خيرخواهىِ مسلمان

258 ۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۹ - 2019/05/19

برخى از مردم پيوسته براى خود و مردم و بلكه براى همه آفرينش، نيكى و والايى مى خواهند و در همين مسير مى پويند يا خاموشى مى گزينند، خشم مى گيرند يا خشنود مى شوند، كار مى كنند و به كمال مى گرايند.

چنين شخصى از برترين مردمان است، زيرا او همچنان به اصلاح طلبى مى پردازد تا جايى كه در آبادانىِ زمين و راهنمايى مردم و پوشاندن نارساييها بهره اى فراوان را به خود اختصاص مى دهد، و بدين ترتيب به شرافت دنيا و سعادت آخرت دست مى يابد. مردم او را دوست دارند و دور و نزديك، او را مى ستايند. اگر در طول تاريخ به هر يك از بزرگان و مصلحان بنگريد نخستين امتياز او را همين سرشت و طبيعت والا مى يابيد.

اسلام، دينى است كه هر خيرى را دوست دارد و به هر فضيلتى فرا مى خوانَد و تأكيد دارد كه يك مسلمان چنين باشد و به اين زيور والاى انسانى آراستگى يابد. اين ويژگىِ والا خيرخواهى خوانده مى شود.

امام باقر(عليه السلام) فرمود كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «لينصح الرجل منكم أخاه كنصيحته لنفسه; هركه از شما براى برادرش چنان خيرخواهى كند، كه براى خويش مى خواهد».

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «قال رسول الله(صلى الله عليه وآله) إنّ أعظم الناس منزلة عند الله يوم القيامة أمشاهم في أرضه بالنصيحة لخلقه; پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: در روز رستخيز كسى نزد خدا جايگاهى والاتر دارد كه بيش از همه در راه خيرخواهى مردم گام برداشته باشد».

«يجب للمؤمن على المؤمن أن يناصحه; مؤمن بايد خير مؤمن را بخواهد».

«يجب للمؤمن على المؤمن النصيحة له في المشهد و المغيب; مؤمن بايد در حضور و غياب، خيرخواه مؤمن باشد».

«عليك بالنصح لله في خلقه فلن تلقاه بعمل أفضل منه; بر توست كه براى خدا خير آفريده هاى او را بخواهى و كارى برتر از اين نخواهى يافت».

چرا آدمى نبايد خير برادرش را بخواهد؟ چرا بايد با زبان يا فكر نسبت بدو بخل ورزد؟ فايده چنين بخلى چيست؟

اگر كسى خير ديگرى را بخواهد آن فرد از او سپاس خواهد گزارْد و او نيز به سهم خود، خير اين خيرخواه را خواهد خواست. چنين كسى آن قدر خيرخواهى خواهد كرد كه به نيكى و استوارىِ انديشه شناخته خواهد شد و بدين ترتيب مردم او را دوست مى دارند و در پرتو انديشه و تدبير او زندگى خواهند كرد، آيا سيادتى بالاتر از اين!

گاهى نيز آدمى از سر حسادت يا بخل يا كينه توزى، خير كسى را نمى خواهد. آيا نخواستن خير ديگران سودى براى او در پى دارد؟ چنين كسى در كنار ويژگيهاى پليد خود، ويژگىِ پليد ديگرى را نيز خواهد افزود، جامعه نيز او را به كنار خواهد زد و براى انديشه او وزنى قايل نخواهد شد، آيا اين بهتر است يا آن؟

اسلام، بسيار نهى كرده است كه كسى در مقام خيرخواهى، خيانت در پيش گيرد، زيرا اين سرشت كه از صفات نكوهيده شمرده مى شود موجب مى گردد كه مردم به سختى افتند و از راه به كژ راهه درآيند، پس چه ويژگىِ پليدى است چنين سرشتى و چه رذيلت بيهوده و احمقانه اى است.

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «قال رسول الله(عليه السلام) من سعى في حاجة لأخيه، فلم ينصحه فقد خان الله و رسوله; پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: كسى كه در برآوردن نياز برادر مسلمانش بكوشد ولى خير او را نخواهد به خدا و رسول خيانت كرده است».

«من مشى في حاجة أخيه، ثمّ لم يناصحه فيها كان كمن خان الله و رسوله و كان الله خصمه; هركه در راه برآوردن نياز برادرش گام بردارد ولى در اين نياز خير او را نخواهد همچون كسى است كه به خدا و پيامبر او خيانت ورزيده باشد و خدا دشمن او خواهد بود».

اسلام غيبت را ـ كه همان خوردن گوشت مردگان است ـ تنها در مورد خيرخواهى و نصيحت مجاز مى داند و بايد خيرخواه كسى باشيم كه با ما رايزنى مى كند زيرا آشكار كردن كار خلاف شخصى كه درباره اش مشورت خواهى مى شود در نظر اسلام بهتر از آن است كه بى گناهى در تنگنا قرار داده شود.

بيشتر موارد، خيرخواهى زاييده دوست داشتن خير مردم است كه به سهم خود تنها در دلهايى جاى مى گيرد كه از حسادت و غلّ و غش تهى است.

روايت شده است كه: «پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به يكى از انصار گواهى داد كه او اهل بهشت است، پس چون ديگران موضوع را كاويدند ديدند كه علّت گواهى پيامبر(صلى الله عليه وآله) به اين باز مى گردد كه آن مرد با هيچ كس تقلّب نكرده و اگر خيرى به يكى از مسلمانان رسيده بر او حسد نورزيده است».

نيز روايت شده: «چون موسى كليم الله(عليه السلام) به درگاه يزدان رفت در پرتو عرش الهى مردى را ديد كه به جايگاه او رشك ورزيد و با خود گفت: اين مردى است كه نزد خدا بسى كريم است، پس از خدا خواست تا نام او را بدو گويد، ولى خدا نام او را بدو نگفت و بدو پاسخ داد: كار او را به تو مى گويم. او هيچ گاه بر نعمت من به مردم حسد نورزيد و عاقّ پدر و مادر نگشت و براى سخن چينى گام بر نداشت».

اسلام، پاكىِ دل از رذالتِ حسد را مى ستايد چنانكه خيردوستى و محبت به نيكوكاران و صالحان را نيز مى ستايد.

به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) عرض شد: مردى است كه قومى را دوست دارد ولى هنوز بديشان نرسيده است. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «المرء مع من أحبّ; آدمى همراه كسى است كه آن را دوست دارد».

مردى در خدمت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پس از آن كه از رستاخيز سخن به ميان آمد عرض كرد: من نماز و روزه و صدقه بسيارى فراهم نكرده ام ولى خدا و رسول او را دوست دارم. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «أنت مع من أحببت; تو همراه كسى هستى كه او را دوست دارى».

به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) عرض شد: مردى نمازگزاران را دوست دارد ولى نماز نمى گزارَد و روزه گيران را دوست دارد ولى روزه نمى گيرد و... پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «هو مع من أحبّ; او با كسى خواهد بود كه او را دوست دارد».

منطق نيز اين احاديث را تأييد مى كند، زيرا اگر كسى فردى را دوست داشت اين عشق او را به كارهاى آن فرد نزديك مى كند تا آنجا كه كارهايى همانند او به جاى آورَد خواه خير باشد يا شر، و از همين جاست كه اسلام واجب گردانيده اوليا را دوست بداريم و دشمنان خدا را دشمن بپنداريم، زيرا كسى كه شخصى را دوست داشته باشد در رفتار و گفتار بدو تشبّه مى جويد و اگر كسى را دشمن بدارد از كار او كناره مى گيرد. و اين هر دو موجب رشد جامعه و اصلاح تباهيها و تقويت پيوند اشخاص با يكديگر مى گردد.

*برگرفته از کتاب ارزش ها در نگاه اسلام؛ نوشته آیت الله سید محمد شیرازی

نظر شما
تغییر رمز