twitter share facebook share ۱۳۹۹ مهر ۱۵ 663

اعتراضات اخیر مصر نقطه عطفی در صحنه سیاسی کشور و گامی به سوی پس گرفتن دولت از نظامیان است

20 سپتامبر، در چندین استان و روستای مصر اعتراضاتی علیه شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی کشور برگزار شد. این تجمعات، به مناسبت اولین سالگرد اعتراضاتی که «محمد علی» -تاجر مصری که در تبعید خودخوانده به سر می برد- در سپتامبر 2019 مردم را بدان فراخوانده بود، صورت گرفت. با آغاز این اعتراضات در استان جیزه، تظاهرات به مصر علیا، از جمله مناطق اسیوط، سوهاج، قنا، منیا، بنی سویف، فیوم و أسوان نیز کشیده شد و در 25 سپتامبر معروف به «جمعه خشم»، به اوج خود رسید. از زمان به قدرت رسیدن عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور کشور، این یکی از معدود مواردی است که توده‌های فقیر در اعتراض به شرایط اقتصادی و اجتماعی خود، به این شکل گسترده به خیابان ها آمدند و با وجود دیکتاتوری شدید حاکم بر کشور، خواستار برکناری سیسی شدند.

اما چرا مردم با وجود فضای اختناق شدید و سرکوب سیاسی حاکم در مصر به خیابان‌ها آمدند؟

دلایل زیادی برای این امر وجود دارد؛ اما عمده ترین دلیل، شرایط اقتصادی و اجتماعی معترضین است که در چند ماه گذشته به دلیل همه‌گیری کوئید -19 شدت گرفته است. ویروس کرونا در مصر سبب ویرانی اقتصاد کشور شده است. مطابق بیانیه‌ی آژانس آمار مصر (CAPMAS)، تنها در ماه اوت، حدود دو و نیم میلیون نفر در این کشور شغل خود را از دست دادند. این بیانیه همچنین نشان می دهد که طی شش ماه گذشته، نرخ بیکاریِ جمعیت 100 میلیونی مصر، از 7.7 درصد به 9.6 درصد رسیده است. برخی می گویند آمار واقعی بیکاری از این میزان نیز بیشتر است.

در بیانیه CAPMAS همچنین آمده است که حدود 26 درصد افراد شاغل در خانواده‌ها به دلیل ویروس کرونا شغل خود را از دست داده‌اند. بیشتر آنها در صنایع تولیدی، از جمله تولید مواد غذایی، منسوجات، محصولات کشاورزی، بخش ساخت و ساز و حمل و نقل کار می‌کردند. کوئید -19  اثرات مخربی نیز بر صنعت گردشگری داشته و زندگی بسیاری از شاغلان این بخش که حدود سه میلیون نفر هستند را تحت تأثیر قرار داده است. برای مثال عمده درآمد ساکنان جیزه وابسته به گردشگری است؛ بنابراین جای تعجب نیست که تظاهرات سراسری مصر از استان جیزه آغاز شده باشد. گردشگری 12 درصد از تولید ناخالص داخلی مصر را تشکیل می‌دهد و سال گذشته حدود 13 میلیارد دلار درآمد برای مصر در بر داشته است.

نرخ فقر

با نگاهی به نقشه فقر در مصر، می بینیم که بین نرخ فقر و محل اعتراضات، به ویژه در مصر علیا، ارتباط زیادی وجود دارد. طبق گزارش به عمل آمده توسط CAPMAS ، نرخ فقر طی سالهای 18-2017 ، 32.5 درصد بوده است و این مطلب به این معنی است که یک سوم جمعیت مصر زیر خط فقر بوده و با درآمدی در حدود 735 پوند مصر (47 دلار) در ماه زندگی خود را سپری می‌کنند.

وزیر برنامه و بودجه مصر اعتراف کرد که میزان فقر بین سال های 2016 و 2018 ، در نتیجه‌ی سیاست‌های اصلاح اقتصادی نادرست، 4.7 درصد افزایش یافته است. این نرخ طی سالهای 2019-2020 نیز افزایش روزافزونی داشته است.

بسیاری از استانهای مصر از نرخ بالای فقر در رنجند، اما نرخ فقر در استان‌های مختلف متفاوت است؛ به عنوان مثال، نرخ فقر در اسیوط (67 درصد) ، در سوهاج (60 درصد)، در اقصر (55 درصد)، در منیا (54 درصد) و در قنا (41 درصد) است. بیشتر روستاها در مصر علیا از فقر شدید رنج می برند که این امر به شدت با گسترش اعتراضات ارتباط دارد.

سیاست ها و تصمیمات اخیر دولت، به ویژه تصمیمات مربوط به افزایش قیمت‌ها و تخریب خانه‌ها نیز نقش مهمی در دامن زدن به اعتراضات داشته است. به تازگی دولت تصمیم گرفت ساختمان هایی که غیرقانونی ساخته شده اند را تخریب کرده، یا اقدام به اخذ جریمه از مالکینش کند؛ این امر تأثیر منفی زیادی بر بسیاری از اقشار فقیر و کم درآمد داشته است. در مورد این موضوع، سیسی به شکلی خام و نسنجیده صحبت کرد و ساکنان را به استقرار ارتش برای تخریب خانه هایشان تهدید نمود.

بر اساس گزارش های رسمی، طی سال های 2000 تا 2017 دو میلیون تخلف در حوزه ساختمان سازی در مصر ثبت شده است. دولت متعهد شده است که این خانه ها را تخریب کند، مگر اینکه صاحبان آنها با پرداخت جریمه موضوع را حل و فصل نمایند.

با این اوصاف آخرین اعتراضات مصر را می توان قیام فقرا نامید که توسط کسانی که تحمل شرایط سخت اقتصادی و معیشتی را ندارند، صورت گرفته است.

عدم حضور طبقه متوسط

نکته حائز اهمیت این است که طبقه متوسط ​​به دلایل مختلف، از جمله سرکوب و ترس از واکنش رژیم، در این اعتراضات شرکت نکردند؛ چنانکه یک سال پیش، دولت هزاران معترض را که خواستار برکناری سیسی بودند دستگیر کرد. از دلایل دیگر برای این عدم همراهی، می‌توان به فضای یأس و افسردگی عمومی در پی شکست انقلاب 2011 و ناکامی بسیاری از جوانان شرکت کننده در آن قیام‌ها اشاره کرد.

عدم مشارکت طبقه متوسط ​​ممکن است به شکست قیام فقرا و ناکامی آنان در رسیدن به خواسته اصلی‌شان، یعنی برکناری سیسی بیانجامد. با این حال، این قیام از جهات مختلف نقطه عطفی در صحنه سیاسی مصر است.

اولاً، این اولین بار است که اعتراضات با هدف برکناری سیسی، به صورت همزمان در بیش از یک استان مصر برگزار می شود. از سوی دیگر، یکی از معدود مواردی است که توده‌های فقیر به تنهایی در برابر شرایط اقتصادی و اجتماعی خود قیام کرده‌اند و این کار را در یک گستره بزرگ جغرافیایی انجام داده اند؛ امری که باعث شده است سرکوب آنها از طریق روش های سنتی برای رژیم دشوار شود.

در این اعتراضات، بیش از 700 نفر از جمله حدود 68 کودک و نوجوان دستگیر شدند که البته بعداً آزاد گشتند. دو معترض نیز کشته شدند، یکی در جمعه گذشته در جیزه و دیگری روز چهارشنبه به ضرب گلوله یک افسر پلیس در اقصر. در همین حال، رسانه‌های طرفدار رژیم به شدت تلاش کردند تا اعتراضات را تحریف کنند و آن را به عنوان توطئه‌ی بیگانگان که توسط اخوان المسلمین از خارج از کشور برای سرنگونی رژیم مدیریت می‌شود، جلوه دهند. حال آنکه به سختی می توان باور کرد اخوان در پشت این اعتراضات بوده باشد؛ مهمترین دلیل آن، عدم حضور چشمگیر این گروه در میان طبقات کارگر است. ضمن اینکه اخوان به دلیل سرکوب دولت، با محدودیت‌های شدیدی برای سازماندهی و بسیج کردن مردم مواجه است. البته ممکن است اعضای این گروه به شکل انفرادی در تظاهرات شرکت کرده باشند اما این شرکت قطعا بدلایل اقتصادی و اجتماعی بوده است نه چیز دیگر.

اعتراضات اخیر گامی جدید در جهت بازپس‌گیری دولت از نظامیان است. این اعتراضات ممکن است زمینه را برای اعتراضات بعدی و احتمالاً شکل گیری انقلابی فراهم کند که نهایتاً منجر به سرنگونی سیسی و رژیمش شود.

*منبع: میدل ایست آی

مترجم: ط. مکارمی

نظر شما