twitter share facebook share ۱۴۰۵ فروردین ۳۱ 36
در شرایط جدید، سیاست همیشگی دولت—یعنی اجتناب از درگیری داخلی—ممکن است از سوی واشنگتن به‌عنوان حمایت ضمنی از ایران تلقی شود. اگر چنین برداشتی شکل بگیرد، باید انتظار افزایش درگیری‌های نظامی در عراق و تشدید خسارات اقتصادی را داشت

عراق طی نزدیک به یک دهه گذشته، دوره‌ای از آرامش نسبی، ثبات و رشد اقتصادی را تجربه کرده بود. اما اکنون همه این دستاوردها ممکن است به‌دلیل پیامدهای سیاسی جنگی که آمریکا و اسرائیل در فوریه علیه ایران آغاز کردند، در معرض خطر قرار گیرد.

ناتوانی یا عدم تمایل بغداد برای اتخاذ موضعی قاطع در قبال این جنگ، احتمالاً باعث می‌شود این کشور در آینده در برابر بازیگران منطقه آسیب‌پذیرتر شود؛ وضعیتی که می‌تواند عراق را دوباره به دوره‌ای از بحران‌های طولانی‌مدت و بی‌ثباتی بازگرداند.

از سال ۲۰۰۳، ساختار سیاسی مبتنی بر قانون اساسی در عراق این امکان را فراهم کرده که برخی بازیگران—به‌ویژه گروه‌های نزدیک به ایران—نقشی فراتر از وزن واقعی خود در سیاست کشور ایفا کنند. این گروه‌ها طی سال‌ها توانسته‌اند کنترل قابل توجهی بر منابع اقتصادی به دست آورند و امروز تا حد زیادی از استقلال مالی برخوردارند.

با وجود تنش‌های مقطعی میان نهادهای دولتی و این گروه‌ها، دولت‌های مختلف عراق همواره از درگیری مستقیم با آن‌ها اجتناب کرده‌اند. این رویکرد، هرچند نه همیشه، اما در مجموع به حفظ یکی از باثبات‌ترین دوره‌های عراق در سال‌های اخیر کمک کرده است.

نکته قابل توجه این است که همین گروه‌های نزدیک به ایران، در جریان جنگ اخیر غزه وارد درگیری نشدند؛ آن هم در حالی که برخی از آن‌ها تحت فشار بودند تا به منافع آمریکا یا اسرائیل حمله کنند. دلایل این خویشتن‌داری شامل این موارد بود: ارزیابی اینکه چنین اقداماتی تأثیر راهبردی محدودی خواهد داشت؛ این برداشت که ایران در آن زمان با تهدیدی وجودی مواجه نیست؛ و نگرانی از اینکه مانند حزب‌الله یا حوثی‌ها هدف حملات قرار بگیرند.

اما در جنگ کنونی، این گروه‌ها بارها به پایگاه‌های آمریکا در بغداد و همچنین اهدافی در اقلیم کردستان عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس حمله کرده‌اند، آن هم با وجود پاسخ نظامی آمریکا. در واقع، عراق تنها کشوری در منطقه است که به‌طور مستقیم از سوی همه طرف‌های درگیر هدف قرار گرفته است.

تصمیم بغداد در گذشته برای مقابله نکردن با گروه‌های نزدیک به ایران، نه از ضعف نظامی، بلکه از تمایل به جلوگیری از یک درگیری بی‌ثبات‌کننده با تهران ناشی می‌شد. هرگونه رویارویی با این گروه‌ها می‌تواند به درگیری‌های شدید نظامی در پایتخت منجر شود؛ سناریویی بسیار خطرناک که خوشبختانه سال‌ها از آن اجتناب شده است.

همچنین نگرانی‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه چنین درگیری‌ای ممکن است باعث شکاف در نیروهای امنیتی شود. البته برخی تحلیلگران این نگرانی‌ها را اغراق‌آمیز می‌دانند.

پیش‌بینی نتیجه هرگونه رویارویی تقریباً غیرممکن است. حداقل پیامد آن می‌تواند یک بحران سیاسی داخلی شدید باشد که حل آن سال‌ها طول بکشد.

ماهیت بحران فعلی، تصمیم‌گیری برای مقابله با این گروه‌ها را حتی دشوارتر کرده است. از نظر سیاسی، این جنگ روند تشکیل دولت پس از انتخابات پارلمانی سال گذشته را مختل کرد (به‌طوری که پارلمان تازه هفته گذشته—بیش از دو ماه پس از پایان مهلت قانونی—توانست رئیس‌جمهور جدید را انتخاب کند).

در نتیجه، عراق در حال حاضر توسط یک دولت موقت اداره می‌شود که از نظر قانونی دارای اختیارات محدودی است و حتی نسبت به یک دولت منتخب، توان سیاسی کمتری برای تصمیم‌گیری دارد. همزمان، نخست‌وزیر محمد شیاع السودانی که به‌دنبال باقی ماندن در قدرت است، به حمایت پارلمان نیاز دارد؛ پارلمانی که در آن، گروه‌های نزدیک به ایران دارای بلوکی هستند که می‌تواند عملاً نقش وتو ایفا کند. سودانی به‌خوبی از این واقعیت آگاه است و به‌دقت از هر اقدامی که ممکن است موقعیتش را به خطر بیندازد، پرهیز می‌کند.

در عین حال، جامعه عراق نیز به‌شدت درباره نحوه واکنش به جنگ ایران دچار شکاف است.

در حالی که مردم اقلیم کردستان به‌طور قاطع مخالف درگیر شدن در این بحران هستند، در سایر نقاط کشور اختلاف‌نظر شدیدی وجود دارد. هرچند آمار دقیقی در دست نیست، اما تردیدی نیست که بخش قابل توجهی از جامعه عراق—از جمله برخی گروه‌هایی که سودانی برای ماندن در قدرت به حمایت آن‌ها نیاز دارد—یا با ایران همدلی دارند یا به‌شدت با آمریکا و اسرائیل مخالف‌اند. حتی نشانه‌هایی از رادیکال شدن برخی اقشار جامعه در پی تحولات اخیر دیده می‌شود. در چنین فضایی، هرگونه اقدام علیه گروه‌های نزدیک به ایران می‌تواند از سوی بسیاری به‌عنوان خیانت تلقی گردد.

در کنار این شرایط امنیتی ناپایدار، یک بحران اقتصادی جدی نیز در حال شکل‌گیری است. تصمیم ایران برای بستن تنگه هرمز، تاکنون میلیاردها دلار به صنعت نفت عراق ضرر زده و توانایی دولت برای پرداخت حقوق و مستمری‌ها را تهدید می‌کند. این وضعیت همچنین نشان داده که عراق تا چه حد در برابر منافع راهبردی ایران آسیب‌پذیر است. صادرات نفت تقریباً ۹۰ درصد درآمد دولت را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین هر اقدامی علیه ایران می‌تواند تبعات جدی اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.

ماجرای ربوده شدن و سپس آزادی «شلی کیتلسون»، روزنامه‌نگار مستقل آمریکایی، نمونه‌ای روشن از این پیچیدگی‌هاست. اینکه او توسط «کتائب حزب‌الله»—گروهی شبه‌نظامی که قرار است در چارچوب نیروهای امنیتی عراق فعالیت کند—ربوده شد، نشان‌دهنده یک تناقض اساسی است: این گروه از دولت بودجه می‌گیرد، اما در عمل سیاست‌های دولت را تضعیف می‌کند.

در سال‌های اخیر، بغداد تلاش کرده چهره‌ای امن و باثبات از خود به جهان ارائه دهد، اما چنین حوادثی—که در پایتخت بسیار نادر شده بود—ضربه‌ای جدی به این تصویر وارد می‌کند.

واکنش دولت نیز نشان‌دهنده نوعی فلج ساختاری است. هرچند جزئیات کامل آزادی این خبرنگار مشخص نیست، اما گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت در ازای آزادی او، برخی اعضای بازداشت‌شده این گروه را آزاد کرده است.

این اتفاق نشان می‌دهد که گروه‌های نزدیک به ایران بدون نگرانی از پیامدها، سیاست‌های دولت را تضعیف می‌کنند. همچنین نشان می‌دهد که دولت—حتی در مواجهه با تهدیدی جدی علیه حاکمیت و اعتبار بین‌المللی خود—تمایلی به اجرای قاطع قوانین ندارد.

در آینده، به نظر می‌رسد رویکرد محتاطانه بغداد دیگر قابل دوام نباشد. با توجه به اینکه مذاکرات میان آمریکا و ایران بعید است به راه‌حلی پایدار منجر شود، هر دو طرف از کشورهای منطقه خواهند خواست که موضع خود را مشخص کنند؛ حتی کشورهایی که با مشکلات داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این روند از هم‌اکنون در لبنان نیز دیده می‌شود.

در مورد عراق، احتمال دارد آمریکا، دولت اقلیم کردستان و برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از بغداد بخواهند که اقدامات جدی‌تری علیه گروه‌های نزدیک به ایران انجام دهد. حتی ممکن است آمریکا دولت عراق را به تحریم‌های اقتصادی تهدید کند.

در مقابل، این گروه‌ها احتمالاً رفتار تهاجمی‌تری در پیش خواهند گرفت تا موقعیت ایران را تقویت کنند. در چنین شرایطی، دولت عراق که میان دو قدرت گرفتار شده، بعید است بتواند این تناقضات داخلی را حل کند یا این گروه‌ها را مهار نماید.

و این دقیقاً همان خطری است که این جنگ برای عراق ایجاد کرده است: در شرایط جدید، سیاست همیشگی دولت—یعنی اجتناب از درگیری داخلی—ممکن است از سوی واشنگتن به‌عنوان حمایت ضمنی از ایران تلقی شود. اگر چنین برداشتی شکل بگیرد، باید انتظار افزایش درگیری‌های نظامی در عراق و تشدید خسارات اقتصادی را داشت.

چند ماه پیش، عراقی‌ها در انتخاباتی نسبتاً آرام شرکت کرده بودند و خود را برای تشکیل دولتی جدید و تمرکز بر توسعه و ثبات آماده می‌کردند. اما امروز، کشورشان به صحنه رقابت قدرت‌هایی تبدیل شده که کنترلی بر آن‌ها ندارند.

منبع: نشنال نیوز

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به:

عراق از دریچه رسانه های جهان

اصلاحات اقتصادی عراق در بوته آزمایش

عراق در تله جنگ ایران

نظر شما