وقتی آمار خشونت به مرز هشدار می رسد

twitter sharefacebook share۱۳۹۵ دی ۰۷ - 2016-12-27

آمارها گویای آن است که در هر 9 ثانیه یک خشونت در کشور رخ می دهد و یکی از مهم ترین دلایل حضور جوانان در زندان به عدم توانایی در کنترل خشم باز می گردد.

خشم و غضب يكى از عوامل مهم ايجاد گناه است؛ گناهانى همچون توهين و آزار مؤمن، آلودگى زبان و اعمالی که گاه هیچ راهی برای جبران آن نیست؛ ازاين رو، بيشتر تصميماتى كه در حال عصبانيّت گرفته مى شود، حاصلی جز ندامت و پشيمانى به همراه ندارد. بی جهت نیست که حضرت رسول(صلى الله عليه وآله)، در بخشی از وصیت خویش به امام علی(علیه السلام) می فرمایند:

«يَا عَلى أوُصيكَ بِوَصيَّة فَاحْفَظْهَا فَلاتَزالُ بِخَيْر مَا حَفِظْتَ وَ صيَّتى. يَا عَلىّ مَنْ كَظَمَ غَيْظَاً وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى اِمْضائِه أَعْقَبَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقيامَةِ أَمْناً، وَايمانَاً يَجِدُ طَعْمَهُ...; اى على، سفارشى به تو مى كنم و آن را حفظ كن؛ زيرا اگر اين سفارشم را حفظ كنى پيوسته در خير و نيكى هستى. اى على، كسى كه خشمش را _كه بتواند آن را انجام دهد_ فرو ببرد، خداوند در روز قيامت به او امنيت و ايمانى مى دهد كه مزه اش را مى چشد».

اسلام خشم را نکوهیده و خشمگین را رانده است و او را بر ترک این ویژگی پلید سفارش نموده است. على(عليه السلام) می فرمایند: «شِدَّةُ الْغَضَبِ تُغَيِّرُ الْمَنْطِقَ، وَ تَقْطَعُ مادَّةَ الْحُجَّةِ، وَتُفَرِّقُ الْفَهْمَ; خشم شديد چگونگى گفتار را تغييرمى دهد، و اساس استدلال را به هم مى ريزد، تمركز فكر را از ميان مى برد و فهم آدمى را پراكنده مى سازد». پس شگفت نیست که چنین کسی دست به تبهکاری، کشتار و امور ناشایست دیگر زند؛ چنانکه امام صادق (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند:«چه چیز سخت تر از خشم است؟ شخص به هنگام خشم، جانی را که خدا حرام کرده می ستاند و نسبت زنای محصنه می دهد ».

اما علی رغم تأکید معصومین بر شکیبایی و پرهیز از خشونت ورزی، افزایش این پدیده در ایران اسباب نگرانی مقامات را فراهم ساخته است. آمارها گویای آن است که در هر 9 ثانیه یک خشونت در کشور رخ می دهد و یکی از مهم ترین دلایل حضور جوانان در زندان به عدم توانایی در کنترل خشم باز می گردد.

سخنگوی نیروی انتظامی با بیان اینکه در 6 ماه نخست امسال 36 درصد قتل‌ها با سلاح سرد انجام شده که بخشی از آن به دلیل عدم کنترل خشم بوده است؛ به ارتباط خشم و وقوع قتل اشاره کرد و گفت: هیجان خشم در همه انسان‌ها وجود دارد و در مواجه با امور ناخواسته این هیجان به غلیان در می‌آید و مهم این است که قدرت هوش هیجانی ما آنقدر بالا باشد که بتوانیم این هیجان و دیگر هیجان‌هایمان را کنترل کنیم. وی با تاکید بر اینکه اگر هیجان خشم کنترل نشود؛ تبدیل به یک رفتار  پرخاشگرانه می‌گردد، افزود: اگر در این زمان آلات قتاله‌ای از جمله چاقو در دسترس باشد، ممکن است؛ اتفاقات ناخواسته‌ای به وجود بیاید.

آمارهای پزشکی قانونی نیز گویای افزایش خشونت در کشور است. بر این اساس میزان مراجعه افراد بر اثر صدمات ناشی از نزاع در کشور در شش ماهه اول امسال ۳۱۵ هزار و ۸۶۲ نفر بوده که در این میان استان‌های تهران با ۵۵ هزار و ۲۴۴، خراسان رضوی با ۲۶ هزار و ۸۱ و اصفهان با ۲۳ هزار و ۲۵ نفر بیشترین سهم را داشته اند.

اما دلیل این حجم گسترده از خشونت در کشور چیست؟

روانشناسان و تحلیلگران جامعه‌شناس معتقدند بیکاری، فقر و مشکلات اقتصادی و ناکامی‌های مکرر و تزاحم آنها با مسائل اجتماعی نظیر خیانت و طلاق، ریشه خشم بالقوه ایرانیان است.

همچنین امروز قشر جوان ایران نسبت به سال‌های گذشته در معرض عوامل استرس‌زای قدرتمندی قرار دارد که به خودی خود می‌تواند علت بروز بسیاری از خشونت‌ها باشد.

اما معاون اجتماعی ناجا یکی از علل خشونت را «بی‌احساسی روانی» می خواند و تاکید می کند: افراد فاقد احساس صمیمیت و افراد نابرخوردار از عاطفه مثبت، استعداد و آمادگی بیش تری برای دست یازیدن به کنش های خشونت آمیز دارند. این افراد به سبب ناتوانی در ایجاد پیوندهای دوستانه و صمیمی با دیگران، به درون خویش عقب نشینی می کنند و به تدریج در شمار افراد اسکیزویید (گریزنده از روابط صمیمی) جای می گیرند. اینان به سبب ناتونی در شکل دهی و استمرار پیوندهای دوستی، هر انتقادی را تهدید و تحقیر معنا می کنند و لاجرم به انتقاد کننده می تازند. همچنین آنان  نیاز به رابطه و پیوند خود را با روش‌های خشونت آمیز و ایجاد درد و رنج و تحقیر در دیگری برآورده می سازند. خلاصه آنکه فرد بی احساس به خشونت روی می آورد چون همزمان احساس تنهایی و گمنامی می نماید و خشونت ورزی و ایجاد درد و رنج در دیگران را نوعی خلاصی موقت از رنج حاصل از تنهایی می داند.

برای این منظور باید به مبتلایان به بیماری خشونت یاد دهیم که چگونه با دیگران بگونه ای سالم و سودمند و صمیمانه ارتباط برقرار نمایند. همچنین لازم است فرصت هایی برای آنان فراهم شود که به طریقی جامعه پسند هیجانات مثبت را تجربه کنند چرا که آنان از نوعی فقر هیجانی شدید رنج می برند.

البته مشکلات فرهنگی نیز نقش مهمی در افزایش خشونت دارد، بنابراین باید بتوانیم سطح علمی و فرهنگی جامعه را بالا ببریم. بدین منظور دستگاه های فرهنگی باید برای کنترل خشم و خشونت وارد عمل شوند و از تمام ظرفیت خود استفاده کنند و نباید فراموش کرد که خانه و مدرسه سهم و نقش بی بدیلی در پیشگیری از شکل گیری سندرم خشونت و مداخله درمانگرانه در آن دارند. زمانی که پدر یا مادری به عنوان الگو نتواند بر خشم خود غلبه و آن را مهار کند و رفتار خشنی با بچه ها داشته باشد طبیعتا الگو های رفتاری این فرزند در خانواده الگو های ناکارآمد و ناسالم است؛ اگر همین مسئله را به مدارس ربط دهیم این الگوهای رفتاری به معلم ها بازمی ‌گردد. معلمی شغلی است که فرد در آن باید عشق و علاقه به پرورش روح و رشد شخصیتی سالم کودک داشته باشد، لذا اگر معلمی داشته باشیم که از روی اجبار و صرف داشتن یک شغل به این حرفه وارد شود طبیعتا نمی‌تواند الگوی خوبی باشد.

*تحریریه نبأ