امام علی(ع) و پاسداشت حق آزادی مردم در انتقاد و اعتراض

twitter sharefacebook share۱۳۹۸ آبان ۲۳ - 2019-11-14

از حقوق اساسی مردمان در عرصه سیاسی این است که بتوانند آزادانه در امور نظر دهند، انتقاد کنند، اعتراض نمایند و دادخواهی کنند؛ و بدین کارها تهدید نشوند، تحدید نگردند، حرمت و حیثیتشان آسیب نبیند و گرفتار پیامدهای منفی بدین سبب نشوند.

امیرمؤمنان علی(ع) مردمان را چنان صاحب حق می دید و آن قدر پاسداشت حقوقشان نزد او محترم بود که فضای نظر دادن، انتقاد کردن، اعتراض نمودن و دادخواهی کردن را به طور کامل باز نگه داشت و اجازه نداد با هیچ توجیهی این فضا سد گردد و بسته شود؛ بلکه آن حضرت با تأکید و به اصرار از مردمان می خواست که آزادانه در امور نظر دهند، انتقاد کنند، اعتراض نمایند و دادخواهی کنند. چنانکه در خطبه 216 نهج البلاغه به مردمان چنین آموخته است: «آن سان که با زورگویان و سرکشان سخن می گویند با من سخن مگویید و آن محافظه کاری ها را که با تیزخویان و مستبدان روا می دارند با من روا مدارید و با من به طور تصنعی و با سازشکاری آمیزش مکنید و مبادا گمان کنید که شنیدن حق بر من سنگین است و تصور نکنید که من خواهان آنم که مرا بزرگ انگارید؛ زیرا هرکس که شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او سنگین بود، عمل به حق و عدالت بر وی سنگین تر بود. پس از گفتن حق یا مشورت به عدالت و عدالت خواهی، خودداری مکنید؛ زیرا من خود را بالاتر از آن نمی دانم که خطا نکنم و خود را ایمن از خطا نمی دانم، مگر اینکه خداوند مرا در کار نفس کفایت کند که او از من بدان توانمندتر است و جز این نیست که من و شما فقط بندگان و مملوکان پروردگاری هستیم که جز او پروردگاری نیست».

امام(ع) مردمان را اگاه می سازد که در جامعه ای که نتوان به راحتی و بی نگرانی نظر داد، انتقاد کرد، اعتراض نمود و دادخواهی کرد، حق و عدالتی برپا نمی شود و لازمه گام زدن در مسیر حق و برپا داشتن عدالت، این است که فضای سیاسی اینگونه باز باشد و مردمان این چنین حقوقشان و آزادی شان پاس داشته شود. امام(ع) تأکید می کند که هیچ زمامداری را در جایگاه ربوبی ننشانید و او را مالک خود ندانید و خود نیز در چنین جایگاهی منشینید که هیچکس مالک دیگری و ربّ او نیست که اگر چنین تصوری پیدا شود، آدمیان خود را صاحب اختیار یکدیگر می گیرند و اجازه تصرف در حریم یکدیگر را می یابند که این مختص خدایی است که مالک همه چیز و ربّ جهانیان است. بنابراین امیرمؤمنان علی(ع) می آموزد که چون ما مالک یکدیگر نیستیم، اجازه داریم با حفظ حرمت ها و کرامت ها، درباره هم نظر دهیم، انتقاد کنیم، به ناروایی ها اعتراض نماییم و دادخواهی کنیم.

امام علی(ع) این امور را در هر شرایطی پاس داشت و هیچ گاه راه آن را مسدود نساخت. در هنگامه آشوب جمل در مسیر خود به سوی بصره، نامه ای به مردم کوفه نوشت تا آنان را از آشوب پیش آمده آگاه سازد و به یاری خویش بخواند؛ در این نامه چنان مردمان را تکریم نموده که به هیچ روی به آنان فرمان نداده و خود را مطلق معرفی ننموده، بلکه از آنان خواسته است تا در این ماجرا تأمل و بررسی کنند و هرکه را حق یافتند به یاری اش برخیزند و آن را که متجاوز و ستمگر یافتند، بازش دارند: «پس من درحالی از این جایگاه خود بیرون آمده ام که یا ستمگرم یا ستمدیده، یا از فرمان حق گردن کشیده ام یا کسی هستم که از فرمان او سرپیچی کرده اند، من خدای را به یاد کسی می اندازم که نامه ام به او برسد و برای اینکه به سوی من گسیل شود (در کار من) بنگرد که اگر نیکوکار هستم مرا یاری دهد و اگر بدکار می باشم از من بخواهد تا به حق بازگردم و خشنودی خدا را بدست آورم» نامه 57

امام علی(ع) چنان مردمان را در انتخاب راه سیاسی خود محترم و با کرامت می شمارد که به هیچ روی مسیر انتخابی خود را به آنان تحمیل نمی کند و خود را نیز مطلق نمی انگارد؛ بلکه از آنان می خواهد که درباره آن چه پیش آمده بررسی کنند و حق را برگزینند و آن را که ستم پیشه کرده و تجاوز نموده به جای خود نشانند و ستمدیده و مورد تجاوز واقع شده را یاری نمایند.

سیره امیرمؤمنان علی(ع) چنین بود که انسان ها میدان یابند تا به راحتی و بی دغدغه درباره اقدامات و رفتار سیاسی زمامداران سخن گویند، نظر دهند، انتقاد کنند، اعتراض نمایند و دادخواهی کنند و اصرار داشت که زمینه های لازم برای چنین رخداد مبارکی فراهم شود. آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر چنین فرموده است: «و بخشی از وقت خود را خاص کسانی قرار ده که به تو نیاز دارند و خود را برای کار آنان فارغ دار و در مجلسی همگانی برایشان بنشین و پاسداران و یاران خود از محافظان و نگهبانان ویژه ات را از انان برکنار دار، تا گوینده آنان بی آنکه زبانش بگیرد و در سخن ماند، با تو سخن گوید که من بارها از پیامبر خدا(ص) شنیدم که می فرمود: (هرگز امتی را پاک از گناه نخوانند که در آن امت بی انکه بترسند و در گفتار درمانند حق ناتوان را از توانا نستانند) و درشتی کردن و درست سخن نگفتن آنان را بر خود هموار کن و تنگ خویی و خودبزرگ بینی را از خود بران تا خدا بدین کار، رحمت خود را بر روی تو بگستراند و پاداش فرمانبرداری از خود را برایت واجب گرداند»

بنابراین تا زمینه لازم برای نظر دادن انتقاد کردن، اعتراض نمودن و دادخواهی کردن بی دغدغه در جامعه ای فراهم نگردد، جامعه رو به سلامت و رشد نمی رود و با تحقق چنین زمینه ای است که درهای رحمت الهی بر مردمان گشوده می شود و از هر سو امکان تعالی برای آنان فراهم می گردد

*برگرفته از کتاب رخساره خورشید؛ نوشته دکتر مصطفی دلشاد تهرانی