twitter share facebook share ۱۳۹۹ آذر ۲۶ 887

بدون آزادی فکر و آزادی اقتصاد، اصلاحات به بار نخواهد نشست

اندیشمندان معتقدند که امروزه جهان اسلام در بحران عمیقی فرو رفته است. خشونت، استبداد و توسعه نیافتگیِ اجتماعی-اقتصادی از بارزترین مشکلاتی است که این جوامع با آن دست به گریبان هستند. اما هنگامی که سؤال از چرایی بروز چنین وضعیتی مطرح می شود محققان نظریات مختلفی ارائه می دهند.

برخی مدعی هستند که دین اسلام دینی است مروج خشونت، غیرانسانی و دور از تمدن؛ لذا دلیل عقب ماندگی مسلمانان چیزی نیست جز دین اسلام. برخی دیگر فکر می کنند مخمصه ای که منطقه خاورمیانه بدان دچار شده، به استعمارگری غرب بر می گردد؛ در آن دوران کشورهای غربی منابع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جهان اسلام را آنچنان مورد استثمار قرار دادند که هنوز مسلمانان نتوانسته اند ضربه های خورده را جبران کرده و بار دیگر از جا برخیزند.

«احمد کورو» استاد ترک تبار علوم سیاسی، در کتاب خود با نام «اسلام، استبداد و توسعه نیافتگی» در بیان پاسخ به این سؤال که چرا مسلمانان بعد از آن عصر طلایی، امروز دچار این وضع فلاکت بار شده و از قافله دموکراسی، پیشرفت اقتصادی، عدالت اجتماعی، آموزش و حقوق بشر عقب افتاده اند؟ دلیل متفاوتی ارائه می دهد.

به عقیده کورو، اتحاد نامقدس بین روحانیون و دولتمردان، عامل اصلی استبداد و عقب ماندگی در جهان اسلام است. بنابراین کورو این دیدگاه که دین ریشه همه مشکلات کشورهای اسلامی است را رد می کند و می گوید چطور می توان اسلام را مقصر ایجاد چنین شرایطی دانست حال آنکه بین قرون 8 تا 12 همین دین باعث شکل گیری چنین تمدنی شد؛ در این دوران که به عصر طلایی اسلام معروف است جهان اسلام مرکز روشنگری، علم، تحقیق، فرهنگ و هنر بود.

کورو همچنین این نظریه که غرب بدلیل تجاوزات استعمارگرانه خود در قرن نوزده، مسئول فلاکت امروزه مشرق زمین است را رد می کند و استعمار را نه علت عقب ماندگی جهان اسلام که معلول آن می داند و البته اذعان می کند که استعمار، مشکلات سیاسی و اجتماعی- اقتصادی ای که پیشتر در جهان اسلام وجود داشت را تشدید کرد.

کورو جنگ های صلیبی و حملات مغول را نیز سبب ساز شرایط کنونی مسلمانان نمی داند و می گوید مسلمانان پس از این جنگ ها علی رغم نابودی، توانستند به سرعت قدرت سیاسی و نظامی خود را باز یابند؛ اما دیگر تلاش قابل توجهی در عرصه علم و تحقیق نکردند و آنچه سبب این بی توجهی و بی علاقگی به دانش شد، اتحاد نامقدس روحانیون و دولتمردان بود.

پایان عصر طلایی

جهان اسلام بین قرن های هشتم تا دوازدهم، عصری طلایی را تجربه کرد. تصور می شود که دو طبقه اجتماعی عامل اصلی حرکت جامعه به سوی دانش، روشنگری و تمدن بودند: روشن فکران و بازرگانان. روشنفکران (اندیشمندان، فلاسفه و روحانیون) یا خود از نظر مالی استقلال داشتند یا مورد حمایت بازرگانان بودند؛ از این رو بازار نظریه پردازی با تنوع و رقابتی نشاط انگیز در جریان بود.

اما از میانه قرن یازدهم و با ادامه بحران اقتصادی، این پویایی شروع به تغییر کرد. در دوران حکومت عباسیان (750-1258) به سربازان زمین داده شد و به این ترتیب با ظهور نظامیان زمین دار، طبقه حاکم جدیدی شکل گرفت.

سلسله های سلجوقی و عثمانی با نظامی کردن ساختار دولت، حیات این طبقه جدید را تداوم بخشیدند و نقش و قدرت آنان را در جامعه بیشتر و پررنگ تر کردند. این امر پیامدهای گسترده ای برای بازرگانان و روشنفکران داشت؛ با تضعیف طبقه بازرگانان، روشنفکران حامیان مالی خود را از دست داده و گرفتار مشکلات اقتصادی شدند. در همین دوران سلجوقیه اقدام به تأسیس مدارس نظامیه کردند و با به کارگیری روحانیون و اندیشمندان در این مدارس، این قشر را در استخدام دولت در آورده و حقوق بگیر خود کردند.

غزالی از برجسته ترین اندیشمندان اسلامیِ شاغل در مدارس نظامیه بود که ایده تلفیق دین و دولت را مطرح کرد. اندیشه اتحاد روحانیت و دولتمردان از همین نظریه غزالی نشأت گرفت و در نهایت به رکود و ایستایی فکر و اندیشه منجر شد.

جدایی دین و دولت

چرا در طی پنج قرن نخست تاریخ اسلام، بیش از نود درصد از روحانیون بر جدایی دین و دولت اصرار داشتند؟ کورو به تأثیر نامطلوب جنگ های داخلی مسلمانان (جنگ جمل و صفین) که در نهایت منجر به موروثی شدن خلافت و شکنجه و آزار خاندان پیامبر شد اشاره می کند و می گوید که نه در زمان امویان و نه در زمان عباسیان، اندیشمندان اسلامی حتی بعد از زندانی شدن و شکنجه، دست از استقلال خود بر نمی داشتند و زیر چتر دولتمردان نمی رفتند.

کشورهای اسلامی امروزه بیش از سایر نقاط جهان درگیر جنگ و بحران، عقب ماندگی و بی عدالتی هستند. قرائت ارتجاعی از اسلام که با استعمار شدت گرفت، دست بالا را پیدا کرده و بر سایر قرائت های اسلامی غالب شده است.

کورو توضیح می دهد که چطور نگرش نظامیان و روحانیون و تأثیر پذیری حکّام اسلامی از این نگرش ها، منجر به شکل گیری چنین شرایطی شد. برای مثال مقاومت گسترده روحانیت در برابر دستگاه چاپ، استفاده جهان اسلام از این وسیله را تا 280 سال به تأخیر انداخت.

افت آموزش

این تأخیر، افت آموزش را با چنان سرعتی تسریع بخشید که در حدود سال 1800 میزان مسلمانان با سواد در امپراتوری عثمانی تنها یک درصد بود، حال آنکه در اروپای غربی 31% جمعیت می توانستند در آن زمان بخوانند و بنویسند. جهان اسلام هیچگاه نتوانست خود را از این ضعف آموزشی و فاصله ای که با غرب پیدا کرده بود برهاند.

کورو توضیح می دهد که چرا اروپا در زمانی که مشرق زمین رو به افول گذاشت، اوج گرفت و پیشرفت کرد؛ زیرا قدرت بین روحانیون، نظامیان، بازرگانان و روشنفکران تقسیم شده بود. این درحالی بود که در جهان اسلام اتحاد بین دولتمردان و روحانیون، سبب به حاشیه راندن روشنفکران و بازرگانان شد.

یک کشور زمانی شکوفایی تمدنی را تجربه می کند که روشنفکران و فعالان اقتصادی اش خلاق، فعال و آزاد باشند، اما برای اصلاحات در جهان اسلام، به جای اینکه بر پتانسیل این دو طبقه تکیه شود، سعی شد با استبداد، از بالا تغییراتی به پایین تحمیل گردد؛ غافل از آنکه بدون آزادی فکر و آزادی اقتصاد، اصلاحات به بار نخواهد نشست

*منبع: قنطره

 مترجم: فاطمه رادمهر  

نظر شما


التعليقات

ایت الله سید جعفر حسینی شیرازی
به نظر ميرسد كه این تحلیل خالی از اشکال نیست

۱- از اوایل امر که خلافت غصب شد، خلفای ستمگر (سه‌تای اولی و حکام اموی و عباسی) راس دستگاه دینی بودند و حاکمِ ستمگر خود را خلیفه رسول الله میدانست و عموم رجال دینی از عامه بودند و عموما از قضات و فقها و متکلمین ووو حقوق بگیر خلفا وتوجیه کننده افعالشان بودند . اصحاب ائمه اقلیت کم شماری بودند.
در حالیکه نویسنده اذعان دارد که در پنج قرن اولیه (۸ - ۱۲) تمدن مسلمانان یکه تاز جهان بوده‌. در حالیکه در این قرون دستگاهِ دینی عامه ذوب در خلفای جور بود.

۲- ریشه‌ی اصلی عقب‌ماندگی خارج کردن اهلبیت علیهم السلام از حکومت بود و جایگزین کردن سیستم استبدادی خلافت و تصدی افراد نالایق منصب خلافت را که استبداد اینها تیشه به ریشه تمدن اسلامی زد

۳-البته در چند قرن ابتدایی به سبب روحی که پیامبر در مسلمین دمیده بودند تمدن مسلمانان رغم استبداد و خلفای نالایق شکوفا شد اما با مرور زمان واستمرار استبداد آن روح کم کم تضعیف شد تا به حالت فعلی رسید.2021-01-07