twitter share facebook share ۱۴۰۵ فروردین ۱۷ 24
دیدگاه آخرالزمانی اوانجلیک ها از آن جهت اهمیت دارد که همین اشخاص در گوش رئیس‌جمهوری زمزمه می‌کنند و از او می خواهند دستور استفاده از نیروی نظامی را صادر کند.

از زمانی که دولت ترامپ جنگ خود علیه ایران را آغاز کرده، فضای اطراف کاخ سفید رنگ و بوی مذهبی‌تری گرفته است.

ترامپ خود را با حلقه‌ای از مشاوران انجیلی (اوانجلیکال) احاطه کرده است؛ افرادی که نه‌تنها از سیاست‌های او حمایت می‌کنند، بلکه آن‌ها را اراده و خواست الهی معرفی می‌کنند. شاخه‌ای از الهیات انجیلی که این افراد به آن تعلق دارند، درگیری‌های جهانی ــ به‌ویژه در خاورمیانه ــ را مقدمه‌ای برای آخرالزمان می‌داند.

برای ترامپ، این هم‌سویی شاید بیشتر یک معامله سیاسی باشد؛ راهی برای بسیج و حفظ حمایت یک پایگاه مهم رأی‌دهندگان. اما برای بسیاری از چهره‌های مذهبی که اکنون در مدار قدرت او قرار گرفته‌اند، موضوع بسیار فراتر از سیاست است: از نگاه آن‌ها، این جنگ صرفاً یک درگیری ژئوپولیتیک نیست؛ بلکه بخشی از رویدادهای آخرالزمانی است.

و این نگاه در حال نفوذ به ساختار نظامی آمریکا نیز هست.

وزیر دفاع، پیت هگست، در دوره مسئولیت خود تلاش کرده نمادها و آیین‌های مسیحی را بیش از پیش وارد عرصه نظامی کند؛ از برگزاری جلسات دعا گرفته تا ارتقای چهره‌های تندرو انجیلی و به کارگیری لحنی آشکارا مذهبی در ارتش. گزارش‌ها نشان می‌دهد که در دوران او تلاش‌هایی برای وارد کردن مستقیم‌تر جهان‌بینی مسیحی وی به ارتش انجام شده است.

نشانه‌ها هم چندان پنهان نیستند. هگست از نمادهای جنگ‌های صلیبی استفاده می‌کند؛ او خالکوبی «صلیب اورشلیم» بر بدن دارد و اغلب درگیری‌های آمریکا را در قالب یک نبرد تمدنی و مذهبی توصیف می‌کند.

حتی برخی چهره‌های محافظه‌کار نیز نسبت به این روند ابراز نگرانی کرده‌اند.

یکی از مفسران محافظه‌کار، در واکنش به نفوذ فزاینده این جریان، "پائولا وایت کِین" ــ مشاور ارشد مذهبی ترامپ ــ را صریحاً عضو روان‌پریش یک فرقه آخرالزمانی توصیف کرد و درباره جریان‌های الهیاتی که بر دولت اثر می‌گذارند هشدار داد.

در رسانه‌های انجیلی، ایران فقط یک رقیب استراتژیک نیست؛ بلکه بخشی از یک روایت پیشگویی‌شده در کتاب مقدس است ــ روایتی که به کتاب مکاشفه و نبرد نهایی در آخرالزمان مربوط می‌شود.

در این جهان‌بینی، رنج و جنگ اتفاقاتی ضروری‌اند تا زمینه بازگشت مسیح فراهم شود.

همان‌طور که پائولا وایت کین، که اکنون ریاست «دفتر امور ایمان در کاخ سفید» را برعهده دارد، گفته است: «نه گفتن به رئیس‌جمهور ترامپ یعنی نه گفتن به خدا.»

اکنون باورهای آخرالزمانی در حال تبدیل شدن به سیاست عملی هستند.

چند روز پس از آغاز حملات یک‌جانبه به ایران، ترامپ بیش از ده رهبر انجیلی را برای مشورت خصوصی گرد هم آورد. این کشیشان دور او حلقه زدند، دست‌هایشان را روی او گذاشتند و برای موفقیت و حفاظت از عملیات نظامی تازه‌اش دعا کردند.

در مرکز این حلقه، پائولا وایت کین قرار داشت؛ متحد قدیمی ترامپ که از نخستین کارزار انتخاباتی او به‌عنوان «مشاور معنوی» در کنار او بوده است.

ظهور وایت کین نماد پیوندی است که اکنون میان سیاست و الهیات در حال شکل‌گیری است.

او در گذشته یک واعظ تلویزیونی بود و ارتباطات عمیقی با جریان‌های کاریزماتیک مسیحی داشت. او با تبلیغ «انجیل کامیابی» شهرت یافت؛ تفسیری از مسیحیت که ایمان را با موفقیت مادی و ثروت پیوند می‌دهد.

در آغاز کار، او از طریق ارتباط با چهره‌هایی مانند اسقف "تی.دی. جیکس" و حضور در شبکه‌هایی مانند BET شناخته شد؛ جایگاهی که او را هم در میان کلیساهای سیاه‌پوستان آمریکا و هم در فضای رسانه‌ای انجیلی مطرح کرد.

در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ، رئیس جمهور «ابتکار ایمان و فرصت» را در کاخ سفید ایجاد کرد و وایت را به ریاست این دفتر منصوب نمود.

اما وایت-کین صرفاً یک متحد سیاسی نیست. او بخشی از شبکه‌ای گسترده‌تر از رهبران انجیلی است که سال‌هاست درگیری‌های جهانی را در چارچوب پیشگویی‌های مذهبی تفسیر می‌کنند.

در این محافل مذهبی، جنگ‌های خاورمیانه به‌عنوان نشانه‌های آخرالزمان معرفی می‌شوند و تحول‌های ژئوپولیتیک به‌عنوان تحقق پیشگویی‌های کتاب مقدس تعبیر می‌شوند.

نوشته‌ها و سخنرانی‌های وایت-کین نیز سیاست معاصر را در قالبی کاملاً آخرالزمانی تصویر می‌کنند.

این دیدگاه به شاخه‌ای از الهیات پروتستان انجیلی به نام "دیسپنسیشنالیسم" تعلق دارد. پیروان آن باور دارند که تاریخ جهان طبق یک برنامه از پیش تعیین‌شده الهی پیش می‌رود و به چند مرحله تقسیم می‌شود. آن‌ها انتظار دارند پیش از رخدادهای بزرگ آخرالزمان، مؤمنان واقعی ناگهان از روی زمین غیب و به آسمان برده شوند. پس از آن نیز، مسیح باز‌گردد و حکومتی الهی را برای هزار سال بر روی زمین برقرار ‌کند.

در مصاحبه‌ای در آوریل ۲۰۲۵ با نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، وایت کین پرسید «آیا جهان آماده آغاز آخرالزمان است یا نه؟ دیدگاه مسیحی درباره آخرالزمان از یک دگرگونی و رستگاری عمیق سخن می‌گوید. با توجه به اتفاقاتی که امروز در حال رخ دادن است، آیا فکر می‌کنید نشانه‌های تحقق این پیشگویی را می‌بینیم؟»

این دیدگاه ها از آن جهت اهمیت دارد که همین اشخاص در گوش رئیس‌جمهوری زمزمه می‌کنند و از او می خواهند دستور استفاده از نیروی نظامی را صادر کند.

وایت کین تنها نیست. او افراد دیگری را نیز به شبکه مذهبی نزدیک به ترامپ وارد کرده است؛ از جمله کشیش آلابامایی "تراویس جانسون" که در رویدادهای مذهبی ترامپ دیده شده و در همین حلقه‌ها رفت‌وآمد دارد.

او خود را مبلغ جهانی «عشق» و «صلح» مسیحی معرفی می‌کند. اما در شبکه اجتماعی X نوشته است: «اسلام فقط یک دین نیست، بلکه سیستمی است مبتنی بر فتح و گسترش نظامی».

او مسیحیت آمریکایی را سدی ضروری در برابر آن معرفی می‌کند.

پس از حملات موشکی اسرائیل که هم‌زمان با آغاز ماه رمضان بود و به کشته شدن رهبران ایرانی انجامید، جانسون در شبکه اجتماعی خود ترور خامنه ای را به سخره گرفت.

کشیش "رابرت جفرس"، رهبر کلیسای بزرگ First Baptist Dallas و یکی از مدافعان سرسخت ترامپ، نیز از جمله کسانی است که حمایت مذهبی خود را از رئیس‌جمهور اعلام کرده‌اند.

جفرس نوعی ملی‌گرایی مسیحی را تبلیغ می‌کند که با کنار زدن و طرد دیگر فرهنگ ها و ادیان همراه است. او اسلام را «دینی دروغین» توصیف کرده که «الهام گرفته از شیطان» است.

دیگران در حلقه معنوی ترامپ نیز دیدگاه‌هایی مشابه دارند.

کشیش کالیفرنیایی "گرگ لوری" ــ که از چهره‌های ثابت جلسات دعای ترامپ است ــ در ویدیویی در شبکه X، ترور رهبر ایران را با پیشگویی‌های آخرالزمانی مرتبط دانست.

او گفت: «تا جایی که من می‌بینم، رویداد بعدی در تقویم پیشگویی‌ها به عروج رفتن مؤمنان است. بعد دوره مصیبت بزرگ آغاز می‌شود و در نهایت به نبرد آخرالزمان ختم خواهد شد.»

لوری مانند بسیاری از انجیلی‌ها، ایران را همان «فارس» در کتاب مقدس می‌داند که در کتاب حزقیال به‌عنوان متحد نیروهای «ماگوگ» معرفی شده؛ نیرویی که طبق پیشگویی‌ها در پایان تاریخ به اسرائیل حمله خواهد کرد.

"جاش مک‌فرسون"، یکی از چهره‌های جریان ملی‌گرایی مسیحی، آشکارا از ایجاد یک نیروی نظامی دینی حمایت می‌کند. او اغلب با چکمه نظامی موعظه می‌کند و می‌گوید: «مردان و زنان صالحی که مطیع پدر آسمانی هستند باید قدرتمندترین ارتش جهان را اداره کنند.»

او در یک پادکست گفت مسیحیان آمریکایی خط دفاعی مهمی در برابر گسترش اسلام هستند؛ اسلامی که او آن را «شیطانی» و «بلایی برای جهان» توصیف می‌کند. او حتی از اخراج گسترده مسلمانان حمایت کرده است.

به گفته او، اگر اکنون اقدام نشود، نسل‌های آینده مسیحیان با «تهاجم جهادی اسلامی» روبه‌رو خواهند شد و تنها راه مقابله با آن «گلوله و اسلحه» خواهد بود.

وقتی همه این صداها کنار هم قرار می‌گیرند، تصویر روشنی شکل می‌گیرد.

این‌ها صرفاً چند کشیش حاشیه‌ای نیستند؛ بلکه یک نظام فکری الهیاتی منسجم هستند که جنگ را تحقق پیشگویی‌های مذهبی می‌داند، دشمنان را شیطانی معرفی می‌کند و فروپاشی جهان را لازمه بازگشت مسیح می‌بیند.

اکنون همین پیوند میان الهیات، خطابه‌های مذهبی و قدرت نظامی توجه قانون‌گذاران در کنگره آمریکا را جلب کرده است.

برخی نمایندگان رسماً خواستار تحقیق درباره وزیر دفاع و وزارت دفاع شده‌اند و هشدار داده‌اند که «گفتمان مذهبی افراطی» ممکن است وارد زنجیره فرماندهی ارتش شده باشد و بر نحوه اجرای جنگ با ایران اثر بگذارد.

پژوهش‌های زیادی نشان داده‌اند که وقتی قدرت سیاسی با باور مذهبی ترکیب می‌شود، جنگ‌ها شدیدتر و طولانی‌تر می‌شوند. وقتی جنگ در قالب مذهبی تعریف شود، پایان دادن به آن دشوارتر است.

در چنین شرایطی، جنگ‌ها دیگر موضوع مذاکره و مصالحه نیستند؛ بلکه به نبردی وجودی تبدیل می‌شوند. هویت جای استراتژی را می‌گیرد. سرنوشت و تقدیر جای دیپلماسی را می‌گیرد.

و برای سربازانی که در یک دموکراسی چنددینی خدمت می‌کنند، نیت و هدف جنگ اهمیت زیادی دارد.

برای سربازی که ماشه را می‌کشد یا موشکی را شلیک می‌کند، مرز میان دفاع از کشور و مشارکت در چیزی که ممکن است به پاکسازی مذهبی یا قومی* شباهت پیدا کند، مبهم می‌شود.

در چنین وضعیتی، تصمیم‌های راهبردی دیگر بر اساس پایان دادن به جنگ‌ها گرفته نمی‌شود، بلکه بر اساس ایجاد جنگ‌های تازه‌ای است که قرار است پیشگویی‌های مذهبی را محقق کنند.

نتیجه نهایی می‌تواند این باشد که یک سرباز نه در خدمت کشورش، بلکه به‌عنوان "شهیدی از پیش تعیین‌شده در یک روایت آخرالزمانی" جان خود را از دست بدهد.

هیچ سربازی نباید مجبور شود برای دینی که به آن اعتقاد ندارد، برای تحقق پایانی که خودش آن را نمی‌خواهد، یا برای تصویری از جهان که بر پایه پیشگویی مذهبی ساخته شده، نه بر پایه سیاست، بجنگد و جان بدهد.

این دیگر دفاع ملی نیست؛ این نوعی سربازگیری ایدئولوژیک است.

وقتی یک دولت جنگ را بر چنین مبنایی آغاز کند، دیگر از خود دفاع نمی‌کند؛ بلکه قدرت خود را به نیرویی بسیار خطرناک‌تر از هر دشمن خارجی واگذار کرده است.

منبع: اینترسپت

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: وقتی دین در خدمت جنگ قرار می گیرد


نظر شما