twitter share facebook share ۱۴۰۰ مرداد ۱۴ 359

کشورهای رقیب در خلیج فارس، هنوز تا اصلاح مشکلات فیمابین فاصله زیادی دارند؛ اما انجام گفتگو بهترین فرصت برای بازگشت ثبات به منطقه است

تغییر در واشنگتن غیرقابل انکار است: خاورمیانه دیگر اولویت اصلی ایالات متحده نیست، خروج آمریکا از منطقه و کاهش تعهدات نظامی این کشور در قبال عراق، اردن، کویت و عربستان در کنار توجه و تمرکز بیشتر بر روسیه و چین مشهود است. با توجه به نتایج بدی که حضور و دخالت ایالات متحده در منطقه در پی داشت، دلایل خوبی برای این تغییر استراتژی وجود دارد؛ اما این امر با خطراتی نیز همراه است. به عنوان مثال خروج فوری آمریکا از عراق در سال 2011 زمینه را برای ظهور داعش و گسترش نفوذ ایران در منطقه فراهم کرد. برای جلوگیری از آسیب های مشابه، این بار واشنگتن باید راهی بیابد که کاهش تعهدات نظامی اش، همراه با افزایش ثبات منطقه ای باشد. یکی از بهترین فرصت ها برای ایجاد چنین ثباتی، مذاکراتی است که بین ایران و عربستان جریان دارد

درحالیکه ایالات متحده درحال کاستن از تعهدات خود است، درگیری در خاورمیانه وارد مرحله خطرناک و جدیدی شده است. جنگ در سایه بین ایران و اسرائیل جریان دارد که از حملات سایبری گرفته تا ترورهای هدفمند و خرابکاری را شامل می شود. روسیه و ترکیه در لیبی، سوریه و قفقاز از نیروهای شبه نظامی نیابتی حمایت می کنند. فناوری های جدید موشکی به دست بازیگران غیردولتی از جمله حماس، گروههای شبه نظامی عراق و حوثی های یمن افتاده است. ترکیه و ایران در زمینه ساخت پهپاد به توانمندی های شگفتی دست یافته اند که باعث شده است توازن نظامی نیروها تغییر پیدا کند. پهپادهای ترکیه از ادلب سوریه با موفقیت دفاع کردند و در لیبی نیز جلوی پیشروی شبه نظامیان خلیفه حفتر را که تحت حمایت اعراب و روسیه هستند گرفتند. ایران هم پهپادهایی ساخته که می تواند سیستم های پیشرفته پدافند هوایی را دُور زند و از این پهپادها برای حمله به اهداف مهمی در عربستان استفاده کرده است. با گسترش چنین فناوریهایی در منطقه، درگیری ها غیرقابل پیش بینی و خطرناک تر شده است. هرچه احتمال اینکه درگیری ها از کنترل خارج شود بیشتر گردد، احتمال اینکه آمریکا مجبور شود برای حل این وضعیت به منطقه بازگردد، افزایش می یابد

بی ثبات کننده ترین و خطرناک ترین رقابت در منطقه، رقابت بین ایران و عربستان است که از منطقه شام تا خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داده و شکاف های سنی-شیعه و عرب-عجم را تشدید کرده است. این رقابت با شروع جنگ عراق در سال 2003 آغاز شد و با جنگ های داخلی سوریه و یمن و توافق هسته ای شدت گرفت. تنش بین دو کشور در سال 2019 و حمله نظامی ایران به تأسیسات نفتی عربستان به نقطه خطرناکی رسید. امروز دو رقیب همچنان در یمن رویاروی یکدیگر هستند و برای کسب موقعیت برتر در عراق و لبنان رقابت می کنند. اکنون با خروج آمریکا از افغانستان و سلطه طالبان بر آن کشور، ممکن است ایران و عربستان وارد رقابت جدیدی شوند

ماه آوریل مقامات ارشد نظامی و اطلاعاتی عربستان و ایران، در بغداد با یکدیگر دیدار کردند. مصطفی کاظمی نخست وزیر عراق از روابط خود با محمد بن سلمان ولیعهد سعودی و روابطش با تهران استفاده کرد، تا دو طرف را بر سر میز مذاکره نشاند. طولی نکشید که بن سلمان لحن آشتی جویانه ای گرفت و گفت «خواهان روابط خوب» با ایران است؛ وی از آمادگی خود برای گفتگو با حوثی های مورد حمایت ایران در یمن سخن گفت. سخنگوی دولت ایران نیز نسبت به موفقیت این گفتگوها ابراز خوش بینی کرد و مطوباعات ایران پیش بینی کردند که روابط دیپلماتیک بین دو کشور به زودی از سر گرفته شود. از ماه آوریل نشست های بیشتری بین دو کشور تحت نظارت مقامات عالی رتبه امنیتی از هر دو طرف از جمله فرمانده نیروی قدس برگزار شده است. پس از وقفه ای که بدلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران در مذاکرات افتاد، با روی کار آمدن ابراهیم رئیسی این ماه دور تازه گفتگوها باید آغاز گردد

کشورهای رقیب در خلیج فارس، هنوز تا اصلاح مشکلات فیمابین فاصله زیادی دارند؛ اما انجام گفتگو بهترین فرصت برای بازگشت ثبات به منطقه است. ایالات متحده از دیپلماسی جاری و مسیر درستی که ایران و عربستان در آن در حرکت هستند، سود می برد. اگرچه واشنگتن در مذاکرات حضور ندارد اما می تواند حمایت خود را از آن نشان دهد

این سؤال وجود دارد که آیا عربستان واقعا متعهد به مذاکره با ایران است یا خیر؟ ریاض می تواند از این گفتگوها به دو شکل استفاده کند: خود را بازیگر سازنده ای در منطقه نشان داده و باعث شود واشنگتن با خیال آسوده تری از خاورمیانه خارج شود؛ از این گفتگوها برای خرید زمان استفاده کند تا بتواند موقعیت خود را تقویت نماید و راهکارهایی برای مقابله با پهپادهای ایران پیدا کند. ریاض دلیل خوبی برای پایان دادن به نزاع های خود با تهران دارد؛ رهبران عربستان می خواهند به جنگ پرهزینه خود در یمن پایان دهند و این مستلزم آن است که تهران بر حوثی ها فشار آورد تا حملات خود را متوقف کنند و وارد مذاکرات جدی با عربستان شوند. عربستان دیگر نمی تواند در دراز مدت روی حمایت بی دریغ آمریکا حساب کند و روابط این کشور با امارات بدلیل اختلافات مربوط به تولید نفت تضعیف شده است. با تشدید رقابت بین ایران و اسرائیل و ترکیه، تنش زدایی با ایران، به عربستان اجازه می دهد تا با ایفای نقش متوازن کننده در عراق و لبنان و سوریه که مورد مناقشه قدرت های منطقه ای است، نفوذ خود را افزایش دهد

ریاض در بازی با ایران برگ برنده ای ندارد و این را به خوبی می داند. این کشور در باتلاق جنگ یمن گیر کرده و در برابر پهپادهای ایران آسیب پذیر است. عربستان از لبنان عقب نشینی کرد، در جنگ داخلی سوریه باخت و از سال 2003 در عراق نفوذ و قدرتی نداشته است. برعکس، ایران در شام نقش پررنگی دارد و به لطف تلاش ریاض برای انزوای قطر، تهران نفوذ خود را در سواحل جنوبی خلیج فارس گسترش داده است. مقامات سعودی می ترسند که توافق هسته ای با آمریکا، اعتماد به نفس ایران را تقویت کرده، به انزوای این کشور پایان دهد و باعث گسترش اقتصاد و تجارت منطقه ای آن شود

اما موفقیت مذاکرات بین ایران و عربستان، به نفع ایران هم هست. هزینه این رقابت کنترل نشده، برای ایران مشکل زا شده است و با ادامه تنش های منطقه ای، ایران به خواسته خود که کاهش حضور آمریکا در منطقه است نخواهد رسید. ایران می خواهد عربستان به حمایت خود از اقوام جدایی طلب ایران و رسانه هایی که در خارج برای تغییر رژیم تلاش می کنند، پایان دهد. بعد از اعلام برجام در سال 2015 ایران توان دشمنان خود را در تضعیف توافق دست کم گرفت، اما این بار مشارکت منطقه ای برای دستیابی به توافق با واشنگتن و حفظ آن را ضروری می داند. همچنین تهران با توجه به رقابتی که با اسرائیل و ترکیه دارد، می خواهد از طریق بهبود رابطه با عربستان، این کشور را از حمایت کامل رقیبانش باز دارد

تاکنون مذاکرات تنها حول مسئله یمن و استان نفت خیز مأرب بوده است. تهران از ریاض می خواهد که به محاصره اقتصادی مناطق تحت کنترل حوثی ها پایان دهد و حملات هوایی به مواضع این گروه از جمله اطراف مأرب را متوقف کند. چنین توافقی پیروزی حوثی ها در مأرب را تضمین می کند و به تهران اجازه می دهد تا ضمن ادامه تهدید عربستان باحملات پهپادی و موشکی، راه حل نهاییِ مسئله یمن را به عربستان دیکته کند. اما یکی از اهداف عربستان از شرکت در مذاکرات، خریدن زمان است تا سیستم پدافند هوایی خود را تقویت کرده و به حملات پهپادی شبه نظامیان تحت حمایت ایران از عراق پایان دهد

در نهایت اینکه ایران و عربستان خواسته های متفاوتی از مذاکره دارند؛ تهران امیدوار است این روند منجر به عادی سازی روابط دو کشور شود؛ درحالی که ریاض خواهان رفع نگرانی های امنیتی خود –به ویژه موضوع یمن و پایان حملات فرامرزی- می باشد. بر این اساس، مذاکره کنندگان سعودی تا زمانی به روند عادی سازی رابطه ادامه می دهند که به امتیازات واقعی مدنظر خود برسند؛ درحالی که مذاکره کنندگان ایرانی نمی خواهند به توافقات محدودی حول عراق و یمن اکتفا کنند، زیرا چنین توافقاتی نگرانی های سعودی را برطرف می کند اما در روابط کلی بین دو کشور تغییری ایجاد نمی کند. ایران می داند چه می خواهد، اما مقامات سعودی با عدم قطعیتی که از مسیر سیاست آمریکا در معامله با ایران، حضور نیروهای آمریکایی در عراق و سیاست گسترده تر این کشور در منطقه دارند، بلاتکلیف و سردرگم هستند و این امر، اطمینان و اعتمادی را که نیاز است مقامات سعودی برای انجام معاملات جدی با ایران داشته باشند، تضعیف می کند

واشنگتن می تواند این ضمانت را در اختیار سعودی قرار دهد که از آن در برابر حملات مستقیم ایران دفاع می کند و اینگونه در مقامات سعودی حس اعتماد و اطمینان ایجاد کرده و به پیشرفت مذاکرات کمک کند. ایالات متحده همچنین می تواند به ایران تأکید کند که برخلاف خروج بی قید و شرطش از افغانستان، کاهش نیروهایش در خلیج به توافق امنیتی پایدار بین ایران و همسایگان عربش و پایان دادن حملات این کشور به خاک و اموال سعودی بستگی دارد. همچنین تعهد صریح آمریکا بر اینکه نمی گذارد مأرب به دست حوثی ها بیافتد و افزایش فشارهای بین المللی بر ایران در صورت ادامه حضور حوثی ها در مأرب، کمک کننده خواهد بود

آمریکا می تواند با متقاعد کردن عربستان و ایران به اینکه منافع امنیتی شان به بهترین شکل از طریق مذاکره تأمین می شود، به این روند کمک کند. هر طرف پیشرفت مذاکرات را در تحقق خواسته هایش می بیند: ریاض بدنبال ضمانت های امنیتی آمریکاست و ایران به دنبال کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه. این دو هدف با هم ناسازگار نیست؛ آمریکا حضور نظامی گسترده ای دارد و تعهد امنیتی خاصی هم به عربستان علیرغم این حضور نداده است. نقایص این حضور نظامی، با حملات ایران به تأسیسات نفتی سعودی که هیچ پاسخی از طرف آمریکا نداشت، آشکار شد. لذا واشنگتن باید حضور نظامی خود را کمتر کند اما در مورد امنیت عربستان تعهد داشته باشد. اگر نکانی که گفتیم محقق شود، ساختار امنیتی منطقه به شکلی خواهد شد که خروج آمریکا نیز به آن آسیبی نمی زند.

*منبع: فارین افرز

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما