای آزمودهشدهٔ اسرائیل، حتی اگر بهطور غیرمستقیم به کار گرفته شوند، همچنان میتوانند شدیدترین پیامدهای بیثباتکنندهٔ بحرانی را کاهش دهند که کارشناسان میگویند دیگر بهطور کامل قابل حل نیست.
پارادوکس ژئوپولیتیک
طنز تلخ ماجرا این است که مناسبترین راهحلهای فناورانه برای بحران آب ایران، توسط کشوری توسعه یافته که ایران نهتنها با آن روابط دیپلماتیک ندارد، بلکه در موضعی خصمانه با آن قرار دارد. انتقال مستقیم فناوری در شرایط کنونی عملاً ناممکن است.
با این حال، مسیرهای غیرمستقیم وجود دارد. سازمانهای بینالمللی مرتبط با آب، بانکهای توسعهٔ چندجانبه و نهادهای تخصصی سازمان ملل میتوانند بهعنوان واسطههایی برای انتقال فناوری و تقویت ظرفیتهای فنی عمل کنند.
برخی فناوریهای آبی اسرائیل آنقدر فراگیر شدهاند که اکنون از طریق تأمینکنندگان غیر اسرائیلی نیز در دسترساند؛ شرکتهایی که تحت لیسانس تولید میکنند یا به توانمندیهای مشابه دست یافتهاند. اصول بنیادین ــ آبیاری دقیق، تصفیهٔ پیشرفتهٔ فاضلاب، شیرینسازی کارآمد و مدیریت هوشمند آب ــ مستقل از منشأ فناوری، قابل اجرا هستند.
ابعاد بحران آب ایران
آمارهای رسمی دولت ایران نشان میدهد میانگین ذخیرهٔ سدهای کشور به حدود ۳۳ درصد رسیده و چهار سد از پنج سد اصلی تأمینکنندهٔ آب تهران خشک شدهاند. تنها سد باقیمانده نیز در وضعیتی بسیار شکننده قرار دارد و آب آن فقط برای چند هفته مصرف پایتخت کفایت میکند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، اخیراً شدت بحران را برجسته کرد و گفت میزان بارش در سال آبی جاری ــ که دو ماه پیش آغاز شده ــ «صفر» بوده است. او هشدار داد: «اگر تا یک ماه آینده در تهران باران نبارد، مجبور به جیرهبندی آب میشویم؛ و اگر باز هم باران نیاید، ناچار به تخلیهٔ تهران خواهیم شد.»
وضعیت در چندین استان دیگر حتی از پایتخت نیز وخیمتر است.
بر اساس اعلام وزارت نیرو، ایران سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب آب مصرف میکند که ۹۰ درصد آن در بخش کشاورزی بهکار میرود. این سهم بسیار بالا، عمدتاً نتیجهٔ وابستگی گسترده به روشهای سنتی آبیاری، بهویژه آبیاری غرقابی است.
مهمتر از آن، ۶۰ درصد مصرف کل آب کشور از سفرههای آب زیرزمینی تأمین میشود؛ منابعی که با سرعتی نگرانکننده در حال تخلیهاند. ایران هر سال حدود ۵ میلیارد متر مکعب به کسری آب زیرزمینی خود اضافه میکند؛ روندی که به فرونشست گستردهٔ زمین در شهرهای بزرگی مانند تهران و اصفهان انجامیده است.
علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، میگوید: «۱۸ استان کشور با نرخ فرونشست بیش از ۱۰ سانتیمتر در سال مواجهاند. در مرکز تهران، نرخ فرونشست در دو سال اخیر نسبت به دو سال پیش از آن سه برابر شده و پهنههای فرونشست در جنوب و جنوبغرب تهران طی سالهای اخیر حدود ۴۰ درصد گسترش یافتهاند.»
این وضعیت پایتخت ایران است؛ شهری که در حالت ایدهآل باید مرکز مدیریت آب کشور باشد. با این حال، ۶۰ درصد آب تهران از منابع زیرزمینی تأمین میشود. بیش از نیمی از مصرف سالانهٔ ۲.۵ میلیارد متر مکعبی آب شهر به کشاورزی اختصاص دارد و ۳۰ درصد آب شرب نیز در شبکهٔ فرسوده و فرسایشیافتهٔ توزیع هدر میرود.
بعد دیگر بحران، خشکشدن سریع تالابها و دریاچههای ایران است. محمدرضا رضاییکوچی، رئیس کمیسیون عمران مجلس، اعلام کرده که ۶۶ درصد تالابهای مهم کشور خشک شدهاند.
انقلاب آبی اسرائیل
اسرائیل با بسیاری از چالشهای اقلیمی مشابه ایران روبهروست: بارندگی محدود، تبخیر بالا و تقاضای رو به افزایش. بررسی تجربهٔ اسرائیل بهعنوان یک الگوی مقایسهای، خلأهای فناورانه و ناکارآمدیهای سیاستی در نظام آب ایران را بهخوبی نشان میدهد.
اسرائیل در دههٔ ۱۹۶۰ پیشگام فناوری آبیاری قطرهای شد و امروز حدود ۷۵ درصد زمینهای کشاورزی این کشور از آبیاری قطرهای یا میکرو استفاده میکنند. این روشها آب را با دقت مستقیم به ریشهٔ گیاه میرسانند و مصرف آب را نسبت به آبیاری غرقابی بین ۳۰ تا ۷۰ درصد کاهش میدهند، در حالی که اغلب عملکرد محصول را افزایش میدهند.
اتلاف آب کشاورزی در ایران در سطح منطقه بیسابقه است. کشاورزی ایران حدود ۹۰ میلیارد متر مکعب آب مصرف میکند، اما ترکیه ــ با ۴۰ درصد مصرف آب کمتر ــ ۳۰ درصد محصول کشاورزی بیشتری تولید میکند. ایران بارندگی کمتری از ترکیه دارد، اما ۷۰ درصد بارشهای آن بهدلیل کمبود سرمایهگذاری در ذخیرهسازی و بهرهبرداری، تبخیر میشود؛ در حالی که این رقم در ترکیه حدود ۵۰ درصد است.
با توجه به این ارقام، اگر ایران حتی در ۵۰ درصد اراضی کشاورزی خود از آبیاری قطرهای به سبک اسرائیل استفاده کند، صرفهجویی سالانهٔ آب میتواند به ۲۰ تا ۳۰ میلیارد متر مکعب برسد؛ یعنی چهار تا شش برابر کسری فعلی آب زیرزمینی کشور.
اسرائیل حدود ۹۰ درصد فاضلاب خود را تصفیه و در کشاورزی بازچرخانی میکند؛ بالاترین نرخ در جهان. این در تضاد شدید با عملکرد ایران است.
ایران در میان ۱۸۰ کشور جهان، از نظر جمعآوری و تصفیهٔ فاضلاب شهری، رتبهٔ ۱۰۳ را دارد؛ بدترین وضعیت در منطقه. تنها ۵۰ درصد خانوارهای ایرانی به شبکهٔ فاضلاب متصلاند و فقط ۲۰ درصد فاضلاب جمعآوریشده تصفیه و در کشاورزی یا صنعت استفاده میشود.
اگر ایران زیرساختی مشابه اسرائیل داشت، بخش قابل توجهی از ۸ میلیارد متر مکعب مصرف سالانهٔ آب شرب میتوانست برای مصارف غیرشرب بازیافت شود. در عوض، فاضلاب تصفیهنشده اغلب به چاهها یا محیط اطراف تخلیه میشود و سفرههای آب زیرزمینی را آلوده میکند.
اسرائیل همچنین حدود ۸۵ درصد آب مصرف خانگی خود را از طریق شیرینسازی تأمین میکند و پنج تأسیسات بزرگ در سواحل مدیترانه دارد. فناوری اسمز معکوس این کشور از کممصرفترینها از نظر انرژی در جهان است و هزینهٔ تولید آب به حدود ۴۱ سنت برای هر متر مکعب کاهش یافته است.
در ایران، ایدهٔ شیرینسازی آب دریای خزر مطرح شده و پروژهٔ انتقال آب خلیج فارس به مناطق مرکزی نیز بیش از دو دهه بررسی شده، اما بهدلیل مصرف عظیم آب در کشاورزی و محدودیتهای شدید مالی دولت، این طرحها از نظر اقتصادی توجیهپذیر نبودهاند. تجربهٔ اسرائیل در شیرینسازی ماژولار و کمهزینه میتواند به اجرای پروژههایی در مقیاس شهری ــ نه کشاورزی ــ کمک کند.
اسرائیل با سامانههای پیشرفتهٔ پایش، مدیریت فشار و تشخیص سریع نشت، تلفات شبکهٔ آب خود را به حدود ۷ درصد رسانده است. شرکتهای اسرائیلی از سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند که با حسگرهای صوتی، تصاویر ماهوارهای و تحلیل داده، نشتها را شناسایی و توزیع آب را بهینه میکنند.
در مقابل، تهران ۳۰ درصد آب شرب خود را در شبکهٔ فرسوده از دست میدهد. بهکارگیری فناوریهای اسرائیلی تشخیص نشت و بهینهسازی شبکه میتواند سالانه حدود ۰.۲ میلیارد متر مکعب آب صرفهجویی کند؛ رقمی که میتواند در دورههای بحرانی، آب تهران را برای چند هفته بیشتر تأمین کند.
دگرگونی کشاورزی
با وجود آنکه کشاورزی تنها ۸ درصد تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل میدهد، یکپنجم نیروی کار کشور در این بخش مشغولاند. خشکسالیهای مداوم و ناتوانی دولت در حمایت و نوسازی این بخش، طی دههٔ گذشته یکچهارم نیروی کار کشاورزی را از این حوزه خارج کرده است. امروز تنها ۳.۵ میلیون نفر در کشاورزی شاغلاند.
دادههای اخیر بانک مرکزی نشان میدهد تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی در بهار ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) هشت درصد کاهش یافته است.
در مقابل، بخش کشاورزی اسرائیل ــ با وجود زمین و منابع آبی بسیار کمتر ــ از طریق آبیاری دقیق، انتخاب پیشرفتهٔ محصولات، گلخانهها و کشاورزی دادهمحور (کشاورزی مبتنی بر استفاده از اطلاعات دربارهٔ زمان آبیاری، نوع کشت و میزان مصرف منابع)، به یکی از پربازدهترین نظامهای کشاورزی جهان تبدیل شده است.
چنین فناوریهایی میتوانند به ایران کمک کنند ضمن کاهش شدید مصرف آب، سطح تولید کشاورزی را حفظ یا حتی افزایش دهد و امکان گذار تدریجی از محصولات پرمصرف را بدون ایجاد بیکاری گسترده فراهم سازد.
موانع اقتصادی و مالی
از زمان بازگشت تحریمهای آمریکا در سال ۲۰۱۸، کسری بودجهٔ دولت ایران حدود یکسوم کل بودجه بوده است. در نتیجه، استقراض دولت از بانکها طی هفت سال بیش از هشت برابر شده است.
بر اساس دادههای صندوق بینالمللی پول، بدهی عمومی ایران اکنون حدود ۳۷ درصد تولید ناخالص داخلی است و تقریباً بهطور کامل به نهادهای مالی داخلی بدهکار است؛ موضوعی که انعطاف مالی دولت را بهشدت محدود میکند.
فشارهای اقتصادی ناشی از بحران آب و کشاورزی پیشتر به ناآرامیهای گسترده انجامیده است. در اواخر دسامبر ۲۰۲۵، پس از سقوط ارزش ریال، اعتراضات سراسری شکل گرفت. سرکوب شدید ۸ و ۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶ ــ که بنا به گزارش ایران اینترنشنال بیش از ۳۰ هزار کشته بر جای گذاشت ــ نشان داد چگونه شکستهای زیستمحیطی، اقتصادی و سیاسی در حال همافزایی و تولید بیثباتیاند.
دولت نه توان مالی نوسازی آبیاری را دارد و نه زیرساخت اقتصادی لازم برای جذب کشاورزان بیکار در بخشهای دیگر. بنابراین، هرگونه محدودیت جدی در مصرف آب کشاورزی میتواند موجی از بیکاری ایجاد کند.
انتخابی میان ایدئولوژی و بقا
بحران آب ایران دیگر انتزاعی نیست: سدها خالی شدهاند، فرونشست زمین شتاب گرفته، تالابها ناپدید میشوند و تنش با همسایگان بر سر منابع مشترک آب رو به افزایش است. بدون دگرگونی بنیادین، ایران با بیثباتی شهری، افول کشاورزی، مهاجرت داخلی گسترده و تنش با همسایگان روبهرو خواهد شد.
راهحلهای فنی وجود دارند. تجربهٔ شش دههٔ گذشتهٔ اسرائیل نشان میدهد حتی محدودیتهای شدید طبیعی نیز با نوآوری نظاممند، مدیریت یکپارچه و سرمایهگذاری پایدار قابل غلبهاند. فناوریهایی که ایران به آنها نیاز دارد ــ آبیاری قطرهای، تصفیه و بازچرخانی فاضلاب، شیرینسازی مقرونبهصرفه، تشخیص نشت و مدیریت هوشمند ــ همگی در مقیاس بزرگ آزموده شدهاند.
پرسش این است که آیا ایران میتواند ضرورت فنی را از ایدئولوژی سیاسی جدا کند یا نه. بحران آب منتظر تغییرات ژئوپولیتیک نمیماند. هر سال تأخیر، ۵ میلیارد متر مکعب به کسری آب زیرزمینی میافزاید، کشاورزان بیشتری را از زمین جدا میکند، فرونشست را تشدید میکند و شهرهای بزرگ را به شرایط غیرقابلسکونت نزدیکتر میسازد.
در نبود اصلاحات ساختاری و تأمین مالی کافی ــ که بخشی از آن میتواند از طریق بهرهگیری غیرمستقیم از فناوریها و تجربههای اثباتشدهٔ اسرائیل تأمین شود ــ کشور به نقطهای نزدیک میشود که اقداماتی اضطراری مانند جیرهبندی آب، مهاجرت داخلی گسترده و حتی تخلیهٔ بخشی از شهرهای بزرگ اجتنابناپذیر خواهد بود.
ایران با انتخابی سخت روبهروست: یا راهی برای دسترسی به پیشرفتهترین فناوریهای آب جهان ــ فارغ از منشأ آنها ــ بیابد، یا به مسیری ادامه دهد که بقای مراکز اصلی جمعیتی و ثبات کل منطقه را تهدید میکند. برخلاف سیاست، بحران آب را نمیتوان با ایدئولوژی مدیریت کرد، آب فقط تمام میشود.
منبع: شورای آتلانتیک
برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع شود به: اسرائیل چگونه مشکل کم آبی را حل کرد؟


نظر شما