twitter share facebook share ۱۳۹۵ مهر ۲۲ 672

چندی است که رسانه های جمعی صحنه هتاکی و کینه ورزی اقلیتی شده است که غیرت دینی را دستاویز هجمه به آنانی قرار می دهند که سبک زندگی و افکارشان را نمی پسندند؛ غافل از آنکه این توهین ها خود مصداق منکر است و اشاعه فحشا که هیچگونه اثر مطلوبی بر آن مترتب نیست.

چندی است که رسانه های جمعی صحنه هتاکی و کینه ورزی اقلیتی شده است که غیرت دینی را دستاویز هجمه به آنانی قرار می دهند که سبک زندگی و افکارشان را نمی پسندند؛ غافل از آنکه این توهین ها خود مصداق منکر است و اشاعه فحشا که هیچگونه اثر مطلوبی بر آن مترتب نیست.

اما غیرت چیست و محدوده آن در فرهنگ اسلامی تا کجاست؟

غیرت از ویژگی های درونی مخصوص به آدمیان است و علی رغم آنکه از احساس و عاطفه فرد نشأت می گیرد، گویای دغدغه فکری و اهتمام وی به آن امر نیز هست. به عبارت دیگر تا زمانی که شخص یا چیزی در دیدگاه انسان فاقد ارزش و اهمیت باشد، غیرت جلوه پیدا نمی کند؛ اما چنانچه جایگاه والایی در نزد وی یافت و گرانقدر گردید، غیرت و توجه او نیز دوچندان گشته، دیگر نسبت بدان با بی تفاوتی برخورد نمی کند و نهایت تلاش خود را در راستای حمایت و حفاظت از آن به خرج می دهد. غیرت انسان بر والدین، همسر و فرزندان مثال گویایی است از این حقیقت. به گونه ای که اگر فرزند بر والدین خود غیرت می ورزد، برای پاسداشت حقی است که پدرو مادر بر گردن وی دارند و غیرت او نسبت به همسر از آن روست که وی را امانتی الهی در دستان خویش می داند. بنابراین میتوان این صفت پسندیده را به گونه ای شکر نعمت و عطایای الهی دانست.

در لغت، غیرت را اینگونه تعریف کرده اند که: «غار الرجل ای ثارت نفسه؛ روان او آزرده و متالم شود و در نتیجه به جوش و خروش در آید».

غیرت دربرگیرنده سه رکن اساسی است: خودشناسی، عدم مداخله در امور دیگران و منع دیگران از ورود به حریم خصوصی خویش. رکن اول یعنی خودشناسی زیربنای دو رکن دیگر است، به عبارت دیگر حفظ حریم خود و پرهیز از هتک حرمت و دخالت در امور دیگری، هر دو نیازمند آن است که فرد نسبت به خویشتن شناخت کافی داشته باشد و بین حریم خصوصی خود و اغیار مرزبندی نماید.

پس بنابرآنچه گفته شد، انسان غیرتمند نه تنها دیگری را از تجاوز به حریم خویش بازمی دارد که خود نیز از هرگونه تعدی به حریم دیگری و دخالت در امور خصوصی او پرهیز می نماید. حضرت علی علیه السلام در این خصوص میفرمایند :«ما زنی غیور قط؛ هرگز انسان غیرتمند زنا نمیکند».

بنابراین غیرت صفتی است نیکو و پسندیده که خداوند نیز بدان متصف است و بر اساس روایات، هر آنکس که بویی از غیرت نبرده و رایحه نیکوی آن مشامش را عطر آگین ننموده باشد، مورد نفرین الهی قرار خواهد گرفت.

شاید بتوان بارزترین جلوه غیرت را در عرصه خانواده و نوامیس مرد دید، حال آنکه غیرت تنها به این جنبه محدود نگشته و در تمام ابعاد زندگی انسان همچون اجتماع، اقتصاد، سیاست و دین نقش آفرینی می کند.

نقش غیرت در دین که موضوع سخن ماست، آنگاه جلوه گر می گردد که فرد در راستای پاسبانی و محافظت از دین در مقابل آنچه پایمال شدن حق و اصول و احکام الهی میداند، به جوش و خروش آمده، می کوشد تفسیری درست به آنان که به خطا رفته اند ارائه دهد. در این میان آنچه یک غیرت مند دینی واقعی را از آنان که تنها مدعی این صفت پسندیده هستند جدا می نماید، آن است که وی تنها به گفتار اکتفا نمی کند، بلکه بر آن است تا الگویی عملی برای مردم گشته، با رفتار و اعمال شایسته خود آنان را به راه راست فرا خواند، تا بدانجا که همگان بر او حسرت خورند و تمنای رسیدن به چونان جایگاهی را داشته باشند:

مومن آن باشد که اندر جزر و مد

کافر از ایمان او حسرت برد

اما متأسفانه امروزه می بینیم عده ای بدون اینکه هیچ تلاشی در مزین ساختن خود به صفات شایسته اخلاقی و اسلامی به خرج دهند و از این طریق به ترویج اسلام راستین بپردازند، غیرت دینی را به اعتراض کلامی تقلیل داده اند و در این مسیر نیز به بیراهه رفته، در نشریات و رسانه های جمعی زبان به توهین می گشایند و به نام دفاع از مقدسات و یاری دین خدا، به آبروی مسلمانان چوب حراج می زنند. رفتاری که موجب شده است از غیرت، این صفت الهی و پسندیده، مفهومی خشن و به دور از انسانیت در اذهان عمومی نقش بندد.

این گروه که برای کسب شهرت و دستیابی به اهداف خود از بهره بردن از هر وسیله ای ابا نمی ورزند، گاه احادیث و روایات معصومین را مستمسک خویش قرار می دهند، در حالیکه توهین و بدزبانی در شریعت الهی هیچ جایی ندارد، چنانکه در آثار معصومین علیهم السلام مشاهده میکنیم: «إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجـَنَّةَ عَلَی كُلِّ فَحَّاشٍ بَذِیٍّ قَلِیلِ الْحَیاءِ؛ بهشت حرام است بر شخص بد زبانی که بر او اهمیت ندارد چه از دهانش برون می آید» و یا در جای دیگر آمده است :«أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْبَذِیَّ؛ آگاه باشید که انسان ناسزا گو مورد خشم و غضب پروردگار است».

اما در خصوص استناد به روایات معصومین دو نکته حائز اهمیت است: نخست آنکه درک صحیح فرمایشات خاندان نبوت مستلزم تفقه و تلاش شبانه روزی است و همگان یارای استنتاج منظور کلام معصومین را ندارند. دیگر آنکه برخی از روایات به جای مانده از معصومین، خارج از حد تحمل و ظرفیت افراد عادی است، از این رو ایشان خود، اصحاب را از بازگو نمودن پاره ای احادیث بازمی داشتند. برخی از فرمایشات معصومین که به این مهم اشاره دارد از قرار زیر است: «حدثوا الناس بما یعرفون و امسکو عما ینکرون؛  برای مردم از مطالبی سخن بگویید که توان درک آن را داشته و از آنچه که مورد انکار قرار میگیرد پرهیز کنید » و نیز: «أتحبون أن يكذب الله و رسوله؛ آیا دوست دارید که خدای متعال و پیامبر گرامی او مورد تکذیب مردم قرار گیرند».

یکی از دلایل تأکید بر رعایت اخلاق، مدارا و خوش زبانی با دیگران در دستورات اسلامی، آن است که خشونت و تندخویی جز راندن مردم از گرد انسان حاصلی در بر ندارد؛ چنانکه خداوند متعال در آیه 159 سوره آل عمران خطاب به پیامبر اسلام چنین می فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ...؛ پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى ‏شدند...».

آنکه به تندخویی و بدزبانی خو گرفت، دوست و دشمن نمی شناسد و کلام زهرآگین خود را نثار همگان خواهد کرد و دراین میان، چه بسا این شمشیر بران پیش از آنکه دشمن را نشانه رود، بر سینه دوستان فرونشیند:

شنیدم که مردان راه خدای

دل دشمنان را نکردند تنگ

تو را کی میسر شود این مقام

که با دوستانت خلاف است و جنگ

بنابراین آن دسته از صاحبان قلم و فعالان رسانه که در مقام نقد برخی از ظواهر اجتماعی -که آن را لاابالی گری می دانند- زبان به توهین و دشنام می گشایند و افرادی را با ذکر نام، بی غیرت خوانده و صفات ناشایست دیگری را مستقیم یا غیرمستقیم به آنان منتسب می کنند، غافل از این حقیقت اند که هرچند اعتراضشان روا باشد، اما بدلیل برخورد زننده و تندی که انجام داده اند، احساسات عمومی را علیه خود برانگیخته و خود را در جایگاه متهم قرار می دهند. بنابراین شرایطی کاملا مغایر با آنچه انتظار داشتند رقم خواهد خورد؛ همگان در حمایت از کسانی که مورد همجه قرار گرفته اند به صحنه خواهند آمد و عمل زشت و منافی عفتی که انجام شده است، با حمایت جمعی مردم، پسندیده و نیکو جلوه خواهد کرد. لذا واکنش قشری که دغدغه دین داشتند، نتیجه ای جز اشاعه فحشا دربر ندارد؛ چراکه موجب گشته است تا افرادی که انگشت اتهام به سویشان نشانه رفته، در صدد توجیه عمل خویش برایند و با افزایش حمایت ها، در اصرار بر گناه خود تجری یابند.

کوتاه سخن آنکه تجلی غیرت دینی با زبانی تلخ و توهین آمیز، نه از جهت اجتماعی مفید و اصلاح گر است و نه از جهت فقهی توجیه بردار و قابل دفاع؛ ضمن اینکه اینگونه برخوردهای تند و زننده از آنجا که احتمال تأثیر سخن را به صفر می رساند، شرط امر به معروف و نهی از منکر را نیز فاقد است و در دایره این عمل الهی نمی گنجد؛ اصل رعایت احترام به مؤمنان و مسلمانان را زیر پا می گذارد و همچنین با قاعده ای که فرض را در عمل فرد مسلمان بر صحت قرار می دهد در تعارض است؛ چرا که حد و مرز غیرت نزد همگان یکسان نمیباشد و متأثر از شرایط تربیت فرد است، بعلاوه ابراز غیرت و کیفیت و چگونگی آن نیز در گرو صلاحدید اوست. پس اتهام بی غیرتی به آنانکه به گونه ای متفاوت از ما عمل و رفتار می کنند یا به جهتی، غیرت را در موردی ترک نموده، یا تفسیری متفاوت از آن دارند اشتباهی است که سبب دوری هرچه بیشتر مردم از حقیقت دین می گردد.

نظر شما