twitter share facebook share ۱۴۰۱ بهمن ۰۲ 703

بلافاصله پس از رسیدن بنیامین نتانیاهو به نخست وزیری برای ششمین بار در تاریخ، دولت وی اعلام کرد که هدفش تمرکز بر تهدید ایران است و برنامه هسته ای ایران در رأس برنامه هایش قرار دارد.

از اظهارات و اقدامات نتانیاهو –همچون فرستادن ران درمر وزیر امور استراتژیک به واشنگتن در 9 ژانویه- واضح است که وی رویه خود را در مورد ایران تغییر نداده است. نتانیاهو قصد دارد به مخالفت با هر نوع توافق هسته ای با تهران ادامه دهد و همچنان تأکید دارد که اسرائیل برای مقابله با برنامه ساخت زرادخانه هسته ای در ایران تردید نخواهد کرد.

در همین راستا نتانیاهو قصد تقویت روابط اسرائیل و آمریکا را دارد و می خواهد قدرت های جهانی و منطقه ای را برای افزایش فشار سیاسی و اقتصادی بر تهران بسیج کند. انجام این کار چند سال پیش برای نتانیاهو سخت بود ولی به دلایل متعدد این اقدام در فضای بین الملل کنونی امکانپذیرتر شده است.

بزرگترین مشکلی که نتانیاهو دارد همراه کردن جو بایدن است. گرچه دو کشور، ایران را به چشم تهدید می بینند و بایدن اعلام کرده است که در حمله به ایران به عنوان آخرین راه حل کوتاهی نخواهد کرد اما در عمل بین اسرائیل و آمریکا بر سر برنامه هسته ای ایران شکاف عمیقی وجود دارد و برای دولت بایدن موضوع اوکراین و چین همیشه اولویت بیشتری داشته است.

علیرغم اعتراضات ایران و کمک این کشور به روسیه در جنگ اوکراین، دولت بایدن معتقد است که اگر به تهران فشار بیشتری وارد کند عملا راه دستیابی به یک راه حل سیاسی را می بندد. گرچه مقامات دولت بایدن می دانند که شانس بازگشت به برجام کم است ولی فکر می کنند که هیچ جایگزینی وجود ندارد که بتواند مانع از تسریع برنامه هسته ای ایران شود. این نگاه در تضاد کامل با سیاست نتانیاهو است که هرگونه مذاکره با تهران را رد می کند. حتی اگر دولت بایدن تصمیم بگیرد که فشار بر ایران را افزایش دهد، این کار را با هدف بازگشت به توافق انجام می دهد نه از بین بردن شانس های مذاکره. تجربه نشان داده است که نتانیاهو برای خنثی کردن تهدید ایران گاه بدون هماهنگی و اطلاع آمریکا دست به اقداماتی می زند و همین امر نگرانی های دولت بایدن را از سیاست نتانیاهو در قبال ایران تشدید می کند.

از سوی دیگر با توجه به دولتی که در اسرائیل بر سر کار آمده، حرف از تصویب قوانینی است که ممکن است سبب رنجش یهودیان ساکنِ خارج شود. در صورت تحقق این امر نخست وزیر نمی تواند حمایت یهودیان آمریکایی را در کارزاری که می خواهد علیه ایران راه بیندازد جلب کند. دولت جدید حتی همکاری دوستداران اسرائیل در کنگره آمریکا را در تحقق سیاست های نتانیاهو مشکل خواهد کرد ولی این بدان معنا نیست که دولت بایدن و نتانیاهو نمی توانند در مورد موضوعات مختلفی که به ایران مربوط می شود، با یکدیگر همکاری کنند.

دولت بایدن تنها مانع پیش روی نتانیاهو نیست؛ مشکل فلسطین برای وی یک چالش سیاسی و امنیتی مهم است. وخامت اوضاع امنیتی در کرانه باختری، نیروهای نظامی اسرائیل را وادار می کند تا تمرکز خود را روی فلسطینیان قرار دهند و همین تنش بین اسرائیل و جامعه بین الملل را افزایش می دهد. حتی اگر دولت نتانیاهو بتواند موضوع هسته ای ایران را در اولویت خود قرار دهد، مشخص نیست که بتواند در پیشرفت این برنامه مانع تراشی کند. از زمان خروج آمریکا از برجام در سال 2018 که با تشویق دولت نتانیاهو صورت گرفت، ایران پیشرفت چشمگیری در برنامه غنی سازی خود داشته و توانسته بر موانع تکنولوژیک غلبه کند و مواد بیشتری برای بمب هسته ای ذخیره سازی نماید. این پیشرفت ها این سؤال را مطرح می کند که اگر همین فردا نیروگاههای نطنز و فردو از روی نقشه محو شود، می توان دانش هسته ای بدست آمده را از ایران گرفت؟

از سوی دیگر تقویت روابط روسیه و ایران نیز ممکن است کار اسرائیل را برای انجام عملیات مخفیانه علیه ایران دشوار کند. ایرانی که پیشتر اسرائیل می شناخت –که در مقابل خرابکاری ها و حملات سایبری اسرائیل واکنش چندانی از خود نشان نمی داد- با ایران امروز فرق کرده است. تهران برای مقابله با کارزار فشار حداکثری دولت ترامپ، کارزار مقاومت حداکثری را در پیش گرفت و سعی کرد در مقابل اسرائیل و غرب بازدارندگی ایجاد کند. برخلاف دوران حسن روحانی که هدف اصلی سایست خارجی اش حفظ توافق هسته ای بود، ایران در زمان ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی مشتاق است تا هرگونه اقدامی را تلافی کند؛ به همین دلیل در صورت انجام هرگونه فعالیتی توسط اسرائیل در آینده، خطر جنگ افزایش می یابد.

اگر نتانیاهو فکر می کند بسیج قدرت های منطقه به رهبری عربستان بر ایران فشار می آورد، باید در سیاست خود تجدیدنظر کند. درست است که کشورهای عربی ایران را دشمن می دانند اما ترجیح می دهند کانال گفتگو و روابط اقتصادی را با تهران حفظ کنند زیرا این کار را تنها راه کاهش تنش با ایران می دانند. این کشورها از درگیری نظامی در منطقه می ترسند و به دلیل تأثیری که این درگیری بر امنیت شان دارد، از اقدامات اسرائیل حمایت نمی کنند.

به تمام این موانع باید مشکلی را نیز که نتانیاهو در بسیج افکار عمومی اسرائیل در حمایت از کارزار علیه ایران دارد، اضافه کرد؛ به خصوص که ممکن است بسیاری گمان کنند نتانیاهو این کارزار را برای منحرف کردن اذهان از پرونده فساد خود براه انداخته است. این سوء ظن در کنار شکاف بین احزاب راست و چپ در اسرائیل، باعث می شود تردیدها نسبت به هرگونه اقدام نتانیاهو علیه ایران افزایش یابد و نخست وزیر برای جلب همکاری و کمک اپوزیسیون دچار مشکل شود.

کوتاه سخن اینکه نتانیاهو برای اینکه جهان را متقاعد کند که پاسخ تهدیدات ایران را بدهند، مسیر همواری پیش رو ندارد. از سوی دیگر شاهد این بوده ایم که ایران علیرغم تهدیدات همه جانبه توانسته برنامه غنی سازی خود را پیش ببرد و با توجه به اینکه در مورد حق غنی سازی این کشور در داخل اجماع وجود دارد، حاضر نیست تأسیسات هسته ای خود را تحت هیچ سناریویی برچیند. از سال 2018 شکاف بین سیاست اسرائیل و سایر کشورهای جهان در قبال ایران بیشتر شده است. تصمیم جامعه بین الملل این است که بهترین و شاید تنها راه حل در قبال برنامه هسته ای ایران، دیپلماسی می باشد. اگر نتانیاهو تصمیم بگیرد به تنهایی جلوی ایران هسته ای بایستد، در بهترین حالت می تواند منجر به این شود که جامعه بین الملل با عجله توافق با ایران را امضا کنند و اسرائیل منزوی باقی بماند.

منبع: شورای آتلانتیک

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما