twitter share facebook share ۱۴۰۴ بهمن ۱۵ 50
مفهوم «انتظار» پروژه‌ای برای ساختن یک نظام کامل اخلاقی و رفتاری است که هدف آن پرورش شخصیتی مهدوی می باشد. این مفهوم نشان می‌دهد چگونه انسان می‌تواند خود را در برابر آلودگی‌های اخلاقی و مادی مصون سازد تا مؤمن، آیینهٔ واقعی اخلاق امام خود گردد.

این نوشتار، انتظار را به عنوان طهارت معنوی و الگوگیری رفتاری از رهبری معصوم معرفی می‌کند و آن را فراتر از ادعای صرفاً احساسی می‌داند. سخن دربارهٔ شناخت نظری اهمیت و حقیقت انتظار بسیار گفته شده است؛ اما اکنون نیاز شدیدی به شناخت عملی و کاربردی این مسئله وجود دارد و آن همان «اخلاق منتظران» است.

جوهرهٔ این اخلاق، پیروی واقعی از رهبر یا امام است؛ زیرا باید میان صفات، رفتار و شخصیت پیرو و پیشوا هماهنگی و همسانی وجود داشته باشد تا حرکت و مسیر هدایت موفق و پایدار بماند.

بنابراین کسانی که در انتظار امام حجت (عجل الله فرجه) هستند، باید به طور جدی روی خود کار کنند، اخلاق و صفات خود را اصلاح نمایند و با آگاهی کامل، اخلاق منتظران را در زندگی خود پیاده سازند.

الگوی نیکو و آراسته شدن به اخلاق معصومان

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا؛ بی‌تردید برای شما در (روش و سیرهٔ) پیامبر خدا الگوی نیکویی است، برای کسی که به خدا و روز قیامت امید دارد و خدا را بسیار یاد می‌کند.» (احزاب، ۲۱)

با تأمل در این آیه درمی‌یابیم که «اُسوه» به حالتی گفته می‌شود که انسان هنگام پیروی از دیگری به آن آراسته می‌شود؛ خواه آن فرد رهبر باشد یا امام یا هر شخص دیگری. در این آیه، الگو به صفت «نیکو» توصیف شده است تا روشن شود که همان‌گونه که الگوی نیک وجود دارد، الگوی بد نیز وجود دارد.

بنابراین اگر انسان بخواهد در مسیر زندگی صالح باشد و از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت معصوم او پیروی کند، باید پیروی واقعی داشته باشد. این پیروی از طریق آراسته شدن به اخلاق پیامبر، اهل بیت (علیهم السلام) و اخلاق امام مهدی (عجل الله فرجه) تحقق می‌یابد.

شرایط الگوگیری در عصر انتظار

امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) دربارهٔ ضرورت پیروی می‌فرمایند: «فَتَأَسَّى مُتَأَسٍّ بِنَبِيِّهِ وَاقْتَصَّ أَثَرَهُ وَوَلَجَ مَوْلِجَهُ وَإِلَّا فَلَا يَأْمَنِ الْهَلَكَةَ؛ پس هر کس می‌خواهد پیرو باشد، باید از پیامبرش پیروی کند، راه او را دنبال نماید و در مسیر او گام بردارد؛ وگرنه از هلاکت در امان نخواهد بود.»

این سخن بیانگر آن است که هرکس خواهان نجات و عبور از خطر سقوط و نابودی است، باید پیامبر خدا را در گفتار و رفتار، الگوی خود قرار دهد.

امام زین‌العابدین (علیه السلام) نیز دربارهٔ خطر دوگانگی میان گفتار و عمل می‌فرمایند: «إن أبغض الناس إلى الله من يقتدي بسنة إمام ولا يقتدي بأعماله؛ منفورترین مردم نزد خدا کسی است که در گفتار از روش امام پیروی کند اما در عمل از رفتار او پیروی نکند.»

این سخن نشان می‌دهد که صرف ادعای زبانی محبت اهل بیت کافی نیست؛ پیروی واقعی در عمل نمود پیدا می‌کند. بنابراین کسی که صادقانه قصد پیروی از امام مهدی (عجل الله فرجه) را دارد، باید اخلاق، روش و سفارش‌های او را در زندگی خود اجرا نماید.

امام علی (علیه السلام) نیز راه ارتباط با امام را چنین ترسیم می‌کنند: «أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَيَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِهِ... أَلَا وَإِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَلَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَاجْتِهَادٍ وَعِفَّةٍ وَسَدَادٍ؛ آگاه باشید هر پیروی، پیشوایی دارد که از او پیروی می‌کند و از نور دانش او روشنایی می‌گیرد… شما توان آن سطح از زندگی زاهدانه را ندارید، اما مرا با پرهیزکاری، تلاش، پاکدامنی و درستکاری یاری کنید.»

توصیه‌های امام حسن عسکری (ع)؛ منشور اخلاقی عصر غیبت

امام حسن عسکری (علیه السلام) نقش مهمی در آماده‌سازی جامعه برای عصر غیبت داشتند و بسیاری از سخنان ایشان دربارهٔ آمادگی برای دوران انتظار است. از جمله مهم‌ترین توصیه‌های ایشان دربارهٔ ویژگی‌های شیعه در زمان غیبت چنین است: «فإن الرجل منكم إذا ورع في دينه، وصدق في حديثه، وأدى الأمانة، وحسن خلقه مع الناس، قيل: هذا شيعي فيسرني ذلك. اتقوا الله وكونوا زينا ولا تكونوا شينا، جروا إلينا كل مودة، وادفعوا عنا كل قبيح؛ اگر یکی از شما در دین خود پارسا باشد، راستگو باشد، امانت‌دار باشد و با مردم خوش‌اخلاق رفتار کند، گفته می‌شود این فرد شیعه است و این مرا شاد می‌کند. از خدا بترسید و زینت ما باشید نه مایهٔ ننگ ما؛ محبت مردم را به سوی ما جلب کنید و هر زشتی را از ما دور سازید.»

این سخن نشان می‌دهد که منتظر واقعی باید موجب شادی امامان اهل بیت شود و این امر از طریق تقوا، امانت‌داری و خوش‌اخلاقی تحقق می‌یابد. چنین فردی با رفتار خود باعث می‌شود مردم با احترام و عظمت به اهل بیت نگاه کنند و این اساس اخلاق منتظران است.

امام صادق (علیه السلام) نیز می‌فرمایند: «كونوا دعاة للناس بغير ألسنتكم، ليروا منكم الورع والاجتهاد والصلاة والخير، فإن ذلك داعية؛ مردم را بدون زبان (و تنها با رفتار خود) دعوت کنید؛ تا از شما تقوا، تلاش، نماز و نیکی ببینند، زیرا این‌ها بهترین دعوت است.»

نقش رسانهٔ نوین در گسترش معرفت مهدوی

استفاده از رسانه‌های نوین برای انتشار شناخت صحیح دربارهٔ امام مهدی (عجل الله فرجه) نقش بسیار مهمی در شکل‌دهی رفتار منتظران در عصر غیبت دارد. رسانه تنها ابزار تبلیغ یا انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه در اصل حامل پیام و معرفت است و هدف آن هدایت و نجات انسان است.

بنابراین پیام رسانه‌ای باید دقیق، عمیق و تحلیلی باشد. مسئلهٔ امام مهدی موضوعی سطحی یا مناسبتی نیست که فقط در نیمهٔ شعبان مطرح شود، بلکه مسئله‌ای سرنوشت‌ساز و دائمی است و نظام زندگی انسان به وجود امام وابسته است.

در حدیثی این حقیقت چنین بیان شده است: «... كيف ينتفع الناس بالحجة الغائب المستور؟ قال عليه السلام: كما ينتفعون بالشمس إذا سترها السحاب؛ پرسیده شد مردم چگونه از امام غایب بهره می‌برند؟ فرمود: همان‌گونه که از خورشید بهره می‌برند هنگامی که ابر آن را پوشانده باشد.»

این تشبیه دارای مفاهیم عمیق بسیاری است و نشان می‌دهد وجود امام—حتی در دوران غیبت—دارای آثار حیاتی است و رسانه‌ها باید این حقیقت را روشن سازند.

از مهم‌ترین موضوعاتی که رسانه‌ها باید بر آن تمرکز کنند، مسئلهٔ اخلاق منتظران و به‌ویژه طهارت معنوی است. رسانه به‌طور مستقیم در شکل‌دهی شخصیت انسان نقش دارد و دو رکن اساسی در ساخت شخصیت مهدوی وجود دارد:

1. طهارت معنوی

2. استغفار واقعی که مکمل آن است

امروزه نیاز به طهارت معنوی بسیار شدید است؛ زیرا جهان با انواع آلودگی‌ها روبه‌روست: فساد اخلاقی، فساد مالی و سیاسی، فریب، دروغ و حتی رسانه‌های آلوده که زشتی، ابتذال و انحطاط را ترویج می‌کنند. بنابراین انسان در چنین محیطی آلوده می‌شود و نیاز به پاکسازی درونی دارد.

طهارت معنوی یعنی پرورش انسانی پایبند اصول و درستکار، در مقابل انسان فرصت‌طلب؛ کسی که خطاهای خود را توجیه می‌کند و فساد و خیانت را عادی جلوه می‌دهد. چنین انسانی در حقیقت عامل تخریب جامعه است.

خطر فرصت‌طلبی

جامعه‌ای که فرصت‌طلبی در آن گسترش یابد، جامعه‌ای ویران است. ما امروز با بحران‌های بزرگ اجتماعی روبه‌رو هستیم که ریشهٔ بسیاری از آن‌ها در فساد و فرصت‌طلبی است. بنابراین لازم است برای تحقق طهارت معنوی تلاش جدی صورت گیرد.

برای روشن شدن موضوع، تصور کنید فردی از سر تا پا آلوده به نجاست و آلودگی باشد؛ طبیعی است که هم خودش و هم دیگران از او بیزار می‌شوند. حال اگر این آلودگی در روح و قلب انسان باشد چه؟ مشکل امروز این است که انسان آلودهٔ درونی نه از خود بیزار است و نه جامعه از او دوری می‌کند.

گناه و فساد در حقیقت نوعی آلودگی روحی است که حقیقت انسان را آلوده می‌کند.

بنابراین انسان باید خود را پاک سازد تا شایستگی ارتباط با امام مهدی را داشته باشد. این پاکی با دوری از مال حرام، بازگرداندن حقوق مردم، پرهیز از آزار دیگران و سوءاستفاده نکردن از قدرت تحقق می‌یابد.

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «طهروا أنفسكم من دنس الشهوات تدركوا رفيع الدرجات؛ خود را از آلودگی شهوت‌ها پاک کنید تا به درجات بلند دست یابید.»

این سخن نشان می‌دهد که رشد معنوی در عصر غیبت از راه پاکسازی درونی حاصل می‌شود.

بر همین اساس، رسانهٔ سالم رسانه‌ای است که سازنده باشد نه تخریب‌کننده. متأسفانه برخی رسانه‌ها تنها به دنبال جلب توجه و ایجاد هیاهو برای کسب مخاطب هستند و به شعار «هدف وسیله را توجیه می‌کند» عمل می‌کنند.

چنین رویکردی در حقیقت ویرانگر است؛ زیرا بر غرایز و تمایلات سطحی مردم تکیه دارد و از رسالت اخلاقی و الهی رسانه فاصله می‌گیرد. در حالی که فعالان عرصه رسانه‌ خود الگوی نیک باشند و واقعاً از پیامبر و امامان پیروی کنند.

پاک شدن از طمع و بی‌نیازی درونی

در چارچوب طهارت معنوی، مسئله پاک شدن از طمع و حرص مطرح می‌شود؛ موضوعی که یکی از ارکان اصلی اخلاق انتظار است و نقش بسیار مهمی در ساختن شخصیت انسانِ منتظر دارد.

مهم‌ترین عنصر در این ساختن، غنای قلب است. اما این بی‌نیازی از کجا حاصل می‌شود؟ انسانی که مال فراوان دارد اما هرگز سیر نمی‌شود، در حقیقت در درون خود فقیر است؛ زیرا قلب او از بی‌نیازی واقعی تهی است.

در احادیث اسلامی تأکید شده است که ثروت واقعی، ثروت روح و نفس انسان است. ممکن است فردی از نظر مالی فقیر باشد، اما از نظر روحی غنی و سربلند باشد؛ و برعکس، ممکن است کسی مال فراوان داشته باشد اما از نظر روحی فقیر باشد.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) می‌فرمایند: «ليس الغنى عن كثرة العرض، ولكن الغنى غنى النفس؛ ثروتمندی به زیاد بودن دارایی نیست، بلکه ثروت واقعی، بی‌نیازی روح است.»

امام علی (عليه السلام) نیز می‌فرمایند: «خير الغنى غنى النفس؛ بهترین ثروت، بی‌نیازی روح است.»

و همچنین می‌فرمایند: «شَرُّ الْفَقْرِ فَقْرُ النَّفْسِ؛ بدترین فقر، فقر روحی و درونی است.»

این نگاه به مفهوم ثروت و فقر، که در سخنان معصومان (علیهم السلام) آمده، باید به‌صورت مستمر در جامعه و رسانه‌ها تبیین و نهادینه شود.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمودند: «أبشركم بالمهدي يبعث في أمتي على اختلاف من الناس وزلازل يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما يرضى عنه ساكن السماء وساكن الأرض يقسم المال صحاحا،

فقال رجل: ما صحاحا؟ قال: بالسوية بين الناس، ويملا الله قلوب أمة محمد صلى الله عليه وآله غنا ويسعهم عدله حتى يأمر مناديا ينادي يقول: من له في المال حاجة؟ فما يقوم من الناس إلا رجل واحد فيقول: أنا. فيقول: ائت السدان يعني الخازن فقل له: إن المهدي يأمرك أن تعطيني مالا فيقول له: احث، حتى إذا جعله في حجره وأبرزه ندم فيقول: كنت أجشع أمة محمد نفسا أعجز عما وسعهم فيرده ولا يقبل منه فيقال له: إنا لا نأخذ شيئا أعطينا؛»

«به شما بشارت می‌دهم به ظهور مهدی که در میان امت من، در زمانی که اختلاف‌ها و آشوب‌ها پدید آمده، برانگیخته می‌شود. او زمین را از عدالت و داد پر می‌کند، همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده بود. ساکنان آسمان و زمین از او خشنود خواهند شد. او اموال را به‌طور عادلانه تقسیم می‌کند.

مردی پرسید: تقسیم عادلانه یعنی چه؟ فرمود: یعنی میان مردم به‌طور برابر تقسیم می‌کند. خداوند دل‌های امت محمد را سرشار از بی‌نیازی می‌کند و عدالت او همه را فرا می‌گیرد، تا جایی که منادی ندا می‌دهد: چه کسی نیاز مالی دارد؟ هیچ‌کس جز یک نفر برنمی‌خیزد و می‌گوید من نیاز دارم. به او گفته می‌شود نزد خزانه‌دار برو و بگو مهدی دستور داده به من مال بدهی. خزانه‌دار به او می‌گوید بردار. هنگامی که مال را می‌گیرد و بیرون می‌آورد، پشیمان می‌شود و می‌گوید: من حریص‌ترین فرد امت محمد بودم، آیا از همه ناتوان‌ترم که به اندازه دیگران بی‌نیاز نشدم؟ پس مال را بازمی‌گرداند، اما از او پذیرفته نمی‌شود و گفته می‌شود: ما چیزی را که داده‌ایم پس نمی‌گیریم.»

این روایت نشان می‌دهد که در آن زمان دل‌های مردم سرشار از بی‌نیازی خواهد شد. این همان حقیقتی است که دوران انتظار باید زمینه‌ساز آن باشد؛ زمانی که انسان‌ها با این ارزش‌ها تربیت شوند و روح آنان از وابستگی‌های مادی پاک گردد.

مسئولیت همگانی در ترویج فرهنگ مهدوی

ممکن است این پرسش مطرح شود که چه کسی مسئول نشر پیام اهل‌بیت و معارف مربوط به امام مهدی است؟ آیا فقط نهادهای دینی یا روحانیان مسئول هستند؟

پاسخ روشن است: همه مسئول هستند. هر کسی که به پیام آسمانی و تعالیم پیامبران و امامان ایمان دارد، وظیفه دارد در نشر این معارف سهیم باشد. این پروژه صرفاً مجموعه‌ای از مراسم یا رفتارهای ظاهری نیست، بلکه یک پروژه عظیم معرفتی است که باید ابعاد آن به‌طور جدی تبیین شود.

رسانه‌ها در این میان وظیفه بزرگی دارند؛ از جمله توضیح مفاهیمی مانند: معنای ظهور امام، حقیقت غیبت و فلسفه غیبت

امروزه جامعه در عصر غیبت با فتنه‌ها و اختلاف‌های گسترده روبه‌رو است. این وضعیت در حقیقت آزمونی برای انسان‌هاست.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) خطاب به امام علی (عليه السلام) فرمودند: «إن الله قد كتب عليك جهاد المفتونين كما كتب علي جهاد المشركين... بمنزلة فتنة يعمهون فيها إلى أن يدركهم العدل... بل منا، بنا فتح وبنا يختم، وبنا ألف الله بين القلوب بعد الشرك، وبنا يؤلف بين القلوب بعد الفتنة؛ خداوند جهاد با گمراهانِ گرفتار فتنه را بر تو واجب کرده است، همان‌گونه که جهاد با مشرکان را بر من واجب کرد... آنان در فتنه‌ای سرگردان می‌شوند تا عدالت به آنان برسد... این عدالت به دست ما تحقق می‌یابد؛ آغاز و پایان هدایت به دست ماست و خداوند به وسیله ما دل‌ها را پس از شرک و فتنه به هم نزدیک می‌کند.»

این روایت نشان می‌دهد که عصر حاضر، عصر آزمایش و اختلاف‌هاست و رسانه‌ها وظیفه دارند حقیقت را روشن کنند و مردم را از گمراهی نجات دهند.

مسئولیت مخاطبان و نقش آگاهی

آگاهی‌بخشی ضروری است، اما باید توجه داشت که اثرگذاری هر پیام نیازمند پذیرش مخاطب است. بنابراین مردم نیز مسئول‌اند که از منابع ناسالم فاصله بگیرند و به سوی ارزش‌های اخلاقی حرکت کنند.

اگر رسانه‌ها تغییر کنند، سلیقه مردم نیز تغییر می‌کند و اگر مردم تغییر کنند، رسانه‌ها نیز تغییر خواهند کرد. بنابراین مسئولیت در این زمینه متقابل است.

انسانی که به‌طور مداوم در معرض اطلاعات ناسالم قرار می‌گیرد، روح و روان خود را آلوده می‌کند. چنین آلودگی‌هایی می‌تواند موجب افسردگی و اضطراب شود.

مشاهده مداوم فیلم‌ها و برنامه‌هایی که محتوای تاریک و ناامیدکننده دارند، اغلب باعث ایجاد احساس پوچی و ناامیدی در انسان می‌شود.

ارزش‌های اهل‌بیت چراغ هدایت انسان هستند. کسی که از نور هدایت امام پیروی کند، قلبش سرشار از نور و امید می‌شود. اما کسی که از این نور دور شود، در تاریکی و پوچی گرفتار خواهد شد.

رسانه می‌تواند نقش سازنده یا مخرب داشته باشد. متأسفانه بسیاری از رسانه‌ها امروز نقش تخریبی دارند و نسل جوان در معرض این تأثیرات منفی قرار گرفته است.

نقش نهادهای دینی و آموزشی در تربیت مهدوی

نهادهای دینی وظیفه بزرگی در ترویج فرهنگ مهدوی دارند. این وظیفه شامل تربیت نیروهای متخصص، تدوین برنامه‌های آموزشی و ایجاد نظام تربیتی مناسب است.

تربیت مهدوی باید از کودکی آغاز شود؛ حتی از دوران جنینی. والدین باید خود الگوی اخلاق اهل‌بیت باشند تا بتوانند این فرهنگ را به نسل بعد منتقل کنند.

پاکسازی اخلاقی مقدمه رشد معنوی است. قرآن کریم می‌فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ از اموال آنان صدقه بگیر تا به وسیله آن پاکشان کنی و رشدشان دهی و برای آنان دعا کن، زیرا دعای تو آرامش‌بخش آنان است، و خداوند شنوا و داناست.» (توبه: ۱۰۳)

تزکیه یعنی رشد و تعالی انسان، اما این رشد زمانی تحقق می‌یابد که انسان ابتدا از آلودگی‌ها پاک شود.

مجالس حسینی و نقش آن در تربیت معنوی

مجالس حسینی نباید فقط مراسمی آیینی باشد، بلکه باید به مدرسه‌ای برای تربیت معرفتی تبدیل شود. این مجالس می‌تواند زمینه تقوای فکری و اخلاقی را در انسان ایجاد کند.

بزرگان دینی همواره بر برگزاری مجالس حسینی در خانه‌ها تأکید کرده‌اند، زیرا این مجالس نقش مهمی در تربیت و رشد شخصیت انسان دارند.

مجالس حسینی و زیارت‌های دینی نقش مهمی در تقویت پیوند اعتقادی با امام مهدی (عجل الله فرجه) دارند. اهمیت این شعائر در ساخت شخصیت معرفتی انسان نهفته است. این فرایند از آنجا آغاز می‌شود که این مراسم، عواطف انسانی را تغذیه می‌کند و احساسات را برمی‌انگیزد. چنین تغذیه عاطفی باعث شکستن حالت خشکی و سختی درون انسان می‌شود. هنگامی که این حالت از بین برود، انسان آمادگی پیدا می‌کند که قلب خود را به روی اندرز و نصیحت بگشاید و در نتیجه برای یادگیری و کسب معرفت آماده شود.

در حقیقت، این همان فلسفه زیارت‌ها و مجالس حسینی است. در حدیثی آمده است: «من أتى الحسين عارفا بحقه غفر الله له ما تقدم من ذنبه وما تأخر؛ هرکس امام حسین را با شناختِ حق و مقام او زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‌بخشد.»

در این روایت، تأکید ویژه بر شناخت و معرفت است؛ زیرا همین شناخت است که انسان را به سوی توبه، خودسازی و حرکت به سوی آینده برای خدمت به پروژه مهدوی سوق می‌دهد.

کوتاه سخن اینکه مفهوم انتظار به انسان نیرویی مثبت برای نجات می‌بخشد و او را قادر می‌سازد با آرامش اعتقادی و روانی زندگی کند، دور از اضطراب، افسردگی، ترس و ناامیدی.

می‌توان این وضعیت را به فردی تشبیه کرد که در دریایی طوفانی شنا کردن را می‌داند؛ مؤمن نیز باید در عصر انتظار مهارت عبور از فتنه‌ها را بیاموزد تا در امواج آشوب‌ها غرق نشود.

بنابراین، کسی که حقیقت انتظار را بشناسد، دارای امید، آرامش درونی و نگرش مثبت به زندگی خواهد بود.

شناخت مفهوم انتظار انسان را به مسیرهای درست زندگی هدایت می‌کند و او را از لغزش‌ها، انحراف‌ها و تردیدها حفظ می‌نماید. در حقیقت، شناخت انتظار، مسیری امن فراهم می‌کند که انسان را از فتنه‌ها و گمراهی‌های فراوان زمانه دور می‌سازد.

هماهنگی با فرهنگ انتظار، انسان را به سوی پذیرش ارزش‌های اخلاقی سوق می‌دهد که باعث شکوفایی و سعادت زندگی می‌شود. مهم‌ترین این ارزش‌ها عبارت‌اند از: پاکی معنوی و تزکیه نفس.

این مسئله با توصیه‌های امام حسن عسکری (علیه السلام) درباره ویژگی‌های شیعه واقعی کاملاً هماهنگ است؛ توصیه‌هایی که اساس شکل‌گیری شخصیت دینی انسان را تشکیل می‌دهند.

آمادگی برای یاری امام زمان در گرو تربیت صحیح نسل‌هاست. این تربیت باید بر پایه آموزش فرهنگی و اعتقادی سالم بنا شود.

از این‌رو، به والدین توصیه می‌شود فرزندان خود را از تغذیه فرهنگی ناسالم دور نگه دارند؛ زیرا این نوع تغذیه فکری می‌تواند آینده دنیوی و اخروی آنان را به خطر بیندازد. امروزه تأثیرات منفی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بر رفتار نسل جوان به‌وضوح مشاهده می‌شود. بنابراین، تربیت مهدوی و تقویت بنیان فرهنگی نسل جوان، مسئولیتی بسیار مهم است.

اساس فرهنگ انتظار بر شناخت و آگاهی بنا شده است. از این‌رو، مهم‌ترین وظیفه ما نجات فکری کسانی است که از شناخت امام خود فاصله گرفته‌اند.

در روایات آمده است که یتیم واقعی کسی است که از امام معصوم خود جدا شده باشد. امام حسن عسکری (علیه السلام) درباره ارزش هدایت چنین افرادی می‌فرمایند: «فضل كافل يتيم آل محمد المنقطع عن مواليه الناشب في رتبة الجهل - يخرجه من جهله، ويوضح له ما اشتبه عليه - على فضل كافل يتيم يطعمه ويسقيه، كفضل الشمس على السهى؛ برتری کسی که سرپرستی یتیم آل محمد را بر عهده می‌گیرد ـ یعنی کسی که از امامان خود جدا شده و در جهل گرفتار است و او را از نادانی بیرون می‌آورد و حقیقت را برایش روشن می‌کند ـ نسبت به کسی که یتیمی را تنها از نظر مادی تغذیه می‌کند، همانند برتری خورشید بر ستاره‌ای کم‌نور است.»

در این روایت، ستاره کم‌نور نماد اثر محدود است، در حالی که خورشید نماد نور فراگیر و اثر گسترده است. بنابراین، هنگام تعیین اولویت‌ها، فعالیت‌های معرفتی باید در صدر قرار گیرد؛ زیرا این فعالیت‌ها زمینه‌ساز واقعی ظهور امام در دوران غیبت هستند.

در پایان، با دعای قرآن سخن را خاتمه می‌دهیم: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ؛ پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز، گام‌های ما را استوار بدار و ما را بر قوم کافران پیروز گردان.» (البقرة: 250)

*این مقاله در اصل گفت‌وگویی است که در برنامه «المحطات» از شبکه ماهواره‌ای الانوار پخش شده است.


نظر شما