تنش در روابط قطر و عربستان و تأثیر آن بر منطقه

twitter sharefacebook share۱۳۹۶ خرداد ۱۴ - 2017-06-04

اختلافات دیرینه میان ریاض و دوحه از درگیری‌های سرزمینی و ارضی فراتر رفته و وارد عرصه ساختاری شده است، به طوری که این دو کشور در بسیاری موارد در سطح منطقه‌ای و بین المللی مواضعی متضاد و در تعارض با یکدیگر اتخاذ می‌کنند و در زمینه پرونده‌های منطقه‌ای نیز از جمله موضوع سوریه و نیز اخوان المسلمین اختلاف نظر جدی بايکديگر دارند. قطری‌ها از طریق شبکه بین المللي الجزیره به شدت به سعودی‌ها حمله می‌کنند و این اقدامات خشم سران سعودی را به همراه دارد.

اختلافات اساسی ریاض و دوحه

اختلافات سرزمینی عربستان سعودی با قطر به اواسط قرن نوزدهم باز می‏‌گردد و باریکه‌ای از زمین‌های جنوبی قطر را دربرمی‌گیرد. عربستان سعودی مدعی مالکیت 23 مایل از سواحل جنوب شرقی قطر است‏ و دو کشور در مورد مرزهای جنوب غربی و خلیج سلوا واقع در این منطقه نیز با یکدیگر اختلافات ارضی دارند. اختلافات مرزی و سرزمینی میان دو کشور از خلیج سلوا واقع در جنوب غربی قطر آغاز و تا خورالعدید واقع در جنوب خاوری قطر امتداد می‏‌یابد.

اختلاف‌های موجود میان عربستان و قطر را باید یکی از جدی‌ترین اختلاف‌ها و درگیری‌های مرزی و ارضی بین کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به شمار آورد که هراز چند گاهی تشدید و موجب بروز تنش میان دو کشور می‌شود که بارزترین نمونه آن به اوت سال 1992 بازمی‌گردد که درگیری مسلحانه بین دو کشور را به دنبال داشت و در نتیجه آن یک نظامی سعودی و 2 نظامی قطری کشته شدند.

این درگیری مسلحانه موجب شد، قطر در نوامبر همان سال (1992) شرکت در جلسات شورای همکاری خلیج فارس در سطح وزیران را تحریم کند، اما در 20 دسامبر 1992 ریاض و دوحه با امضا و اجراي موافقتنامه ای به طور موقت بر اختلافات خود سرپوش گذاشتند و به موجب این قطعنامه عربستان سعودی چند کیلومتر از خاک خود را به قطر داد.

از سال 1965 تاکنون دو کشور عربستان و قطر در نقطه ابو الخفوس با یکدیگر درگیری دارند. منطقه الخنفوس در نزدیکی راهی قرار دارد که به یک پایگاه دریایی منتهی می‌شود که عربستان سعودی آن را در خور العدید ایجاد کرد و خور العدید خلیج کوچکی است که در جنوب قطر واقع شده است که پیش از قرار گرفتن آن تحت حاکمیت عربستان سعودی متعلق به امارات متحده عربی بود. منطقه ابوالخفوس از این جهت برای قطر مهم شمرده می‌شود که از این طریق می‌تواند به امارات، بزرگ‌ترین شریک تجاری خود مرتبط شود و قطری‌ها اعتقاد دارند، تصرف این منطقه توسط عربستان موجب می‌شود، تمام راه‌های زمینی قطر به عربستان منتهی شود و برای ارتباط و دستیابی به کشور امارات باید از خاک عربستان عبور کنند.

همچنین از دیگر نقاط محل اختلاف عربستان و قطر جزیره حالول است. فاصله دریایی این جزیره از خارک 250 کیلومتر و از جزایر قوین 229 کیلومتر است. حالول در شرق قطر واقع شده و میدان‌های نفتی مَهزَم و العِدّ الشَرقی از جمله چاه‌های نفتی نزدیک به آن هستند. جزیره حالول همچنین دارای ذخایر و تأسیسات نفتی است.

از دیگر موارد اختلاف میان قطر و عربستان منطقه خور العدید است که در جنوب شرقی قطر واقع شده و به دلیل طبیعت بیابانی و ساحلی بسیار زیبایش در قطر جواهر خلیج نامیده می‌شود و 158 نفر جمعیت دارد. قطر به توافقتنامه 1974 منعقده بین ریاض و امارات عربی متحده بر سر خور العدید معترض است.در جریان نشست مشورتی سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در ماه مه 2005 درریاض، مسئله برقراری آشتی میان عربستان و قطر مطرح و از شیخ صباح الاحمد الجابر الصباح، امیر کویت خواسته شد برای آشتی ریاض و دوحه گام‌هایی برداشته و تلاش‌هایی انجام دهد.

در ادامه اختلاف‌ها ی مذکور در آغاز سال 2005 دولت قطر تابعیت قطری حدود 4 هزار نفر از قبیله بنی مره را به اتهام دست داشتن در ناآرامی‌های سال 1997 لغو و تمامی دارایی‌های آنها را ضبط و آنها را از قطر اخراج کرد. قبیله بنی مره را باید از جمله قبایل سرزمین جزیره العرب یعنی عربستان کنونی برشمرد که افرادی از آن از سال‌ها پیش در مناطق جنوبی قطر سکنی گزیده و پس از تشکیل کشوری به نام قطر به تابعیت این کشور در آمده بودند، اما پس از بروز اختلافات ارضی و مرزی میان قطر و عربستان، دوحه در اقدامی تابعیت قطری حدود 4 هزار نفر از افراد این قبیله را لغو کرد، به طوری که تعداد زیادی ازاین افراد به سمت مناطق شرقی عربستان و تعداد دیگری در صحرا سکونت گزیدند. این مسئله مورد اعتراض شاهزاده طلال بن العزیز، برادر پادشاه عربستان و رئیس برنامه خلیج فارس در پشتیبانی از نهادهای رشد و توسعه وابسته به سازمان ملل متحد واقع شد و از قطر خواست در اخراج هزاران قطری که صدها سال در آن منطقه زندگی کرده‌اند، تجدید نظر کند.

در اجلاس شانزدهم سران شورای همکاری خلیج فارس، اختلاف عربستان و قطر بر سر انتخاب دبیرکل شورای همکاری شدت گرفت. این دو کشور که هرکدام داعیه رهبری جهان عرب و تقویت نفوذ خود در بین کشورهای این منطقه را دارند در تلاشند که دایره نفوذ رقیب خود را محدود کنند و نفوذ خود را گسترش دهند.

درحال حاضر نيز قطر که در تلاشهای خود برای حضور در سوریه با چالشهای جدی مواجه شده است برای تحقق آرزوی دیرینه خود بعنوان معرفی شدن بعنوان تنها کشور باثبات در جهان عرب قصد دارد عربستان را با چالشهای داخلی و خارجی مواجه کند .البته عربستان نیز از رقیب خود جا نمانده و در این زمینه تلاش دارد که قطر را بی ثبات نشان دهد و نزاع خانوادگی در خاندان این کشور را هر از گاهی در رسانه های خود مطرح می کند که نمونه‌اش خبر طرح کودتا در این کشور بود که چندی پيش از سوی شبکه خبری العربیه وابسته به ریاض منتشر شده بود. سعودی‌ها از گذشته به دلایل مختلف از جمله سیاست‌های قطر در قبال منطقه، سیاست‌های شبکه الجزیره و رقابت‌های خانوادگی بین خود، از بی‌ثباتی در قطر استقبال می‌کنند و ریاض این شرايط را زمان مناسبی دانست که با تولید خبر، فضای داخلی قطر را به چالش بکشد.

در این شرایط که مناسبات ریاض-دوحه از اختلافات فوق رنج می برد یک روز پس از برگزاری اجلاس آمریکایی- عربی ریاض با حضور ترامپ، اظهارات شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر درخصوص روابط کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران و مقاومت در منطقه بر التهابات روابط دو کشور افزود. بامداد چهارشنبه گذشته بود که رسانه‌های عربی از قول خبرگزاری قنا (خبرگزاری رسمی قطر) اظهارات امیر قطر را منتشر کردند که در پایگاه هوایی العدید عنوان کرده بود:

قطر همزمان موفق شده روابط خوبی با آمریکا و ایران برقرار کند و از آنجا که ایران کشور ثقل منطقه‌ای و اسلامی است و نمی‌شود نادیده‌اش گرفت، از عقلانیت به دور است که تنش را با آن تشدید کنند چرا که قدرتی بزرگ است و ضامن ثبات در منطقه؛ چیزی که قطر به دنبال آن است. وی در خصوص اختلافات قطر با همسایگان خود نیز گفته بود: پایگاه هوایی «العدید» قطر که هم مورد استفاده نیروهای هوایی قطر است و هم آمریکا، از دوحه در قبال طمع ورزی های برخی کشورهای همسایه خود حفاظت می‌کند. امیر قطر در ادامه گفت که این حق قطر است که به صورت همزمان روابط خوبی هم با اسراییل و هم با حماس به عنوان نماینده قانونی و مشروع فلسطینیان داشته باشد. روابط دوحه و تل‌آویو خوب است و دو طرف مستمراً با هم در ارتباطند. بن تمیم حزب الله را نیز یک جنبش مقاومت معرفی کرده بود.

اگرچه ساعتی بعد مقامات خبرگزاری قنا از هک شدن این سایت خبر داده و عنوان کردند که برای چند ساعت صفحه توییتر و سایت اصلی شبکه هک شده و از دسترس آنها خارج شده است اما این موضوع نتوانست مانع واکنش شدید رسانه‌های سعودی شود.

همچنین سازمان تنظیم ارتباطات امارات عربی متحده نیز پایگاه شبکه خبری الجزیرۀ قطر را فیلتر کرد. تعدادی از کاربران اینترنتی بحرین نيز در داخل این کشور از امکان دسترسی به پایگاههای خبری و رسانه‌ای قطر به ویژه شبکه الجزیره قطر، روزنامه‌های العرب، الرایه و الشروق محروم ماندند. مصر نیز در همراهی با عربستان اقدام به فیلتر کردن سایت‌ها و رسانه‌های قطری کرد. حملات به قطر بخصوص از سوی رسانه‌های سعودی مانند عکاظ و العربیه که دیدگاه‌های دولت سعودی را منعکس می‌کنند پایان نیافته و هنوز ادامه دارد.

روزنامه سعودی «عکاظ» با تیتر «سخنان امیر قطر ،خامی و خودکشی سیاسی» به قلم «فهیم الحامد» نوشت: برخی از اظهارات تحریک‌آمیز «تمیم بن حمد آل ثانی» ابراز تعجب می‌کنند اما کسانی که در بطن سیاست دوحه و اقدامات محرمانه و روابط زیر میزی آن با سازمان‌های تروریستی، ایران، شبه‌نظامیان حزب‌الله، کودتاچیان یمن و گروه‌های فشار اسرائیلی هستند، به خوبی از نقش‌های مشکوک قطر در منطقه آگاهند. هیچ تردیدی نیست که اظهارات امیر قطر، نقاب از چهره او برداشت و موضع دوحه را روشن کرد.

این روزنامه با اشاره به سفر اخیر «محمد بن عبدالرحمن آل ثانی» وزیر خارجه قطر به عراق برای دیدار با «حیدر العبادی»، ادعا کرد که یک دیدار محرمانه دیگر در بغداد در روز دوشنبه گذشته صورت گرفت. به ادعای این نشریه، وزیر خارجه قطر در ادامه حضورش در بغداد در مقر اقامتش با سردار سلیمانی فرمانده سپاه قدس دیدار و رایزنی کرده و ریشه موضع‌گیری دوحه علیه نشستهای ریاض و خروجش از ائتلاف صورت گرفته در طول این نشست‌ها پیش از خشک شدن جوهر بیانیه پایانی، همین دیدار بوده است. بغداد نیز مسئول ترتیب دادن این دیدار بوده است و در مقابل نیز از قطر امتیاز گرفته است. بنا بر این ادعا، در این دیدار که 27 ساعت قبل از نشست‌های ریاض بوده، از امیر قطر خواسته شد که زیر بار توافقات صورت گرفته در ریاض نرود.

اگرچه این اتهامات هنوز ثابت نشده و در حد ادعا است اما نباید فراموش کرد که این دو کشور اختلافاتی از گذشته دارند و همین موضوع سبب چالشی تر شدن روابط این دو بازیگر منطقه ای میشود.

باید به این نکته هم توجه داشت که طرح چنین سخنانی از سوی مقامات قطری علیه عربستان مسبوق به سابقه است. به‌عنوان مثال در ژانویه 2011 افشای مکالمه تلفنی حمد بن جاسم وزیر خارجه وقت قطر و معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی پرده از طرح تقسیم عربستان برداشت که جنجال زیادی در آن زمان به پا کرد.

پس از تحولات سال 2011، حمایت قطر از اخوان المسلمین از یک سو و تلاش عربستان در قرار دادن این گروه در فهرست سازمان‌های تروریستی به اختلافات جدی میان دوطرف در جریان نشست شورای همکاری خلیج فارس در مارس 2014 منجر شد. این اختلافات در نهایت به خروج سفرای عربستان، امارات و بحرین از قطر انجامید که بعدها این اختلافات به‌طور موقتی حل شد و سفرای این کشور به قطر بازگشتند و دوحه نیز متعهد شد که سیاست و رویکردهای واگرایانه‌ای نسبت به دیگر اعضای این شورا نداشته باشد و در ظاهر نیز اقداماتی را در این راستا در پیش گرفت ولی این امر حتی باعث آن نشد که روابط این کشور با مصر که از اخوان المسلمین حمایت می‌کرد، به گرمی دوران گذشته بازگردد.

جنگ سوریه نیز رقابت قطر و عربستان را به‌شکل جدی آشکار کرد و دو کشور سعی کردند که گوی سبقت را در این پرونده از یکدیگر بربایند. از آغاز بحران سوریه، قطر با اتخاذ رویکرد مستقل و از طریق حمایت مالی و نظامی مخالفان از یک طرف و تعلیق عضویت سوریه در شورای همکاری خلیج فارس تلاش کرد، ابتکار عمل مخالفان را در دو صحنه میدانی و سیاسی سوریه در دست بگیرد.

در مقابل عربستان از مجموعه‌ای از جریان‌های تکفیری وهابی حمایت کرد، در این میان هم در صحنه میدانی و هم در صحنه سیاسی، شکاف‌های گسترده در دو سطح اهداف و منافع بین این جریان‌ها و در نهایت اختلاف بین حامیان آنها بروز کرد، ازسوی ديگر ترکیه نیز در رقابت منطقه‌ای بین قطر و عربستان جانب قطر را گرفت. مواضع مشترک قطر با ترکیه در خصوص حمایت از اخوان المسلمین به‌شکل جدی با سیاست‌های منطقه‌ای عربستان ــ که از گروه‌های سلفی وهابی حمایت می‌کند ــ در تقابل قرار دارد.

ریاض علاوه بر مقابله با جریان مقاومت در منطقه، گفتمان‌ اسلام سیاسی اهل سنت یعنی وهابیت را تقویت می‌کند و به همین دلیل سعی کرده به مقابله با جریان اخوان در مصر بپردازد و از جریان‌های مخالف برای براندازی اسلامگراها در این کشور حمایت کند.

سعودی‌ها بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و با توجه به اینکه جهان عرب از خلأ رهبری رنج می‌برد، تلاش دارند تا نقش رهبری جهان عرب را به‌دست آورند و نشست اخیر مقامات 40 کشور اسلامی در ریاض با حضور ترامپ را می‌توان در این راستا ارزیابی کرد.

به نظر می رسد نقش عربستان در یمن از زمان سفر عبد ربه منصور هادی رئیس جمهور مستعفی یمن به دوحه در اواخر ماه ژوئیه کاهش یافته است و قطر نقش سیاسی موثری در این کشور از زمان جنگ 1994 بین علی عبدالله صالح رئیس جمهور سابق یمن و علی سالم البیض دبیرکل سابق حزب سوسیالیست حاکم ایفا می کند. این نقش در زمان جنگ دولت یمن با حوثی ها که مقدمه مناسبی برای قطر به منظور بازگشت به یمن بود، ازسرگرفته شد. در سالهای 2007 و 2008 قطر بازیگر نخست در مهم ترین پرونده های یمن بود و توانست حوثی ها را از طریق طرح خود برای متوقف کردن جنگ با دولت، به طرف خود بکشاند.

بعد از آغاز انقلاب ها در کشورهای عربی در سال 2011 قطر فرصت طلایی برای دخالت در همه عرصه های مادی، رسانه و سیاسی برای حمایت از مخالفان یمنی که اساسا از اخوان المسلمین تشکیل شده اند، پیدا کرد. دوحه پس از آشکار شدن اختلافاتش با ریاض در سیاست های منطقه ای، برای حفظ هم پیمانی خود با اخوان المسلمین در یمن تلاش خواهد کرد. ولی حال که اخوان المسلمین در مصر از حکومت کنار گذاشته شدند و موضع عربستان خشم اخوان یمن را از ریاض برانگیخته، و ارتباط آنها را با دوحه تقویت کرده است؛ قطر برای به دست آوردن جای پایی بزرگتر در یمن وارد نبردهای سختی شده است که گاهی مسلحانه و گاهی سیاسی و از طریق نمایندگان محلی صورت می گیرد

صف بندی و جبهه بندی های احتمالی ميان كشورهای عربی

در حالیکه کشورهای امارات متحده عربی و بحرين بعنوان متحد عربستان عمل میکنند، کشورهای قطر, مصر و پادشاهی عمان و تا اندازه‌ای کویت تلاش دارند سیاست‌های مستقلی را نسبت به عربستان اتخاذ کنند و هر از گاهی این امر در مواضع سران این کشورها کاملاً روشن است. قطر تلاش دارد رویکرد مستقلی از عربستان در پیش بگیرد و نقش منطقه‌ای فعالی داشته باشد و این سیاست‌ها را از طریق شبکه الجزیره که بازوان رسانه‌ای این کشور است، در منطقه پیاده می‌کند.

نگاهی به اقدامات این کشور در تحولات منطقه از جمله در لبنان، یمن، فلسطین و مصر و حتی در پرونده سوریه نشان از این دارد که این کشور کوچک در صدد تحکیم جایگاه منطقه ‌ای خود مستقل از عربستان است و همین امر نگرانی مقامات سعودی را برانگیخته است.

در این ميان ترکیه به دو دلیل از تقویت نقش منطقه ای قطر نسبت به عربستان استقبال میکند:

نخست اینکه روی منابع گازی قطر به عنوان جایگزین گاز روسیه وایران حساب ویژه ای باز کرده است.

دوم اینکه با توجه به اینکه رهبری عربستان سعودی برمبنای اسلام سني در تعارض با آرمان امپراطوری عثمانی ترکها قرار دارد ترکیه از انزوای سیاسی و ضعف جایگاه منطقه ای عربستان استقبال میکند. به عبارت دیگر ترکیه تلاش دارد با استفاده از بلند پروازی های قطر مهمترین رقیب سنی خود را در منطقه از میان بردارد. بر همین اساس ترکیه در کنار روابط سیاسی، توسعه روابط نظامی و اقتصادی را با قطر در اولویت قرار داده است. در این میان سطح فزاینده رفت و آمدهای ترکی - قطری و به ویژه اظهارات اخیر سفیر ترکیه در قطر مبنی بر تهدیدات مشترک و ضرورت بازتشکیل ائتلاف جدید بین ترکیه و قطر در کنار تاسیس پایگاه های مشترک نظامی چند منظوره در دو کشور، عربستان را نشانه گرفته است.

همزمان با تشدید جنگ رسانه‌ای و روانی عربستان علیه قطر، وزارت خارجه روسیه نیز اعلام کرد که وزیر خارجه قطر برای بحث و تبادل نظر با همتای روسی خود به مسکو می‌رود.

با توجه به عوامل یادشده اختلافات قطر و عربستان ریشه تاریخی و متأثر از رویکرد کنونی این دو کشور دارد و پیامدهای این اختلافات ممکن است آینده مناسبات آنها را تحت تأثیر قرار دهد. قطر تلاش دارد با تشکیل ائتلاف‌های جدید در منطقه نقش خود را بازتعریف کند. روابط حسنه این کشور با ترکیه و نیز مناسبات آن با روسیه و تلاش این کشور در نزدیکی به ایران را می‌توان در این راستا ارزیابی کرد و از این رهگذر می توان احتمال نزدیکی کشورهای قطر، عمان،کویت، ایران، ترکیه و روسیه را به ذهن متبادرساخت.

سرنوشت ناتوی عربی

واکنشهای عربستان سعودی‌ در قبال کشورها و مسائل منطقه ای نشان می‌دهد که کشورهای امیرنشین خلیج فارس علیرغم گرفتن ژست‌های همبستگی در روابط با اعضای شورای همکاری خلیج فارس که عربستان مدعی رهبری آن است، بسیار شکننده بوده و تا حد براندازی یکدیگر و تمایل برای بی‌ثباتی برای کشور مقابل پیش می‌روند.

اتحاد و روابط کشورهای این منطقه همواره شکننده بوده و با یکدیگر مشکل داشته‌اند به طوریکه هیچگاه نتوانستند ناتوی عربی را تشکیل دهند و اگرچه در نشست‌های خود علیه ایران سخن می‌گویند اما هیچگاه نتوانستند ارتشی واحد شکل بدهند. محتمل است قطر طی ماه‌های آینده تمایل بیشتری به سمت ایران داشته باشد هرچند باتوجه به حضور اخیر دونالد ترامپ در ریاض و انعقاد قراردادهای نظامی و اقتصادی 380 میلیارد دلاری با این کشور و اظهارات او برعلیه ایران و تلاش وی بر ایجاد ائتلاف آمریکایی -عربی- اسراييلي برعلیه ایران این رویکرد قطر نسبت به ایران و تشکیل اتحاد همکاری ایران با کشورهای عربی غيرهمسو با عربستان با چالشهای زیادی مواجه خواهد شد که نیازمند تدابیر هوشمندانه ایران و کشورهای تنش دار با عربستان خواهد بود.

اگر توجه داشته باشيم که قرارداد‌های سنگین تسلیحاتی عربستان با آمریکا، شیخ نشین‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس را به وحشت انداخته و آنها بخصوص قطر بیم آن را دارند که طی 10 سال آینده عربستان دست به توسعه طلبی ارضی زده و بخشی از خاک قطر را با همین ادعاها تصاحب کند. بخصوص اینکه برای استخراج نفت از منابع عظیم زیر زمینی خود نیاز به تزریق گاز دارد و این گاز در قطر به وفور یافت می‌شود؛ بیشتر میتوان به اهمیت همگرایی قطر با ایران،کویت، عمان و شاید تاحدودي مصر پی برد هرچند که مصر موقعیت بینابینی ازخود بروز میدهد.

با چنین نگاهی بنظر میرسد قطر تا حد زیادی دریافته است که برای ایجاد موازنه قدرت در خلیج فارس باید به سمت ایران تمایل بیشتری داشته باشد تا خود را از سلطه مطلق عربستان خارج کند.
اختلاف عربستان، امارات متحده عربی، بحرین و تاحدودی مصر با قطر در حالی رو به شدت است که سؤال‌های زیادی به ذهن می‌رسد از جمله اینکه؛ سناریوی تغییر دولت قطر چقدر صحت دارد؟ چه‌کسانی در این شرایط کنار قطر می‌ایستند؟

این اختلافات حاکی از ناآرامی و دسته‌بندی فراگیر در منطقه عربی به‌ویژه بین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بوده و نشان می‌دهد هم‌پیمانی‌ها و ائتلاف‌ها بین آنان چقدر سست بوده و دستخوش فراز و نشیب است.

اختلافات این کشورها که هر از گاهی سر باز می‌کند، نشان می‌دهد تلاش سعودی‌ها برای حل اختلافات و گسترش مناسبات کشورهای عربی چندان موفق نبوده و این اختلافات آتشی زیر خاکستر است که هر لحظه احتمال شعله‌ور شدن آن وجود دارد.

وجود چنین اختلافات ریشه ای، تاریخی و مقطعی میان عربستان و قطر و صف آرایی حامیان عربی وغيرعربي این دو کشور نشان از آن دارد که تشکیل ناتوی عربی علیه ایران با چالشهای زیادی مواجه خواهدشد و صدالبته ایران نیز باید با تقویت جبهه متحدی مانع از تشکیل چنین نیرویی گردد ،همکاری جدي ایران وقطر با کشورهای عمان ،کويت ،روسیه وترکيه دراین راستا حائز اهمیت زیادی است هرچند که باید توجه به معاملات احتمالی پشت پرده مسکو و آنکارا با واشنگتن داشته باشند .

رویکرد ایران درقبال اختلاف قطر و عربستان

روابط ایران و قطر در سالهای گذشته مانند روابط ایران و عمان در سطح خوبی قرار داشت اگرچه مسئله سوریه به این روابط خدشه وارد کرد اما در مقایسه با سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس هنوز تعقل و حسن نیت بیشتری در مقامات قطری نسبت به ایران وجود دارد. بنظر میرسد قطر به تدریج از عربستان دور خواهد شد و این موضوع با توجه به اختلافات ارضی و مرزی این کشور و نیز قدرت جریان اخوان المسلمین در حاکمان قطری قابل پیش بینی است.

امیر قطر از جمله سران کشورهای عربی بود که پیروزی حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان را در دوره دوم ریاست جمهوری به وی تبریک گفت و خواستار گسترش مناسبات با ایران شد.
دولت تدبیر و امید باید با ادامه رویکرد تنش زدایی ،اعتماد سازی و تعاملی درسايه احترام متقابل و همینطور اعمال سیاست غیر تنش آلود با غرب نسبت به تقویت همکاريهاي دوجانبه و منطقه ای با عمان ،قطر،کويت ،مصر وجامعه جهانی مبادرت ورزیده و از این طریق ضمن ارتقا نقش منطقه ای خود مانع از شکل گیری ائتلاف منطقه ای و جهانی برعلیه خود گردد .

به نظر میرسد منافع ملی ایران در گرو نهادن تخم مرغهای خود در سبد کشورهای غيرهمسو باعربستان و تنش زدایی با آمریکا و غرب است.

افشار سلیمانی/ خبرآنلاین