twitter share facebook share ۱۴۰۰ مرداد ۰۹ 390

رسیدن به اوج سخت است و در اوج ماندن سخت تر. بسیاری از کسانی که قله های موفقیت را فتح می کنند، دیری نمی گذرد که به زیر کشیده می شوند و دلیل این شکست آن است که فن مدیریت را نیاموخته اند؛ مقاله ذیل به اهمیت مدیریت در شئون مختلف زندگی پرداخته، پاره ای از اصول و قواعد حاکم بر آن را از دیدگاه آیت الله سید محمد شیرازی تبیین می نماید.

هنگامی که صحبت از پیشرفت فرد در زمینه ای از زندگی به میان می آید، این سخن معروف به ذهن متبادر می شود که «رسیدن به اوج سخت است و در اوج ماندن سخت تر». بسیاری از کسانی که قله های موفقیت را فتح می کنند، دیری نمی گذرد که به زیر کشیده می شوند و این امر از آن روست که روش در اوج ماندن را نیاموخته اند.

به گمان برخی، دلیل شکست این افراد در حفظ دستاوردها و فرو افتادن از پست و مقامی که عهده داراند، ناآگاهی از فن مدیریت است. کسی که قدرت مدیریت شئونات زندگی خویش را ندارد در سراشیب سقوط فرو می غلطد. علم مدیریت در هر زمینه ای از جمله اجتماعی و اداری از ملزومات موفقیت در کار است و بر همگان اعم از پیر و جوان، ضعیف و قوی و دارا و ندار شایسته است که این فن را بیاموزند؛ زیرا نقشی که مدیریت در پیشبرد اهداف فرد ایفا می کند بسی بیشتر از قدرت و ثروت است و فقدان آن بی گمان به شکست خواهد انجامید.

آیت الله سید محمد شیرازی در کتاب ارزشمند فقهی خود با عنوان «فقه مدیریت» با اشاره به این موضوع می گوید: «پادشاه، رییس جمهور، وزیر، مدیر مدرسه، امام جماعت، مدیر مجله و سخنران، حتی پستچی و آشپز نیازمند فن مدیریت اند. اگر این ویژگی را به خوبی در خود پرورش داده، اصول و قواعد آن را به نیکی فراگیرند، در کار خود به نتیجه مورد نظر خواهند رسید؛ در غیر اینصورت شکست و عقب ماندگی ایشان امری حتمی است».

از نکات درخور توجه در علم مدیریت آن است که رسیدن به موفقیت نیازمند حرکتی تدریجی و گام به گام می باشد. به عبارت دیگر پله های کمال و ترقی را باید یکی یکی پیمود تا به نتیجه مطلوب رسید. آنانکه برای رسیدن به نقطه اوج، سرعت را چاشنی کار خود کرده و بی خردانه اقدام به حذف برخی از مراحل ضروری می نمایند، غافل از آنند که شکست خود را تسریع بخشیده اند؛ حال آنکه رعایت قانونِ حرکت پلکانی تضمین کننده رشد و پیشرفت فرد است.

در کتاب معظم له می خوانیم: «مدیریت سنجیده و مطلوب بر پایه حرکت گام به گام استوار است و این راهی است که فرد را به نقطه پایان رهنمون می کند؛ نقطه ای که در ورای آن هیچ کار نکرده و اقدام انجام نشده ای نیست. همچون دانش پژوهان حوزه که از علوم پایه آغاز می کنند و به مرور زمان با پشت سر گذاشتن مراحل مورد نیاز به آخرین مرحله که دستیابی به مقام اجتهاد و مرجعیت است نایل می گردند، یا داشن آموز اول ابتدایی که با جد و جهد، مطالعه و طی نمودن مراحل آموزشی لازم فارغ التحصیل شده و حتی به ریاست وزارت علوم نائل می شود».

 

نتایج سوء مدیریت

همچنانکه مدیریت صحیح و سنجیده ضامن موفقیت فرد است، سوء مدیریت اثر معکوس دارد و مردم را نسبت به وی دلسرد می کند، پس چون او به تنهایی قادر به پیشبرد اهداف خود نیست و نیاز به گروهی از همکاران و زیردستان برای انجام امور دارد، با پراکنده شدن آنان از گرد او، اسباب شکست وی فراهم می گردد. در چنین شرایطی بهره مندی از قدرت و نفوذ نیز به کار او نیامده، چون توان مدیریت شرایط بحرانی را ندارد میدان را به رقیبان واگذار می کند.

آیت الله شیرازی در کتاب خود چنین می نویسد: «هرگاه صاحب منصب و مقامی، در اداره امور ناکارامد بوده، فاقد توان مدیریتی باشد، از دو حال خارج نیست: علاوه بر سوء مدیریت از قدرت و نفوذ نیز بی بهره باشد که در اینصورت مردم به سرعت او را وا می نهند و او با پذیرش شکست، پست خود را به دیگری انتقال می دهد؛ یا آنکه علی رغم سوء مدیریت، قدرتمند و بانفوذ است که در این حالت آنانکه از مدیریت اشتباه او زخم خورده اند، وی را از پست خود کنار می کشند و بر صندلی او تکیه می زنند».

بنابراین فراگیری روش های صحیح مدیریت کلید موفقیت هر مسئولی است. آیت الله شیرازی در سخنی دیگر به پرهیز از شتاب زدگی و دقت در کار اشاره کرده، این دو صفت را لازمه هر مدیر موفقی می داند؛ چرا که صبر و تأمل به انسان فرصت تفکر بیشتر، استفاده از تجربیات دیگران و برنامه ریزی مجدد می دهد، چه بسا که در این درنگ دوباره اشکالاتی که مورد غفلت واقع شده بود رفع گردد.

ایشان در این خصوص چنین می گوید: «یکی از عوامل موفقیت در مدیریت، شکیبایی است؛ چرا که هر کاری متضمن سختی ها و مشکلاتی است که تنها با صبر می توان بر آن فائق آمد. به عبارت دیگر یکی از وظایف مدیران، رویارویی با ناملایمات و مشکلات و صبر در مقابل مدیران مافوق، همکاران و زیردستان است و بدون آراسته شدن به این صفت نمی توان مدیریتی خوب و موفق داشت»

توجه داشته باشیم که نقش صبر در تضمین موفقیت منحصر به مدیران و دولتمردان نیست بلکه وجود این صفت در کارگران و کارمندان نیز بایسته بوده و از ضروریات پیشرفت در کار است.

معظم له در ادامه چنین می نویسد: «غالبا رؤسا و مدیران ارشد از کارمندان خود خواسته هایی دارند که از حوزه قدرت و اختیارات آنان خارج است، پس اگر زیردستان بر این انتظارات نا به جا صبر نموده، اظهار ناراضایتی و بی میلی نکنند، از توقعات مدیران به تدریج کاسته شده و چه بسا کارمندان بدلیل رفتار شایسته و انجام وظیفه خود به نحوه احسن شایسته تشویق و ترفیع مقام شناخته شوند».

توصیه به بردباری گاه از آن روست که انجام وظیفه محول شده بیش از حد تصور زمان بر است و با سرعت پیش بینی شده قابل انجام نیست، همین امر پیشرفت پروژه را به تأخیر انداخته و اینجاست که نقش شکیبایی در رسیدن به نتیجه مطلوب و تحقق اهداف مورد نظر آشکار می گردد.

بنابراین اگر صبر را رمز فتح قله های موفقیت بدانیم و شتابزدگی را سبب عقب گرد و شکست انسان بر شماریم، گزافه گویی نکرده ایم؛ البته در این میان کسانی بدون تأمل و پیمودن تمام مراحل پیشرفت و تکامل به موفقیت دست می یابند که این پیروزی موقتی است و به همان سرعت رو به شکست و نابودی خواهند رفت.

از آنچه گفته شد به این نتیجه می رسیم که وجه مشترک همه مدیران موفق صبر و بردباری است، از این رو آیت الله شیرازی می فرماید: «مسئولیت هایی که بر عهده انسان قرار می گیرد به سادگی انجام پذیر نیست، پس اگر انسان با صبر ان مسئولیت ها را به نتیجه رساند، راه دستیابی به سعادت و موفقیت را بر خویش هموار نموده، در غیر اینصورت شکست او چندان دور نیست و به زودی سوء مدیریت او بر همگان عیان می شود؛ لذا با نگاهی به ویژگی های مدیران موفق خواهید دید که تمامی آنان افرادی شکیبا و بردبار هستند».

منبع: www.annabaa.org

مترجم: محمد منوری

نظر شما