چه چیز زنان را به سمت گروههای افراطی سوق می دهد؟

twitter sharefacebook share۱۳۹۸ اسفند ۱۶ - 2020-03-06

زنان جوامع سنتی که زیر فشار شدید اجتماعی قرار دارند، اگر راهی برای بیان نفرت و خشم خود نیابند، رو به سوی تندروی می آورند.

تصمیم زنان برای پیوستن به گروههای تروریستی، چندین عامل پیچیده دارد. اما یکی از این عوامل، فرهنگ تبعیض و سرکوب جنسیتی در حوزه عمومی است که زنان را وامی دارد به دنبال شیوه جایگزینی برای زندگی باشند. این واقعیتی است که به اندازه کافی مورد بحث و گفتگو قرار نگرفته است. در جوانی، با زنان بسیاری در ارتباط بودم که جامعه، آسیب های شدید روحی بر آنان تحمیل کرده بود. چالش هایی که این زنان با آن روبرو شده بودند، از جنایات ناموسی گرفته تا ختنه و ازدواج اجباری را شامل می شد و غالب این چالش ها از ایدئولوژی عمومی جامعه که زنان را منشأ بسیاری از گناهان می بیند، نشأت گرفته بود.

یکی از ویژگی های نظام های مردسالار، نپذیرفتن تفاوت ها و سرکوب اقلیت های قومی و نژادی است؛ به عبارت ساده تر در چنین نظامی هایی، کسانی که تلاش می کنند زندگی ای خارج از هنجارهای عمومی داشته باشند، به عنوان تهدید نگریسته می شوند. این نگرش ها، توانایی های خلاقانه و تولیدی زنان را سرکوب می کند و این مشکلی است که کل منطقه با آن مواجه است

اما در سالهای اخیر اتفاق جدیدی که روی داده، این است که برخی از زنانی که با چنین آسیب های روحی ای در زندگی مواجه بوده و در معرض تربیت های رادیکال بوده اند، رو به سوی گروههای تروریستی آورده و پیوستن به این گروهها را راهکاری برای شکوفایی استعداد و توانایی هایی می بینند که پیشتر توسط جامعه نادیده گرفته شده بود.

زنان جوامع سنتی، که حقوقشان پایمال شده و اندیشه های افراطی، فشار اجتماعی شدیدی بر آنان وارد می کند، اگر راه جایگزینی برای بیان نفرت و خشم تلنبار شده درونشان نیابند، رو به سوی تندروی و افراطی گری می آورند.

«پیتر برگن» روزنامه نگار حوزه تروریسم، به کارگیری زنان توسط داعش را در ایجاد نسل جدیدی از تروریست ها، ابتکار این گروه می داند. «جیسون برک» نیز در مقاله ای که سال 2016 در گاردین به رشته تحریر درآورد نوشته است: «پیشتر، زنان عضو داعش محدود به نقش های حمایتی بوده و از صحنه نبرد دور نگه داشته می شدند؛ اما این سیاست در تابستان معکوس شد، زیرا فشارهای نظامی بر پایگاههای اصلی این گروه در عراق و سوریه و لیبی تشدید شد و قلمروهای خود را شروع به از دست دادن کردند. این تغییر رویه توسط محققان حوزه تروریسم به عنوان چرخش در استراتژی ترور توصیف می شود. واضح است که زنان عضو داعش احساس ناامنی عمیقی می کنند و دارند یاد می گیرند که چطور از این ناامیدی برای انجام عملیات های تروریستی و رسیدن به اهداف و منظور خود استفاده کنند»

«نورمن رول» مامور سابق سیا و بازرس سیاست امنیت ملی آمریکا در خاورمیانه معتقد است «احساس ظلم عامل مهمی در رادیکال شدن است؛ حال فرقی نمی کند که این ظلم توسط یک شخص یا خانواده یا یک حوزه سیاسی بر فرد تحمیل شود.» بسیاری از زنان بنیادگرا، محیط های اجتماعی خود را منشأ ظلم های وارده بر خود می دانند و در شرایطی که استعدادها و توانایی های خود را در این محیط های اجتماعی سرکوب شده می بینند، با مشارکت در گروههای تروریستی احساس قدرت می کنند. این است که حتی اگر این سازمان ها با آنها به عنوان شهروند درجه دو رفتار کنند و با قاچاق جنسی آنها به دنبال کسب درآمد باشند، صرف پذیرش نقش های جدید در این گروهها به آنان احساس قدرت می دهد. از نقش هایی که این زنان در گروههای تروریستی ایفا می کنند، آموزش و تلقین دیگر افراد و مشارکت در عملیات های تروریستی می باشد؛ زیرا بنیادگرایان می دانند که زنان می توانند از تاثیر خود در استخدام زنان دیگر یا فریب آنها استفاده کنند و آنها را در دام گروههایی مثل بوکوحرام، داعش، القاعده، الشباب یا جنبش های تروریستی دیگر بیندازند.

برخی افراد، شرایط خاص منطقه خاورمیانه از جمله مشکلات و تقسیم بندی های فرقه ای و دینی را عامل پیوستن زنان به گروههای تروریستی می دانند؛ اما در صورت پذیرش این دیدگاه، این سوال پیش می آید که چه چیز زنان غربی را به پذیرش ایدئولوژی های رادیکال و پیوستن به گروههای تروریستی متقاعد کند؟

گروهی از زنان آمریکایی که تلاش می کردند به داعش بپیوندند، در گفتگو با برگن اظهار کردند که جذب برنامه این گروه تروریستی برای ایجاد جامعه اسلامی متعالی، ایجاد خلافت و خلق بهشتی زمینی شدند. پس ایجاد جامعه ای بهتر، آن چیزی است که ممکن است باعث شود حتی زنانی خارج از خاورمیانه در دام تروریسم بین الملل افتاده و تسلیم این گروهها شوند.

*انستیتو واشنگتن

مترجم: فاطمه رادمهر