اندیشه اخلاقی پیامبر اسلام(ص) از رسالت تا تشکیل حکومت

twitter sharefacebook share۱۳۹۶ فروردین ۱۳ - 2017-04-02

تغییر ارزش ها، سست شدن پایه های نظام اخلاقی جامعه و تأثیرگذاری آن بر فضای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، بهانه ای بود تا مؤسسه آیت الله شیرازی در کربلای معلی بررسی «عقل اخلاقی پیامبر اکرم(ص) از رسالت تا دولت» را موضوع میزگرد ماهیانه خود قرار دهد.

در ابتدای گفتگو حیدرالجراح مدیر مؤسسه در خصوص چالش های اخلاقی مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به بیان مقدمه ای پرداخت و گفت: اهمیت این موضوع از آن جهت است که قدرت عقل را به‌عنوان نیرویی ادراکی و تمیز دهنده و حاکم بر تمامی اشیا نمایان می کند. عقل سر چشمه فضیلت‌هاست و اخلاق یک برنامه نظام‌مند برای سعادت بشر. اخلاق در عرصه سیاست و مدیریت جامعه نیز نقش پررنگی ایفا می کند. در این عرصه والاترین و اساسی‌ترین اصل اخلاق عدالت است و بر متصدیان پست های مدیریتی و حکومتی مانند رئیس و وزیر است که در تصمیمات خود عدالت را پاس دارند.

وی افزود: همه ما باید به اصول اخلاقی پایبند باشیم. ارزش اخلاق به این است که هوا و هوس و علاقه‌مندی‌های خود را برای انجام وظیفه و مسئوولیت خویش کنار بگذاریم و منافع زیردستان را بر منافع خود مقدم بدانیم. باید بکوشیم در همه حال هدفی درست را برگزیده و برای نیل به آن هدف، صحیح ترین رفتار را از خود نشان دهیم.

او در ادامه چنین گفت: در عقل اخلاقی پیامبر اکرم(ص) سه نمونه را می‌توان بیان کرد و مورد بحث و بررسی قرار داد. این سه نمونه به عنوان سه رکن اساسی عقل اخلاقی تلقی می‌شوند که هر انسان به ویژه هر مسؤول و صاحب منصبی باید از آن الگو بگیرد.

نمونه نخست، قبل از مبعوث شدن ایشان و مربوط به زمانی است که رؤسای قبایل عرب در برداشتن حجرالأسود و قرار دادن آن در محل خود اختلاف داشتند. آنجا بود که حضرت رفتار صحیح را برای تحقق یک هدف به نمایش گذاشت و با پهن کردن عبای خود و قرار دادن حجرالأسود در آن، این فرصت را برای تمامی آنان فراهم ساخت که هر کدام، یک گوشه از عبا را به دست گیرند.

مورد دوم زمانی بود که بزرگان مکه برای فریب پیامبر(ص) و معامله بر سر ترک رسالت و دست کشیدن از تبلیغ، پیشنهادهای اغوا کننده ای به پیامبر دادند؛ ولی ایشان به عموی خود ابوطالب چنین فرمودند: «عموجان به خدا قسم اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من قرار دهند، بدین شرط که دست از این امر بردارم، اما من بر ارمان خود می مانم تا اینکه خدا این دین را آشکار سازد و یا در این راه جان دهم.»

مورد سوم نیز همان عهد و پیمان مدینه است؛ عهدنامه ای که بالاترین نوع از مسئولیت یک مسئول در مقابل زیردستان به حساب می‌آید. این مدرک تاریخی را نخستین بار شرق‌شناس آلمانی به نام ولهاوزن در محیط‌های علمی معرفی کرد. چیزی که در این عهد نامه به چشم می‌خورد این است که در زمان پیامبر(ص) تعداد ساکنین مدینه تقریباً 10 هزار نفر بودند که از این عدد 1500 نفر را مسلمانان، 4000 نفر را یهودیان و 4500 نفر را مشرکان تشکیل می دادند. با اینکه مسلمانان تنها 15% از جمعیت مدینه بودند، ولی تمام مردم مدینه اعم از مسلمان و یهودی و مشرک به این اتفاق نظر رسیدند که پیامبر اکرم(ص) متولی عهدنامه و اجرای آن گردد؛ چرا که عدالت موجود در حکومت اسلامی را به چشم دیده بودند و پیامبر(ص) را به عنوان حاکم این دولت، به عادل بودن و اخلاقی عمل کردن می‌شناختند.

معرفت و آگاهی اساس اخلاق

در ادامه این میزگرد حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ مازن تمیمی استاد حوزه و دانشگاه به ایراد سخنانی پرداخت. وی ضمن اشاره به این نکته که مسئله اخلاق از یکطرف با تمدن و پیشرفت و از طرف دیگر با شکست و عقب‌ماندگی در ارتباط است، ادامه داد: باید تمامی اصولی را که پیامبر از ابتدای دعوت خود بدان پایبند بود و با عمل به آن اصول توانست جامعه واپس گرا و بی‌سواد عربستان را به چنان جایگاهی برساند مورد بررسی قرار داد.

او افزود: این موضوع دارای زوایای مختلفی است؛ مثلاً: چه ارتباطی بین اخلاق با تمدن و پیشرفت یا عقب ماندگی وجود دارد؟ نقش پیامبر(ص) در این پیشرفت و تمدن چه بوده است؟ چه ابزارهایی برای رسیدن به پیشرفت و تمدن مورد نیاز است و برنامه و سازوکار رسیدن به این هدف چیست؟ این پرسش‌ها به ما کمک می‌کند تا از اسباب و عوامل موفقیت پیامبر آگاهی یابیم.

وی به تبیین بیشتر دیدگاه خود پرداخت و گفت: عقل در لغت عرب به معنای حبس کردن است بدین‌معنا که انسان را از حرکت به سمت زشتی‌ها باز می‌دارد. اما امیرالمؤمنین علی(ع) عقل را به دو قسمت تقسیم می‌کند.

حضرت می فرماید: «عقل را به دو گونه یافتم... عقل نهادینه و عقل شنیداری. اگر عقل شنیداری همراه عقل نهادینه، نباشد وجودش بی فایده است؛ چنانکه خورشید، دیدگان خاموش (فرد نابینا) را سودی نبخشد». سپس حضرت اشاره‌ای شگرف به عقل نهادینه می‌کند و می‌فرماید: «خداوند چیزی را با کرامت‌تر از عقل نیافریده است چرا که عقل سرچشمه تمامی فضیلت‌‌ها و خوبی‌هاست، زمانی تکلیف شرعی از انسان ساقط می‌شود که دچار فقدان عقل نهادینه یا همان به اصطلاح عقل باشد و به جنون مبتلا گردد؛ به معنای دیگر فاقد عقل نهادینه در مقابل عاقل قرار می‌گیرد، در حالی که اگر عقل شنیداری را از دست دهد جاهل بوده و در مقابل عالم است»

این کارشناس مذهبی ادامه داد: در تعریف عقل برخی آن را پایگاه اطلاعات ضروری به‌شمار ‌آورده اند؛ در جایی دیگر آن را به عنوان نیروی درک اطلاعات نظری (در مقابل ضروری) معرفی کرده‌اند؛ برخی آن را عملی دانسته اند که به مقتضای آگاهی و علم از انسان سر می زند یا به عبارت دیگر نیرویی است که انسان را به سمت خوبی‌ها و درستکاری ها هدایت می‌کند. در برخی منابع نیز به‌عنوان نیروی درک غریزی که انسان را از حیوان متمایز می‌کند از آن نام برده شده است. با توجه به تعاریف فوق اگر بخواهیم تعریفی شامل‌ داشته باشیم که عقل نهادینه و شنیداری را در بر بگیرد، باید بگوییم که عقل نیروی ادراکی است که خداوند متعال آن را در انسان قرار داده است و ابزاری است برای تفکر و تمییز بین اشیاء. این عقل دارای ویژگی هایی است از جمله اینکه اطلاعات و آگاهی‌‌های فطری را در برداشته و قدرت یادگیری و ذخیره کردن اطلاعات جدید را نیز دارد، همچنین عقل به انسان قدرت تمییز داده و او را به سمت خوبی‌، نیکوکاری و کار صحیح هدایت می‌کند. عقل دو وظیفه مهم بر عهده دارد که یکی از آنها حفاظت و دیگری تمییز بین سودمند و زیان‌آور بودن است.

وی افزود: اخلاق مجموعه‌ ضوابطی است که به انسان در انجام یک کار پسندیده یاری می‌رساند و عقل اخلاقی همان نیروی درکی است که علم و آگاهی را بر اخلاق استوار نموده و پاسداشت اخلاق را در تمامی علوم جاری و ساری می داند. در این میان تنها مانع بر سر راه عقل اخلاقی، نفس آدمی است و اگر عقل بتواند این مانع را کنار زده، به سمت نیکوکاری و کارهای پسندیده حرکت کند، درهای معرفت را یکی پس از دیگری به روی انسان می‌گشاید؛ همچنانکه حدیث شریف نبوی به این امر اشاره دارد: «علم نوری است که خداوند در قلب هر آنکس که بخواهد قرار می‌دهد». نکته دیگر آنکه برای رشد عقل اخلاقی توجه به این امر ضروری است که اگر بخواهیم یک امت متمدن داشته باشیم باید روحیه پژوهش و دانش‌اندوزی را در آن پرورش دهیم.

وی در نهایت خاطر نشان ساخت: عقل نهادینه در تمامی افراد بشر یکسان است و تفاوت انسان ها در عقل ادراکی یا عقل معرفتی آنها می باشد. آگاهی و معرفت والای پیامبر اکرم(ص) بود که رفتار و کردار ایشان را بهتر و بالاتر از سایرین قرار می داد، به گونه ای که دنیای غرب نیز بر تعالی و شکوه رفتار پیامبر اکرم(ص) صحه می گذارد و از خود می‌پرسد چگونه مردی بادیه نشین که به سبب ندانستن خواندن و نوشتن از آگاهی و معرفت خالی بود، چنین رفتار بی عیب و نقصی را از خود به نمایش گذاشت؟

دکتر خالد عرداولی مدیر مرکز فرات (مرکز تحقیقات توسعه و استراتژی) با بیان این مطلب که مطالعه تاریخ نشان می دهد رذیلت و پستی اخلاق مقدمه‌ای است بر عقب ماندگی جامعه از قافله پیشرفت و تمدن، گفت: پیامبر اکرم(ص) با اخلاق خود توانست بیشترین تأثیر و عمیق‌ترین دگرگونی را در میان قبایل بادیه‌نشین‌ حجاز داشته باشد. پس همان‌گونه که سقوط یک امت را رذیلت‌های اخلاقی رقم می‌زند، تقدم و پیشرفت آن امت نیز بر پایه‌های اخلاق نهاده شده است.

وی در ادامه افزود: در حال حاضر سقوط اخلاقی مسلمانان باعث شده که سایر کشورها بر آنها پیشی گیرند. از این رو در مقایسه بین جامعه اسلامی و دیگر جوامع می بینیم که جوامع غیر مسلمان علی رغم عدم تفوق در اصول اعتقادی، دروغ نمی‌گویند، در کار خود جدی هستند، به راستی دنبال علم و معرفتند، به دقت عمل می‌کنند، بسیار منظم هستند و طبق اصل شورا و مشورت تصمیم گیری می‌کنند. بنابراین برتری آنها بر ما در بُعد اخلاقی مشهود و روشن است.

یکی دیگر از مهمانان مؤسسه مدیر مرکز آینده (مرکز تحقیقات استراتژیک) عرفان صالحی بود. وی در آغاز سخن گفت: به نظر می‌آید که موضوع اخلاق سرچشمه آسمانی داشته باشد. اگر شما اسماء حسنای الهی را به‌طور سریع از نظر بگذرانید می بینید که همه آنها از یک نوع صفات اخلاقی سخن می‌گویند.

وی افزود: مسأله اینجاست که مشکلات و فشارهای زندگی باعث شده اخلاق بیش از گذشته نادیده گرفته شود. بحرانی که امروزه شاهد آن هستیم در واقع بحرانی اخلاقی است بسیاری از کشورهای اسلامی از نظر مادیات و بودجه دچار بحران نیستند بلکه این بی‌اخلاقی است که فساد و کشتار و چپاولگری‌ها را در کشورهای اسلامی به وجود آورده است.

سپس حجت‌السلام و المسلمین شیخ مرتضی معاش رئیس مؤسسه فرهنگی رسانه‌ای نبأ به ایراد سخن پرداخت و گفت: برخی از نظام های مدیریتی و حکومتداری بر مدار این نظریه قرار گرفته است که هدف وسیله را توجیه می‌کند و براساس این نظریه تمامی ارزش‌های اخلاقی و انسانی توسط متولیان امر زیرپا گذاشته می شود. بی شک این مفهوم ماکیاولیستی اگر به‌عنوان اصل اساسی مدیریت قرار گیرد بحران زا خواهد بود. در حالی که عقل نبوی بر پایه‌ اصول انسان دوستانه و اخلاق مدار بنا شده است و این چیزی است که آیه کریمه به آن اشاره دارد: «ای کسانی که ایمان آوردید تقوای الهی پیشه کنید و با راستگویان باشید» یک جامعه سالم بر پایه اعتماد، صداقت و تعامل دوستانه استوار است اما اگر این ریسمان پاره شود و بی اخلاقی رواج یابد جامعه دچار سقوط خواهد شد و بحران‌هایی که در بعضی از کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم رخ خواهد داد.

در پایان حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ مازن تمیمی به عنوان آخرین سخن چنین گفت: گرچه پرسش‌ها و راهکارها مشخص است ولی باید دانست که تمام این راه‌حل‌ها به موفقیت نمی‌انجامد. در دنیای غرب چیزی به‌عنوان عجله و شتابزدگی وجود ندارد، هر موضوعی به صورت دقیق تحلیل و بررسی می‌شود و صبر و شکیبایی در این امور اهمیت فراوانی دارد، نتایج حاصله و راه‌حل های به‌دست آمده به مرحله اجرا گذاشته می شود و از دو نظر مورد بررسی قرار می‌گیرد: نخست ارزیابی آن راه‌حل بعد از اجرایی شدن و دوم تصحیح نقص های یافت شده در راه حل در مرحله آزمایش. بعد از طی همه این مراحل است که راهکار ارائه شده مورد استفاده قرار می گیرد حال آنکه در کشورهای ما اینگونه نیست.

وی خاطر نشان کرد: اگر در جامعه انسجام و هماهنگی اخلاقی وجود نداشته باشد تمدن و پیشرفت نیز رشدی قهقرایی خواهد داشت. لذا این سؤال مطرح است که چگونه پیامبر اکرم با وجود اختلافات اخلاقی موجود در جامعه زمان خود، توانست امت اسلامی را به قله‌های سعادت و موفقیت برساند؟ پاسخ آن است که ابزار مورد استفاده حضرت، در حقیقت همان برنامه معرفت اکتسابی بود که ایشان در امتداد رسالت خود بر آن اصرار داشت و به مسلمانان سفارش می کرد تا با کسب معرفت و آگاهی، خود را با دیگران هماهنگ سازند.

وی در پایان خاطر نشان ساخت: هر انسان خردمندی، با اخلاق نیز هست؛ گرچه شاید نتوان به کلیت این اصل اعتقاد پیدا کرد ولی به باور من انسان عاقل از رفتارهای ناپسند و زشت دوری خواهد کرد.

نویسنده: عصام حاکم 
مترجم: محمد منوری